راز بقا: تحقیقات جدید نشان میدهد که میمونهای بزرگ، نزدیکترین خویشاوندان زنده انسانها، میتوانند نقشبازی کنند، مهارتی که پیشتر منحصراً به انسانها نسبت داده میشد. این یافته چشمگیر، درک ما از هوش و تواناییهای ذهنی بونوبوها و شامپانزهها را تغییر میدهد و نشان میدهد که قابلیت تصور اشیاء و موقعیتهای خیالی ممکن است ریشههای تکاملی بسیار قدیمی داشته باشد.
به گزارش راز بقا، کانزی، بونوبوی منحصر به فردی که توانایی درک زبان انگلیسی را داشت، اولین بونوبویی بود که در یک آزمایش کنترلشده نشان داد میتواند نقشبازی کند. در مطالعهای که در مجله Science منتشر شد، کانزی در طول مهمانیهای چای خیالی، محل آبمیوه و انگورهای خیالی را دنبال میکرد. این یافتهها نشان میدهند که حتی بدون آغازگر بازی، کانزی میتوانست از پس نقشبازی و دنبال کردن اشیاء خیالی برآید، چیزی که نیازمند پایههای ذهنی برای تصور اشیاء و موقعیتهای غیرواقعی است.
کریستوفر کروپنی، استاد روانشناسی و علوم مغز دانشگاه جانز هاپکینز و یکی از نویسندگان مطالعه، در این باره میگوید: «این یافته نشان میدهد که مهارتی که پیشتر به طور خاص انسانی تصور میشد، در نزدیکترین خویشاوندان ما نیز وجود دارد و در مراحل ابتدایی رشد انسانی ظاهر میشود.» به گفته او، توانایی انسان در تصور اشیاء غیرواقعی ممکن است پیش از جدا شدن انسان و بونوبو از آخرین جد مشترک بیش از ۶ میلیون سال پیش تکامل یافته باشد.

مشاهدات پیشین نشان داده بودند که میمونهای بزرگ، هم در طبیعت و هم در اسارت، ممکن است نقشبازی کنند. به عنوان مثال، یک شامپانزه سهساله در گینه با یک بالشت برگ ساخته دست انسان بازی میکرد و آن را روی سرش میگذاشت. به گزارش راز بقا همچنین یک بونوبوی اسیر از تصویر بلوبریها «بلوبری برداشت و خورد». با این حال، این مشاهدات نمیتوانستند قطعی باشند، چرا که ممکن بود میمونها تصور کنند اشیاء خیالی واقعاً وجود دارند؛ بنابراین محققان تصمیم گرفتند این موضوع را در یک محیط آزمایشگاهی کنترلشده بررسی کنند.
کانزی ابتدا آموزش دید که به ظرف حاوی آبمیوه اشاره کند. دو بطری شفاف به او نشان داده شد، یکی پر و دیگری خالی، و در صورت پاسخ درست، جایزهای دریافت میکرد. کانزی در تمام ۱۸ بار تکرار این مرحله موفق شد.
به گزارش راز بقا در مرحله آزمایشی، دو فنجان شفاف خالی روی میز قرار گرفت و محققان وانمود کردند که از یک پارچ خالی آبمیوه داخل فنجانها میریزند و سپس آبمیوه خیالی را دوباره به پارچ بازمیگردانند. از کانزی خواسته شد محل فنجان با آبمیوه را نشان دهد. او در ۶۸٪ موارد موفق شد محل درست را تشخیص دهد، که نشان میداد توانایی دنبال کردن اشیاء خیالی را دارد.
برای اطمینان از اینکه کانزی فنجان خالی را با فنجان واقعی اشتباه نگرفته باشد، آزمایش دیگری انجام شد. در این مرحله، یک فنجان پر و یک فنجان خالی روی میز قرار گرفت و محققان وانمود کردند آبمیوه داخل فنجان خالی میریزند، بدون اینکه حرکت ریختن روی فنجان پر انجام شود. کانزی در ۷۷.۸٪ موارد فنجان واقعی را انتخاب کرد، که نشان میداد میتوانست واقعیت را از خیالی تشخیص دهد.

برای افزایش اطمینان، آزمایش مشابهی با یک انگور خیالی انجام شد و کانزی توانست در ۶۸.۹٪ موارد محل انگور خیالی را درست تشخیص دهد. این نتایج نشان میدهد که توانایی دنبال کردن اشیاء خیالی در کانزی واقعی بوده و صرفاً یک اتفاق تصادفی نبوده است.
اگرچه تنها یک بونوبو مورد آزمایش قرار گرفت، این مطالعه اولین شواهد واضح از توانایی نقشبازی در میمونهای بزرگ را ارائه میدهد. لورا سیمون لوئیس، انسانشناس تکاملی دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا، میگوید: «این یافتهها به ما نشان میدهد که مشاهدات گذشته در طبیعت درست بوده و میمونهای بزرگ میتوانند با استفاده از تخیل خود فعالیتهایی از جمله نقشبازی انجام دهند.»
به گزارش راز بقا با این حال، این تحقیق نشان نمیدهد که کانزی قادر به تولید سناریوهای خیالی خود بوده است، بلکه فقط توانایی او در درک نقشبازی ایجادشده توسط انسانها را اثبات میکند. پژوهشگران امیدوارند اکنون بتوانند نقشبازی را در دیگر میمونهای بزرگ نیز بررسی کنند و دریابند آیا سایر گونهها نیز این ظرفیت را دارند یا خیر.

مطالعه کانزی نشان میدهد که نقشبازی و تخیل پیچیده، پیشتر منحصراً انسانی، در نزدیکترین خویشاوندان زنده ما نیز وجود دارد. این یافته، چشمانداز تازهای درباره هوش، تواناییهای ذهنی و ریشههای تکاملی انسان ارائه میدهد و احتمالاً مسیر تحقیقات آینده در روانشناسی حیوانات و تکامل ذهنی را هموار میکند.