راز بقا: اگر روزی دماوند از خواب هزارانسالهاش بیدار شود، تهران دقیقاً چقدر فرصت خواهد داشت؟ چند ساعت؟ چند روز؟ یا شاید فقط چند دقیقه برای فرار از بحرانی که میتواند زندگی میلیونها نفر را مختل کند؟
دانشمندان میگویند خطر اصلی فوران دماوند، رودخانههای گدازه نیست؛ بلکه خاکستر آتشفشانی، قطع برق و اینترنت، آلودگی شدید هوا و هرجومرجی است که میتواند یکی از بزرگترین شهرهای خاورمیانه را فلج کند.
در این گزارش راز بقا، با استناد به تحقیقات علمی و تجربه فورانهای بزرگ جهان، سناریوی احتمالی فعال شدن دماوند و سرنوشت تهران را بررسی میکنیم.
دماوند قرنهاست آرام و خاموش بر فراز البرز ایستاده؛ کوهی پوشیده از برف که برای بسیاری فقط یک نماد ملی است. اما در زیر این قله آرام، هنوز گرمایی عظیم جریان دارد؛ سامانهای آتشفشانی که دانشمندان آن را «خفته» میدانند، نه مرده.
بعد از زلزلههای اخیر تهران، دوباره یک سؤال ترسناک در ذهن مردم شکل گرفته است: اگر روزی دماوند واقعاً فوران کند، تهران چقدر زمان برای فرار خواهد داشت؟
پاسخ علمی به این سؤال پیچیدهتر از فیلمهای آخرالزمانی است. آتشفشانها معمولاً ناگهانی منفجر نمیشوند، اما اگر دماوند وارد فاز فعال شود، زندگی میلیونها نفر در تهران و شمال ایران میتواند ظرف چند ساعت تا چند روز کاملاً تغییر کند.

بله؛ دستکم از دید زمینشناسان.
دماوند در گروه آتشفشانهای «خفته» قرار میگیرد. این یعنی:
هنوز نشانههای حرارتی و گازی دارد
در زیر آن احتمال وجود ماگمای داغ مطرح است
از نظر زمینشناسی هنوز کاملاً مرده نیست
نشانههایی که دانشمندان به آنها اشاره میکنند شامل:
خروج گازهای گوگردی از دهانه
چشمههای آب گرم لاریجان و اطراف دماوند
فعالیتهای هیدروترمال
لرزههای کوچک منطقهای
ساختار جوان زمینشناسی کوه
برخی مطالعات، آخرین فوران مهم دماوند را حدود ۷ تا ۱۰ هزار سال پیش تخمین میزنند؛ زمانی که از دید زمینشناسی چندان دور محسوب نمیشود.

بسیاری تصور میکنند فوران آتشفشان یعنی رودخانههای عظیم گدازه که از کوه پایین میآیند. اما خطر اصلی دماوند احتمالاً چیز دیگری خواهد بود:
انفجارهای شدید
ابر خاکستر
گازهای سمی
جریانهای داغ آذرآواری
ذوب یخها و سیلابهای گلآلود
دانشمندان معتقدند دماوند به آتشفشانهای انفجاری نزدیکتر است تا آتشفشانهای آرامی مثل هاوایی.
این یعنی اگر فورانی رخ دهد، احتمالاً حجم عظیمی خاکستر و گاز وارد جو خواهد شد.
خبر خوب این است که آتشفشانها معمولاً قبل از فوران هشدار میدهند. در بیشتر فورانهای بزرگ دنیا، این نشانهها روزها، هفتهها یا حتی ماهها قبل دیده شدهاند:
افزایش زلزلههای کوچک اطراف کوه
تورم سطح زمین
افزایش دمای دهانه
تغییر ترکیب گازها
تغییر رفتار چشمههای آب گرم
خروج بخار بیشتر
در فوران معروف آتشفشان «سنت هلنز» آمریکا در سال ۱۹۸۰، زمینشناسان هفتهها قبل متوجه تغییرات شده بودند.
در ایسلند هم پیش از فورانهای اخیر، هزاران لرزه کوچک ثبت شد.

این بستگی به نوع فوران دارد. اما بر اساس تجربه فورانهای مشابه در جهان، سناریوی احتمالی میتواند اینگونه باشد:
مرحله اول: هشدارهای اولیه — چند هفته تا چند ماه قبل
اگر شبکه پایش دقیق وجود داشته باشد، احتمالاً دانشمندان:
افزایش لرزهها را ثبت میکنند
تغییر شکل کوه را میبینند
هشدارهای اولیه منتشر میشود
در این مرحله هنوز تخلیه گسترده انجام نمیشود، اما وضعیت اضطراری آغاز خواهد شد.
مرحله دوم: شروع فعالیت شدید — چند روز تا چند ساعت قبل
در این مرحله ممکن است:
ستونهای بخار از دهانه دیده شود
لرزشها شدیدتر شوند
گازهای گوگردی افزایش پیدا کنند
صدای انفجارهای کوچک شنیده شود
اگر دماوند وارد این فاز شود، احتمالاً تهران هنوز چند ساعت تا چند روز فرصت خواهد داشت.
اما مشکل اصلی خود فوران نیست؛ بلکه هرجومرج انسانی است.

وقتی صحبت از فوران آتشفشان میشود، بسیاری فوراً به تصویر رودخانههای آتش و گدازه فکر میکنند؛ اما برای شهری مثل تهران، خطر اصلی احتمالاً نه گدازه، بلکه چیزی بسیار بیصداتر و مرگبارتر خواهد بود: خاکستر، فروپاشی زیرساختها، آلودگی هوا و آشفتگی گسترده شهری.
فاصله دماوند تا تهران حدود ۷۰ کیلومتر است؛ فاصلهای که باعث میشود احتمال رسیدن مستقیم جریانهای گدازه به پایتخت بسیار کم باشد. اما تجربه فورانهای بزرگ دنیا نشان میدهد شهرها لازم نیست کنار دهانه آتشفشان باشند تا فلج شوند.
در بسیاری از فورانهای مدرن، آنچه زندگی مردم را مختل کرده نه آتش، بلکه ذرات بسیار ریز خاکستر آتشفشانی بوده است؛ ذراتی که میتوانند صدها کیلومتر در هوا حرکت کنند.
خاکستر آتشفشانی برخلاف اسمش شبیه خاکستر چوب نیست. این مواد در واقع ذرات فوقالعاده ریز سنگ، شیشه و مواد معدنی تیز هستند که هنگام انفجار آتشفشان وارد جو میشوند.
اگر باد به سمت تهران باشد، ممکن است ظرف چند ساعت:
آسمان شهر تاریک شود
دید افقی به شدت کاهش پیدا کند
لایهای از خاکستر روی خیابانها و ساختمانها بنشیند.
اما مشکل فقط کثیف شدن شهر نیست.
به گزارش راز بقا این ذرات میتوانند: وارد ریه شوند، بیماریهای تنفسی را تشدید کنند. برای سالمندان و بیماران قلبی خطرناک باشند. فیلترهای صنعتی را از کار بیندازند. موتور خودروها را تخریب کنند. سیستم تهویه ساختمانها را مختل کنند. حتی چند میلیمتر خاکستر میتواند زندگی شهری را مختل کند.
در فوران معروف آتشفشان ایسلند در سال ۲۰۱۰، حجم نسبتاً محدودی از خاکستر باعث شد بخش بزرگی از پروازهای اروپا متوقف شود. دلیلش این بود که ذرات آتشفشانی میتوانند داخل موتور جت ذوب شوند و موتور هواپیما را از کار بیندازند.

فرودگاه مهرآباد و امام خمینی ممکن است تعطیل شوند
شبکه حملونقل هوایی کشور مختل شود
بسیاری از مسیرهای امدادی از بین بروند
برق، اینترنت و آب؛ زیرساختهایی که ممکن است فروبپاشند
یکی از خطرناکترین بخشهای فوران آتشفشانی، اختلال در زیرساختهاست؛ چیزی که معمولاً در فیلمها کمتر دیده میشود.
خاکستر مرطوب رسانای الکتریسیته است و میتواند:
روی خطوط برق اتصال کوتاه ایجاد کند
پستهای انتقال نیرو را از کار بیندازد
خاموشیهای گسترده ایجاد کند
در برخی فورانهای دنیا، شهرها روزها بدون برق ماندهاند.
تهران شهری است که تقریباً همه چیزش به برق وابسته است:
پمپهای آب
آنتنهای مخابراتی
اینترنت
بیمارستانها
مترو
چراغهای راهنمایی
جایگاههای سوخت
اگر برق گسترده قطع شود، زنجیرهای از بحرانها آغاز میشود.
قطع اینترنت و موبایل هم میتواند شرایط را بسیار خطرناکتر کند. در بحرانهای واقعی، شایعات معمولاً سریعتر از اطلاعات رسمی پخش میشوند و همین مسئله باعث وحشت عمومی میشود.

تهران همین حالا هم یکی از آلودهترین شهرهای خاورمیانه است. حالا تصور کنید حجم عظیمی از:
دیاکسید گوگرد
گرد و غبار آتشفشانی
ذرات معلق
گازهای سمی
وارد جو شود.
این ترکیب میتواند:
بحران تنفسی ایجاد کند
بیماران ریوی را در معرض مرگ قرار دهد
مدارس و ادارات را تعطیل کند
بیمارستانها را پر کند
در برخی فورانهای بزرگ جهان، مردم مجبور شدند هفتهها با ماسک زندگی کنند.
شاید بزرگترین خطر برای تهران خود فوران نباشد؛ بلکه واکنش مردم باشد.
در شهری با میلیونها نفر جمعیت، کافی است شایعهای درباره «فوران قریبالوقوع» پخش شود تا:
بزرگراهها قفل شوند
پمپبنزینها شلوغ شوند
فروشگاهها تخلیه شوند
شبکه تلفن از کار بیفتد
در بسیاری از فجایع دنیا، آشفتگی انسانی باعث مرگ و خسارت بیشتری از خود حادثه شده است.

این سؤال شاید مهمترین و در عین حال ترسناکترین بخش ماجرا باشد.
از نظر تئوری، بسیاری میگویند «اگر خطر جدی باشد مردم شهر را ترک میکنند». اما در عمل، تخلیه شهری مثل تهران یکی از پیچیدهترین عملیاتهای ممکن در مدیریت بحران است.
تهران فقط یک شهر نیست؛ شبکهای عظیم از:
بزرگراهها
برجها
مترو
بیمارستانها
مراکز اداری
مناطق پرتراکم
است که روزانه میلیونها نفر در آن جابهجا میشوند.
حالا تصور کنید میلیونها نفر همزمان تصمیم بگیرند شهر را ترک کنند.
مشکل اول: جادهها ظرف چند ساعت قفل میشوند
مطالعات مدیریت بحران در شهرهای بزرگ جهان نشان میدهد حتی تخلیه چندصدهزار نفر هم میتواند سیستم حملونقل را فلج کند.
تهران در شرایط عادی هم با ترافیک سنگین روبهروست.
در سناریوی بحران:
خروجیهای شمالی
جاده هراز
فیروزکوه
کرج
قم
میتوانند ظرف مدت کوتاهی کاملاً قفل شوند.
در چنین وضعیتی، خودروها ممکن است ساعتها یا حتی روزها در ترافیک بمانند.
مشکل دوم: همه امکان فرار ندارند
بخش بزرگی از جمعیت تهران: سالمند هستند، خودرو شخصی ندارند، بیمارند، کودک خردسال دارند و یا توان مالی خروج ناگهانی ندارند. در فجایع واقعی، همیشه آسیبپذیرترین گروهها بیشترین خطر را تحمل میکنند.

مشکل سوم: سوخت، آب و غذا خیلی زود کمیاب میشوند
در بسیاری از بحرانهای بزرگ دنیا، مردم ظرف چند ساعت شروع به خرید گسترده میکنند.
اگر شایعه فوران یا هشدار جدی منتشر شود:
پمپبنزینها شلوغ میشوند
فروشگاهها خالی میشوند
آب معدنی نایاب میشود
سیستم توزیع کالا مختل میشود
این وضعیت میتواند حتی قبل از خود فوران بحران انسانی ایجاد کند.
در فورانهای بزرگ دنیا معمولاً تخلیه کامل شهرهای عظیم انجام نشده است. دولتها بیشتر روی این موارد تمرکز میکنند:
تخلیه مناطق نزدیکتر
پناه گرفتن مردم در خانهها
توزیع ماسک
کنترل ترافیک
مدیریت اطلاعات
جلوگیری از وحشت عمومی
برای شهری مثل تهران، مدیریت بحران احتمالاً مهمتر از «فرار جمعی» خواهد بود.
پاسخ دقیق این سؤال روشن نیست؛ اما بسیاری از کارشناسان معتقدند:
سیستم هشدار سریع ایران محدود است
مانیتورینگ دائمی دماوند در سطح کشورهای پیشرفته نیست
آموزش عمومی بحران ضعیف است
زیرساختهای شهری تهران شکنندهاند
و همین مسئله باعث میشود بسیاری از دانشمندان بیش از خود فوران، نگران «غافلگیری و آشفتگی» باشند.

دانشمندان میگویند چنین احتمالی بسیار کم است.
تقریباً همه فورانهای بزرگ دنیا:
هشدارهای لرزهای داشتهاند
تغییرات حرارتی نشان دادهاند
علائم ژئوشیمیایی ایجاد کردهاند
مسئله اصلی این نیست که «هیچ نشانهای وجود نخواهد داشت». مسئله این است که آیا سیستم پایش و آمادگی کافی برای تشخیص و واکنش وجود دارد یا نه.

فعلاً هیچ مرکز علمی معتبر داخلی یا بینالمللی نشانهای از فوران قریبالوقوع دماوند گزارش نکرده است.
اما یک حقیقت مهم وجود دارد: دماوند هنوز یک سامانه زمینشناسی زنده است؛ و اگر روزی دوباره فعال شود، تهران احتمالاً نه چند دقیقه، بلکه چند ساعت تا چند روز برای واکنش فرصت خواهد داشت؛ فرصتی که شاید سرنوشت میلیونها نفر را تعیین کند.