راز بقا: یک سر تاکسیدرمیشده با چشمهای مصنوعی و ظاهری نهچندان جدی، سه ماه پیش در یک بازار عتیقه در غرب انگلستان تنها ۵۰ پوند قیمت داشت. خریدار آن را نه بهعنوان یک اثر تاریخی، بلکه صرفاً بهخاطر چشمهای متحرک و خندهدارش خرید.
اما چند هفته بعد، همین شیء عجیب در یک حراجی در بریستول به قیمت نهایی بیش از ۶۰ هزار پوند فروخته شد؛ زیرا دو نفر از حاضران به چیزی مشکوک شدند که دیگران ندیده بودند: دندانهای آن شبیه روباه نبود.
آنچه در ابتدا «سر روباه تاکسیدرمیشده» تصور میشد، به احتمال بسیار زیاد سر یک تیلاسین یا ببر تاسمانی بود؛ جانوری که نزدیک به ۹۰ سال پیش از روی زمین محو شد و امروز بقایای بهجامانده از آن، به پنجرههایی کمیاب رو به یکی از مشهورترین داستانهای انقراض در تاریخ حیات وحش تبدیل شدهاند.

فروشنده ناشناس این سر تاکسیدرمیشده را حدود سه ماه پیش در یک بازار عتیقه خرید. او تصور میکرد با نمونهای قدیمی از تاکسیدرمی روباه روبهرو است و بعدها نیز آن را برای فروش به حراجی Auctioneum در بریستول سپرد.
برآورد اولیه قیمت هم چندان چشمگیر نبود؛ چیزی در حد چند ده پوند.
اما تصاویر این شیء پیش از حراج توجه جیمز کرنفیلد، مجموعهدار بریتانیایی آثار تاریخ طبیعی، را جلب کرد. کرنفیلد میگوید چیزی در ظاهر این سر با تصور معمول از یک روباه جور درنمیآمد.
سرنخ اصلی، دندانها بودند.
او روزها تصاویر و مشخصات نمونه را بررسی کرد و به این نتیجه رسید که ممکن است با بقایای یکی از مشهورترین جانوران منقرضشده جهان روبهرو باشد: Thylacinus cynocephalus، معروف به تیلاسین یا ببر تاسمانی.
کرنفیلد برای شرکت در حراج از خانهاش در اسکس چند ساعت رانندگی کرد. اما خیلی زود فهمید تنها کسی نیست که راز این «سر روباه» را کشف کرده است.

وقتی حراج آغاز شد، قیمت خیلی زود از برآورد اولیه فاصله گرفت.
پیشنهادها ابتدا به صدها و سپس هزاران پوند رسیدند و رقابت اصلی میان دو خریداری شکل گرفت که ظاهراً هر دو به هویت واقعی نمونه مشکوک شده بودند.
اندرو استو، حراجگذار Auctioneum، بعدها از سکوت غیرمعمول سالن هنگام بالا رفتن قیمت گفت؛ صحنهای که در نهایت با چکش خوردن رقم ۵۰ هزار پوند به پایان رسید. با احتساب هزینههای خریدار، قیمت نهایی از ۶۰ هزار پوند گذشت.
به گفته مسئولان حراج، وقتی خبر قیمت نهایی به فروشنده رسید، او چنان شوکه شد که حراجگذار تصور کرد ممکن است از حال برود.
سر تاکسیدرمیشده در نهایت به جیمز کرنفیلد رسید؛ مجموعهداری که میگوید میخواهد نمونه را برای بررسیهای علمی در دسترس پژوهشگران قرار دهد.

اینجا یکی از مهمترین نکاتی است که در روایتهای اولیه این خبر گم شد.
برخی گزارشها این نمونه را «تنها سر موجود تیلاسین در جهان» توصیف کردند، اما این ادعا دقیق نیست.
پژوهشها و فهرستهای بینالمللی نشان میدهند بقایای تیلاسین بسیار کمیاباند، اما تنها نمونه موجود در جهان نیستند. امروزه صدها نمونه از پوست، اسکلت، جمجمه، اندامها و نمونههای تاکسیدرمیشده این جانور در مجموعههای علمی و موزههای جهان نگهداری میشوند.
یک پژوهش منتشرشده در سال ۲۰۲۵ نیز از وجود بیش از ۸۰۰ نمونه منفرد تیلاسین در موزههای جهان سخن میگوید. در میان این مجموعهها، نمونههای کامل تاکسیدرمیشده، پوستها، جمجمهها و بخشهای مختلف بدن این جانور دیده میشود.
بر اساس گزارش تازه حراج نیز این سر یکی از حدود ۱۰۱ نمونه تاکسیدرمیشده شناختهشده تیلاسین به شمار میرود؛ نه تنها بقایای موجود از این جانور.
با این حال، آنچه این کشف را خاص میکند، چیز دیگری است: یک سر تاکسیدرمیشده که دههها یا شاید بیش از یک قرن هویت واقعیاش در مجموعهای خصوصی پنهان مانده بود و در نهایت بهاشتباه بهعنوان روباه وارد بازار عتیقه شد.
تیلاسین یا ببر تاسمانی یکی از عجیبترین گوشتخواران تاریخ معاصر بود.
ظاهرش ترکیبی عجیب از چند حیوان به نظر میرسید: بدنی شبیه سگ یا گرگ، پشت و دم راهراه مانند ببر و البته ویژگی مهمی که آن را از هر دو جدا میکرد؛ تیلاسین یک کیسهدار بود.
این جانور زمانی در بخشهایی از گینه نو، استرالیا و تاسمانی زندگی میکرد. جمعیتهای سرزمین اصلی استرالیا هزاران سال پیش ناپدید شدند، اما تیلاسین تا دوران مدرن در جزیره تاسمانی دوام آورد.
همین دوام طولانی باعث شد تیلاسین وارد عصر عکاسی و فیلم شود. امروز هنوز میتوان تصاویر متحرکی از این جانور را دید؛ تصاویری که موجودی راهراه را نشان میدهند که آنقدر شبیه یک حیوان زنده و امروزی است که تصور انقراض کاملش دشوار به نظر میرسد.
اما داستان تیلاسین یکی از تلخترین نمونههای رابطه انسان و حیات وحش شد.

با گسترش سکونت اروپاییها در تاسمانی، تیلاسین بهتدریج به دشمن دامداران تبدیل شد؛ حتی اگر بعدها درباره میزان واقعی خسارتی که این جانور به گوسفندان وارد میکرد تردیدهای جدی مطرح شد.
برای شکار تیلاسین جایزه تعیین شد و شکارچیان، دامداران و نهادهای دولتی در کاهش جمعیت آن نقش داشتند.
شکار بیرویه تنها عامل نبود. تخریب زیستگاه، تغییرات اکولوژیک و احتمالاً بیماری نیز فشار بیشتری بر جمعیتی وارد کردند که روزبهروز کوچکتر میشد.
در نهایت، آخرین تیلاسین شناختهشده در اسارت در ۷ سپتامبر ۱۹۳۶ در باغوحش بیوماریس هوبارت جان داد.
جانوری که زمانی در فهرست حیوانات «مزاحم» قرار میگرفت، تنها چند دهه بعد به یکی از مشهورترین نمادهای انقراض ناشی از انسان تبدیل شد.
ارزش این نمونه فقط به قیمت ۶۰ هزار پوندی آن محدود نمیشود.
هر بقایای باقیمانده از تیلاسین میتواند اطلاعاتی درباره بدن، ژنتیک، سلامت، پراکندگی جغرافیایی و حتی تاریخچه یک فرد از این گونه در اختیار پژوهشگران قرار دهد؛ بهخصوص اگر بتوان منشأ نمونه و مسیر آن را در مجموعههای قدیمی ردیابی کرد.
پژوهشگران در سالهای اخیر بارها نشان دادهاند که مجموعههای موزهای هنوز میتوانند اطلاعات تازهای درباره تیلاسین در خود پنهان کرده باشند. گاهی بقایای یک حیوان میان چند موزه تقسیم شده و تاریخچه واقعی آن دههها بعد با بررسی اسناد و نمونهها دوباره بازسازی شده است.
به همین دلیل، ارزش علمی یک نمونه قدیمی فقط به خود استخوان، پوست یا مو محدود نیست؛ داستان پشت آن نیز اهمیت دارد.
اینکه این سر چه زمانی تاکسیدرمی شده، از کجا آمده و چگونه سر از یک بازار عتیقه در غرب انگلستان درآورده، حالا میتواند به اندازه خود نمونه جذاب باشد.

کرنفیلد گفته است قصد دارد اصالت نمونه را با بررسیهای تخصصی بیشتری تأیید کند و آن را در اختیار پژوهشگران قرار دهد.
اگر آزمایشهای دقیقتر هویت تیلاسینی آن را تأیید کنند، «سر روباه» ۵۰ پوندی فقط به یک معامله عجیب و موفق در دنیای عتیقه تبدیل نخواهد شد.
این نمونه یادآور واقعیتی بزرگتر است: از جانوری که آخرین عضو شناختهشدهاش در سال ۱۹۳۶ مرد، هنوز بقایایی در گوشهوکنار جهان باقی مانده که بعضی از آنها ممکن است داستانی ناشناخته داشته باشند.
شاید همین، جذابترین بخش ماجرا باشد.
گاهی یک گونه آنقدر سریع از طبیعت ناپدید میشود که نسلهای بعدی فقط میتوانند آن را در فیلمها، عکسها و ویترین موزهها ببینند. اما گاهی بخشی از آن گذشته، سالها دور از چشم دانشمندان، روی دیوار یک خانه یا میان انبوه اشیای یک عتیقهفروشی باقی میماند.
و در این مورد، راز یک جانور منقرضشده را نه آزمایشگاه، بلکه چند دندان و نگاه مشکوک یک مجموعهدار از دل یک «سر روباه» بیرون کشید.