راز بقا: حدود ۷۰ میلیون سال پیش، در سرزمینی که امروز ماداگاسکار نام دارد، قورباغهای زندگی میکرد که شباهت چندانی به تصویر معمول ما از این دوزیستان نداشت. Beelzebufo ampinga، قورباغهای غولپیکر با جمجمهای پهن و استخوانبندی مستحکم بود که پژوهشگران احتمال میدهند آروارههایی بسیار نیرومند داشته است. فسیلهای این شکارچی باستانی، تصویری از دنیایی را آشکار میکنند که در آن حتی قورباغهها هم میتوانستند شکارچیانی قابلتوجه باشند. اما آیا این جانور واقعاً میتوانست طعمههایی به بزرگی خودش را ببلعد؟ و چرا دانشمندان آن را به قورباغههای شاخدار امروزی آمریکای جنوبی مرتبط میدانند؟

تصور کنید در اواخر دوره کرتاسه، زمانی که دایناسورها هنوز بر بخش بزرگی از خشکیهای زمین فرمانروایی میکردند، در محیطی گرم از ماداگاسکار قدم میزنید. در میان جانورانی که در این سرزمین زندگی میکردند، دوزیستی حضور داشت که ظاهرش بیشتر به یک شکارچی زرهپوش شباهت داشت تا قورباغههای کوچک و ظریفی که امروز در کنار برکهها میبینیم.
نام علمی این جانور Beelzebufo ampinga است. نام سرده آن از ترکیب واژهای مرتبط با «بعلزبوب» یا شیطان و واژه لاتین bufo به معنای وزغ ساخته شده است؛ نامی که به اندازه بزرگ و ظاهر احتمالی این دوزیست اشاره دارد. واژه ampinga نیز در زبان مالاگاسی به معنای «سپر» است؛ اشارهای به استخوانبندی مستحکم جمجمه آن.
پژوهشگران این گونه را در سال ۲۰۰۸، بر اساس بقایای فسیلی کشفشده در ماداگاسکار، بهطور علمی معرفی کردند. بررسیهای بعدی و یافتن استخوانهای کاملتر به دانشمندان امکان داد تصویر دقیقتری از ساختار بدن و ویژگیهای این جانور به دست آورند.
بنابراین، با یک کشف تازه یا بازگشت جانوری منقرضشده روبهرو نیستیم؛ بلکه با یکی از غیرمعمولترین قورباغههای شناختهشده در پرونده فسیلی زمین مواجهیم.
یکی از ویژگیهای مهم Beelzebufo ampinga اندازه بزرگ آن بود. بقایای فسیلی نشان میدهند که این جانور در مقایسه با بسیاری از قورباغههای زنده، جثهای بسیار درشت و جمجمهای پهن و قدرتمند داشت.
البته باید میان اندازهای که مستقیماً از فسیلها به دست آمده و اندازهای که دانشمندان با بازسازی اسکلت تخمین زدهاند تفاوت قائل شد. تمام بدن این جانور به شکل یک اسکلت کامل حفظ نشده است؛ ازاینرو، بخشی از تصویر ما از ظاهر و ابعاد آن حاصل مقایسه استخوانهای باقیمانده با دوزیستان امروزی است.
در یکی از بازسازیهای علمی، طول بدن یک نمونه بزرگ ماده حدود ۴۲٫۵ سانتیمتر برآورد شده است؛ عددی که باید آن را تخمینی از یک بازسازی تشریحی دانست، نه اندازهگیری یک اسکلت کامل و سالم.
بااینحال، حتی با درنظرگرفتن این محدودیت، شواهد نشان میدهند که با قورباغهای غیرعادی روبهرو هستیم؛ جانوری که ساختار جمجمهاش بهوضوح با بسیاری از دوزیستان امروزی تفاوت داشت.
راز جذاب این قورباغه در جمجمه و احتمال قدرت گازگرفتن آن نهفته است.
استخوانهای جمجمه Beelzebufo ضخیم و محکم بودند و سطح آنها ساختاری برجسته و ناهموار داشت. این ویژگیها در کنار اندازه بزرگ سر، دانشمندان را به بررسی این پرسش سوق داد که جانور هنگام شکار تا چه اندازه میتوانسته از آروارههای خود استفاده کند.
در سال ۲۰۱۷، پژوهشی درباره نیروی گازگرفتن قورباغههای شاخدار امروزی منتشر شد. محققان با اندازهگیری نیروی گازگرفتن در یکی از این گونهها و بررسی رابطه آن با اندازه سر و بدن، مدلی برای تخمین نیروی گازگرفتن قورباغههای بزرگتر ارائه کردند.
آنها با استفاده از این رابطه، نیروی گازگرفتن احتمالی قورباغه منقرضشده Beelzebufo ampinga را نیز برآورد کردند. نتایج مدل، بسته به اندازه فرضشده و شرایط محاسبه، محدودهای حدود ۵۰۰ تا ۲۲۰۰ نیوتن را برای قورباغههای بسیار بزرگ مورد بررسی مطرح میکرد؛ نیرویی قابلتوجه که با نیروی گازگرفتن برخی گوشتخواران پستاندار مقایسه شده است.
اما نکته مهم اینجاست: این اعداد حاصل اندازهگیری مستقیم آرواره یک جانور زنده نبودند. پژوهشگران نمیتوانستند یک قورباغه منقرضشده را وادار به گازگرفتن دستگاه اندازهگیری کنند؛ بنابراین، نیروی گازگرفتن آن را با استفاده از دادههای گونههای زنده و روابط ریاضی تخمین زدند.
به همین دلیل، بهتر است از این پژوهش نتیجه بگیریم که Beelzebufo احتمالاً توانایی گازگرفتن قدرتمندی داشته است، نه اینکه با قطعیت آن را قویترین قورباغه تاریخ بنامیم.

وقتی از قورباغهای بزرگ با جمجمهای مستحکم صحبت میکنیم، طبیعی است که این پرسش مطرح شود: چنین جانوری چه چیزی میخورده است؟
شواهد فسیلی بهتنهایی فهرست دقیقی از طعمههای این قورباغه در اختیار ما نمیگذارند. دانشمندان برای بازسازی رژیم غذایی آن، ناچارند شکل جمجمه، ساختار دندانها، اندازه بدن و شباهتهای آن با گونههای زنده را کنار هم قرار دهند.
در میان قورباغههای امروزی، قورباغههای شاخدار آمریکای جنوبی نمونههای جالبی هستند. برخی از آنها شکارچیانی فرصتطلباند و میتوانند جانوران کوچک مهرهدار، از جمله دیگر دوزیستان و خزندگان کوچک را شکار کنند. این قورباغهها گاهی طعمههایی نزدیک به اندازه بدن خود را نیز میگیرند.
شباهتهای تشریحی Beelzebufo با این گروه باعث شده است که چنین شیوهای از شکار برای خویشاوند منقرضشده آن نیز مطرح شود. بر این اساس، احتمال دارد این قورباغه از شکارچیان کمینگر بوده باشد؛ جانوری که بهجای تعقیب طولانی طعمه، در موقعیت مناسبی منتظر میمانده و با نزدیکشدن جانور دیگر به آن حمله میکرده است.
بااینحال، این سناریو یک بازسازی علمی بر پایه شواهد تشریحی و مقایسه با گونههای زنده است. هنوز نمیتوان با اطمینان گفت که دایناسورهای کوچک بخشی از رژیم غذایی آن بودهاند یا این جانور دقیقاً چگونه شکار میکرده است.
یکی از جنبههای شگفتانگیز این فسیلها فقط اندازه قورباغه نیست، بلکه جایگاه تکاملی آن است.
تحلیلهای تشریحی و تبارزایی، Beelzebufo را به گروهی از قورباغهها مرتبط میکنند که امروزه نمایندگان شناختهشده آنها در آمریکای جنوبی زندگی میکنند؛ همان قورباغههای شاخدار از خانواده Ceratophryidae.
این ارتباط پرسشی بزرگ را پیش روی دیرینشناسان گذاشت: چگونه قورباغهای با چنین ویژگیهایی در ماداگاسکار زندگی میکرد، درحالیکه خویشاوندان نزدیک امروزی آن در آن سوی اقیانوس اطلس یافت میشوند؟
این مسئله به تاریخ پیچیده جابهجایی قارهها، پراکندگی جانوران و تکامل گروههای مختلف دوزیستان مربوط است. ماداگاسکار در گذشته بخشی از خشکیهای بزرگ جنوبی بود و تاریخ جدایی و موقعیت جغرافیایی آن، نقش مهمی در بررسی تکامل جانوران این جزیره دارد.
بااینحال، شباهت تکاملی بهتنهایی ثابت نمیکند که قورباغههای شاخدار امروزی مستقیماً از همین گونه منقرضشده پدید آمدهاند. آنچه پژوهشها مطرح میکنند، نزدیکی تبارزایی و وجود یک رابطه تکاملی در میان این گروههاست؛ جزئیات مسیر پراکندگی آنها همچنان موضوع بررسی علمی است.
امروز از Beelzebufo ampinga فقط بقایای فسیلی و بازسازیهای علمی باقی مانده است. هیچ تصویری از شکار واقعی این جانور، صدای آن یا رفتار روزمرهاش در اختیار نداریم. دانشمندان باید از میان استخوانهای پراکنده، نشانههایی از زندگی موجودی را بیرون بکشند که میلیونها سال پیش از میان رفته است.
همین محدودیت است که مطالعه این قورباغه را جذاب میکند. جمجمه پهن، استخوانبندی مستحکم و شباهتهای تشریحی آن با قورباغههای شاخدار امروزی، تصویری از یک دوزیست بزرگ و احتمالاً شکارچی به دست میدهند؛ اما مرز میان واقعیت و بازسازی باید حفظ شود.
شاید نتوان با اطمینان گفت این جانور چه طعمهای را شکار میکرد یا دقیقاً چه نیرویی در آروارههایش نهفته بود. بااینحال، فسیلهایش نشان میدهند که در تاریخ طولانی دوزیستان، شکلها و شیوههای زندگی بسیار متفاوتی پدید آمدهاند؛ از قورباغههای کوچک امروزی تا غولی باستانی که نامش هنوز یادآور یکی از عجیبترین فصلهای تاریخ حیات روی زمین است.
۱. Evans, S. E., Jones, M. E. H. & Krause, D. W. (2008). A giant frog with South American affinities from the Late Cretaceous of Madagascar. Proceedings of the National Academy of Sciences (PNAS).
۲. Evans, S. E. et al. (2014). New Material of Beelzebufo, a Hyperossified Frog (Amphibia: Anura) from the Late Cretaceous of Madagascar. PLOS ONE.
۳. Lappin, A. K. et al. (2017). Bite force in the horned frog (Ceratophrys cranwelli) with implications for extinct giant frogs. Scientific Reports.