
راز بقا: روی صخرهای شیبدار در جزیره رابینسون کروزوئه شیلی، درختی زندگی میکند که سرنوشت یک گونه کامل به بقای آن گره خورده است. از درخت Dendroseris neriifolia فقط یک نمونه شناختهشده در طبیعت باقی مانده؛ گیاهی که زمانی در بخشهایی از این جزیره رشد میکرد، اما تخریب زیستگاه، گیاهان مهاجم، چرای جانوران واردشده به جزیره و آتشسوزیها جمعیت آن را تا مرز نابودی پیش بردهاند. در سال ۲۰۲۶، دانشمندان از این درخت بذر جمعآوری کردند و ۲۹ بذر به بانک بذر هزاره باغ گیاهشناسی سلطنتی کیو در انگلستان رسید. هشت نهال از بذرهای آزمایششده جوانه زدند و دو نهال نیز در سپتامبر به باغ گیاهشناسی لوگان در اسکاتلند منتقل شدند. این اتفاق امید تازهای برای نجات گونه ایجاد کرده است؛ اما برای بازگشت آن به طبیعت، هنوز راهی دشوار در پیش است.

به گزارش راز بقا؛ در نگاه اول، ممکن است این درخت چندان شبیه قهرمان داستانی درباره انقراض نباشد. نه تنهای عظیم دارد که از دوردست دیده شود، نه در میان جنگلی انبوه ایستاده و نه تاجی گسترده دارد که سایهاش زمین را بپوشاند. درختی است که روی شیبی سنگی و دشوارگذر، در گوشهای دورافتاده از اقیانوس آرام، به حیات خود ادامه میدهد؛ جایی که رسیدن به آن برای پژوهشگران و نیروهای حفاظت از طبیعت هم کار سادهای نیست.
اما همین درخت، آخرین نمونه شناختهشده از گونهای است که زمانی در بخشهایی از جزیره رابینسون کروزوئه رشد میکرد. نام علمی آن Dendroseris neriifolia است؛ گیاهی بومی جزایر خوان فرناندز در نزدیکی سواحل شیلی که اکنون در طبیعت تنها یک فرد شناختهشده از آن باقی مانده است.
این وضعیت معنایی فراتر از کمیاب بودن یک درخت دارد. اگر همین نمونه از بین برود و هیچ فرد دیگری از گونه در طبیعت یا مجموعههای حفاظتشده زنده نمانده باشد، ممکن است تمام فرصتهای باقیمانده برای احیای آن نیز از دست برود. در چنین شرایطی، هر گل، هر میوه و هر بذر اهمیت پیدا میکند؛ زیرا دیگر جمعیتی بزرگ وجود ندارد که بتواند فقدان یک درخت را جبران کند.
گزارش رسمی باغ گیاهشناسی سلطنتی کیو در مه ۲۰۲۶ از آغاز مرحله تازهای برای نجات این گیاه خبر داد: بذرهای جمعآوریشده از آخرین درخت وحشی به انگلستان رسیده بودند و دانشمندان تلاش میکردند آنها را جوانهدار کنند، نهالها را پرورش دهند و راهی برای تکثیر پایدار گونه پیدا کنند. چند ماه بعد، در سپتامبر همان سال، دو نهال جوان به باغ گیاهشناسی لوگان در اسکاتلند منتقل شدند؛ نشانهای امیدوارکننده، اما نه پایان بحران.

به گزارش راز بقا؛ نام Dendroseris neriifolia شاید در نگاه نخست یادآور درختی گرمسیری از خانواده نخلها یا درختان معمول جنگلی باشد، اما داستان گیاهشناسی آن جالبتر است. این گیاه به خانواده کاسنیان یا گلستارهایان (Asteraceae) تعلق دارد؛ همان خانواده بزرگی که گل آفتابگردان، گل مینا و بسیاری از گیاهان گلدار دیگر در آن قرار میگیرند.
به همین دلیل، در منابع انگلیسی گاهی به این گروه از گیاهان عنوان «درختمینا» یا *Tree daisy* داده میشود. آنچه این گیاهان را متفاوت میکند، ترکیب ویژگیهایی است که معمولاً در کنار هم انتظار نداریم: خویشاوندی با گیاهان علفی و گلدار خانواده کاسنیان، در کنار ساختاری چوبی و درختمانند.
جنس Dendroseris به جزایر خوان فرناندز محدود است؛ مجمعالجزایری آتشفشانی در اقیانوس آرام که از نظر تنوع زیستی و شمار گونههای بومی اهمیت زیادی دارد. این جزایر بهدلیل انزوای جغرافیایی، محیطی فراهم کردهاند که در آن گونههایی تکامل یافتهاند که در هیچ نقطه دیگری از جهان بهطور طبیعی یافت نمیشوند.
بااینحال، نام علمی این گیاه در منابع جدید گیاهشناسی همیشه به یک شکل دیده نمیشود. پایگاه «گیاهان جهان» باغ گیاهشناسی کیو، نام Sonchus neriifolius را بهعنوان نام پذیرفتهشده ثبت کرده و Dendroseris neriifolia را در شمار نامهای مترادف آن قرار داده است. در گزارشهای حفاظتی و خبری، نام قدیمیتر و شناختهشدهتر Dendroseris neriifolia همچنان کاربرد دارد. بنابراین، در این مقاله از همان نامی استفاده میکنیم که در گزارش رسمی پروژه نجات درخت به کار رفته است.
این تفاوت نامگذاری به معنای وجود دو گیاه متفاوت نیست؛ بلکه بازتاب تغییرات در طبقهبندی علمی و بررسی روابط خویشاوندی گیاهان است.

جزایر خوان فرناندز در اقیانوس آرام، صدها کیلومتر از سواحل اصلی شیلی فاصله دارند. جزیره رابینسون کروزوئه، که نامش از داستان مشهور رابینسون کروزوئه گرفته شده، یکی از جزایر اصلی این مجمعالجزایر است. فاصله از خشکی و جدایی طولانیمدت، زمینه شکلگیری زیستبومی خاص را فراهم کرده است؛ زیستبومی که بسیاری از گونههای گیاهی آن در هیچ جای دیگری از جهان وجود ندارند.
انزوای جزیره برای گونههایی مانند Dendroseris neriifolia دو روی متفاوت دارد. از یک سو، جمعیتهای جزیرهای میتوانند در طول زمان ویژگیهای منحصربهفردی پیدا کنند و به گونههایی مستقل تبدیل شوند. از سوی دیگر، اگر شرایط محیطی تغییر کند یا جمعیت یک گونه کاهش یابد، امکان مهاجرت طبیعی از مناطق دیگر برای جبران این افت بسیار محدود است.
در یک جنگل گسترده در خشکی اصلی، ممکن است بذرها به کمک باد، آب یا جانوران به مناطق دیگری برسند و جمعیتهای تازهای ایجاد کنند. اما برای گیاهی که تنها در یک جزیره محدود و در زیستگاهی خاص رشد میکند، از دست رفتن محل مناسب میتواند به معنای ازدسترفتن بخش بزرگی از فرصتهای بقای آن باشد.
به گفته باغ گیاهشناسی کیو، حدود ۶۵ درصد از گونههای گیاهی این مجمعالجزایر در هیچ نقطه دیگری از جهان یافت نمیشوند. این میزان بالای بومزادی، جزایر خوان فرناندز را به یکی از مناطق مهم برای حفاظت از تنوع زیستی تبدیل کرده است. اما همین تمرکز گونههای منحصربهفرد در یک منطقه محدود، آسیبپذیری آنها را در برابر تغییرات محیطی افزایش میدهد.

کاهش جمعیت Dendroseris neriifolia یک اتفاق ناگهانی و یکشبه نبود. این گیاه زمانی در درهها، آبراههها و مناطق کمارتفاع جزیره رابینسون کروزوئه پراکنش گستردهتری داشت. اما در طول زمان، مجموعهای از فشارها زیستگاه آن را تغییر دادند و شمار درختان را کاهش دادند.
یکی از عوامل اصلی، تخریب پوشش طبیعی جزیره بود. پاکسازی جنگل و تغییر زیستگاه میتواند فضای رشد، دسترسی به آب و امکان جوانهزنی بذرها را محدود کند. هنگامی که یک گونه فقط در محدوده جغرافیایی کوچکی زندگی میکند، از دست رفتن بخشهایی از زیستگاه ممکن است تأثیری بسیار شدیدتر از همان میزان تخریب در یک منطقه گسترده داشته باشد.
عامل دیگر، جانورانی هستند که بهدست انسان به جزیره وارد شدهاند. پستانداران غیربومی، از جمله بزها و جوندگان، میتوانند به گیاهان بومی آسیب بزنند؛ با خوردن نهالها، تخریب پوشش گیاهی یا تغییر شرایط خاک. در چنین محیطی، حتی اگر درختان بالغ هنوز زنده باشند، نسل بعدی ممکن است فرصت رشد پیدا نکند.
گیاهان مهاجم نیز به مسئلهای جدی تبدیل شدهاند. برخی از آنها بهسرعت گسترش مییابند، منابعی مانند نور، آب و مواد غذایی را مصرف میکنند و فضای لازم برای رشد گیاهان بومی را کاهش میدهند. آتشسوزیهای تکرارشونده نیز فشار بیشتری بر زیستگاه وارد کردهاند.
طبق گزارش کیو، تا سال ۱۹۸۰ فقط هشت فرد از این گونه در طبیعت شناسایی شده بودند. در دهههای بعد، برنامههایی برای حفاظت و احیای آن اجرا شد؛ اما با ناکامی بخشی از اقدامات حفاظتی و ورود دوباره گونههای مهاجم به محدوده زیستگاه در سال ۲۰۱۷، وضعیت بدتر شد و در نهایت تنها یک درخت شناختهشده در طبیعت باقی ماند.
این تاریخ نشان میدهد که انقراض معمولاً فقط نتیجه یک عامل نیست. ممکن است یک گونه ابتدا بر اثر تخریب زیستگاه تضعیف شود، سپس با فشار چرای جانوران و رقابت گیاهان مهاجم روبهرو شود و در نهایت، فرصت بازسازی جمعیتش را از دست بدهد. هر عامل بهتنهایی شاید برای نابودی کامل کافی نباشد، اما ترکیب آنها میتواند مسیر یک گونه را بهسوی انقراض تغییر دهد.

یکی از عجیبترین جزئیات این ماجرا، محل زندگی آخرین درخت است. نمونه باقیمانده Dendroseris neriifolia روی شیبی صخرهای و دشوارگذر قرار دارد؛ محلی که دسترسی به آن نیازمند برنامهریزی دقیق و عملیات میدانی تخصصی است. برای جلوگیری از سقوط درخت، از طناب و تجهیزات حمایتی استفاده شده است.
ممکن است این پرسش مطرح شود که چرا آخرین درخت درست در چنین نقطه نامتعارفی باقی مانده است. آیا صخره پناهگاه طبیعی آن در برابر جانوران مهاجم بوده یا صرفاً یکی از معدود نقاطی است که از تغییرات گسترده زیستگاه جان سالم به در برده است؟
آنچه گزارشهای منتشرشده تأیید میکنند، دشواری دسترسی و وضعیت خاص محل رشد این درخت است. اما بدون مطالعه دقیق تاریخچه محلی و شرایط محیطی نمیتوان با قطعیت گفت که صخرهنشینی درخت مستقیماً دلیل بقای آن بوده است. ممکن است محل دور از دسترس، در برخی دورهها فشار انسانی یا چرای جانوران را کاهش داده باشد؛ بااینحال، این موضوع را باید فرضیهای محتمل دانست، نه واقعیتی اثباتشده.
محل رشد درخت، عملیات حفاظت را نیز دشوار میکند. برای جمعآوری بذر، نیروهای متخصص باید با احتیاط به شاخههای گلدار و میوهدار برسند. بذرها در زمان رسیدن میوهها جمعآوری میشوند و برای جلوگیری از هدر رفتن آنها از تور استفاده میشود. این کار باید به شکلی انجام شود که درخت آسیب نبیند؛ زیرا در شرایط فعلی، همین یک نمونه وحشی منبع اصلی بذرهای طبیعی گونه است.
در واقع، محافظت از این درخت فقط به معنای جلوگیری از قطع شدن تنه آن نیست. هر فعالیتی که به ریشه، شاخه، گلدهی یا تولید بذر آسیب بزند، میتواند مستقیماً بر آینده کل گونه اثر بگذارد.

در مارس ۲۰۲۶، گروههای حفاظت از طبیعت در شیلی حدود ۴۰۰ بذر از آخرین درخت وحشی جمعآوری کردند. این عدد در نگاه نخست امیدوارکننده به نظر میرسد؛ اما در مورد گونهای با چنین جمعیت کوچکی، تعداد بذرها بهتنهایی معیار مناسبی برای سنجش شانس نجات نیست.
همه بذرها توانایی جوانهزنی ندارند. در گونههایی که جمعیتشان بهشدت کوچک شده، مشکلات تولیدمثلی، محدودیت گردهافشانی و کاهش تنوع ژنتیکی ممکن است باعث شوند بخش بزرگی از بذرها رشد نکنند. درباره Dendroseris neriifolia نیز گزارش کیو نشان میدهد که زندهمانی بذرها یکی از موانع مهم حفاظت است.
از میان بذرهای جمعآوریشده، ۲۹ بذر برای انتقال به بانک بذر هزاره در مرکز کیو انتخاب شدند. پس از رسیدن آنها به انگلستان، پژوهشگران با استفاده از تصویربرداری پرتو ایکس وضعیت داخلی بذرها را بررسی کردند. این روش به آنها اجازه میدهد بدون شکافتن بذر، نشانههایی از وجود جنین و احتمال زندهمانی آن را بررسی کنند.
نتیجه بررسی نشان داد که ۲۵ بذر از ۲۹ بذر ارسالی احتمالاً قابلیت زندهمانی دارند. سپس بخشی از بذرها برای آزمایش جوانهزنی کاشته شدند. هر هشت بذری که در مرحله نخست برای این آزمایش استفاده شدند، جوانه زدند و نهالهای جوان شکل گرفتند.
این نتیجه نقطه عطف مهمی بود. تا پیش از آن، آینده گونه به بقای درختی وابسته بود که روی صخرهای دورافتاده رشد میکرد. حالا دستکم چند گیاه جوان در محیطی کنترلشده وجود داشتند که میشد شرایط رشدشان را بررسی کرد و درباره نیازهای پرورشی آنها اطلاعات بیشتری به دست آورد.
بااینحال، باید میان «جوانهزنی موفق» و «نجات گونه» تفاوت گذاشت. جوانه زدن یک بذر به معنای آن نیست که نهال حتماً زنده میماند، به بلوغ میرسد یا قادر به تولید بذرهای تازه خواهد بود. برای بازسازی یک جمعیت پایدار، گیاهان باید رشد کنند، به مرحله تولیدمثل برسند و در نهایت امکان تکثیر نسل بعدی را فراهم کنند.

بانک بذر هزاره کیو، واقع در مجموعه باغ گیاهشناسی ویکهرست در انگلستان، یکی از مراکز مهم جهانی برای حفاظت از بذر گیاهان وحشی است. هدف چنین بانکهایی این است که بذر گونههای مختلف را در شرایط کنترلشده نگهداری کنند تا اگر جمعیت طبیعی آنها کاهش یافت یا از بین رفت، ماده ژنتیکی لازم برای پژوهش و برنامههای احیا در دسترس باشد.
ذخیره بذر به این معنا نیست که هر گیاهی را میتوان بدون محدودیت و برای همیشه در قفسهای نگه داشت. بذر گونههای مختلف نیازهای متفاوتی دارند و همه آنها به یک اندازه در برابر خشککردن و نگهداری طولانیمدت مقاوم نیستند. بنابراین، برای هر گونه باید شرایط مناسب ذخیرهسازی و جوانهزنی بررسی شود.
در مورد Dendroseris neriifolia، مسئله فقط نگهداری بذر نیست؛ دانشمندان باید بفهمند چگونه میتوان نهالها را به گیاهان بالغ و بارور تبدیل کرد. اگر گیاهان جوان در شرایط گلخانهای زنده بمانند، اما نتوانند به بلوغ برسند یا بذر تولید کنند، امکان ایجاد یک جمعیت پایدار همچنان محدود خواهد بود.
به همین دلیل، بخشی از تلاشها به آزمودن شرایط پرورش اختصاص دارد. پژوهشگران باید نیازهای گیاه به رطوبت، دما، بستر کشت و دیگر عوامل محیطی را بهتر بشناسند. هر تجربه موفق، اطلاعاتی فراهم میکند که میتواند در ادامه برنامه حفاظت به کار رود.
این دانش همچنین برای بازگرداندن گیاه به زیستگاه اصلی ضروری است. اگر نهالها در باغهای گیاهشناسی رشد کنند، اما شرایط محل کاشت در جزیره برای آنها مناسب نباشد، برنامه احیا ممکن است با شکست روبهرو شود. نجات واقعی زمانی آغاز میشود که گیاهان بتوانند نهفقط در محیط کنترلشده، بلکه در زیستگاه طبیعی خود نیز دوام بیاورند.

در سپتامبر ۲۰۲۶، دو نهال جوان حاصل از بذرهای آخرین درخت وحشی به باغ گیاهشناسی لوگان در اسکاتلند منتقل شدند. این باغ بخشی از شبکه باغ گیاهشناسی سلطنتی ادینبرو است و سابقه نگهداری و پرورش گیاهانی از مناطق نیمکره جنوبی را دارد.
انتقال نهالها به مکانی دیگر، فقط یک جابهجایی ساده نیست. در برنامههای حفاظت، نگهداری گیاهان در چند مرکز میتواند خطر از دست رفتن تمام نمونهها بر اثر یک حادثه، بیماری یا مشکل محیطی را کاهش دهد. همچنین امکان مقایسه شرایط رشد در محیطهای متفاوت را فراهم میکند.
در پروژه نجات Dendroseris neriifolia، نهالها در کیو و لوگان پرورش داده میشوند تا متخصصان بتوانند نیازهای رشد آنها را بهتر بشناسند. هدف این است که گیاهان به مرحلهای برسند که بتوانند بذرهای تازه تولید کنند و ذخیره ژنتیکی گونه افزایش یابد.
با وجود این، انتقال نهالها به باغهای گیاهشناسی به معنای بازگشت گونه به طبیعت نیست. این گیاهان فعلاً در مجموعههای حفاظتشده نگهداری میشوند و هنوز باید مشخص شود که در چه شرایطی میتوانند به بلوغ برسند، چگونه تکثیر شوند و آیا امکان بازگرداندن نسلهای بعدی آنها به جزیره وجود دارد یا نه.
در این میان، یک نکته حیاتی وجود دارد: حفاظت خارج از زیستگاه طبیعی، یا ex situ conservation، باید با حفاظت در زیستگاه اصلی همراه باشد. اگر علتهای اولیه کاهش جمعیت همچنان فعال بمانند، بازگرداندن گیاهان جدید به طبیعت میتواند آنها را دوباره در معرض همان تهدیدها قرار دهد.
اهمیت Dendroseris neriifolia فقط به بقای یک گونه گیاهی محدود نمیشود. در جزایر خوان فرناندز، روابط میان گونهها طی مدت طولانی شکل گرفتهاند و برخی جانداران برای تأمین غذا یا انجام فرایندهای زیستی خود به گیاهان بومی وابستهاند.
یکی از این جانداران، مرغ مگسخوار آتشتاج خوان فرناندز (Sephanoides fernandensis) است؛ پرندهای بومی و بهشدت در معرض خطر که از شهد گلها تغذیه میکند. گیاهان گلدار بومی بخشی از منابع غذایی آن را فراهم میکنند و کاهش آنها میتواند بر شبکه روابط اکولوژیک جزیره اثر بگذارد.
البته نباید نتیجه گرفت که بقای این مرغ مگسخوار تنها به همین یک گونه گیاهی وابسته است. این پرنده از منابع غذایی دیگری نیز استفاده میکند. بااینحال، از دست رفتن گیاهان بومی میتواند منابع شهد را کاهش دهد و تعاملات میان گیاهان و گردهافشانها را مختل کند؛ بهویژه در اکوسیستمی که گونههای زیادی از آن در محدوده جغرافیایی کوچکی زندگی میکنند.
این همان نکتهای است که حفاظت از گونههای نادر را از یک پروژه صرفاً گیاهشناختی فراتر میبرد. یک درخت ممکن است برای انسان فقط گیاهی کمتعداد به نظر برسد، اما در اکوسیستم میتواند بخشی از شبکهای باشد که پرندگان، حشرات و دیگر موجودات به آن وابستهاند.
پاسخ صادقانه این است که هنوز نمیدانیم. جوانه زدن هشت بذر و انتقال دو نهال به اسکاتلند دستاوردهای مهمی هستند، اما این مراحل فقط آغاز مسیرند. دانشمندان باید نهالها را تا بلوغ پرورش دهند، امکان تولید بذرهای تازه را بررسی کنند و روشهایی برای افزایش تعداد گیاهان سالم پیدا کنند.
در عین حال، حفاظت از زیستگاه جزیره همچنان ضروری است. کنترل گیاهان مهاجم، مدیریت چرای جانوران واردشده، پایش محل رشد درخت و بازسازی پوشش طبیعی، از جمله اقداماتی هستند که میتوانند شرایط بازگشت گیاهان را فراهم کنند. بدون چنین اقداماتی، حتی اگر شمار زیادی نهال در باغهای گیاهشناسی رشد کنند، بازگرداندن آنها به طبیعت ممکن است با شکست روبهرو شود.
موضوع دیگری که اهمیت دارد، تنوع ژنتیکی است. وقتی یک گونه به یک فرد وحشی محدود میشود، منابع ژنتیکی موجود نیز بسیار محدود خواهند بود. اگرچه بذرهای بهدستآمده از همان درخت میتوانند امکان تکثیر را فراهم کنند، اما نمیتوانند بهتنهایی تنوعی را بازگردانند که در طول نسلهای گذشته از دست رفته است. بنابراین، حفظ هر بذر سالم و پرورش هر گیاه جوان اهمیت زیادی دارد.
هدف نهایی، صرفاً نگهداری چند نمونه در گلخانه نیست؛ بلکه ایجاد جمعیتی است که بتواند در شرایط مناسب تولیدمثل کند و در زیستگاه طبیعی خود دوام بیاورد. چنین کاری ممکن است سالها زمان ببرد و به همکاری مداوم دانشمندان، باغهای گیاهشناسی، نهادهای حفاظت از طبیعت و دولت شیلی نیاز داشته باشد.

داستان Dendroseris neriifolia در نگاه اول روایت درختی تنها روی صخرهای دورافتاده است؛ اما در واقع، داستان پیامدهای زنجیرهای تغییرات محیطی و تلاش برای جبران آنهاست. گونهای که زمانی در بخشهایی از جزیره رشد میکرد، بهتدریج زیستگاهش را از دست داد و زیر فشار گیاهان مهاجم، جانوران واردشده و تخریب محیطی به مرز نابودی رسید.
امروز، آخرین درخت شناختهشده آن هنوز روی صخره زنده است. بذرهایش به انگلستان رسیدهاند، هشت نهال جوانه زدهاند و دو نهال در باغ گیاهشناسی دیگری در اسکاتلند نگهداری میشوند. اینها نشانههای امیدند، اما هیچکدام بهتنهایی تضمین نمیکنند که گونه برای همیشه از خطر انقراض نجات یافته باشد.
شاید مهمترین درس این ماجرا آن باشد که حفاظت از طبیعت را نمیتوان تنها به لحظهای موکول کرد که یک گونه به آخرین فرد خود میرسد. وقتی جمعیت یک گیاه به یک درخت محدود میشود، هر اقدام حفاظتی به عملیاتی اضطراری تبدیل خواهد شد؛ عملیاتی دشوار، پرهزینه و وابسته به شانس.
نجات این درخت هنوز ممکن است. اما آیندهاش به این بستگی دارد که آیا انسان میتواند همزمان دو کار را انجام دهد: از آخرین بازمانده و نهالهای تازه محافظت کند و شرایطی را که باعث نابودی جمعیت آن شدهاند، تغییر دهد. اگر این دو مسیر به نتیجه برسند، شاید روزی در جزیره رابینسون کروزوئه دوباره بیش از یک درخت از این گونه رشد کند؛ نه بهعنوان آخرین بازمانده، بلکه بهعنوان آغاز نسلی تازه.
منابع
۱. https://www.kew.org
۲. https://news.mongabay.com
۳. https://powo.science.kew.org