راز بقا: در اعماق زمین و میان شبکهای از تونلهای تاریک، یکی از عجیبترین جوامع دنیای پستانداران شکل گرفته است؛ کلونیهایی از موش کور برهنه که در آنها معمولاً فقط یک ماده، ملکه، تولیدمثل میکند و سایر مادهها از چرخه تولیدمثل کنار میمانند. دانشمندان سالها میدانستند که حضور ملکه با سرکوب تولیدمثل رقیبان ارتباط دارد، اما سازوکار دقیق این پدیده همچنان یک معما بود. اکنون پژوهشی منتشرشده در مجله علمی Nature در ژوئیه ۲۰۲۶، از نقش یک ترکیب شیمیایی خاص در بوی بدن ملکه پرده برداشته است؛ مادهای که میتواند وضعیت هورمونی سایر مادهها را تغییر دهد و حتی در غیاب ملکه، نظم تولیدمثلی کلونی را حفظ کند. این کشف، نگاه تازهای به قدرت بو در زندگی اجتماعی پستانداران ارائه میدهد.

اگر تصور کنیم در دنیای حیوانات هر مادهای که به بلوغ جنسی برسد میتواند برای تولیدمثل رقابت کند، موش کور برهنه یکی از غافلگیرکنندهترین استثناهاست.
این جونده کوچک آفریقایی، با پوست تقریباً بیمو، دندانهای پیشین بیرونزده و چشمانی بسیار کوچک، بیشتر عمر خود را در زیر زمین میگذراند. کلونیهایش از شبکهای پیچیده از تونلها و اتاقکها تشکیل شدهاند؛ محیطی که در آن صدها جانور ممکن است در کنار یکدیگر زندگی کنند، غذا پیدا کنند، تونل حفر کنند و از نوزادان مراقبت کنند.
اما مهمترین ویژگی این جامعه، ظاهر عجیب اعضای آن نیست. مسئله این است که برخلاف بیشتر پستانداران، تولیدمثل در این کلونیها بهشدت محدود شده است.
معمولاً یک ماده، یعنی ملکه، مسئول تولیدمثل است. در کنار او یک یا چند نر تولیدمثلکننده قرار میگیرند و بقیه اعضا عمدتاً در فعالیتهایی مانند حفاری، یافتن غذا، مراقبت از نوزادان و دفاع از کلونی مشارکت میکنند. این ساختار اجتماعی را «فرااجتماعی» (Eusociality) مینامند؛ الگویی که در حشرات اجتماعی مانند مورچهها و زنبورها شناختهشده است، اما در میان پستانداران بسیار نادر به شمار میرود.
در چنین جامعهای، پرسشی اساسی وجود دارد: وقتی مادههای دیگر از نظر زیستی توانایی تولیدمثل دارند، چه چیزی مانع آن میشود که برای جایگاه ملکه رقابت کنند؟
سالها پاسخ این پرسش عمدتاً در رفتارهای اجتماعی، سلطه ملکه و تعاملات بدنی اعضای کلونی جستوجو میشد. اما پژوهشی تازه نشان داده است که بخشی از ماجرا را باید در جایی بسیار ظریفتر جستوجو کرد: در ترکیب شیمیایی بوی بدن ملکه.

پاسخ پژوهشگران بهجای آنکه هورمونی ناشناخته یا مادهای پیچیده و اختصاصی باشد، ترکیبی شیمیایی با نام Isopropyl myristate است؛ به فارسی، ایزوپروپیل میریستات.
این ماده از خانواده استرهاست و در برخی محصولات آرایشی و بهداشتی و فرمولاسیونهای صنعتی نیز کاربرد دارد. اما اهمیت آن در دنیای موش کور برهنه به کاربردهای انسانیاش ارتباطی ندارد؛ مسئله این است که در بدن ملکه، مقدار این ترکیب بهطور چشمگیری بیشتر از سایر اعضای کلونی است.
تیم بینالمللی پژوهشگران به سرپرستی دانشمندانی از مرکز ماکس دلبروک در برلین، ترکیبات شیمیایی مرتبط با بوی این جانوران را بررسی کرد. مقاله آنها در ۱۵ ژوئیه ۲۰۲۶ در مجله Nature منتشر شد.
در این پژوهش، دانشمندان دریافتند که ایزوپروپیل میریستات در ملکهها به میزان بیشتری وجود دارد و در مادههای غیرتولیدمثلکننده تقریباً قابلتشخیص نیست. مقدار آن در ترشحات ملکه، بهویژه در ناحیه تناسلی، بیشتر بود و در دورههای مرتبط با آمادگی تولیدمثلی افزایش پیدا میکرد.
این یافته بهتنهایی ثابت نمیکرد که ماده شیمیایی موردنظر عامل کنترل تولیدمثل است. ممکن بود فقط نشانهای از وضعیت بدنی ملکه باشد؛ چیزی شبیه یک امضای شیمیایی که جانوران دیگر حضور او را از طریق آن تشخیص میدهند.
برای پاسخ به این پرسش، پژوهشگران به مرحله مهمتری رفتند: آزمایش کردند که آیا این ماده بهتنهایی میتواند رفتار و وضعیت هورمونی موشهای کور برهنه را تغییر دهد یا نه.

یکی از جذابترین ویژگیهای زندگی زیرزمینی موش کور برهنه این است که ارتباط میان اعضای کلونی به دیدن یکدیگر وابسته نیست. در شبکهای از تونلهای تاریک، بو میتواند اطلاعات مهمی درباره هویت، تعلق اجتماعی و وضعیت تولیدمثلی جانوران منتقل کند.
پژوهشگران ابتدا بررسی کردند که دستگاه بویایی این جانور چگونه به ایزوپروپیل میریستات واکنش نشان میدهد. آزمایشها نشان دادند که این ترکیب گیرندهها و مدارهای عصبی مرتبط با بویایی را فعال میکند.
سپس محققان مادههای غیرتولیدمثلکننده را در شرایط آزمایشی مختلف قرار دادند. گروهی بدون نشانه شیمیایی مرتبط با کلونی نگهداری شدند؛ گروهی دیگر در معرض بستر آشنای کلونی قرار گرفتند و گروه سوم روزانه ایزوپروپیل میریستات دریافت کردند.
نتیجه قابلتوجه بود: در گروه شاهد، پنج مورد از شش ماده باردار شدند و زایمان کردند. اما در گروههایی که در معرض بستر کلونی یا ایزوپروپیل میریستات قرار داشتند، هیچ بارداری مشاهده نشد.
این نتیجه نشان میداد که نشانههای شیمیایی مرتبط با کلونی، و بهویژه ترکیب مورد بررسی، میتوانند در مهار تولیدمثل نقش داشته باشند.
به بیان دیگر، برای اثرگذاری این سیگنال لازم نبود ملکه همیشه در کنار مادههای دیگر حضور فیزیکی داشته باشد. بوی باقیمانده از او میتوانست بخشی از نظم تولیدمثلی کلونی را حفظ کند.
البته این آزمایشها در شرایط کنترلشده انجام شدهاند و نباید آنها را به این معنا تعبیر کرد که یک ترکیب شیمیایی در هر شرایطی، بدون هیچ عامل دیگری، رفتار تمام اعضای یک کلونی را کنترل میکند.
بو برای موش کور برهنه صرفاً راهی برای تشخیص غذا یا شناسایی اعضای آشنا نیست. پژوهش جدید نشان میدهد که یک سیگنال شیمیایی میتواند از دستگاه بویایی فراتر برود و با دستگاه هورمونی ارتباط برقرار کند.
دو هورمون در این ماجرا اهمیت ویژهای دارند: پرولاکتین و پروژسترون.
پرولاکتین هورمونی است که در پستانداران نقش شناختهشدهای در شیردهی دارد و در برخی شرایط میتواند با مهار فعالیت تولیدمثلی همراه باشد. پروژسترون نیز در چرخه تولیدمثل مادهها و حفظ بارداری نقش مهمی دارد.
در موشهای کور برهنه، پژوهشگران مشاهده کردند که حضور سیگنال شیمیایی ملکه با سطح بالاتر پرولاکتین و سطح پایینتر شاخصهای مرتبط با فعالیت تولیدمثلی، از جمله متابولیتهای پروژسترون، همراه است.
وقتی این سیگنال از محیط حذف شد، وضعیت هورمونی تغییر کرد: سطح پرولاکتین کاهش یافت و شاخصهای مرتبط با فعالیت تولیدمثلی افزایش پیدا کردند. این تغییرات با بروز رفتارهای جنسی و رقابت میان مادهها همراه بود.
این بخش از یافتهها اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان میدهد مسئله صرفاً این نیست که مادههای زیردست از نظر رفتاری جرئت رقابت ندارند. بدن آنها نیز تحت تأثیر شرایط اجتماعی و شیمیایی کلونی قرار میگیرد.
با این حال، نباید از این نتایج چنین برداشت کرد که مادههای غیرملکه از نظر ژنتیکی عقیم هستند. سرکوب تولیدمثل در این جانوران به معنای از بین رفتن دائمی توانایی زیستی آنها نیست؛ با تغییر شرایط اجتماعی، برخی از مادهها میتوانند وارد چرخه تولیدمثل شوند.

برای فهمیدن اینکه سیگنال شیمیایی تا چه اندازه میتواند در حفظ نظم اجتماعی نقش داشته باشد، پژوهشگران آزمایشی طولانیتر انجام دادند.
در یکی از آزمایشها، ملکه از یک کلونی برداشته شد؛ اما محققان بهطور روزانه ایزوپروپیل میریستات را به بستر محل زندگی جانوران اضافه کردند تا نشانه شیمیایی موردنظر همچنان در محیط باقی بماند.
نتیجه چشمگیر بود. در طول ۱۲ هفتهای که این تیمار ادامه داشت، کلونی از نظر رفتار اجتماعی پایدار ماند و رقابت آشکاری برای سلطه مشاهده نشد. شاخصهای هورمونی نیز با وضعیت سرکوب تولیدمثل سازگار بودند.
اما پس از قطع افزودن ماده شیمیایی، شرایط بهسرعت تغییر کرد. سطح پرولاکتین کاهش یافت، نشانههای فعالیت تولیدمثلی افزایش پیدا کرد و رفتارهای تهاجمی میان مادههای ردهبالا ظاهر شد. در جریان این دوره، یکی از مادهها در حملهای کشته شد. در ادامه، مادهای غالب باردار شد و زایمان کرد.
این آزمایش تصویری روشن از پیوند میان بو، هورمونها و ساختار اجتماعی کلونی ارائه میدهد: حذف ملکه بهتنهایی تمام ماجرا نیست؛ از بین رفتن سیگنال شیمیایی او نیز میتواند زمینه را برای تغییرات رفتاری و تولیدمثلی فراهم کند.
البته این نتیجه به معنای آن نیست که ملکه در طبیعت فقط با بو حکومت میکند. جایگاه اجتماعی، تفاوتهای بدنی، رفتارهای سلطهجویانه و تعاملات میان اعضای کلونی نیز در این نظم نقش دارند. یافته جدید، یک سازوکار مهم را مشخص میکند؛ نه تمام سازوکارهای حاکم بر زندگی این جانور را.

در یک کلونی پایدار، تولیدمثل محدود به یک ماده است و بسیاری از اعضای دیگر در مراقبت از نوزادان، یافتن غذا و نگهداری شبکه تونلها مشارکت میکنند. این تقسیم نقشها، ساختار اجتماعی ویژهای به وجود میآورد.
اما وقتی ملکه از بین میرود یا دیگر سیگنال شیمیایی او در محیط حضور ندارد، وضعیت تغییر میکند. برخی از مادهها میتوانند از حالت سرکوب تولیدمثلی خارج شوند و رقابت بر سر جایگاه تولیدمثل آغاز شود.
این رقابت صرفاً یک تغییر هورمونی آرام نیست. در موشهای کور برهنه، درگیری میان افراد ردهبالا میتواند شدید و حتی مرگبار باشد. پژوهش سال ۲۰۲۶ نیز نشان داد که پس از قطع سیگنال شیمیایی، بیثباتی اجتماعی و رفتارهای تهاجمی ظاهر میشوند.
از این منظر، ایزوپروپیل میریستات را میتوان بخشی از سامانهای دانست که هم با سرکوب تولیدمثل و هم با ثبات اجتماعی ارتباط دارد.
بااینحال، پژوهشگران هنوز همه جزئیات چگونگی انتقال جایگاه ملکه را روشن نکردهاند. اینکه کدام ماده در نهایت ملکه بعدی میشود، به مجموعهای از عوامل اجتماعی و زیستی بستگی دارد و نمیتوان آن را صرفاً نتیجه افزایش یا کاهش یک هورمون دانست.
پژوهشگران در بررسی خود، چند گونه دیگر از موشهای کور آفریقایی را نیز مطالعه کردند. آنها ایزوپروپیل میریستات را در مادههای تولیدمثلکننده برخی از این گونهها یافتند؛ با این تفاوت که میزان آن در موش کور برهنه بیشتر بود.
این یافته مهم است، زیرا نشان میدهد ترکیب موردنظر الزاماً ویژگی انحصاری یک گونه نیست. بااینحال، میزان بالاتر آن در موش کور برهنه با ساختار اجتماعی خاص این جانور و تمرکز شدید تولیدمثل در یک ماده همخوانی دارد.
پژوهشگران بر همین اساس احتمال میدهند که سیگنالهای شیمیایی مشابه در تکامل نظامهای اجتماعی پیچیده در میان این جانوران نقش داشته باشند. اما برای اثبات اینکه این سازوکار در گونههای مختلف دقیقاً عملکرد یکسانی دارد، به مطالعات بیشتری نیاز است.

در گزارشهای عمومی، گاهی از این ماده بهعنوان «فرومون ملکه» یاد میشود. این تعبیر برای توضیح ساده موضوع قابلفهم است، اما از نظر علمی باید کمی محتاط بود.
به گزارش راز بقا، فرومون به ماده شیمیاییای گفته میشود که از یک فرد آزاد میشود و در فرد دیگری از همان گونه، پاسخ مشخصی ایجاد میکند. پژوهش حاضر نشان میدهد که ایزوپروپیل میریستات یک سیگنال شیمیایی مرتبط با ملکه است که بر دستگاه بویایی، وضعیت هورمونی و تولیدمثل اثر میگذارد.
بااینحال، خود پژوهشگران نیز نقش آن را در قالب یک سیگنال شیمیایی تنظیمکننده بررسی کردهاند؛ بنابراین بهتر است در متن خبری، آن را «سیگنال شیمیایی ملکه» بنامیم و بدون توضیح بیشتر، تمام پیچیدگی ماجرا را به واژه فرومون تقلیل ندهیم.
نکته دیگر این است که بوی موردنظر لزوماً برای انسان محسوس نیست. آنچه برای ما یک ترکیب شیمیایی معمولی به نظر میرسد، برای دستگاه بویایی موش کور برهنه میتواند اطلاعاتی تعیینکننده درباره وضعیت اجتماعی و تولیدمثلی یک عضو کلونی حمل کند.

در طبیعت، قدرت همیشه با اندازه بدن، دندانهای بزرگتر یا توانایی شکست دادن رقیب تعریف نمیشود. گاهی یک تغییر شیمیایی ظریف میتواند بر رفتار و فیزیولوژی مجموعهای از جانوران اثر بگذارد.
موش کور برهنه نمونهای کمنظیر از همین پیچیدگی است. در جامعهای که اعضای آن در تاریکی زندگی میکنند، یک سیگنال شیمیایی میتواند به حفظ جایگاه تولیدمثلی ملکه کمک کند؛ سیگنالی که اثر آن از حضور فیزیکی جانور فراتر میرود و با دستگاه هورمونی دیگر مادهها ارتباط پیدا میکند.
اهمیت پژوهش منتشرشده در Nature فقط در کشف یک ماده شیمیایی نیست. این مطالعه نشان میدهد که چگونه ارتباط میان بویایی، هورمونها و رفتار اجتماعی میتواند به حفظ یکی از غیرمعمولترین ساختارهای اجتماعی در میان پستانداران کمک کند.
ملکه موش کور برهنه تاجی ندارد، فرمانی صادر نمیکند و برای کنترل تکتک اعضای کلونی ناچار نیست دائماً با آنها روبهرو شود. بخشی از قدرت او در سیگنالی نهفته است که در محیط باقی میماند و بدن سایر اعضا آن را دریافت میکند؛ و شاید شگفتانگیزترین بخش داستان همین باشد: در دنیای زیرزمینی موش کور برهنه، گاهی چیزی که دیده نمیشود، میتواند به اندازه یک رقیب قدرتمند بر سرنوشت کلونی اثر بگذارد.
منابع:
1. Khallaf, M. A. et al. (2026). “A queen odour mediates reproductive suppression in a eusocial mammal.” Nature, 656, 390–398.
https://www.nature.com/articles/s41586-026-10772-5
2. Max Delbrück Center. (15 July 2026). “The smell of success.”
https://www.mdc-berlin.de/news/press/smell-success
3. Faulkes, C. G. (28 July 2026). “Led by the nose: a queen’s scent shapes naked mole rat society.” Nature.
https://www.nature.com/articles/d41586-026-02286-x
4. Smith, J. (15 July 2026). “How naked mole rat queens stop rivals reproducing.” Nature.
https://www.nature.com/articles/d41586-026-02168-2