راز بقا: در ذهن بیشتر ما، جفتگیری در دنیای پرندگان قانون سادهای دارد: هر پرنده با همگونه خودش جفتگیری میکند و نسلش ادامه پیدا میکند. اما طبیعت همیشه به این سادگی نیست. گاهی شرایطی ایجاد میشود که مرز بین گونهها کمرنگ میشود و رفتارهایی رخ میدهد که حتی دانشمندان را هم غافلگیر میکند.
به گزارش راز بقا، یکی از بحثبرانگیزترین نمونهها، جفتگیری بین کلاغ و زاغ است؛ دو پرنده باهوش و اجتماعی که شباهتهای زیادی به هم دارند. آیا واقعاً ممکن است این دو با هم جفتگیری کنند؟ اگر بله، چه اتفاقی میافتد؟ و آیا این موضوع برای طبیعت خطر دارد؟
در این مقاله از راز بقا، بهصورت دقیق و ساده به این سؤالها پاسخ میدهیم.
جفتگیری بینگونهای زمانی رخ میدهد که دو جانور از گونههای متفاوت با هم جفتگیری کنند و فرزند (هیبرید) بهوجود بیاید. این پدیده در طبیعت نادر است، اما غیرممکن نیست.
برای اینکه جفتگیری بینگونهای موفق باشد، چند شرط مهم لازم است:
نزدیکی ژنتیکی دو گونه، شباهت در رفتارهای تولیدمثلی، همزمانی فصل جفتگیری، سازگاری فیزیولوژیکی، همپوشانی زیستگاه.
اگر این شرایط فراهم باشد، احتمال جفتگیری بین گونهها افزایش پیدا میکند.

کلاغها و زاغها هر دو از خانوادهٔ کلاغسانان هستند. این خانواده به هوش بالا، حافظهٔ قوی و رفتارهای اجتماعی پیچیده معروف است.
مطالعات نشان داده کلاغسانان میتوانند:
چهرهٔ انسانها را تشخیص دهند، ابزار بسازند، برنامهریزی کنند، از تجربهها یاد بگیرند و ارتباط صوتی پیچیده داشته باشند.
وقتی پرندهای چنین تواناییهایی دارد، انتخاب جفتش فقط بر پایهٔ غریزه نیست. محیط، تجربه و شرایط اجتماعی هم نقش دارند. همین موضوع احتمال جفتگیری بین گونههای نزدیک را افزایش میدهد.
بله، اما نادر.
در مطالعات پرندهشناسی، مواردی از جفتگیری بین اعضای مختلف کلاغسانان ثبت شده است. این اتفاق معمولاً در مناطقی رخ میدهد که زیستگاه دو گونه روی هم میافتد.
اما باید تأکید کرد:
این اتفاق رایج نیست، به شرایط خاص وابسته است، همهٔ جوجهها زنده نمیمانند و همهٔ هیبریدها بارور نیستند. به مناطقی که این تماسها رخ میدهد، «زون هیبریدی» گفته میشود.

در کلاغسانان، جفتگیری یک رفتار ساده نیست. آنها شریک زندگی انتخاب میکنند و گاهی سالها کنار هم میمانند.
جفتگیری برای این پرندگان فقط تولیدمثل نیست. آنها:
با هم لانه میسازند، از جوجهها مراقبت مشترک میکنند، قلمرو را با هم دفاع میکنند و همکاری طولانیمدت دارند. به همین دلیل، انتخاب جفت میتواند انعطافپذیرتر باشد.
برای مطالعه بیشتر بخوانید:
تفاوت کلاغ و طوطی در تقلید صدا؛ چطور یک کلاغ را آموزش دهیم تا صحبت کند؟
غراب نوککلفت؛ پرندهای بسیار باهوش که نه کلاغ است و نه لاشخور و عاشق کشتارگاه و حیوانات مرده است!

اگر یک کلاغ در منطقهای با جمعیت کم کلاغها زندگی کند، ممکن است به نزدیکترین گزینهٔ مشابه یعنی زاغ روی بیاورد.
کلاغسانان بیشتر به صدا و رفتار توجه دارند تا ظاهر. شباهت آواها میتواند باعث جفتگیری شود.
وقتی قلمروها روی هم میافتد، تماسها بیشتر میشود و احتمال جفتگیری بالا میرود.
تغییرات اقلیمی و تخریب زیستگاهها مرزهای طبیعی را از بین میبرد و گونهها را به هم نزدیک میکند.
در فصل جفتگیری، هورمونها رفتارها را تغییر میدهند و احتمال خطا بالا میرود.
اگر جفتگیری موفق باشد، جوجهها معمولاً ویژگیهای ترکیبی دارند:
رنگ پر بینابینی، اندازه متفاوت، الگوهای صوتی خاص و رفتارهای ترکیبی.
اما بسیاری از این جوجهها:
شانس بقای کمتری دارند، بارور نیستند و در رقابت طبیعی موفق نمیشوند. به همین دلیل، این هیبریدها معمولاً جمعیت بزرگی تشکیل نمیدهند.
نه همیشه.
در بسیاری موارد، طبیعت خودش تعادل را حفظ میکند. اگر هیبرید سازگار نباشد، نسلش ادامه پیدا نمیکند.
اما گاهی این جفتگیریها مزیت دارد:
انتقال ژنهای مفید، افزایش تنوع ژنتیکی و کمک به سازگاری با محیط.
دانشمندان معتقدند برخی جفتگیریهای بینگونهای در طول تاریخ تکامل نقش داشتهاند.

انسانها ناخواسته شرایط را تغییر دادهاند:
تخریب زیستگاهها: جنگلزدایی و شهرسازی مرزهای گونهها را از بین میبرد.
تغذیهٔ پرندگان شهری: غذای انسانی پرندگان را در یک نقطه جمع میکند.
تغییرات اقلیمی: گرمایش زمین باعث جابهجایی زیستگاهها میشود.
جابهجایی گونهها: گاهی انسانها گونهها را به مناطق جدید منتقل میکنند.
همهٔ اینها تماس بین گونهها را بیشتر میکند.
کلاغها هوش بالا دارند، رفتار اجتماعی پیچیده دارند، انعطافپذیرند، یادگیرندهاند و سازگار با محیطهای مختلفاند. این ویژگیها محدودیتهای رفتاری را کمتر میکند.
خیر. واقعیت این است که جفتگیری بین کلاغ و زاغ استثناست، نه قانون. بیشتر کلاغها ترجیح میدهند با همگونهٔ خود جفتگیری کنند، چون شانس بقای نسل بالاتر است. طبیعت معمولاً مرز گونهها را حفظ میکند.
چون نشان میدهد طبیعت خشک و غیرقابلتغییر نیست. مرزهای گونهها همیشه کاملاً بسته نیستند؛ و حیاتوحش هنوز میتواند ما را شگفتزده کند. این موضوع یادآور پویایی طبیعت است.

جفتگیری بین کلاغ و زاغ پدیدهای نادر، اما واقعی است که در شرایط خاص رخ میدهد. این اتفاق بیشتر نتیجهٔ فشارهای محیطی، کمبود جفت و همپوشانی زیستگاههاست.
با این حال، طبیعت معمولاً خودش تعادل را حفظ میکند و اجازه نمیدهد این جفتگیریها بهطور گسترده رخ دهد.
شاید جذابترین پیام این موضوع این باشد که طبیعت همیشه در حال تغییر است و قوانینش، هرچند محکم، گاهی انعطافپذیرند.