راز بقا: سالها بود که در یکی از پناهگاههای حیاتوحش در سواحل ایالت جورجیا در آمریکا، یک موفقیت کمسروصدا، اما مهم در زمینهٔ حفاظت از حیاتوحش در حال شکلگیری بود.
جان رابینت، زیستشناس سازمان خدمات ماهی و حیاتوحش آمریکا، حدود ۲۰ سال در پناهگاه ملی حیاتوحش هریس نک فعالیت کرد و راههای متفاوتی برای نجات جمعیت رو به کاهش لکلک چوبی پیدا کرد.
ایدهٔ اصلی او بسیار ساده بود: اگر درختان طبیعی بر اثر غرق شدن در آب از بین میروند، چرا برای پرندگان، درختان مصنوعی از چوب و فلز نسازیم؟

در سال ۱۹۸۷، برکهای به نام «وودی پاند» در این پناهگاه برای نخستین بار میزبان لکلکهای چوبی شد. در آن سال، ۱۸ لانه در این منطقه ساخته شد و ۴۳ جوجه از آنها به دنیا آمدند. این اتفاق امیدبخش بود، زیرا در آن زمان لکلک چوبی در فهرست گونههای در معرض خطر انقراض قرار داشت.
اما سال بعد، مشکل بزرگی به وجود آمد.
وقتی سطح آب برکه پایین آمد، راکونها توانستند به لانهها دسترسی پیدا کنند و به کلونی حمله کردند.
لکلکهای چوبی برای محل لانهسازی بسیار انتخابگر هستند. آنها معمولاً درختانی را ترجیح میدهند که در آب عمیق قرار گرفته باشند. آبِ اطراف درخت مانند یک مانع طبیعی عمل میکند و دسترسی راکونها و دیگر شکارچیان زمینی را به لانهها دشوار میسازد؛ بنابراین مسئولان پناهگاه تصمیم گرفتند سطح آب «وودی پاند» را حدود شش فوت، یعنی نزدیک به ۱٫۸ متر، بالا ببرند تا پرندگان در امان بمانند.
این تصمیم مشکل شکارچیان را حل کرد، اما مشکل تازهای ایجاد شد: درختان طبیعی نمیتوانستند برای مدت طولانی در آب غرق بمانند و بهتدریج شروع به مردن کردند.
در اوایل دههٔ ۱۹۹۰، رابینت پیشنهاد کرد که بهجای درختان طبیعیِ در حال مرگ، سازههایی مصنوعی برای لانهسازی پرندگان ساخته شود.
در ابتدا بعضی از همکارانش نسبت به این ایده تردید داشتند. قرار بود پرندگان وحشی روی سازههایی ساختهشده به دست انسان لانه کنند؛ چیزی که چندان طبیعی به نظر نمیرسید.
با این حال، کارکنان پناهگاه آزمایش را انجام دادند.
آنها شش سازهٔ مصنوعی با استفاده از چوب، میلگرد و توری ساختند. همزمان، نهالهای سرو را نیز در اطراف برکه کاشتند؛ زیرا سروها برخلاف بسیاری از درختان منطقه، توانایی سازگاری با آب ایستاده و شرایط طولانیمدتِ غرقابی را دارند.
هدف این بود که با رشد تدریجی سروها، درختان طبیعی در نهایت جای سازههای مصنوعی را بگیرند. اما لکلکها ظاهراً مشکلی با جایگزین مصنوعی نداشتند. در حالی که سروهای جوان بهآرامی رشد میکردند، پرندگان روی سکوها و سازههای ساختهشده توسط انسان لانهسازی کردند.
نتایج ابتدا بهآرامی ظاهر شد، اما سرانجام بسیار چشمگیر بود. تا سال ۲۰۰۲، نرخ پرواز جوجههای لکلک از لانهها در «وودی پاند» حدود ۲۰ درصد بیشتر از برخی کلونیهای نزدیک بود.
سپس در سال ۲۰۱۲، زیستشناسان در این محل ۴۸۴ لانه شمارش کردند؛ افزایشی حیرتانگیز نسبت به ۱۸ لانهٔ سال ۱۹۸۷. این موفقیت فقط یک پیروزی محلی نبود، بلکه بخشی از روند گستردهتر بهبود وضعیت لکلک چوبی در آمریکا محسوب میشد.
جمعیت این گونه از زمان قرار گرفتن آن در فهرست گونههای در معرض خطر در سال ۱۹۸۴، افزایش یافته بود. سرانجام در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۴، سازمان خدمات ماهی و حیاتوحش آمریکا وضعیت این پرنده را از «در معرض خطر انقراض» (Endangered) به «تهدیدشده» (Threatened) تغییر داد.
البته این تغییر به معنای پایان نگرانیها دربارهٔ این گونه نبود، اما نشانهای روشن از پیشرفت برنامههای حفاظتی به شمار میرفت.
ارتباط میان آبِ عمیق و بقای لانهها تنها به هریس نک محدود نمیشود.در سراسر زیستگاه لکلک چوبی، وجود آب در اطراف کلونیها نقش مهمی در محافظت از پرندگان در برابر شکارچیان پستاندار دارد.
گزارش دیگری از سازمان خدمات ماهی و حیاتوحش آمریکا توضیح میدهد که آبِ اطراف کلونی عمدتاً مانند یک سد دفاعی در برابر شکارچیان عمل میکند.
مطالعات انجامشده در کلونیهای جورجیا و فلوریدا نشان دادهاند هر زمان که مناطق لانهسازی در فصل تولیدمثل خشک شدهاند، میزان حملهٔ راکونها به لانهها افزایش یافته است؛ بنابراین وقتی آب عمیق باقی میماند، احتمال رسیدن شکارچیان به لانهها کمتر میشود؛ اما اگر سطح آب پایین بیاید، یک کلونی ممکن است در یک فصل نامناسب بخش بزرگی از جوجههای خود را از دست بدهد.
اجرای این طرح تنها حاصل کار رابینت نبود. ساخت و نصب سکوهای لانهسازی با کمک ادارهٔ منابع طبیعی جورجیا انجام شد. هزینهٔ پروژه نیز با حمایت سازمانهایی از جمله Ducks Unlimited و دفتر منطقهای جنوبشرقی سازمان خدمات ماهی و حیاتوحش تأمین شد.
همچنین مرکز ملی تکثیر ماهی اورنجبورگ برای تأمین ماهی و ذخیرهسازی برکهها همکاری کرد تا منابع غذایی کافی برای پرندگان فراهم باشد.
رابینت این پروژه را یک تلاش بزرگ و مشترک توصیف کرده بود؛ تلاشی که برای او بسیار رضایتبخش بود. او ساعتهای زیادی را صرف مشاهده و شمارش لانهها میکرد و همسرش نیز اغلب در این کار همراه او بود.
دختر کوچکترشان نیز ساعتها رفتار لکلکها را زیر نظر میگرفت؛ از جمله زمانی که پرندگان با بستن سریع منقار خود ماهیها را شکار میکردند. این مشاهدات به بررسی وضعیت برکههای تغذیهای کمک میکرد.
بعدها، بیلی بروکس، یکی دیگر از زیستشناسان این سازمان، رابینت را به سادگی چنین توصیف کرد: زیستشناسی که کارها را واقعاً به نتیجه میرساند.

هدف رابینت و همکارانش این نبود که یک تالاب سروِ کاملاً مصنوعی بسازند.
آنها فقط به مکانهایی نیاز داشتند که لکلکها بتوانند روی آنها لانه بسازند و این مکانها، برخلاف درختان طبیعی، در اثر غوطهور بودن دائمی در آب پوسیده و نابود نشوند؛ بنابراین از مواد سادهای که در اختیار داشتند استفاده کردند و سازههایی ساختند که نیاز اصلی پرندگان را برآورده میکرد.
حدود سه دهه بعد، رکورد ۴۸۴ لانه در «وودی پاند» نشان داد که حفاظت از حیاتوحش همیشه به طرحهای عظیم و پیچیده نیاز ندارد.
گاهی یک راهحل ساده، کمی خلاقیت و فردی که حاضر باشد در یک برکهٔ غرقشده میلگرد بکوبد و منتظر بماند تا ببیند آیا پرندگان از آن استفاده میکنند یا نه، میتواند تفاوتی بسیار بزرگ ایجاد کند.