راز بقا: در ژاپن، جایی که قطارهای سریعالسیر، شهرهای متراکم و فناوری پیشرفته تصویر آشنای زندگی روزمرهاند، یک بحران عجیب در دل جنگلهای این کشور شکل گرفته است: خرسها بیش از گذشته وارد قلمرو انسانها میشوند و گاهی این رویارویی به مرگ ختم میشود.
در پاییز ۲۰۲۵، شدت حملات به حدی رسید که مقامهای محلی در استان آکیتا از دولت خواستند برای مقابله با بحران کمک کند و نیروهای دفاع از خود ژاپن، یا همان SDF، وارد عملیات پشتیبانی شدند. از ۵ نوامبر، نیروهای زمینی ژاپن در مناطقی از آکیتا به جابهجایی تلههای بزرگ، انتقال خرسهای شکارشده و جمعآوری اطلاعات با پهپاد کمک کردند؛ اما شکار و کشتن خرسها همچنان بر عهده شکارچیان متخصص بود.
ماجرا در واقع از جایی عجیبتر شروع شده بود: مشکل ژاپن فقط زیاد شدن حملههای خرس نبود؛ مرز میان زیستگاه خرس و محل زندگی انسانها داشت کمرنگ میشد.

در نوامبر ۲۰۲۵، گزارشها از دستکم ۱۲ کشته و بیش از ۱۰۰ زخمی در حملات خرسها از ماه آوریل حکایت داشت. استان آکیتا در شمال ژاپن یکی از بحرانیترین مناطق بود و تعداد مشاهده خرسها در آن به شکل چشمگیری افزایش یافته بود.
در برخی از رسانهها اعلام شد که «ارتش برای شکار خرسها اعزام شد». این جمله کمی گمراه کننده است چرا که درواقع نیروهای دفاع از خود ژاپن برای شلیک به خرسها وارد میدان نشدند. مأموریت آنها عمدتاً پشتیبانی لجستیکی بود: جابهجایی قفسها و تلههای بزرگ، کمک به انتقال لاشه خرسها و استفاده از پهپاد برای شناسایی و جمعآوری اطلاعات.
شکارچیان مجاز همچنان مسئول عملیات شکار بودند. وزارت دفاع ژاپن نیز بعداً تأکید کرد که مأموریت ارتش در این زمینه محدود و استثنایی بوده است؛ این نیروها در اصل برای دفاع ملی تشکیل شدهاند و قرار نیست به نیروی دائمی کنترل حیات وحش تبدیل شوند.
با این حال، همین اتفاق نشان میداد بحران تا چه اندازه جدی شده است.

پاسخ سادهای مانند «خرسها وحشیتر شدهاند» برای توضیح این اتفاق کافی نیست. یکی از عوامل مهم، غذاست.
خرسهای آسیایی ژاپن در پاییز برای ذخیره انرژی پیش از زمستان به منابع غذایی فراوان نیاز دارند. در سالهایی که دانهها و میوههای جنگلی، بهویژه میوه درختان بلوط و راش، کم میشود، خرسها مجبور میشوند برای پیدا کردن غذا مسافت بیشتری طی کنند.
وزارت محیط زیست ژاپن نیز تأکید کرده که مقدار میوههای جنگلی در پاییز میتواند در برخی سالها باعث موجهای خروج خرسها به مناطق انسانی شود. دادههای رسمی ژاپن نشان میدهد وضعیت محصول دانههای جنگلی در برخی مناطق در سالهای اخیر بسیار نامناسب بوده است.
اما غذا تنها یک بخش ماجراست.

یک تغییر بسیار مهم در ژاپن در خارج از شهرهای بزرگ اتفاق افتاده است.
جمعیت بسیاری از مناطق روستایی کاهش یافته و سن جمعیت بالا رفته است. در نتیجه، زمینهای کشاورزی و حاشیه جنگلهایی که زمانی مرتب مدیریت میشدند، در بعضی مناطق رها شدهاند.
این مناطق برای خرسها میتوانند به نوعی پل میان جنگل و شهر تبدیل شوند.
درختان میوه رهاشده، محصولات کشاورزی، زباله و سایر منابع غذایی انسانی میتوانند خرس را به محیطی بکشانند که پیشتر کمتر وارد آن میشد.
وزارت محیط زیست ژاپن در توصیههای رسمی خود نیز بر مدیریت عواملی مانند میوههای رهاشده، غذای حیوانات خانگی، کمپوست، محصولات باغی و زبالههای شبانه بهعنوان عوامل جذب خرس تأکید کرده است.
به این ترتیب، مسئله فقط این نیست که «خرسها وارد شهر شدهاند».
گاهی انسانها نیز، ناخواسته، غذا را به مرز جنگل آوردهاند.

دو گروه اصلی خرس در ژاپن اهمیت دارند: خرس سیاه آسیایی و خرس قهوهای.
خرس سیاه آسیایی در بخش بزرگی از جزایر اصلی ژاپن زندگی میکند و در بحرانهای اخیر، بخش بزرگی از درگیریهای انسانی مربوط به همین گونه بوده است.
در مقابل، خرس قهوهای عمدتاً در هوکایدو زندگی میکند و میتواند جثه بسیار بزرگتری داشته باشد.
در دادههای وزارت محیط زیست ژاپن، بیشتر آسیبهای انسانی ثبتشده مربوط به خرس سیاه آسیایی بوده است.
این تفاوت مهم است، زیرا وقتی از «خرسهای ژاپن» صحبت میکنیم، در واقع درباره یک جمعیت و یک گونه واحد حرف نمیزنیم.

وزارت محیط زیست ژاپن در سال مالی ۲۰۲۵، ۲۱۴ حادثه منجر به آسیب انسانی و ۲۳۶ قربانی تا پایان دسامبر ثبت کرده بود که ۱۳ نفر از آنها جان خود را از دست داده بودند؛ ارقام نهایی و بهروزشده نیز همچنان نشاندهنده یکی از شدیدترین دورههای ثبتشده در تاریخ آماری ژاپن است.
بحران در سال ۲۰۲۶ هم تمام نشد. در ماه ژوئن، حضور یک خرس سیاه آسیایی حدود ۱۰۰ کیلوگرمی در شهر اوتسونومیا، در فاصلهای نهچندان زیاد از توکیو، به یک عملیات چندروزه تبدیل شد و حتی مدارس شهر برای مدتی تعطیل شدند. خرس سرانجام با استفاده از داروی بیهوشی مهار و منتقل شد.
این اتفاق یک نکته مهم را نشان میدهد: مسئله دیگر فقط برخورد کوهنوردان با خرس در اعماق جنگل نیست. گاهی خرسها وارد محیط کاملاً شهری میشوند.

واکنش ژاپن به بحران، به کشتن خرسهای مشکلساز محدود نمانده است.
دولت در مارس ۲۰۲۶ یک نقشه راه جدید برای مدیریت بحران تصویب کرد که شامل افزایش ظرفیت نیروهای متخصص، گسترش استفاده از تلهها، تقویت تجهیزات و مدیریت جمعیت خرسها در مناطق مختلف است.
طبق این برنامه، ژاپن قصد دارد تعداد کارکنان محلی فعال در عملیات کنترل خرس را تا سال ۲۰۳۰ به حدود ۲۵۰۰ نفر برساند؛ یعنی تقریباً سه برابر سطح فعلی. همچنین هدفگذاری شده تعداد قفسهای تلهگذاری به حدود ۱۰ هزار دستگاه برسد.
حتی «شکار اضطراری» نیز وارد مرحله جدیدی شده است.
از سپتامبر ۲۰۲۵، مقررات ژاپن امکان استفاده از سلاح گرم برای مقابله با خرسهایی را که وارد مناطق مسکونی میشوند، در شرایط مشخص آسانتر کرد. دولت این سیاست را بخشی از واکنش اضطراری به افزایش حملات میداند.

یکی از عجیبترین بخشهای داستان ژاپن این است که کشوری با یکی از پیشرفتهترین ساختارهای دولتی جهان، برای کنترل یک حیوان وحشی با مشکل کمبود نیروی انسانی روبهرو شده است. تعداد شکارچیان ژاپنی در دهههای گذشته کاهش یافته و جمعیت شکارچیان نیز پیر شده است. وزارت محیط زیست میگوید از سال ۲۰۰۸، بیش از ۶۰ درصد شکارچیان ۶۰ ساله یا بالاتر بودهاند.
یعنی همزمان با افزایش نیاز به کنترل خرسها، تعداد افرادی که توانایی و مجوز انجام این کار را دارند با محدودیت مواجه است.
این همان نقطهای بود که در سال ۲۰۲۵ پای نیروهای دفاع از خود ژاپن را به بحران باز کرد. نه برای جنگ با خرسها، بلکه برای کمک به سیستمی که دیگر بهتنهایی از پس حجم عملیات برنمیآمد.

ابعاد عملیات شکار نیز قابل توجه است. بر اساس دادههای وزارت محیط زیست ژاپن، در سال مالی ۲۰۲۵ بیش از ۱۴ هزار خرس در عملیاتهای مجاز صید و کنترل کشته شدند؛ با این حال همان سال یکی از بدترین دورههای ثبتشده از نظر آسیب انسانی بود.
البته از این اعداد نمیتوان نتیجه گرفت که شکار بیاثر بوده یا برعکس، علت کاهش یا افزایش حملات بوده است. تعداد خرسهای شکارشده بهتنهایی نمیتواند نشان دهد هر عملیات تا چه اندازه احتمال حمله در یک منطقه را کاهش داده است.
این موضوع اکنون به یکی از بحثهای مهم مدیریت حیات وحش ژاپن تبدیل شده است: چگونه میتوان بین امنیت انسان و بقای جمعیتهای خرس تعادل برقرار کرد؟ ژاپن حتی برای پاسخ به این پرسش، برنامههایی برای بهبود پایش جمعیت خرسها و مدیریت منطقهای آنها در نظر گرفته است.
تصویر خرسهای ژاپنی در برخی رسانهها ممکن است این تصور را ایجاد کند که این حیوانات ناگهان به شکارچی انسان تبدیل شدهاند.اما واقعیت پیچیدهتر است.
خرسها معمولاً از انسان دوری میکنند و بسیاری از برخوردها زمانی اتفاق میافتد که فاصله میان دو طرف بسیار کم شده است؛ بهخصوص در مناطقی که خرس برای یافتن غذا وارد محیط انسانی شده است.
وزارت محیط زیست ژاپن نیز در توصیههای ایمنی خود بر پرهیز از ورود غیرضروری به زیستگاه خرس، حرکت گروهی، ایجاد صدا و حمل تجهیزات مناسب تأکید میکند. در صورت مواجهه نیز توصیه میشود فرد به خرس پشت نکند و فاصله را با آرامش افزایش دهد.
بنابراین داستان ژاپن را نمیتوان فقط داستان «خرسهای مهاجم» دانست.
این داستان، برخورد دو جمعیت است که هر دو برای پیدا کردن منابع و فضای زندگی خود حرکت میکنند.
یکی از آنها چهارپا و چندصد کیلویی است؛ دیگری میلیونها انسان است که شهرها و روستاهای خود را در مرز جنگل ساختهاند.

شاید مهمترین درس بحران خرسهای ژاپن همین باشد.اگر جنگل غذا نداشته باشد، اگر روستاها خالی شوند، اگر زمینهای کشاورزی رها شوند، اگر جمعیت شکارچیان کاهش پیدا کند و اگر در حاشیه شهرها منابع غذایی آسانی وجود داشته باشد، خرس دلیلی ندارد مرزی را که انسان برایش تصور کرده رعایت کند.
و وقتی یک خرس چند بار در محیط انسانی غذا پیدا کند، مسئله دیگر فقط یک مشاهده اتفاقی نیست؛ یک تعارض تازه میان انسان و حیات وحش شکل گرفته است.
به همین دلیل ژاپن اکنون مجبور شده همزمان چند کار را دنبال کند: مدیریت جمعیت خرسها، تقویت نیروهای متخصص، کنترل منابع غذایی، مدیریت زیستگاه و ایجاد فاصله میان مناطق انسانی و زیستگاه خرس.
ماجرای ورود ارتش به این بحران، بنابراین شاید بیشتر از آنکه داستان «جنگ ژاپن با خرسها» باشد، تصویری از یک مشکل بزرگتر باشد:
وقتی انسان و حیات وحش دیگر نمیدانند مرز زندگی یکدیگر کجاست، حتی ارتش هم ممکن است مجبور شود برای جابهجایی یک تله خرس وارد میدان شود.