راز بقا: حدود ۳۱ هزار سال پیش، در جنگلهای بارانی بورنئو، فردی جوان بخشی از پای چپ خود را از دست داد؛ اما برخلاف چیزی که از زندگی در عصر حجر انتظار داریم، این آسیب به مرگ او منجر نشد. استخوانهای باقیمانده نشان میدهند که این فرد پس از قطع بخش پایینی پا، دستکم ۶ تا ۹ سال دیگر زندگی کرد و سرانجام در غاری به نام لیانگ تبو دفن شد.
پژوهشگران در سال ۲۰۲۲ اعلام کردند که آثار روی استخوانها با یک عمل جراحی بسیار قدیمی سازگار است؛ عملی که در صورت تأیید، قدیمیترین نمونه شناختهشده قطع جراحی اندام در تاریخ انسان محسوب میشود. بااینحال، این تفسیر مخالفانی هم دارد و گروهی از جراحان ارتوپد احتمال دادهاند که فرد قربانی یک آسیب شدید و عفونت استخوانی شده باشد.

به گزارش راز بقا، تصور کنید در دنیایی زندگی میکنید که خبری از بیمارستان، داروی بیهوشی، آنتیبیوتیک، ابزارهای جراحی فلزی و حتی دانش پزشکی مکتوب نیست. یک زخم عمیق یا شکستگی شدید میتواند بهسادگی زندگی شما را به پایان برساند. حالا در چنین شرایطی، فردی نهتنها بخشی از پای خود را از دست میدهد، بلکه سالها پس از آن زندگی میکند.
این داستان از غار لیانگ تبو (Liang Tebo) در استان کالیمانتان شرقی، در بخش اندونزیایی جزیره بورنئو آغاز میشود. در سال ۲۰۲۰، گروهی از باستانشناسان هنگام کاوش در این غار به اسکلت انسانی نسبتاً کاملی برخورد کردند که بعداً با شناسه «TB1» معرفی شد.
بررسیهای اولیه نشان داد که استخوانهای پای چپ این فرد وضعیت عادی ندارند. بخش انتهایی استخوان درشتنی و نازکنی، یعنی دو استخوان اصلی ساق پا، وجود نداشت و استخوانهای باقیمانده نیز نشانههایی از تغییرات و ترمیم طولانیمدت داشتند.
اما نکته شگفتانگیز این بود که این تغییرات ظاهراً بلافاصله پس از مرگ ایجاد نشده بودند. استخوانها فرصت کافی برای بازسازی و ترمیم داشتهاند؛ موضوعی که نشان میداد فرد پس از آسیب شدید زنده مانده و مدتی طولانی با وضعیت جدید بدن خود زندگی کرده است.
پژوهشگران در مقالهای که ۷ سپتامبر ۲۰۲۲ در مجله علمی Nature منتشر شد، این یافته را قدیمیترین شواهد شناختهشده از قطع جراحی اندام در تاریخ انسان معرفی کردند.
برخلاف تصور اولیه، تمام پای این فرد از ناحیه ران یا زانو قطع نشده بود. آنچه در اسکلت مشاهده شد، فقدان بخش انتهایی ساق پای چپ و تمام استخوانهای کف و انگشتان همان پا بود.
به بیان دقیقتر، یکسوم انتهایی ساق پای چپ، شامل قسمت پایینی استخوان درشتنی (Tibia) و نازکنی (Fibula)، از بین رفته بود. استخوانهای باقیمانده در محل قطعشدگی، آثار مشخصی از تغییر شکل و بازسازی داشتند.
در مقابل، پای راست فرد تقریباً کامل در محل دفن پیدا شد و تمام ۲۶ استخوان مربوط به پای راست در جای خود قرار داشتند. همین تفاوت به پژوهشگران کمک کرد تا وضعیت غیرعادی پای چپ را بهتر بررسی کنند.
یکی از مهمترین شواهد، شکل حاشیه استخوانها در محل آسیب بود. پژوهشگران اصلی معتقد بودند این سطح برش با یک شکستگی معمولی، برخورد سنگ یا حمله حیوان سازگار نیست. به نظر آنها، استخوانها به شکلی قطع شده بودند که با استفاده از یک ابزار تیز و مداخله عمدی انسان مطابقت داشت.
البته هنوز مشخص نیست فرد دقیقاً با چه ابزاری تحت این مداخله قرار گرفته است. پژوهشگران احتمال میدهند یک ابزار سنگی بسیار تیز برای بریدن بافتها و جداکردن بخش آسیبدیده اندام استفاده شده باشد؛ اما هیچ ابزار مشخصی بهعنوان تیغ جراحی این فرد شناسایی نشده است.

شاید مهمترین بخش این کشف، نه خود قطع عضو، بلکه سالهایی باشد که پس از آن گذشت.
بررسی سن و وضعیت استخوانها نشان داد فرد هنگام مرگ حدود ۱۹ تا ۲۰ سال داشته است. در عین حال، اندازه استخوانهای پای چپ نسبت به پای راست بهطور محسوسی کوچکتر بود. پژوهشگران این تفاوت را نشانهای میدانند که آسیب احتمالاً زمانی رخ داده که فرد هنوز در دوران کودکی یا نوجوانی بوده و استخوانهایش در حال رشد بودهاند.
به همین دلیل، نمیتوان گفت این فرد در زمان مرگ یک کودک بوده است؛ بلکه احتمالاً در سنین پایینتر پای خود را از دست داده و سپس چندین سال با این وضعیت زندگی کرده است.
مهمتر اینکه آثار بازسازی استخوانها نشان میداد فرد دستکم ۶ تا ۹ سال پس از آسیب اولیه زنده مانده است. این مدت طولانی، احتمال یک حادثه مرگبار بلافاصله پس از قطع عضو را بسیار کم میکند.
زندگی بدون بخش انتهایی یک پا در محیطی مانند بورنئو کار سادهای نبود. این منطقه دارای جنگلهای بارانی، زمینهای ناهموار، غارها و مسیرهای سنگی است. فردی که بخشی از ساق پای خود را از دست داده بود، برای حرکت، تهیه غذا و حتی انجام فعالیتهای روزمره با محدودیتهای جدی روبهرو میشد.
آثار تحلیلرفتگی عضلات و نازکشدن استخوانهای پای چپ نیز نشان میداد که استفاده از این اندام پس از آسیب بهشدت محدود شده بود. برخی تغییرات در استخوان پای راست هم میتواند نشانهای از کاهش تحرک فرد باشد.

اگر تفسیر پژوهشگران درباره جراحی درست باشد، این عمل به مهارتی بسیار بیشتر از بریدن ساده یک عضو نیاز داشته است.
در یک قطع عضو واقعی، جراح باید با رگهای خونی، عضلات، اعصاب و استخوانها سروکار داشته باشد. اگر خونریزی شدید کنترل نشود، فرد ممکن است در مدت کوتاهی جان خود را از دست بدهد. از سوی دیگر، زخم باز در محیط گرم و مرطوب جنگلهای استوایی میتواند بهسرعت عفونی شود.
در آن زمان نه آنتیبیوتیکی وجود داشت و نه روشهای مدرن ضدعفونی. بااینحال، پژوهشگران اصلی در بررسی استخوانها نشانهای از عفونت شدید و کشنده پیدا نکردند؛ موضوعی که به باور آنها با انجام یک مداخله کنترلشده و مراقبت مناسب پس از آن سازگار است.
البته استخوانها نمیتوانند همه جزئیات یک عمل جراحی را بازگو کنند. ما نمیدانیم جراح یا جراحان احتمالی چگونه خونریزی را کنترل کردهاند، آیا از مواد گیاهی برای تمیزکردن زخم استفاده شده یا چه روشی برای کاهش درد به کار رفته است.
پژوهشگران احتمال دادهاند که منابع گیاهی محلی میتوانستهاند در پاکسازی زخم، کاهش خطر عفونت یا تسکین درد نقش داشته باشند؛ اما هیچ مدرک مستقیمی از استفاده از یک گیاه دارویی مشخص در این مورد وجود ندارد.
آنچه میتوان با اطمینان بیشتری گفت این است که فرد پس از آسیب زنده مانده و استخوانهایش فرصت ترمیم پیدا کردهاند. همین موضوع بهتنهایی نشان میدهد ماجرای این اسکلت بسیار فراتر از یک آسیب ساده بوده است.

حتی اگر فرض کنیم عمل قطع عضو با موفقیت انجام شده باشد، نجات فرد پایان ماجرا نبوده است. او پس از این اتفاق باید با محدودیت حرکتی قابلتوجهی زندگی میکرد.
در جوامع شکارچیگردآورنده، تأمین غذا، جمعآوری گیاهان خوراکی، شکار و جابهجایی در محیط طبیعی به تحرک وابسته بود. فردی که بخشی از پای خود را از دست داده بود، احتمالاً برای انجام بسیاری از این فعالیتها به کمک دیگران نیاز داشت.
پژوهشگران مقاله اصلی معتقدند مراقبت پس از عمل میتوانسته شامل تمیزکردن و پوشاندن زخم، تغذیه منظم، کمک به حرکت و جلوگیری از مشکلات ناشی از بیتحرکی باشد. البته هیچیک از این جزئیات بهطور مستقیم در اسکلت ثبت نشدهاند؛ اینها استنباطهایی بر اساس مدت زندهماندن فرد و شرایط جسمانی او هستند.
بااینحال، همین چند سال زندگی پس از آسیب نشان میدهد که فرد احتمالاً در انزوای کامل رها نشده بود. ممکن است اعضای گروه در تأمین غذا، جابهجایی و مراقبت از او نقش داشته باشند.
این موضوع ما را به یافتههای دیگری درباره رفتار اجتماعی انسانهای باستانی میرساند. برای مثال، در گزارش دیگری از راز بقا درباره رفتار انسانهای اولیه با کودکان مبتلا به سندروم داون به شواهدی پرداختهایم که نشان میدهد برخی نئاندرتالها از اعضای آسیبپذیر گروه خود مراقبت میکردند.
البته آن یافته مربوط به گروهی دیگر از انسانتباران و دورهای بسیار قدیمیتر است و نمیتوان آن را مدرک مستقیمی از رفتار اجتماعی گروه ساکن بورنئو دانست. بااینحال، هر دو کشف به یک پرسش مهم درباره تاریخ بشر مربوط میشوند: آیا توانایی مراقبت از افراد ناتوان، بسیار پیشتر از شکلگیری جوامع کشاورزی و تمدنهای بزرگ وجود داشته است؟

غار لیانگ تبو در منطقه کالیمانتان شرقی، در بخش اندونزیایی جزیره بورنئو قرار دارد. این غار در چشماندازی از سنگهای آهکی و جنگلهای بارانی واقع شده و بخشی از منطقهای غنی از محوطههای باستانشناسی و هنرهای صخرهای است.
پژوهشگران در سال ۲۰۲۰ پس از بررسیهای ژئوفیزیکی، کاوشی به ابعاد دو در دو متر را در بخش مرکزی بزرگترین تالار غار آغاز کردند. آنها در جریان حفاری به تدفین انسانیای رسیدند که اسکلت آن نسبتاً سالم باقی مانده بود.
این فرد به پشت و در وضعیتی خمیده دفن شده بود. سنگهایی نیز در نزدیکی سر و بازوهای او قرار داشتند. مرز مشخص گور و وضعیت قرارگیری بقایا نشان میداد که با یک دفن عمدی روبهرو هستند، نه تجمع تصادفی استخوانها در غار.
در کنار اسکلت، ابزارهای سنگی و قطعهای سنگ سرخرنگ به نام اُخر نیز پیدا شد که یک رنگدانه طبیعی است و در محوطههای باستانی مختلف کاربرد داشته است.
برای تعیین قدمت این تدفین، پژوهشگران نمونههای زغال چوب از لایههای اطراف و داخل گور را با روش رادیوکربن بررسی کردند. نتایج، بازهای در حدود ۳۱ هزار تا ۳۰ هزار سال پیش را برای این تدفین نشان داد.
این تاریخگذاری اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان میدهد این انسان در دوره پارینهسنگی پسین و مدتها پیش از شکلگیری کشاورزی و سکونتگاههای دائمی زندگی میکرده است.
در مقاله سال ۲۰۲۲، پژوهشگران یافته بورنئو را قدیمیترین نمونه شناختهشده از قطع جراحی اندام معرفی کردند. پیش از این کشف، یکی از قدیمیترین نمونههای شناختهشده قطع عضو جراحی به اسکلت یک کشاورز نوسنگی در فرانسه تعلق داشت که حدود ۷ هزار سال قدمت داشت.
بنابراین، اگر تفسیر گروه پژوهشی درباره اسکلت بورنئو درست باشد، تاریخ شناختهشده جراحی قطع عضو حدود ۲۴ هزار سال عقبتر میرود.
اما باید به یک تفاوت مهم توجه کرد: «قدیمیترین قطع عضو جراحی» با «قدیمیترین مداخله درمانی در تاریخ انسان» یکسان نیست. برای نمونه، پژوهش تازهتری که در راز بقا درباره آن نوشتهایم، شواهدی از دستکاری احتمالی دندان پوسیده یک نئاندرتال در حدود ۵۹ هزار سال پیش را بررسی میکند؛ مداخلهای که از نظر نوع و ماهیت با قطع عضو تفاوت دارد.
به همین دلیل، دقیقترین توصیف علمی برای کشف بورنئو این است: قدیمیترین نمونه شناختهشده و مورد بحث از قطع جراحی اندام در تاریخ انسان.

داستان در سال ۲۰۲۲ به پایان نرسید. یک سال بعد، در مارس ۲۰۲۳، گروهی از جراحان ارتوپد در مجله Nature مقالهای انتقادی منتشر کردند و تفسیر جراحیبودن قطع عضو را زیر سؤال بردند.
این متخصصان معتقد بودند تغییرات استخوانی مشاهدهشده لزوماً نتیجه جراحی نیست. به نظر آنها، احتمال دیگری نیز وجود دارد: فرد ممکن است در نوجوانی دچار شکستگی شدید و باز در ناحیه مچ و ساق پا شده باشد؛ آسیبی که به عفونت مزمن استخوان و از بین رفتن تدریجی بخش انتهایی اندام منجر شده است.
در این سناریو، فقدان بخش پایینی پا الزاماً به معنای آن نیست که جراحان عصر حجر استخوان را با ابزار برش دادهاند. ممکن است آسیب اولیه، عفونت و تخریب تدریجی بافتها باعث وضعیت نهایی استخوان شده باشد.
این انتقاد از یک جهت مهم بود: تشخیص جراحی در بقایای چند ده هزار ساله کار سادهای نیست. استخوانها فقط نتیجه نهایی یک آسیب را حفظ میکنند و همیشه نمیتوانند تمام اتفاقاتی را که پیش از مرگ رخ داده است، بازسازی کنند.
اما پژوهشگران اصلی نیز در همان شماره Nature به این نقد پاسخ دادند. آنها اعلام کردند که احتمال شکستگی و آسیبهای طبیعی را در بررسی خود در نظر گرفتهاند، اما محل و شکل تغییرات استخوانی با الگوی شکستگی مورد اشاره منتقدان مطابقت ندارد.
از نظر گروه اصلی، سطح برش و بازسازی استخوانها همچنان بهترین توضیح برای این یافته، یعنی قطع عمدی اندام است. آنها همچنین تأکید کردند که تحلیل سهبعدی استخوانها از تشخیصشان پشتیبانی میکند.
در نتیجه، موضوع همچنان یک بحث علمی قابلتوجه است. پژوهش اصلی شواهدی را به نفع جراحی ارائه میکند و گروهی از متخصصان ارتوپدی تفسیر جایگزینی پیشنهاد دادهاند. بنابراین، نباید این کشف را بدون اشاره به اختلاف علمی، یک واقعیت کاملاً قطعی معرفی کرد.

برای مدتها تصور میشد جراحیهای پیچیده عمدتاً پس از شکلگیری جوامع کشاورزی و سکونتگاههای دائمی گسترش یافتهاند. زندگی یکجانشینی، افزایش تراکم جمعیت و شیوع بیماریها احتمالاً نیاز به روشهای درمانی پیشرفتهتر را بیشتر کرد.
اما اسکلت بورنئو این پرسش را مطرح کرد که آیا جوامع شکارچیگردآورنده نیز پیش از انقلاب نوسنگی توانایی انجام مداخلات درمانی پیچیده را داشتهاند؟
اگر تفسیر جراحی درست باشد، پاسخ مثبت است. این گروه انسانی احتمالاً دانش قابلتوجهی درباره ساختار اندام، نحوه کنترل خونریزی و مراقبت از زخم داشته است؛ دانشی که بدون تجربه و انتقال مهارت میان اعضای گروه بهسختی قابل تصور است.
حتی اگر تفسیر جایگزین منتقدان درست باشد، این اسکلت همچنان اهمیت زیادی دارد. زندهماندن فردی با چنین آسیب شدیدی برای چندین سال، در هر صورت به احتمال زیاد به حمایت و مراقبت دیگران نیاز داشته است.
در گزارش دیگری از راز بقا درباره عمر انسانهای اولیه و امید به زندگی آنها نیز به این نکته پرداختهایم که زندگی در دوران پیشاتاریخ با خطرهای فراوانی همراه بود و آسیبهای جسمی میتوانستند پیامدهای مرگباری داشته باشند.
اسکلت لیانگ تبو تصویری متفاوت از انسان عصر حجر ارائه میدهد؛ تصویری از گروههایی که شاید در کنار شکار و جمعآوری غذا، تواناییهای پزشکی و اجتماعی پیچیدهتری از آنچه تصور میکردیم داشتهاند.
در پژوهشی که سال ۲۰۲۲ در مجله Nature منتشر شد، اسکلت انسانی حدود ۳۱ هزارسالهای از بورنئو معرفی شد که پژوهشگران آن را شواهدی از قطع جراحی اندام دانستند. این کشف قدیمیترین نمونه شناختهشده از قطع جراحی عضو است، اما تفسیر آن همچنان محل بحث علمی است.
بخش انتهایی ساق پای چپ، شامل قسمت پایینی استخوان درشتنی و نازکنی و تمام استخوانهای پا، در اسکلت وجود نداشت.
بله. آثار بازسازی استخوان نشان میدهد فرد دستکم ۶ تا ۹ سال پس از آسیب اولیه زندگی کرده است.
سن دقیق هنگام آسیب مشخص نیست، اما کوچکتر بودن استخوانهای پای چپ نسبت به پای راست نشان میدهد این اتفاق احتمالاً در دوران کودکی یا نوجوانی رخ داده است. فرد هنگام مرگ حدود ۱۹ تا ۲۰ سال داشت.
خیر. پژوهشگران اصلی آن را قطع جراحی میدانند، اما گروهی از جراحان ارتوپد در سال ۲۰۲۳ احتمال شکستگی شدید، عفونت و تخریب تدریجی اندام را مطرح کردند. پژوهشگران اصلی نیز به این انتقاد پاسخ داده و از تفسیر خود دفاع کردهاند.
هیچ مدرکی از استفاده از داروهای بیهوشی یا آنتیبیوتیک در این مورد وجود ندارد. احتمال استفاده از مواد گیاهی برای کاهش درد یا تمیزکردن زخم مطرح شده، اما مشخص نیست چه موادی و با چه روشی استفاده شدهاند.
این اسکلت در غار لیانگ تبو در منطقه کالیمانتان شرقی، در بخش اندونزیایی جزیره بورنئو، کشف شد.
Maloney et al. (2022), Surgical amputation of a limb 31,000 years ago in Borneo, Nature.
https://doi.org/10.1038/s41586-022-05160-8
Murphy et al. (2023), Common orthopaedic trauma may explain 31,000-year-old remains, Nature.
https://doi.org/10.1038/s41586-023-05756-8
Vlok et al. (2023), Reply to: Common orthopaedic trauma may explain 31,000-year-old remains, Nature.
https://doi.org/10.1038/s41586-023-05757-7
PubMed, PMID: 36071168.