راز بقا: پس از پایان جنگ کره در سال ۱۹۵۳، کره جنوبی کشوری فقیر و بهشدت آسیبدیده بود؛ اما تنها زیرساختها و اقتصاد کشور نبود که از جنگ ویران شده بود. جنگلهای کره نیز در شرایط بحرانی قرار داشتند.
دههها بهرهبرداری شدید از منابع چوبی، دوره استعمار ژاپن و سپس جنگ کره، بخش بزرگی از پوشش جنگلی کشور را از بین برده بود. در بسیاری از مناطق، کوهستانها تقریباً برهنه شده بودند و پیامدهای این وضعیت بهسرعت آشکار شد: فرسایش خاک، رانش زمین، سیلاب و کمبود هیزم برای جوامع روستایی.
در سال ۱۹۶۰، حجم متوسط ذخیره چوب در جنگلهای کره جنوبی به تنها حدود ۱۰.۶ مترمکعب در هکتار رسیده بود؛ در حالی که این رقم در اوایل قرن بیستم حدود ۱۰۰ مترمکعب در هکتار برآورد میشد.

دولت کره جنوبی بهتدریج برنامهای گسترده برای احیای جنگلها آغاز کرد. قانون جنگل در سال ۱۹۶۱ تصویب شد و در سال ۱۹۶۷ نیز «سرویس جنگل کره» تشکیل شد. سپس در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، برنامههای ملی درختکاری با مشارکت گسترده مردم سرعت گرفتند.
در این پروژه تنها دولت مسئول نبود. مردم، جوامع محلی و نهادهای مختلف در کاشت و حفاظت از درختان مشارکت کردند. نتیجه، یکی از بزرگترین عملیاتهای احیای جنگل در تاریخ معاصر بود.
طی چند دهه، بیش از ۱۰ میلیارد درخت در سراسر کره جنوبی کاشته شد.
کوهستانهایی که زمانی پوشیده از خاک و سنگ بودند، بهتدریج سبز شدند. پوشش گیاهی از فرسایش خاک جلوگیری کرد، خطر رانش زمین و سیلاب کاهش یافت و شرایط زیستگاهی برای گونههای مختلف جانوری و گیاهی بهبود پیدا کرد.

امروز حدود ۶۴ درصد از مساحت کره جنوبی را جنگلها پوشاندهاند؛ دستاوردی که نشان میدهد احیای گسترده اکوسیستمها، حتی پس از تخریب شدید، امکانپذیر است. مطالعات نشان میدهند ذخیره جنگلی کره جنوبی از حدود ۷۳ میلیون مترمکعب در سال ۱۹۷۲ به حدود ۹۲۵ میلیون مترمکعب در سال ۲۰۱۵ افزایش یافته است.
در فاصله سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۵ نیز حجم رشد جنگلها به ازای هر هکتار حدود ۱۹۶ درصد افزایش یافت؛ رقمی که کره جنوبی را به یکی از نمونههای برجسته احیای جنگل در جهان تبدیل کرده است.
اما این موفقیت فقط به معنای «کاشتن درخت» نبود. سیاستهای مربوط به جلوگیری از قطع بیرویه درختان، کاهش وابستگی روستاها به هیزم، مدیریت جنگلها و مشارکت اجتماعی نیز نقش مهمی در موفقیت این طرح داشتند.

با وجود این موفقیت چشمگیر، جنگلهای امروزی کره جنوبی الزاماً همان اکوسیستمهای طبیعی پیش از تخریب نیستند. بخش قابل توجهی از جنگلهای جدید حاصل کاشت و مدیریت انسانی هستند و از نظر ترکیب گونهای، ساختار و تنوع زیستی با جنگلهای طبیعی تفاوت دارند.
به همین دلیل، مرحله بعدی حفاظت از جنگلهای کره جنوبی دیگر صرفاً «سبز کردن زمین» نیست؛ بلکه افزایش کیفیت زیستگاهها، حفاظت از تنوع زیستی و مدیریت پایدار جنگلها اهمیت بیشتری پیدا کرده است. پژوهشها نیز نشان دادهاند که مدیریت مناسب جنگلهای مصنوعی میتواند به افزایش پوشش گیاهی زیر اشکوب و تنوع زیستی کمک کند.
تجربه کره جنوبی یک پیام مهم برای کشورهایی دارد که با جنگلزدایی و تخریب سرزمین مواجهاند: اکوسیستمهای تخریبشده الزاماً محکوم به نابودی دائمی نیستند.
احیای طبیعت میتواند دههها زمان ببرد، اما ترکیبی از سیاستگذاری درست، مشارکت مردم، حفاظت از منابع طبیعی و مدیریت بلندمدت میتواند حتی چشماندازهایی را که زمانی تقریباً از بین رفتهاند، دوباره زنده کند.
کره جنوبی امروز یکی از نمونههای شاخص جهان در زمینه احیای جنگلهای پس از جنگ به شمار میرود؛ کشوری که در عرض چند دهه، از کوهستانهای برهنه و فرسایشیافته به سرزمینی با میلیونها هکتار جنگل رسید.
این تجربه نشان میدهد گاهی برای بازگرداندن یک جنگل، فقط به درخت نیاز نیست؛ به ارادهای چنددههای برای کاشت، حفاظت و مراقبت از آن نیاز است.