کد خبر: ۶۶۵۲
26 مرداد 1405
12:02

پسری که دو سر داشت؛ داستان واقعی عجیب‌ترین کودک بنگال که ۲۴۰ سال بعد هنوز می‌توان جمجمه او را دید

تصاویر بازسازی شده و جمجمه کودکی با دو سر در بنگال
در سال ۱۷۸۳ میلادی، کودکی در بنگال هند با ناهنجاری بسیار نادری به دنیا آمد؛ او نه یک دوقلوی به‌هم‌چسبیده معمولی، بلکه دو سر روی یک بدن داشت. این کودک که بعدها به «پسر دو سر بنگال» مشهور شد، حدود چهار سال زندگی کرد و سرانجام پس از گزش مار کبرا جان باخت. بیش از دو قرن بعد، جمجمه این کودک همچنان باقی مانده و در مجموعه Hunterian نگهداری می‌شود؛ نمونه‌ای تاریخی که به یکی از نخستین موارد مستند پزشکی از عارضه نادر Craniopagus parasiticus تبدیل شده است.

راز بقا: در ماه مه ۱۷۸۳، در روستایی کوچک در بنگال هند، کودکی به دنیا آمد که ظاهرش پزشکان و مردم آن زمان را حیرت‌زده کرد: دو سر روی یک بدن؛ اما نه به شکلی که معمولاً از دوقلوهای به‌هم‌چسبیده تصور می‌کنیم. سر دوم روی سر اصلی قرار گرفته بود، وارونه بود و به گردنی ناقص ختم می‌شد.

به گزارش راز بقا؛ این کودک بعدها به نام «پسر دو سر بنگال» شناخته شد و مورد توجه پزشکان، اشراف و مردم قرار گرفت. اما داستان او فقط روایت یک تولد نادر نیست؛ سرگذشت کوتاه او، نمونه‌ای تاریخی از یکی از نادرترین اختلالات تکوینی جنین است که امروزه با عنوان Craniopagus parasiticus شناخته می‌شود.

تصاویر بازسازی شده و جمجمه کودکی با دو سر در بنگال

داستان واقعی عجیب‌ترین کودک بنگال در قرن هجدهم

در بهار سال ۱۷۸۳، کودکی در بنگال هند متولد شد که ظاهرش حتی در دوره‌ای که مردم با دیدن ناهنجاری‌های مادرزادی آن را «شگفتی طبیعت» می‌نامیدند، غیرعادی‌تر از آن بود که به‌سادگی فراموش شود.

او دو سر داشت، اما دو بدن نه.

سر دوم روی سر اصلی قرار گرفته بود؛ به‌صورت وارونه و با اتصال غیرعادی به جمجمه. کودک با وجود این وضعیت، بیش از چهار سال زندگی کرد و در این مدت توجه بسیاری را در کلکته به خود جلب کرد.

سال‌ها بعد، جمجمه او به انگلستان رسید و اورارد هوم (Everard Home)، جراح انگلیسی، گزارشی مفصل از این مورد را در Philosophical Transactions of the Royal Society منتشر کرد. همین گزارش در سال ۱۷۹۰، یکی از نخستین اسناد پزشکی درباره وضعیتی شد که امروزه آن را Craniopagus parasiticus می‌نامیم؛ نوعی بسیار نادر از دوقلویی انگلی که در آن یک جنین به‌شدت ناقص در ناحیه سر به جنین اصلی متصل می‌شود.

اما داستان این کودک فقط یک مورد پزشکی عجیب نیست؛ پشت آن، روایتی از تولد، شهرت، کنجکاوی عمومی، پزشکی قرن هجدهم و سرانجام مرگی تراژیک وجود دارد.

کودکی که در سال ۱۷۸۳ به دنیا آمد

بر اساس کاتالوگ تاریخی مجموعه هانتریان، این کودک در ماه مه ۱۷۸۳ در منطقه‌ای از بنگال به دنیا آمد و هنگام مرگ بیش از چهار سال داشت. در همان سند تاریخی، علت مرگ او گزش مار کبرا ثبت شده است.

اورارد هوم شخصاً در زمان تولد کودک در هند حضور نداشت. او سال‌ها بعد و پس از رسیدن جمجمه کودک به انگلستان، اطلاعاتی را که از شاهدان و اسناد موجود به دست آمده بود گردآوری و منتشر کرد.

گزارش هوم در ابتدا به شکل نامه‌ای خطاب به جان هانتر (John Hunter)، جراح و کالبدشناس مشهور بریتانیایی، نوشته شد و در ۲۵ مارس ۱۷۹۰ در Royal Society قرائت شد. نسخه دست‌نویس این گزارش نیز همچنان در آرشیو رسمی Royal Society نگهداری می‌شود.

دو سر، اما یک بدن

تفاوت اصلی این کودک با دوقلوهای به‌هم‌چسبیده‌ای که امروز می‌شناسیم، شکل اتصال دو جنین بود.

سر دوم در قسمت بالایی جمجمه کودک قرار داشت و بدن و اندام‌های کامل یک دوقلوی دوم وجود نداشت. همین ویژگی بعدها در تعریف پزشکی «Craniopagus parasiticus» اهمیت پیدا کرد.

مطالعات تاریخی درباره این پرونده نشان می‌دهد که سر دوم نیز از نظر ساختاری کاملاً یک توده بی‌شکل نبود. جمجمه دوم وجود داشت و بررسی‌های پس از مرگ نشان داد که دو ساختار مغزی از یکدیگر قابل تشخیص بودند. همین ویژگی باعث شد پرونده کودک بنگال در تاریخ پزشکی اهمیت خاصی پیدا کند.

اما نکته مهم این است که بسیاری از جزئیات مربوط به عملکرد سر دوم از مشاهدات و گزارش‌های قرن هجدهم آمده‌اند؛ بنابراین نباید همه آنها را با قطعیت پزشکی امروزی تفسیر کرد.

تصاویر بازسازی شده و جمجمه کودکی با دو سر در بنگال

سر دوم واقعاً واکنش نشان می‌داد؟

گزارش‌هایی که هوم در مقاله خود گردآوری کرده بود، از رفتارهایی خبر می‌دادند که برای پزشکان آن زمان بسیار عجیب بود.

بر اساس این گزارش‌ها، سر دوم در برخی شرایط واکنش‌هایی مستقل از سر اصلی نشان می‌داد. برای مثال، در برابر تحریک صورت واکنش‌هایی مشاهده شده بود و هنگام تغذیه کودک نیز در سر دوم حرکاتی گزارش شده بود.

در بعضی مشاهدات حتی گفته شده بود که حالت چهره دو سر همیشه با یکدیگر هماهنگ نبود.

این جزئیات قرن‌ها بعد نیز توجه پژوهشگران تاریخ پزشکی را به خود جلب کرده است. با این حال، باید میان آنچه شاهدان در قرن هجدهم گزارش کرده‌اند و آنچه پزشکی مدرن می‌تواند از نظر فیزیولوژیک اثبات کند، تفاوت گذاشت.

به عبارت دیگر، این داستان بر پایه یک گزارش تاریخی واقعی است، اما نمی‌توان تمام برداشت‌های آن دوره درباره عملکرد سر دوم را به زبان پزشکی امروز قطعی دانست.

چرا این کودک زنده ماند؟

پرسش مهم درباره این پرونده این است که چگونه کودکی با چنین ناهنجاری شدیدی توانست بیش از چهار سال زندگی کند.

در موارد Craniopagus parasiticus، وضعیت هر دو جنین یکسان نیست. یک جنین که اصطلاحاً «میزبان» یا autosite نامیده می‌شود، بدن اصلی را تشکیل می‌دهد و جنین دوم به‌شدت ناقص باقی می‌ماند.

در مورد کودک بنگال نیز سر دوم به بدن مستقلی متصل نبود و به همین دلیل، وضعیت او با دوقلوهای به‌هم‌چسبیده کامل تفاوت داشت.

بررسی‌های بعدی این پرونده را نخستین مورد ثبت‌شده از این نوع ناهنجاری در ادبیات پزشکی دانسته‌اند؛ در مرور تاریخی Bondeson و Allen نیز مورد کودک بنگال به‌عنوان نخستین نمونه شناخته‌شده Craniopagus parasiticus معرفی شده است.

تصاویر بازسازی شده و جمجمه کودکی با دو سر در بنگال

جمجمه‌ای که قرن‌ها بعد هنوز وجود دارد

مرگ کودک پایان این داستان نبود.

پس از مرگ، جمجمه او از هند به انگلستان منتقل شد و سرانجام وارد مجموعه‌ای شد که بعدها به مجموعه Hunterian در Royal College of Surgeons of England مربوط شد.

کاتالوگ این مجموعه توضیح می‌دهد که نمونه شامل دو جمجمه متصل‌شده از ناحیه رأس است؛ جمجمه کودک اصلی و جمجمه ناقص دوم که به آن متصل شده است. در همان کاتالوگ، تاریخ تولد، محل تولد و مرگ کودک نیز بر اساس گزارش Everard Home ثبت شده است.

در پایگاه رسمی مجموعه Royal College of Surgeons نیز این نمونه با عنوان «The Two-headed Boy of Bengal» ثبت شده و به شماره مجموعه P1535 شناخته می‌شود.

به این ترتیب، چیزی که روزگاری بدن یک کودک بود، به یک سند تاریخی پزشکی تبدیل شد؛ سندی که بیش از دو قرن بعد هنوز برای مطالعه تاریخ ناهنجاری‌های مادرزادی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

مرگ در چهار سالگی؛ یک مار کبرا پایان ماجرا را رقم زد

زندگی این کودک حدود چهار سال طول کشید.

بر اساس ثبت تاریخی موزه هانتریان، او در سال ۱۷۸۷ در اثر گزش یک کبرای آسیایی جان خود را از دست داد. کاتالوگ قدیمی مجموعه نیز همین علت مرگ را ثبت کرده است.

این پایان عجیب زندگی کودکی بود که از همان لحظه تولد با شرایطی روبه‌رو شده بود که پزشکی آن زمان توضیح روشنی برایش نداشت.

اما حتی مرگ او نیز به پایان پرونده پزشکی‌اش منجر نشد؛ جمجمه‌اش به انگلستان رفت و اورارد هوم توانست آن را بررسی کند.

تصاویر بازسازی شده و جمجمه کودکی با دو سر در بنگال

پزشکی امروز به این وضعیت چه می‌گوید؟

اصطلاح Craniopagus parasiticus امروزه برای یکی از نادرترین اشکال دوقلویی انگلی به کار می‌رود.

در این وضعیت، دو جنین در ناحیه جمجمه به یکدیگر متصل هستند، اما یکی از آنها رشد بسیار ناقصی دارد و ممکن است بخش عمده بدن و اندام‌هایش تشکیل نشده باشد. در برخی موارد، چیزی که باقی می‌ماند عمدتاً یک سر ناقص است که به جمجمه جنین اصلی متصل می‌شود.

این وضعیت با Craniopagus conjoined twins تفاوت دارد؛ در نوع معمول‌تر دوقلوهای جمجمه‌ای، هر دو جنین بدن و اندام‌های نسبتاً کامل دارند، در حالی که در نوع انگلی، یکی از جنین‌ها به‌شدت رشد ناقص دارد. مرور تاریخی Bondeson و Allen در سال ۱۹۸۹ نیز دقیقاً بر همین تفاوت تأکید می‌کند.

علت دقیق ایجاد چنین وضعیتی هنوز به‌طور کامل مشخص نیست و به دلیل فوق‌العاده نادر بودن آن، دانش پزشکی اطلاعات محدودی درباره تمام مراحل شکل‌گیری آن دارد.

چرا داستان پسر بنگال هنوز مهم است؟

ارزش این پرونده امروز فقط در عجیب بودن آن نیست.

گزارش Everard Home نشان می‌دهد که پزشکان قرن هجدهم چگونه تلاش می‌کردند یک ناهنجاری مادرزادی ناشناخته را با مشاهده مستقیم، کالبدشناسی و مقایسه ساختار بدن توضیح دهند.

این گزارش همچنین یکی از نمونه‌های اولیه ثبت پزشکی چنین ناهنجاری‌ای محسوب می‌شود. خود Royal Society نسخه دست‌نویس مقاله هوم را در آرشیو علمی خود حفظ کرده و مقاله در Philosophical Transactions در سال ۱۷۹۰ منتشر شده است.

بیش از دو قرن بعد، پزشکان دیگر برای توضیح این پدیده به واژه‌ها و مدل‌های علمی دقیق‌تری مجهز هستند؛ اما نقطه شروع تاریخ مستند این وضعیت همچنان همان کودک بنگالی است که در سال ۱۷۸۳ متولد شد.

یک کودک، یک پرونده پزشکی و بیش از دو قرن تاریخ

داستان «پسر دو سر بنگال» را می‌توان از زاویه‌های مختلف دید: یک تولد نادر، یک تراژدی انسانی، یک نمونه تاریخی از پزشکی یا حتی سندی از نگاه جامعه قرن هجدهم به بدن انسان.

اما پشت تمام این روایت‌ها، واقعیتی ساده وجود دارد:

کودکی در بنگال متولد شد که یک سر ناقص دیگر به جمجمه‌اش متصل بود؛ بیش از چهار سال زندگی کرد، در سال ۱۷۸۷ بر اثر گزش مار کبرا مرد و پس از مرگ، جمجمه‌اش به یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌های تاریخی این ناهنجاری در پزشکی تبدیل شد.

و شاید عجیب‌ترین بخش ماجرا این باشد که بیش از ۲۳۰ سال بعد، هنوز می‌توان گزارش پزشکی اصلی تولد و کالبدشناسی او را در آرشیوهای علمی پیدا کرد و جمجمه‌ای را که زمانی بخشی از بدن آن کودک بود، در کاتالوگ رسمی مجموعه هانتریان دنبال کرد.

منابع:

  • Everard Home, 1790 — An Account of a Child with a Double Head، مقاله اصلی منتشرشده در Philosophical Transactions of the Royal Society of London.
  • Royal Society Archives — نسخه دست‌نویس گزارش Everard Home، مورخ ۲۲ مه ۱۷۹۰ و ارائه‌شده در ۲۵ مارس همان سال.
  • Everard Home, 1799 — Some Additions to a Paper, Read in 1790, on the Subject of a Child with a Double Head؛ تکمله گزارش اولیه.
  • Hunterian Museum / Royal College of Surgeons of England — کاتالوگ تاریخی نمونه جمجمه «Two-headed Boy of Bengal».
  • Bondeson & Allen, Surgical Neurology, 1989 — بررسی پزشکی-تاریخی پرونده و تعریف Craniopagus parasiticus.
ارسال نظر
captcha
علم و کیهان