مردانی که با کفتار، مار پیتون و بابون زندگی میکنند؛ داستان عجیب کفتارگردانهای نیجریه
راز بقا: در خیابانهای شلوغ نیجریه، دیدن مردی که یک کفتار غولپیکر را با زنجیر میگرداند، به اندازه کافی عجیب است؛ اما ماجرا زمانی باورنکردنیتر میشود که بفهمید این مرد تنها نیست. مارهای پیتون سنگی، بابونها، میمونها و سگها نیز بخشی از این گروه دورهگرد هستند؛ حیواناتی که با آنها از شهری به شهر دیگر میروند، برای مردم نمایش اجرا میکنند و در کنار آن داروهای سنتی میفروشند. عکاس آفریقای جنوبی، پیتر هوگو، سالها زندگی این مردان را دنبال کرد و مجموعهای ساخت که مرز میان انسان و حیوان وحشی را به شکلی تکاندهنده به تصویر میکشد.

این مردان واقعاً چه کسانی هستند؟
اولین تصویری که پیتر هوگو از آنها دید، در سال ۲۰۰۳ و از پشت پنجره یک خودرو در لاگوس گرفته شده بود: چند مرد جوان که یک کفتار زنجیرشده را در خیابان میگرداندند.
تصویر آنقدر عجیب بود که روزنامههای نیجریهای نیز درباره این افراد داستانهایی منتشر کرده بودند؛ از دزد بانک و قاچاقچی گرفته تا مأمور وصول بدهی. اما وقتی هوگو سرانجام توانست آنها را پیدا کند، حقیقت چیز دیگری بود.
آنها اعضای گروهی موسوم به Gadawan Kura بودند؛ نامی در زبان هوسا که تقریباً به معنای «کفتارگردان» یا «هدایتکننده کفتار» است. هوگو دریافت که این افراد گروهی از اجراکنندگان دورهگرد هستند که همراه حیوانات وحشی سفر میکنند، مردم را سرگرم میکنند و داروهای سنتی میفروشند. این حرفه نیز در برخی خانوادههای این گروه نسلبهنسل منتقل شده است.

فقط کفتار نبود؛ یک کاروان از حیوانات وحشی
تصویری که از «مردان کفتردار» در اینترنت دیده میشود، معمولاً فقط روی کفتارها تمرکز دارد؛ اما پروژه هوگو داستان بسیار گستردهتری دارد.
او در نخستین سفر خود در حاشیه ابوجا با گروهی مواجه شد که همراهشان سه کفتار، چهار میمون و چند مار پیتون سنگی بود. در منابع مربوط به همین پروژه، از بابونها نیز نام برده شده و آرشیو عکسها حضور مار پیتون و میمونها را بهطور مستقیم ثبت کرده است.
در واقع، عنوان کتاب هوگو نیز به همین گستردگی اشاره دارد: The Hyena & Other Men؛ یعنی «کفتار و مردان دیگر».
کتاب که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد، این گروه را در حالی توصیف میکند که همراه کفتارها، پیتونهای سنگی و بابونها در شهرهای نیجریه سفر میکردند و از اجرای خیابانی و فروش داروهای سنتی درآمد داشتند.

مردی که با مار پیتون در خیابان دیده شد
یکی از عکسهای رسمی پروژه، Mummy Ahmadu و یک مارگیر در کنار یک پیتون سنگی در ابوجا در سال ۲۰۰۵ را نشان میدهد.
این عکس اهمیت زیادی دارد، چون ثابت میکند پیتونها بخش فرعی و اتفاقی داستان نبودند؛ آنها بخشی از همان جهان سیار حیوانگردانها بودند.
پیتون سنگی آفریقایی یکی از بزرگترین مارهای این قاره است و توانایی قابلتوجهی در گرفتن و خفهکردن طعمه دارد. با این حال، در تصاویر هوگو، همین حیوان عظیم در کنار انسان و در محیط شهری دیده میشود؛ تضادی که اساساً چیزی بود که عکاس را به این گروه جذب کرد.

بابونهایی که کنار این مردان زندگی میکردند
در میان حیوانات این گروه، میمونها و بابونها جایگاه متفاوتی داشتند.
هوگو بعدها در گفتوگویی درباره تجربهاش گفت که احساسش نسبت به بابونها با کفتارها متفاوت بود. او در آنها رفتارهایی میدید که بیش از کفتارها برایش یادآور احساسات انسانی بود و همین مسئله باعث شد نسبت به وضعیت آنها احساس ناراحتی بیشتری داشته باشد.
در آرشیو رسمی پروژه نیز چند تصویر از میمونهای این گروه وجود دارد؛ از جمله عکس Dayaba Usman با میمونی به نام Clear و تصویری از Nura Garuba و دوستش در کنار میمونشان در ابوجا.

یک سفر عجیب با کفتار، مار و میمون
یکی از خاطرات عجیب هوگو از سفر با این گروه، هنگام حرکت آنها به سمت شمال نیجریه اتفاق افتاد.
قرار بود گروه با یک تاکسی سفر کند. یکی از مردان جلو رفت تا با راننده بر سر کرایه به توافق برسد. در همین فاصله، بقیه افراد گروه همراه هوگو و حیواناتشان ــ کفتارها، میمونها و مارهای پیتون ــ در بوتهها پنهان شدند.
وقتی توافق انجام شد، همه ناگهان از مخفیگاه بیرون آمدند و سوار خودرو شدند.
راننده از دیدن این کاروان عجیب کاملاً وحشت کرده بود.
هوگو در صندلی جلو، کنار راننده و یک میمون نشست. راننده با سرعت زیادی حرکت میکرد و در یک لحظه میمون از ترس رانندگی به پای هوگو چنگ زد و به چشمهای او خیره شد. هوگو میگفت در آن لحظه ترس واقعی حیوان را در چشمانش دیده است.

راز این حیوانات؛ اهلی شدهاند یا فقط کنترل میشوند؟
اینجا یکی از مهمترین نکات داستان قرار دارد.
بهتر است این حیوانات را «اهلیشده» ننامیم.
خود پیتر هوگو گفته است که کفتارها حیواناتی نیستند که بتوان آنها را به معنای واقعی کلمه اهلی کرد. از نگاه او، رابطه میان حیوان و صاحبش بیشتر نوعی وابستگی متقابل بود.
بخشی از این حیوانات از طبیعت گرفته شده بودند و دیگر بهسادگی نمیتوانستند به زندگی وحشی بازگردند؛ از طرف دیگر، صاحبان آنها نیز برای امرار معاش به حیوانات وابسته بودند.
این رابطه همیشه هم دوستانه نبود.
هوگو در یادداشتهای خود هنگام پروژه بارها کلماتی مانند سلطه، وابستگی متقابل و تسلیم را نوشته بود. او میگفت رابطه این مردان با حیوانات گاهی محبتآمیز و گاهی خشن بود.

خانوادهای که نسلها حیوانات وحشی را کنترل میکرد
آرشیو گالری مایکل استیونسون جزئیات بیشتری درباره یکی از اعضای این گروه، عبداللهی احمدو، ارائه میکند.
بر اساس این منبع، عبداللهی در ۱۵سالگی وارد کسبوکار خانوادگی شد. پدربزرگش، نالادو احمدو، به او نحوه گرفتن و کنترل حیوانات را آموزش داده بود.
این خانواده علاوه بر کفتار، با مارها و میمونها نیز کار میکردند و درآمدشان از اجرای نمایش و فروش داروها و فرآوردههای سنتی تأمین میشد.
در زمان ثبت این پروژه، عبداللهی و گروه همراهش با سه کفتار، دو پیتون سنگی و چهار بابون کار میکردند. این سنت، به گفته عبداللهی، در خانواده آنها نسلبهنسل منتقل شده بود.

پیتر هوگو چرا این تصاویر را گرفت؟
شاید جذابترین بخش داستان همین باشد.
هوگو در ابتدا تصور میکرد باید نمایشهای خیابانی آنها را ثبت کند؛ اما خیلی زود فهمید چیزی که برایش جذابتر است، خود نمایش نیست.
او به تضاد میان شهر و طبیعت وحشی علاقهمند شده بود.
کفتاری که باید در دشتهای آفریقا باشد، در خیابان شهری راه میرفت.

پیتونی که باید در طبیعت پنهان شود، در کنار انسان دیده میشد.
میمونی که باید در زیستگاه خودش زندگی کند، همراه گروه سوار خودرو میشد.
و انسانهایی که ظاهراً بر این حیوانات سلطه داشتند، خودشان نیز برای زندگی و درآمد به آنها وابسته بودند.
هوگو بعدها گفت که همین رابطه پیچیده میان انسان، حیوان و طبیعت موضوع اصلی پروژه او شده است.
عکسهایی که دو سال بعد معنای دیگری پیدا کردند
هوگو دو سال پس از نخستین سفر دوباره به نیجریه برگشت.
این بار رابطه او با اعضای گروه نزدیکتر شده بود و آنها نیز تمایل بیشتری داشتند که دوباره از آنها عکاسی شود.
در نتیجه، عکسهای سفر دوم صمیمیتر و شخصیتر شدند. در آرشیو رسمی پروژه، تصاویر سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۰۷ در کنار هم قرار گرفتهاند؛ از پرترههای کفتارها در ابوجا و لاگوس گرفته تا تصاویر پیتون، میمون، سگ و حتی صحنههایی از شکار.

مردان کفتردار؛ بیشتر از یک عکس عجیب
مجموعه The Hyena & Other Men در نهایت به یکی از شناختهشدهترین پروژههای پیتر هوگو تبدیل شد.
اما اهمیت این تصاویر فقط در عجیب بودنشان نیست.
آنها ما را با پرسشی سخت روبهرو میکنند: وقتی یک انسان برای زنده ماندن به حیوان وحشی وابسته میشود، مرز میان «صاحب» و «وابسته»، «اهلی» و «وحشی»، و حتی «حفاظت» و «بهرهکشی» کجاست؟
خود هوگو نیز در پایان روایتش مینویسد که بحث درباره رفاه حیوانات، بدون توجه به وضعیت اقتصادی انسانهایی که به آنها وابستهاند، تمام مسئله را توضیح نمیدهد. او میپرسد چرا این افراد مجبورند حیوانات وحشی را برای کسب درآمد به دام بیندازند و چرا در حاشیه اقتصادی جامعه قرار گرفتهاند.

شاید به همین دلیل است که این تصاویر، حتی سالها پس از ثبتشان، هنوز هم عجیب و کمی ناراحتکنندهاند.
چون در آنها فقط یک کفتار، یک مار پیتون یا یک بابون را نمیبینیم؛ تصویر انسانی را میبینیم که برای بقا، زندگی خودش را به زندگی یک حیوان وحشی گره زده است.
ادامه این آلبوم بینظیر پیترهوگو در نیجریه را ببینید:

















منبع تصاویر: آرشیو رسمی The Hyena & Other Men در سایت Pieter Hugo