در ارتفاع بیش از ۶۷۰۰ متری کوههای آند، جایی که هوا رقیق، سرما شدید و غذا کمیاب است، موشی کوچک زندگی میکند که دانشمندان را وادار کرده مرزهای شناختهشده حیات پستانداران را دوباره بررسی کنند. موش گوشبرگی آندی (Phyllotis vaccarum) در قله آتشفشان لیولایاکو، در مرز آرژانتین و شیلی، در ارتفاع ۶۷۳۹ متری مشاهده و ثبت شده است. پژوهشهای تازه در سال ۲۰۲۶ نشان میدهند که این جانور چگونه با کمبود اکسیژن کنار میآید، در سرما گرما تولید میکند و احتمالاً با ترکیبات دفاعی برخی گیاهان سازگار شده است. اما راز زندگی این موش فقط در توانایی تحمل ارتفاع نیست؛ پرسش دشوارتر این است که در چنین محیطی چه میخورد و چگونه نسل خود را حفظ میکند.

تصور کنید از سطح دریا بالا میروید؛ ابتدا از دشتهای خشک میگذرید، سپس به دامنههای سنگی میرسید و در نهایت وارد جهانی میشوید که گیاهان در آن بهسختی رشد میکنند. هوا سردتر میشود، باد بیوقفه میوزد و هر نفس اکسیژن کمتری به بدن میرساند. در چنین ارتفاعی، حتی کوهنوردان حرفهای هم برای ماندن طولانیمدت با محدودیتهای جدی روبهرو هستند.
حالا در همین محیط، جانوری کوچک را تصور کنید که زیر سنگها حرکت میکند؛ موشی که نه لباس گرم دارد، نه کپسول اکسیژن و نه تجهیزات کوهنوردی. این جانور موش گوشبرگی آندی (Phyllotis vaccarum) است؛ یکی از شگفتانگیزترین نمونههای سازگاری پستانداران با محیطهای افراطی.
پژوهشگران این موش را در ارتفاع ۶۷۳۹ متری قله آتشفشان لیولایاکو، در مرز آرژانتین و شیلی، ثبت کردهاند. این ارتفاع از بسیاری از قلههای بلند جهان بیشتر است و در پژوهشهای علمی بهعنوان بالاترین ارتفاع ثبتشده برای یک پستاندار زنده مطرح شده است.
اما یک نکته مهم وجود دارد: ثبت یک موش در قله، بهتنهایی ثابت نمیکرد که جانوران بتوانند در آن ارتفاع جمعیتی پایدار تشکیل دهند. آیا موش مشاهدهشده اتفاقی به آنجا رسیده بود؟ آیا بقایای جانوران قدیمی بهاشتباه نشانه زندگی در آن ارتفاع تلقی شده بودند؟ یا واقعاً جمعیتی از پستانداران کوچک توانسته بود در محیطی چنین خشن دوام بیاورد؟
پژوهشهای بعدی به پاسخ این پرسشها نزدیکتر شدند.
لیولایاکو آتشفشانی در رشتهکوه آند است که قله آن به حدود ۶۷۳۹ متر میرسد. محیط اطراف آن بخشی از منطقه خشک و مرتفع آتاکاما است؛ جایی که کمبود آب، سرمای شدید و پوشش گیاهی محدود، زندگی را برای بسیاری از جانوران دشوار میکند.
در سال ۲۰۲۰، پژوهشگران از مشاهده و ثبت یک موش زنده در نزدیکی قله خبر دادند. این یافته بهقدری غیرمنتظره بود که پرسشهای تازهای درباره توانایی پستانداران برای زندگی در ارتفاعات بسیار بالا مطرح کرد.
سپس بررسیهای میدانی گستردهتر، تصویر متفاوتی از ماجرا نشان داد. پژوهشگران در ارتفاعات بالای ۶۰۰۰ متر، شواهد دیگری از حضور موشهای گوشبرگی پیدا کردند؛ از جمله بقایای خشکشده جانوران، آثار فعالیت آنها و شواهد ژنتیکی.
در پژوهشی که سال ۲۰۲۲ در Journal of Mammalogy منتشر شد، مجموعهای از مشاهدات، نمونهها و شواهد محیطی بررسی شد. نتیجه این بود که حضور موشها در ارتفاعات بالای ۶۰۰۰ متر را نمیتوان صرفاً یک اتفاق نادر یا مشاهده اشتباه دانست؛ شواهد از وجود جمعیتی پایدار در این محدوده ارتفاعی پشتیبانی میکردند.
در سال ۲۰۲۳ نیز پژوهشگران بقایای مومیاییشده موشهای گوشبرگی را در قله چند آتشفشان دیگر در منطقه آتاکاما بررسی کردند. آزمایشهای ژنتیکی و تاریخگذاری نشان دادند که این بقایا از جانورانی متعلق به چند قرن اخیر بودهاند، نه موجوداتی باستانی که هزاران سال پیش در محیطی متفاوت زندگی میکردند.
بااینحال، مومیاییشدن یک جانور لزوماً به معنای زندگیکردن آن در همان نقطه نیست؛ برای تفسیر چنین یافتههایی باید وضعیت بقایا و دیگر شواهد را هم بررسی کرد. ارزش این پژوهشها در کنار هم قرارگرفتن شواهد مختلف است: موش زنده، بقایای جانوران، اطلاعات ژنتیکی و نشانههای فعالیت در محل.

در سطح دریا، هوا اکسیژن بیشتری در اختیار بدن قرار میدهد. با افزایش ارتفاع، فشار جو کاهش پیدا میکند و در نتیجه اکسیژن کمتری در هر دم به بدن میرسد. این وضعیت که «کماکسیژنی» یا هیپوکسی نامیده میشود، میتواند عملکرد اندامها را مختل کند و بهویژه برای جانورانی که باید در سرمای شدید گرمای بدنشان را حفظ کنند، چالشبرانگیز است.
موش گوشبرگی آندی با یک مسئله دوگانه روبهروست: برای زندهماندن در سرما باید انرژی مصرف کند و گرما تولید کند، اما تولید گرما به اکسیژن نیاز دارد؛ همان چیزی که در ارتفاع بالا کمتر در دسترس است.
پژوهشی منتشرشده در مجله Science در ژوئیه ۲۰۲۶، این سازگاری را با جزئیات بیشتری بررسی کرد. دانشمندان موشهایی را از ارتفاعات متفاوت، از مناطق کمارتفاع تا نواحی مرتفع آند، بررسی کردند و تفاوتهای ژنتیکی و فیزیولوژیک آنها را سنجیدند.
نتایج نشان داد موشهای ارتفاعات بالا در شرایط کماکسیژنی بهتر از خویشاوندان کمارتفاع خود توانایی تولید گرما را حفظ میکنند. این عملکرد با ظرفیت بیشتر تنفس میتوکندریایی در عضلات اسکلتی ارتباط داشت؛ میتوکندریها ساختارهایی درون سلول هستند که بخش مهمی از انرژی مورد نیاز بدن را فراهم میکنند.
به بیان ساده، بدن این موشها در استفاده از اکسیژن برای تأمین انرژی و حفظ دمای بدن، با شرایط ارتفاع سازگار شده است. این سازگاری نتیجه یک ترفند لحظهای نیست؛ پژوهش ژنتیکی نشان میدهد انتخاب طبیعی در شکلگیری ویژگیهای جمعیتهای مرتفع نقش داشته است.
البته این به معنای مصونیت کامل جانور از سرما یا کمبود اکسیژن نیست. موش همچنان در محیطی دشوار زندگی میکند و بقای آن به مجموعهای از ویژگیهای زیستی و شرایط محیطی وابسته است.

در ارتفاعات بالای آتاکاما، پیدا کردن غذا شاید بهاندازه نفسکشیدن چالشبرانگیز باشد. بسیاری از گیاهان در این ارتفاع رشد نمیکنند و پوشش گیاهی منطقه بسیار پراکنده است. برای یک پستاندار کوچک که برای حفظ گرمای بدن به انرژی نیاز دارد، این کمبود میتواند تعیینکننده باشد.
دانشمندان مدتی فرض میکردند که موشهای قله ممکن است از حشرات مردهای تغذیه کنند که باد آنها را به ارتفاعات میرساند و در شکافها یا برف جمع میشوند. احتمال استفاده از گلسنگها و دیگر منابع غذایی کوچک نیز مطرح بود.
پژوهشی درباره رژیم غذایی این موشها که در سال ۲۰۲۴ منتشر شد، سرنخ مهمی به دست داد. بررسی محتویات دستگاه گوارش یک موش صیدشده در قله ۶۷۳۹ متری لیولایاکو نشان داد که رژیم غذایی آن در نمونه بررسیشده گیاهخواری بود و گلسنگها نیز در آن دیده میشدند. در آن نمونه، شواهدی از DNA جانوری در محتویات گوارشی پیدا نشد.
این نتیجه به معنی آن نیست که تمام موشهای این گونه در همه ارتفاعات فقط گیاه میخورند. همان پژوهش نشان داد که موشهای مناطق پایینتر، بهویژه نزدیک مرز پراکندگی گیاهان، ممکن است سهم بیشتری از غذای جانوری داشته باشند.
پژوهش سال ۲۰۲۶ به نکته دیگری هم اشاره کرد: بررسی ژنوم این گونه نشانههایی از سازگاری در مسیرهای زیستی مرتبط با تبدیل و تجزیه مواد شیمیایی را نشان داد؛ سازگاریای که احتمالاً به استفاده از ترکیبات دفاعی و بالقوه سمی برخی گیاهان مربوط است.
این یافته جذاب است، اما باید دقیق بیان شود. شواهد ژنتیکی از توانایی احتمالی سازگاری با ترکیبات گیاهی پشتیبانی میکنند؛ این موضوع بهتنهایی ثابت نمیکند که موش قله هر نوع گیاه سمی را میخورد یا در برابر همه سموم مقاوم است.
یکی از ویژگیهای غیرمنتظره این گونه، گستره ارتفاعی بسیار زیاد آن است. موش گوشبرگی آندی فقط به قلههای بلند محدود نیست؛ جمعیتهای این گونه در محدودهای از نزدیک سطح دریا تا ارتفاعات بیش از ۶۷۰۰ متر زندگی میکنند.
این گستره، فرصتی کمنظیر برای دانشمندان فراهم میکند تا ببینند یک گونه چگونه با محیطهایی کاملاً متفاوت کنار میآید. در ارتفاعات پایینتر، دما و دسترسی به اکسیژن با شرایط قله تفاوت زیادی دارد. در ارتفاعات بالا، سرمای شدید و کمبود اکسیژن فشار بیشتری بر بدن وارد میکند.
پژوهشگران در مطالعه سال ۲۰۲۶ ژنوم ۱۶۷ موش از نقاط مختلف این گستره ارتفاعی را بررسی کردند. دادهها نشان دادند که جمعیتهای کمارتفاع و مرتفع، با وجود تفاوتهای فیزیولوژیک مهم، از نظر ژنتیکی جدایی گستردهای ندارند.
این نتیجه پرسشی جالب ایجاد میکند: چگونه با وجود رفتوآمد ژنها میان جمعیتها، ویژگیهایی که برای زندگی در ارتفاع بالا سودمندند، شکل میگیرند و حفظ میشوند؟ پاسخ کامل هنوز به بررسیهای بیشتر نیاز دارد، اما پژوهش جدید نشان میدهد سازگاری با ارتفاع تنها به یک ویژگی مانند تنفس یا تولید گرما محدود نیست؛ سوختوساز، عملکرد عضلات و تغذیه نیز بخشی از این داستاناند.

بر اساس شواهد علمی منتشرشده، موش گوشبرگی آندی بالاترین رکورد مستند برای حضور یک پستاندار زنده را در اختیار دارد؛ نمونهای در ارتفاع ۶۷۳۹ متری ثبت شده است. پژوهشگران همچنین شواهدی از جمعیتهای پایدار این گونه در ارتفاعات بیش از ۶۰۰۰ متر ارائه کردهاند.
بااینحال، لازم است میان سه موضوع تفاوت بگذاریم: ثبت یک جانور در یک نقطه، یافتن بقایای جانور در ارتفاع بالا و اثبات وجود جمعیتی که در همان ارتفاع زندگی و تولیدمثل میکند. اینها شواهد یکسانی نیستند و هرکدام به بررسی متفاوتی نیاز دارند.
درباره این موش، اهمیت ماجرا در آن است که نتیجه فقط بر یک مشاهده تکیه ندارد. ثبت جانوران زنده، شواهد میدانی و بررسیهای ژنتیکی و محیطی، در کنار هم تصویر قابلاتکاتری از حضور این گونه در ارتفاعات افراطی ساختهاند.
این رکورد همچنین به معنی آن نیست که انسان هیچوقت نمیتواند به چنین ارتفاعی صعود کند. کوهنوردان آموزشدیده و سازگارشده با ارتفاع میتوانند برای مدت محدود به ارتفاعات بسیار بالا برسند؛ اما چنین ارتفاعی برای سکونت طولانیمدت انسان مناسب نیست و خطرهای جدی برای سلامتی دارد.
موش گوشبرگی آندی یادآور این است که مرزهای حیات، آنطور که زمانی تصور میکردیم، ثابت و ساده نیستند. محیطی که برای بسیاری از پستانداران تقریباً غیرقابلسکونت به نظر میرسد، میتواند برای گونهای کوچک به بخشی از زیستگاه طبیعی تبدیل شود.
این کشف به معنای آن نیست که هر جانوری میتواند به چنین ارتفاعی سازگار شود. موش آندی حاصل تاریخ تکاملی خاصی است و ویژگیهای فیزیولوژیک و ژنتیکی آن به شرایطی مربوط میشود که نسلهای متعدد در آن زندگی کردهاند.
پژوهش درباره این جانور همچنین نشان میدهد که شناخت حیاتوحش هنوز کامل نیست. حتی در گروهی آشنا مانند پستانداران، بررسی دقیقتر محیطهای دورافتاده میتواند فرضیههای قدیمی درباره محدودیتهای زندگی را تغییر دهد.
در نهایت، شگفتی ماجرا فقط این نیست که یک موش کوچک در ارتفاعی بیش از ۶۷۰۰ متر زنده میماند. شگفتی واقعی در مجموعه سازگاریهایی است که به بدن او امکان میدهد در سرما گرما تولید کند، با کمبود اکسیژن کنار بیاید و در محیطی با منابع غذایی محدود به زندگی ادامه دهد. گاهی برای فهمیدن مرزهای حیات، لازم نیست به جانوری غولپیکر نگاه کنیم؛ کافی است رد یک موش کوچک را روی سنگهای سرد بلندترین آتشفشانها دنبال کنیم.
منابع:
Liphardt, S. et al. (2026). “Adaptation across an extreme elevational gradient in Andean leaf-eared mice, the world's highest-dwelling mammal.” Science.
Steppan, S. J. et al. (2022). “Evidence of a population of leaf-eared mice Phyllotis vaccarum above 6,000 m in the Andes and a survey of high-elevation mammals.” Journal of Mammalogy.
Storz, J. F. et al. (2023). “Genomic insights into the mystery of mouse mummies on the summits of Atacama volcanoes.” Current Biology.
“Diet of Andean Leaf-Eared Mice (Phyllotis) Living at Extreme Elevations on Atacama Volcanoes: Insights From Metagenomics, DNA Metabarcoding, and Stable Isotopes.” (2024).
Oza, A. (2023). “Mysterious mouse mummies found atop lofty volcanoes.” Nature.
Mackenzie, R. J. (2026). “How the World’s Highest-Altitude Mammal Thrives.” The Scientist