راز بقا: اگرچه هزاران سال است مردم درباره روح فکر میکنند، اما هنوز نتوانستهاند ماهیت دقیق روح و وجود احتمالی آن را شناسایی کنند. برای اکثر افراد، اصطلاح روح به یک جوهر معنوی نامرئی اشاره دارد که در طول زندگی در بدن ساکن است، عامل حیات یا نیروی محرکه زندگی است و پس از مرگ نیز بدن او را ترک میکند تا با اتکا به باورهای متفاوت (حضور در دادگاهی الهی و پاسخگویی در قبال اعمال، ورود به بهشت یا جهنم، ورود به بدنی دیگر و تکمیل چرخه تناسخ) سفر دیگری را آغاز کند.
به گزارش راز بقا به نقل از یورونیوز، ماهیت غیرمادی روح، مطالعه علمی آن را تا حد زیادی غیرممکن کرده و آن را به یک موضوع ایمانی تبدیل کرده است. با این وجود، برخی تلاش کردهاند تا درباره روح به روشهای مختلف تحقیق یا حتی کمیتسنجی کنند، به این امید که اکتشافات آنها بتواند به برخی از قدیمیترین سؤالات بشر درباره منشأ زندگی، ماهیت مرگ و وجود نیروهای ماوراء طبیعی پاسخ دهد.

یکی از خبرسازترین آزمایشها درباره روح، در سال ۱۹۰۷ میلادی توسط یک پزشک آمریکایی اهل ماساچوست (و متولد اسکاتلند) به نام دانکن مکدوگال انجام شد.
او آزمایش عجیب و منحصر به فردی را انجام داد که با نام «آزمایش ۲۱ گرم» شناخته میشود. این آزمایش بر اساس این ایده انجام شد که روح ممکن است جرم فیزیکی داشته باشد، به این معنی که خروج آن از بدن پس از مرگ، منجر به کاهش وزن محسوسی شود.
دکتر مکدوگال آزمایش خود را در خانه سالمندان کولیس در بوستون، جایی که به عنوان داوطلب خدمت میکرد، انجام داد.
او برای این آزمایش، تختی ساخت که روی ترازوهای ستونی قرار میگرفت و این ترازوها میتوانستند نوسانات وزن را تا دو دهم اونس (۵.۶۶ گرم) اندازهگیری کنند.
او سپس ۶ بیمار مبتلا به سل را که در مراحل پایانی زندگی بودند، انتخاب کرد و در مقاله خود توضیح داد که سل بیماری مناسبی برای این آزمایش بود، زیرا بیماران در «ضعف و ناتوانی شدید» و بدون هیچ حرکتی که ترازوی او را تکان دهد، میمردند.
او بیماران (زن و مرد) را روی ترازوها قرار داد و وزن بدن آنها را قبل، حین و بعد از مرگشان اندازه گرفت و کشف کرد که بیماران در زمان مرگ وزن کم میکنند.
در یکی از این موارد، دکتر مکدوگال گزارش کرد که وزن بدن بیمار، در لحظه مرگ حدود سه چهارم اونس کاهش یافته که تقریباً برابر با ۲۱.۳ گرم است و از این داده نتیجه گرفت که شاید «روح» این وزن را داشته باشد و در لحظه مرگ از بدن خارج شده است.
مکدوگال پس از آزمایش روی این ۶ نفر، به سراغ سگها رفت. اینکه چطور به ۱۵ سگ در حال مرگ دست یافته مشخص نیست (برخی میگویند که آنها را مسموم کرده است)، اما در لحظه مرگ آنها، هیچ کاهش وزنی مشاهده نکرد.
با این وجود مکدوگال با این تصور که «فقط انسانها دارای روح هستند» از تحقیقاتش همان نتیجه وزن ۲۱ گرم را گرفت. گزارش این آزمایشها در مارس ۱۹۰۷میلادی در نیویورک تایمز و سپس مجله پزشکی American Medicine منتشر شد و همین باعث شد ایده ۲۱ گرم به سرعت وارد فرهنگ عمومی شود و در فیلمها، کتابها و گفتوگوهای عامه تکرار شود.
عنوان مقاله او «فرضیهای درباره جوهر روح به همراه شواهد تجربی وجود چنین جوهری» بود و دکتر مک دوگال در توجیه این تحقیق نوشت: «از آنجا که مادهای که در فرضیه ما در نظر گرفته شده تا زمان مرگ به طور ارگانیک با بدن مرتبط است، به نظر من منطقی است که فکر کنیم باید نوعی ماده گرانشی باشد؛ بنابراین شاید بتوان آن را با وزن کردن یک انسان هنگام مرگ تشخیص داد.»
مکدوگال در گزارش خود تأکید کرد که هنوز نتوانسته بطور قطعی این تئوری را اثبات کند که روح وجود دارد و پس از مرگ از بدن جدا میشود؛ او گفت که باید دانشمندان آزمایشهای بیشتری برای تکمیل این تحقیق انجام دهند.
با این وجود، انتشار نتایج همین آزمایشهای محدود، کافی بود تا موجی از داستانها و روایتها درباره روح و با اتکا بر تحقیقات او در سراسر جهان خلق شود.

دانکن مکدوگال تنها شش بیمار را مورد آزمایش قرار داد که برای اثبات علمی یک فرضیه، جمعیت بسیار کوچکی محسوب میشود و برای رسیدن به نتایج آماری معتبر، کافی نیست.
منتقدان روش او همچنین میگویند که برخی از کاهش وزنهای مشاهدهشده، ممکن است به دلایل فیزیولوژیکی و کاملاً طبیعی باشد، مثل تبخیر آب از سطح پوست پس از مرگ، آزاد شدن گازها از ریهها و دستگاه گوارش، انقباض عضلانی و بعد از آن شل شدن عضلات. همه اینها میتوانند تغییرات وزن لحظهای ایجاد کنند، بدون اینکه نیازی به فرض وجود «روح» باشد.
با این وجود دکتر مکدوگال بسیاری از این جزئیات را در نظر گرفته بود. مثلا او قبلاً کاهش وزن ناشی از تبخیر رطوبت از پوست را بررسی و میزان آن را تعیین کرده بود و به همین دلیل اعلام کرد که این کاهش وزن ۲۱ گرم که مشاهده شده، در مقایسه با روند تبخیر رطوبت از پوست، بسیار ناگهانی و بسیار بیشتر بوده است.
او حتی کاهش وزن ناشی از دفع ادرار و مدفوع را نیز کنترل کرد و نتیجه گرفت که اینها نمیتوانند دلیل تغییر وزن باشند.
از دست دادن هوا از ریهها نیز پاسخ نبود، زیرا خود دکتر مگ دوگال روی ترازو دراز کشید تا وزن خروج هوا از ریههایش را اندازه گیری کند و دریافت که چنین بازدمهایی، وزن قابل اندازهگیری ندارند.
سایر بیماران نوسانات عجیب دیگری را در وزن خود (نزدیک، در حین و پس از مرگشان) نشان دادند. یک بیمار وزن کم کرد، اما دوباره وزن گرفت؛ دو بیمار وزن کم کردند، اما چند دقیقه بعد از مرگ وزن بیشتری به دست آوردند. برخی آزمایشات هم به دلیل ایجاد مشکلات فنی در ترازوها اصلا عملی نشد. با این حال، مکدوگال بر همان کاهش وزن ۲۱ گرمی تمرکز کرد.
بر همین اساس منتقدان میگویند در حالی که تنها در ۱ مورد از ۶ مورد آزمایش انجام شده توسط او، کاهش وزن مشاهده شده، نتایج کلی به هیچ وجه قابل تعمیم نیستند. در برخی آزمایشها نیز وزن بیمار پس از مرگ افزایش یافته که با ادعای «خارج شدن روح از بدن» ناسازگار است.
نه مکدوگال و نه هیچ دانشمند دیگری، تلاش جدی برای تکرار این آزمایشها نکرد. با این حال، مکدوگال نیز علاقه خود را به ماوراءالطبیعه از دست نداد و به آزمایش امکان عکسبرداری از روح با استفاده از فناوری اشعه ایکس روی آورد.
در سال ۲۰۰۱ میلادی آزمایش دیگری توسط پژوهشگری به نام لوئیس هالندر در موضوع تغییر وزن در لحظه مرگ انجام شد که همگی روی حیوانات بود. او این آزمایشها را روی ۱۲ گوسفند (از انواع مختلف) و به کمک ترازوهای حساس الکترونیکی انجام داد.
او در ۷ مورد از ۸ میش بالغ، در لحظهٔ مرگ یک کاهش وزن ناگهانی و گذرا دید؛ اما پس از گذشت حدود ۶ ثانیه از لحظه مرگ، وزن آنها دوباره به مقدار اولیه بازگشت. در برخی حیوانات نیز شاهد افزایش وزن در هنگام مرگ بود که البته وزن آنها بهتدریج دوباره به وزن اولیه بازگشت.
درنهایت لوئیس هالندر نتوانست هیچ توضیحی درباره تغییرات وزن حیوانات هنگام مرگ ارائه دهد.
تا قرن بیست و یکم، کار مکدوگال تقریباً به طور جهانی بیاعتبار شد و «آزمایش ۲۱ گرم» به یک پدیده شبهعلمی تنزل یافت. دانشمندان شیوه کار او را به دلیل اشکالات متعدد از جمله ایراد در روششناسی، جامعه نمونهگیری بسیار کوچک و نتایج ناسازگار نامعتبر خواندند.
ضعف مهم تحقیقات او، در عدم تکرار نتایج واحد در آزمایشها بود. یکی از اصول علم این است که نتایج آزمایشهای علمی باید قابل تکرار باشند تا اعتبار پیدا کنند؛ اما هیچ پژوهش معتبری پس از مکدوگال نتایج او را تکرار نکرد.
با این وجود تحقیقات مکدوگال تاثیر خود را بر گروهی از باورمندان به عالم ماوراء همچنین دنیای هنر و ادبیات گذاشت. نظریه مکدوگال الهامبخش فیلم «۲۱ گرم» اثر الخاندرو گونسالس اینیاریتو (کارگردان مکزیکی) و رمانی از آندره موروا (نویسنده فرانسوی) با عنوان «وزنکننده روح» بود و هنوز هم هرازگاه مقالاتی با اتکا به این باور منتشر میشود.
آزمایش ۲۱ گرم، بیش از آنکه پاسخی علمی به پرسش وجود روح باشد، بازتابی از میل عمیق انسان برای فهمیدن مرگ است. علمی که امروز میشناسیم، نه شواهد معتبری برای وزن داشتن روح ارائه میدهد و نه ابزار لازم برای سنجش پدیدهای را دارد که ذاتاً غیرمادی فرض میشود.
اگر روح وجود داشته باشد، احتمالاً چیزی نیست که بتوان آن را روی ترازو گذاشت. آنچه بیتردید پس از مرگ باقی میماند، اثری است که بر دیگران میگذاریم؛ اثری که وزن ندارد، اما گاهی سنگینتر از هر وزنی است که علم بتواند آن را بسنجد.

خیر؛ تاکنون شواهد علمی معتبر و تکرارپذیری وجود ندارد که نشان دهد روح انسان دقیقاً ۲۱ گرم وزن دارد. این عدد از آزمایشی در سال ۱۹۰۷ میلادی به دست آمد که پزشک آمریکایی، دانکن مکدوگال، روی شش بیمار در حال مرگ انجام داد. او در یکی از موارد کاهش وزن حدود ۲۱ گرم را ثبت کرد و احتمال داد که این کاهش به خروج روح از بدن مربوط باشد. با این حال، نتایج آزمایش برای اثبات چنین ادعایی کافی نبودند و عدد ۲۱ گرم بیشتر به یک باور مشهور در فرهنگ عامه تبدیل شد.
آزمایش معروف وزن روح را دانکن مکدوگال، پزشک آمریکایی متولد اسکاتلند، در سال ۱۹۰۷ انجام داد. او میخواست بررسی کند که آیا مرگ انسان با کاهش ناگهانی وزن بدن همراه است یا خیر و آیا میتوان این تغییر را نشانه خروج روح دانست. مکدوگال نتایج خود را در مقالهای با عنوان «فرضیهای درباره جوهر روح همراه با شواهد تجربی برای وجود آن» منتشر کرد. این گزارش به دلیل ادعای غیرمعمولش توجه رسانهها را جلب کرد، اما از نظر علمی نتوانست وجود روح یا وزن آن را اثبات کند.
مکدوگال تختی را روی یک ترازوی حساس قرار داد و بیماران در حال مرگ را روی آن وزن کرد. هدف او ثبت تغییر وزن بدن پیش، هنگام و پس از مرگ بود. او شش بیمار در مراحل پایانی زندگی را بررسی کرد و مدعی شد که در یکی از موارد، کاهش وزن ناگهانی حدود ۲۱ گرم رخ داده است. با این حال، تعداد کم نمونهها، نتایج متفاوت میان بیماران و محدودیت ابزار اندازهگیری، اعتبار نتیجهگیری او را زیر سؤال میبرد. ترازو تنها تغییر وزن بدن را نشان میداد؛ هیچ اندازهگیری مستقیمی از خودِ روح انجام نشده بود.
خیر. برخلاف تصور رایج، نتایج شش بیمار یکسان نبود. در گزارش مکدوگال، برخی اندازهگیریها با مشکلات فنی روبهرو شدند و در موارد دیگر، تغییر وزن الگوی ثابتی نداشت. کاهش وزن حدود ۲۱ گرم در یکی از بیماران به نتیجه مشهور آزمایش تبدیل شد، اما نمیتوان آن را نتیجهای تکرارشده در تمام افراد دانست. همین تفاوتها یکی از دلایل اصلی انتقاد از این پژوهش است.
این عدد پس از انتشار گزارش مکدوگال در سال ۱۹۰۷ و بازتاب رسانهای آن شهرت پیدا کرد. ادعای اینکه روح هنگام مرگ از بدن خارج میشود و وزن مشخصی دارد، به دلیل پیوند خوردن با یکی از قدیمیترین پرسشهای بشر، یعنی سرنوشت انسان پس از مرگ، جذابیت زیادی داشت. بعدها کتابها، رسانهها و آثار سینمایی به ماندگاری این ایده کمک کردند. با این حال، شهرت یک عدد به معنای تأیید علمی آن نیست.
بله. اندازهگیری وزن بدن در شرایط مرگ و پس از آن میتواند تحت تأثیر عوامل مختلف فیزیولوژیکی و فنی قرار بگیرد. تبخیر رطوبت، خروج هوا از دستگاه تنفسی، جابهجایی بدن، تغییر وضعیت آن و حساسیت یا ناپایداری ابزار اندازهگیری میتوانند در ثبت تغییرات وزن نقش داشته باشند. برای اینکه کاهش وزن به خروج روح نسبت داده شود، باید این عوامل با روشهای دقیق کنترل شوند و نتیجه در آزمایشهای مستقل و تکرارپذیر نیز به دست آید؛ چیزی که آزمایش مکدوگال نتوانست فراهم کند.
خیر. آزمایش مکدوگال وجود روح را اثبات نکرد؛ زیرا مشاهده یک تغییر وزن بهتنهایی نشان نمیدهد که علت آن خروج روح بوده است. برای اثبات چنین رابطهای، باید توضیحات جایگزین کنار گذاشته شوند، روش آزمایش قابل اعتماد باشد و پژوهشگران مستقل بتوانند نتیجه مشابهی به دست آورند. افزون بر این، مفهوم روح در بسیاری از دیدگاههای فلسفی و دینی ماهیتی غیرمادی دارد و نمیتوان بدون تعریف روشن و روش آزمونپذیر، آن را مانند یک جسم فیزیکی اندازهگیری کرد.
بله. مکدوگال پس از آزمایش روی انسانها، وزن چند سگ را نیز هنگام مرگ بررسی کرد و مدعی شد کاهش وزن مشابهی در آنها مشاهده نکرده است. او این تفاوت را با دیدگاه خود درباره روح انسان و حیوان تفسیر کرد؛ اما این نتیجه نیز وجود یا نبود روح در حیوانات را اثبات نمیکند. اندازهگیری وزن بدن نمیتواند بهتنهایی پاسخگوی پرسشی فلسفی یا دینی درباره ماهیت روح باشد.
لوئیس هالندر در سال ۲۰۰۱ پژوهشی درباره تغییر وزن حیوانات در زمان مرگ منتشر کرد. در این آزمایش، تغییرات وزن گوسفندان با ترازوهای الکترونیکی بررسی شد و در برخی موارد نوسانهایی مشاهده شد که گذرا بودند یا به شکل افزایش وزن ظاهر شدند. این نتایج بهخودیخود شاهدی بر خروج روح از بدن نبودند و توضیح قطعی برای ارتباط این تغییرات با روح ارائه نکردند. بنابراین، این پژوهش را نیز نباید اثبات علمی وزن داشتن روح دانست.
مهمترین انتقادها به آزمایش مکدوگال شامل تعداد بسیار کم شرکتکنندگان، نتایج ناسازگار، مشکلات اندازهگیری و نبود تأیید مستقل و تکرارپذیر است. از میان شش بیمار، تنها یک مورد کاهش وزن مشهور حدود ۲۱ گرم را نشان داد. حتی اگر این تغییر وزن دقیقاً همانطور که گزارش شده رخ داده باشد، باز هم بهتنهایی ثابت نمیکند که روح علت آن بوده است. در پژوهش علمی، مشاهده یک اتفاق با اثبات علت آن تفاوت دارد.
خیر. در علم پزشکی و فیزیک، روش پذیرفتهشدهای برای اندازهگیری مستقل وزن یا جرم روح انسان وجود ندارد. ابزارهای علمی میتوانند جرم و وزن بدن و تغییرات فیزیکی قابلاندازهگیری را ثبت کنند، اما برای سنجش روح باید ابتدا مشخص شود که دقیقاً چه چیزی قرار است اندازهگیری شود و چگونه میتوان آن را از سایر پدیدهها تفکیک کرد. آزمایش ۲۱ گرم چنین معیار قابلاعتماد و پذیرفتهشدهای فراهم نکرده است.
فیلم «۲۱ گرم» محصول سال ۲۰۰۳ به کارگردانی الخاندرو گونسالس اینیاریتو، از ایده مشهور وزن روح الهام گرفته است. جمله آغازین و فضای فیلم به این باور اشاره میکند که انسان هنگام مرگ ۲۱ گرم از دست میدهد. ریشه تاریخی این ایده به آزمایش دانکن مکدوگال در سال ۱۹۰۷ بازمیگردد؛ اما فیلم یک اثر داستانی است و نباید آن را مدرکی علمی برای اثبات وزن روح دانست.
نمیتوان صرفاً بر اساس شکست آزمایش ۲۱ گرم نتیجه گرفت که روح وجود ندارد. این آزمایش فقط نتوانست ادعای وزن داشتن روح و خروج آن به شکل کاهش وزن ۲۱ گرمی را اثبات کند. وجود روح و ماهیت آن، بسته به تعریف مورد استفاده، میتواند پرسشی فلسفی، دینی یا علمی باشد. علم تجربی برای بررسی یک ادعا به تعریف روشن، شواهد قابل مشاهده و روشی برای آزمودن و تکرار نتایج نیاز دارد. بنابراین، اثبات نشدن یک ادعا با اثبات قطعی نبود آن یکسان نیست.
هیچ قانون علمی پذیرفتهشدهای وجود ندارد که بر اساس آن همه انسانها در لحظه مرگ دقیقاً ۲۱ گرم وزن از دست بدهند. تغییرات وزن گزارششده در آزمایش مکدوگال یکسان نبودند و نتیجه مشهور او نیز بهطور مستقل و قابلاعتماد تأیید نشد. بنابراین، عبارت «انسان در لحظه مرگ ۲۱ گرم وزن کم میکند» یک واقعیت علمی اثباتشده نیست، بلکه ادعایی تاریخی است که از یک آزمایش بحثبرانگیز سرچشمه گرفته است.
آزمایش ۲۱ گرم یکی از مشهورترین تلاشهای تاریخی برای پیوند دادن یک پرسش معنوی با اندازهگیری فیزیکی است؛ اما نتیجه آن اثبات نمیکند که روح انسان ۲۱ گرم وزن دارد یا هنگام مرگ از بدن خارج میشود. این پژوهش به دلیل محدودیتهای روششناختی و نبود نتایج مستقل و تکرارپذیر، برای اثبات چنین ادعایی کافی نیست. آنچه همچنان باقی مانده، پرسشی دیرینه درباره ماهیت روح و سرنوشت انسان پس از مرگ است؛ پرسشی که عدد ۲۱ گرم به آن شهرت بخشید، اما پاسخ علمی قطعی برایش فراهم نکرد.