راز بقا: وقتی صحبت از نژادهای مختلف گربه میشود، اغلب تصور میکنیم همهی آنها نتیجهی پرورش هدفمند انسان هستند؛ از گربههای پشمالوی نمایشی گرفته تا نژادهای خاص با چهرههای عجیب. اما واقعیت این است که داستان شکلگیری نژادهای گربه، بسیار پیچیدهتر و جذابتر از این تصور ساده است. سؤال اصلی اینجاست: آیا بعضی از نژادهای گربه بدون دخالت انسان و بهطور طبیعی شکل گرفتهاند؟
به گزارش راز بقا، در جهان امروز بیش از ۶۰۰ میلیون گربه زندگی میکنند، اما کمتر از ۱۰ درصد آنها به نژادهای مشخص و ثبتشده تعلق دارند. بیشتر گربههای خانگی، گربههای «بینژاد» یا ترکیبی هستند. نژادهای رسمی معمولاً طی ۱۵۰ سال اخیر و با انتخاب هدفمند انسان بر اساس ظاهر، اندازه، رنگ یا فرم بدن ایجاد شدهاند.
با این حال، همهی نژادها ساختهی دست انسان نیستند.

به گزارش راز بقا برخی از نژادهای گربه، پیش از آنکه انسانها وارد ماجرای پرورش انتخابی شوند، در دل طبیعت و در پاسخ به شرایط محیطی شکل گرفتهاند. به این نژادها، نژادهای طبیعی گفته میشود. این گربهها طی هزاران سال و تحت فشار عواملی مثل آبوهوا، جغرافیا و دسترسی به منابع غذایی، ویژگیهای خاصی پیدا کردهاند.
از معروفترین نژادهای طبیعی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
مینکون، گربه سیبریایی، گربه جنگلی نروژی، روسی آبی، ترکیش ون و مائوی مصری.
این نژادها پیش از ثبت رسمی یا پرورش تجاری، در مناطق خاصی از جهان وجود داشتهاند.
در طبیعت، بقا تعیینکنندهی همهچیز است. گربههایی که بهتر با محیط سازگار میشوند، شانس بیشتری برای زنده ماندن و تولیدمثل دارند. برای مثال:
در مناطق سرد و برفی مانند سیبری و شمال اروپا، گربههایی با پوشش ضخیم، بدن درشت و استخوانبندی قوی شانس بیشتری برای بقا داشتند. نتیجهی این روند، نژادهایی مانند گربه سیبریایی و گربه جنگلی نروژی بود.
در مناطق گرم و مرطوب جنوب شرق آسیا، گربههای لاغرتر، با موهای کوتاه و گوشهای بزرگتر بهتر گرما را تحمل میکردند و پایهی نژادهایی مانند حبشی را شکل دادند.
به بیان ساده، طبیعت همان کاری را میکند که انسان بعدها در پرورش نژادها انجام داد؛ اما بدون هدف زیباییشناسی، فقط با هدف بقا.

گاهی یک جمعیت کوچک از گربهها در یک منطقهی محدود گیر میافتد؛ مثلاً یک جزیره. در چنین شرایطی، تنوع ژنتیکی کاهش پیدا میکند و حتی ژنهایی که چندان مفید نیستند، میتوانند گسترش یابند. این پدیده به «اثر بنیانگذار» معروف است.
به گزارش راز بقا نمونهی کلاسیک آن، گربه منکس در جزیرهی من است. در این جمعیت، جهشی ژنتیکی باعث کوتاه شدن دم شد. چون جمعیت کوچک و بسته بود، این ویژگی بهسرعت پخش شد و به یک نژاد کامل انجامید. البته این جهش، مشکلاتی مثل ناهنجاریهای ستون فقرات را هم به همراه داشت.
اینجاست که ماجرا پیچیده میشود. هرچند نیاکان برخی نژادها بهطور طبیعی شکل گرفتهاند، اما گربههای امروزی این نژادها دیگر کاملاً طبیعی نیستند. با افزایش محبوبیت گربهها، انسانها وارد روند انتخاب و پرورش شدند و ویژگیهایی را که دوست داشتند، تقویت کردند.
برای مثال:
مینکونهای امروزی اغلب بزرگتر از نمونههای تاریخی هستند.
برخی ویژگیها مثل فک چهارگوش یا چندانگشتی بودن پنجهها در این نژاد، عمداً حفظ و حتی اغراقآمیز شدهاند.
در واقع، فشارهای طبیعی جای خود را به سلیقهی انسان دادهاند.
نژادهایی که به ریشههای خود وفادار ماندهاند
برخی نژادها بیش از بقیه به شکل اولیهی خود شباهت دارند. گربه سیبریایی نمونهی خوبی است. پرورشدهندگان این نژاد هنوز هم گربههایی را که بهطور طبیعی در منطقهی اصلی زندگی میکنند وارد برنامههای پرورش میکنند تا تنوع ژنتیکی حفظ شود.

در مقابل، نژادهایی مثل روسی آبی تغییرات زیادی داشتهاند. این نژاد پس از جنگ جهانی دوم برای جلوگیری از انقراض، با گربههای سیامی تلاقی داده شد و بعدها به تیپهای مختلفی تقسیم شد که از نظر ظاهر تفاوت محسوسی با نمونههای اولیه دارند.
به گزارش راز بقا بحثهای اخلاقی جدی دربارهی ادامهی پرورش برخی نژادها وجود دارد؛ بهویژه نژادهایی که مشکلات ژنتیکی شناختهشده دارند. در مورد گربه منکس، برخی متخصصان معتقدند یا باید این نژاد بازنشسته شود یا با اصلاح ژنتیکی، نسخههای سالمتری (مثلاً با دم) ایجاد شود.
بله، نژادهای طبیعی گربه وجود دارند؛ اما نه به شکلی کاملاً دستنخورده. بسیاری از آنها در طبیعت و بدون دخالت انسان شکل گرفتهاند، اما انسان با پرورش انتخابی، مسیر تکاملشان را تغییر داده است. آنچه امروز بهعنوان یک نژاد خاص میشناسیم، ترکیبی از انتخاب طبیعی، شرایط محیطی و سلیقهی انسان است.
در نهایت، ظاهر گربهها بیشتر از آنکه داستان طبیعت باشد، بازتابی از ترجیحات انسانها در دورههای مختلف است؛ ترجیحاتی که مدام تغییر میکنند و چهرهی نژادها را دگرگون میسازند.
