راز بقا: در پارک ملی کوههای راکی در آمریکا، مناطقی وجود دارد که ورود اسبها به آنها ممنوع است، اما لاماها اجازه حضور دارند. اردوگاههای «یوت میدو»، «آسپن نال» و «هیناک» همگی فضاهای مشخصی برای کمپینگ با لاما دارند. منطقه هیناک در ارتفاع ۱۰ هزار و ۷۶۰ فوتی (حدود ۳۲۸۰ متر) قرار گرفته و نزدیکترین مسیر دسترسی به آن تقریبا ۱۳ کیلومتر فاصله دارد.
در واقع یک شترسان آمریکای جنوبی، در ارتفاعات یک پارک ملی، اقامتگاه اختصاصی خودش را دارد؛ دلیل این امتیاز عجیب به چیزی برمیگردد که در نگاه اول شاید ساده به نظر برسد: پاهای لاما.
پای اسب یک ساختار سخت و یکپارچه است که تمام وزن حیوان را روی سطح کوچکی متمرکز میکند. وقتی اسب در مسیرهای کوهستانی حرکت میکند، هر قدمش میتواند خاک سطحی را بشکافد، پوشش گیاهی را له کند و شیارهایی در زمین ایجاد کند که مسیر حرکت آب باران را تغییر داده و باعث فرسایش خاک شود.

یک اسب هزار پوندی (حدود ۴۵۰ کیلوگرم) روی یک مسیر گلآلود کوهستانی، با هر قدم آسیب بیشتری نسبت به بسیاری از حیوانات باربر دیگر ایجاد میکند. قاطرها اگرچه سبکتر هستند، اما ساختار پایشان همان طراحی سُم اسب را دارد. هرچه تعداد رفتوآمد بیشتر شود، آسیب هم افزایش پیدا میکند. یک مسیر محبوب در پارک ملی که اجازه استفاده از اسبهای باربر را دارد، ممکن است در طول یک تابستان هزاران ضربه سُم را روی همان مسیر باریک تحمل کند.
اما لاما داستان متفاوتی دارد.
لاما با یک پای نرم، دو انگشتی و دارای پدهای انعطافپذیر راه میرود. پای آن هنگام برخورد با زمین باز میشود و وزن حیوان را پخش میکند. به جای بریدن خاک، روی سطح زمین قرار میگیرد و فشار کمتری وارد میکند.

وزن یک لاما معمولا بین ۱۱۰ تا ۱۸۰ کیلوگرم است؛ یعنی بسیار سبکتر از اسب. ساختار پای آن باعث میشود فشار بدن روی سطح بزرگتری تقسیم شود و مسیرهای طبیعی کمتر آسیب ببینند.
در سال ۱۹۸۸، منطقه تفریحی ملی گلن کنیون تفاوت میان لاماها و دیگر حیوانات باربر را بررسی کرد و به این نتیجه رسید که لاماها به دلیل داشتن پاهای نرمتر و نیاز غذایی کمتر، آسیب زیستمحیطی پایینتری ایجاد میکنند.
لاما در هر کیلومتر نسبت به اسب غذای کمتری مصرف میکند. آب کمتری نیاز دارد. فضولاتش کوچکتر، خشکتر و سریعتر تجزیه میشود. همچنین برخلاف اسب، نیازی به حمل خوراک اضافی مانند غلات ندارد و میتواند از پوشش گیاهی موجود در محیط استفاده کند.
به همین دلیل، سازمان پارکهای ملی آمریکا و سازمان جنگلداری این کشور در بسیاری از مناطق بیابانی و کوهستانی غرب آمریکا اجازه استفاده از لاماها را صادر کردهاند.
مسیرهایی مانند «تریل تقسیم قارهای» و «تریل کرست اقیانوس آرام» و صدها منطقه حفاظتشده دیگر، در جاهایی که استفاده از اسب باعث تخریب مسیر شده یا محدود شده است، همچنان اجازه استفاده از لاماهای باربر را میدهند.

اما یک استثنای مهم وجود دارد: زیستگاه گوسفندهای وحشی.
در مناطقی که جمعیت گوسفند شاخبلند آمریکایی (Bighorn Sheep) زندگی میکند، ورود لاماها ممکن است ممنوع شود. دلیل این موضوع نه وزن، نه پا و نه آسیب به زمین است؛ بلکه چیزی است که از بدن لاما خارج میشود: بیماری.
لاماها و دیگر شترسانان اهلی میتوانند ناقل برخی عوامل بیماریزا باشند که گوسفندهای وحشی در برابر آنها ایمنی ندارند.
برای مثال، باکتریهایی مانند Mycoplasma ovipneumoniae و Pasteurella میتوانند وارد جمعیت گوسفندهای وحشی شوند و باعث شیوع بیماریهای تنفسی شدید شوند. در برخی موارد، این بیماریها میتوانند ۳۰ تا ۹۰ درصد یک جمعیت را از بین ببرند.
به همین دلیل، بعضی مناطق مانند گلن کنیون ورود لاماها را به بخشهایی که گوسفندهای وحشی در آن حضور دارند ممنوع کردهاند.

این یک تناقض عجیب در مدیریت طبیعت است: حیوانی که از نظر حرکت روی زمین یکی از کمخطرترین حیوانات برای مسیرهای کوهستانی محسوب میشود، وقتی وارد قلمرو یک گونه حساس وحشی میشود، میتواند به تهدیدی جدی تبدیل شود.
یک لاما میتواند همراه انسان تا ارتفاع بیش از ۳۲۰۰ متر بالا برود و در کمپ اختصاصی خودش در پارک ملی کوههای راکی استراحت کند؛ اما ممکن است چند کیلومتر آنطرفتر اجازه ورود نداشته باشد، چون یک گوسفند وحشی در آن منطقه زندگی میکند و بدنش توان مقابله با میکروبهایی را ندارد که لاما ممکن است با خود حمل کند.

در نهایت، تصمیم مدیران طبیعت بین دو ویژگی این حیوان گرفته میشود: پاهای لاما که مسیرها را حفظ میکنند و دستگاه تنفسیاش که ممکن است تهدیدی برای یک گونه وحشی باشد.