کد خبر: ۶۶۳۰
20 مرداد 1405
10:49

چگونه یک زمین پوشیده از پیچک سمی به آزمایشگاهی زنده برای بیش از ۶۷۵ گونه گیاهی تبدیل شد؟

یک مزرعه قدیمی
داستان ادیت رابرتس نشان می‌دهد که یک قطعه زمین ظاهراً بی‌ارزش چگونه می‌تواند به آزمایشگاهی برای مطالعه طبیعت تبدیل شود. اهمیت کار او تنها در پرورش صدها گونه گیاهی خلاصه نمی‌شد. او رویکردی را دنبال کرد که در آن گیاه، خاک، آب، نور و سایر موجودات زنده بخشی از یک سیستم واحد در نظر گرفته می‌شوند.

راز بقا: در سال ۱۹۱۹، زمانی که «ادیت ای. رابرتس» به کالج واسار در نیویورک پیوست، علم بوم‌شناسی هنوز به‌عنوان یک رشته علمی مستقل در حال شکل‌گیری بود. تنها یک سال بعد، او توانست مسئولان کالج را متقاعد کند تا حدود چهار جریب زمین نامناسب در امتداد رودخانه کوچک «فونتین کیل» را در اختیار او قرار دهند.

این زمین در ابتدا شرایط چندان مطلوبی نداشت. اسناد تاریخی کالج واسار آن را زمینی چهار جریبی توصیف می‌کنند که بخش عمده‌اش پوشیده از پیچک سمی بود و تنها چند درخت بلوط در آن دیده می‌شد. اما رابرتس و دانشجویانش تصمیم گرفتند به‌جای آنکه زمین را صرفاً به باغی زیبا تبدیل کنند، از آن به‌عنوان یک آزمایشگاه بوم‌شناسی در فضای باز استفاده کنند؛ جایی که گیاهان بومی نه به‌صورت تک‌گونه و جدا از محیط، بلکه در قالب جوامع گیاهی و در شرایط طبیعی رشدشان مطالعه شوند.

از زمین پیچک سمی تا آزمایشگاه بوم‌شناسی

رابرتس پیش از طراحی این آزمایشگاه، همراه با دانشجویانش بررسی گسترده‌ای از پوشش گیاهی شهرستان داچس انجام دادند. هدف آنها شناسایی گیاهان بومی منطقه و بررسی جوامع طبیعی‌ای بود که این گیاهان در آنها زندگی می‌کردند.

سپس بر اساس این اطلاعات، فضای آزمایشگاه را به گونه‌ای طراحی کردند که ترکیب‌های مختلفی از گیاهان و شرایط محیطی طبیعی آنها بازسازی شود.در نتیجه، این مکان تنها یک باغ گیاه‌شناسی معمولی نبود. دانشجویان می‌توانستند در فضای باز، ارتباط میان گیاهان و محیط اطرافشان را مشاهده کنند و هم‌زمان آزمایش‌های علمی انجام دهند.

رابرتس در مقاله‌ای که در سال ۱۹۳۳ با عنوان «توسعه یک آزمایشگاه گیاه‌شناسی در فضای باز برای بوم‌شناسی تجربی» منتشر کرد، توضیح داد که هدف این پروژه ترکیب مشاهده‌های کنترل‌شده علمی با شرایط واقعی طبیعت بود.

از دیدگاه او، گیاه نباید به‌عنوان یک نمونه جدا از محیطش بررسی شود؛ بلکه باید روابط آن با خاک، آب، نور، سایر گیاهان و تغییرات میان جوامع گیاهی نیز مورد مطالعه قرار گیرد.

گیاهان بومی؛ هم برای علم و هم برای زیبایی

رابرتس معتقد بود گیاهان بومی تنها از نظر علمی ارزشمند نیستند، بلکه می‌توانند نقش مهمی در زیبایی محیط نیز داشته باشند.او در محوطه آزمایشگاه مسیرهایی میان پوشش گیاهی ایجاد کرد تا مردم عادی نیز بتوانند از زیبایی گیاهان بومی منطقه داچس لذت ببرند. به این ترتیب، پروژه او چند حوزه را به یکدیگر پیوند داد: پژوهش علمی، آموزش، حفاظت از طبیعت و طراحی منظر. این دیدگاه در آن زمان چندان رایج نبود. استفاده از گیاهان بومی در طراحی فضای سبز هنوز به جریان اصلی معماری منظر تبدیل نشده بود.

کتابی که نگاه به گیاهان بومی را تغییر داد

در سال ۱۹۲۹، ادیت رابرتس به همراه طراح منظر، «السا رِمان»، کتابی با عنوان American Plants for American Gardens منتشر کرد. این کتاب از جمله آثار تأثیرگذار اولیه‌ای بود که استفاده از گیاهان بومی و اصول بوم‌شناختی را در طراحی باغ‌ها و فضاهای سبز ترویج می‌کرد.

رابرتس و رمان معتقد بودند طراحی باغ نباید صرفاً بر اساس انتخاب مجموعه‌ای از گیاهان زیبا انجام شود. در عوض، باید گیاهانی انتخاب شوند که با شرایط خاص آب‌وهوا، خاک، پستی‌وبلندی زمین و میزان نور سازگاری داشته باشند.

این نگاه، طراحی فضای سبز را از یک فعالیت صرفاً زیبایی‌شناختی به رویکردی نزدیک‌تر به اکولوژی تبدیل می‌کرد.

مجموعه‌ای زنده با بیش از ۶۷۵ گونه

مقیاس آزمایش رابرتس به‌تدریج افزایش یافت. بر اساس اسناد کالج واسار، تا سال ۱۹۴۹، یعنی زمانی که رابرتس بازنشسته شد، بیش از ۶۷۵ گونه گیاهی در این آزمایشگاه مستقر شده بودند.
مساحت پروژه نیز از چهار جریب اولیه به حدود هفت جریب افزایش پیدا کرده بود.بنابراین، زمینی که زمانی عمدتاً پوشیده از پیچک سمی و چند درخت بلوط بود، به مجموعه‌ای زنده و گسترده تبدیل شد که ساختار آن بر اساس بوم‌شناسی منطقه اطراف طراحی شده بود.

پایان کار رابرتس، پایان داستان نبود

بازنشستگی رابرتس در سال ۱۹۴۹ پایان داستان این آزمایشگاه بوم‌شناسی نبود، اما در سال‌های بعد نگهداری از محوطه کاهش یافت. در سال ۱۹۶۵، ساخت یک جاده نیز شرایط هیدرولوژیکی منطقه را تغییر داد و باعث از بین رفتن برخی از جوامع گیاهی اولیه شد.

با این حال، در دهه ۱۹۹۰ تلاش‌ها برای احیای این منطقه دوباره آغاز شد. از جمله این اقدامات می‌توان به حذف گونه‌های مهاجم و ساخت مسیر پیاده‌روی چوبی اشاره کرد.

در دهه ۲۰۱۰ نیز دانشجویان و استادان واسار بار دیگر مطالعه این منطقه را از سر گرفتند. پژوهش‌های آنها موضوعاتی مانند تأثیر نمک جاده بر محیط، کیفیت آب و پیامدهای بلندمدت احیای تالاب‌ها بر تنوع زیستی و سلامت اکوسیستم را بررسی می‌کرد.

میراث ادیت رابرتس

داستان ادیت رابرتس نشان می‌دهد که یک قطعه زمین ظاهراً بی‌ارزش چگونه می‌تواند به آزمایشگاهی برای مطالعه طبیعت تبدیل شود. اهمیت کار او تنها در پرورش صدها گونه گیاهی خلاصه نمی‌شد. او رویکردی را دنبال کرد که در آن گیاه، خاک، آب، نور و سایر موجودات زنده بخشی از یک سیستم واحد در نظر گرفته می‌شوند.

آنچه در سال ۱۹۲۰ با زمینی پوشیده از پیچک سمی آغاز شد، در نهایت به یکی از نمونه‌های اولیه استفاده از اصول بوم‌شناسی در آموزش، پژوهش و طراحی منظر تبدیل شد؛ رویکردی که امروزه، با افزایش توجه به حفاظت از تنوع زیستی و استفاده از گونه‌های بومی، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

برچسب ها :
گل و گیاه
ارسال نظر
captcha
علم و کیهان