راز بقا: در جنگلهای کوهستانی جنوب اتیوپی، ماری زندگی میکند که برخلاف بسیاری از خویشاوندانش، نه برای شکار جوندگان کمین میکند و نه به دنبال قورباغهها میرود. غذای این خزنده، تخم پرندگان است. بدن تیره، پوست خاکستری متمایل به آبی در فاصله میان فلسها و گلوی سفیدرنگ، ظاهر متفاوتی به آن داده است؛ اما آنچه این مار را به خبر مهمی در دنیای حیاتوحش تبدیل کرده، نه فقط رژیم غذایی عجیبش، بلکه هویت علمی آن است.
پژوهشگران پس از هفت سال بررسی، تأیید کردهاند که با گونهای مستقل و پیشتر توصیفنشده روبهرو هستند. این مار که «تخمخوار سفیدگلو» نام گرفته، با نام علمی Dasypeltis albigularis به فهرست گونههای شناختهشده جهان اضافه شده است. داستان کشف آن نشان میدهد گاهی یک جانور در نگاه اول کاملاً آشنا به نظر میرسد، اما بررسی دقیقتر ظاهر، ژنتیک و زیستشناسیاش پرده از هویتی متفاوت برمیدارد.

در سال ۲۰۱۹، آرتور تیتنکو، متخصص مطالعه خزندگان و پژوهشگر دانشگاه ارلانگن ـ نورنبرگ آلمان، با نمونهای از یک مار تخمخوار در جنگل هارنا در جنوب اتیوپی روبهرو شد. در نگاه نخست، این مار شباهت زیادی به یکی از گونههای شناختهشده آفریقایی داشت؛ خزندهای تیرهرنگ که از قبل در مطالعات علمی ثبت شده بود.
اما چند تفاوت کوچک توجه پژوهشگر را جلب کرد. رنگ پوست میان فلسها، شکل بعضی از فلسها و الگوی رنگآمیزی بدن دقیقاً با مشخصات گونهای که تصور میشد این مار به آن تعلق دارد، مطابقت نداشت.
در جانورشناسی، تفاوت ظاهری بهتنهایی برای معرفی یک گونه جدید کافی نیست. ممکن است دو جانور از یک گونه، به دلیل سن، جنس، شرایط محیطی یا تنوع طبیعی رنگ، ظاهر متفاوتی داشته باشند. از سوی دیگر، برخی گونههای مستقل آنقدر شبیه یکدیگرند که تشخیص آنها بدون بررسیهای دقیق امکانپذیر نیست.
به همین دلیل، پژوهشگران بهجای اعلام فوری کشف یک گونه تازه، بررسیهای خود را ادامه دادند. مقایسه ویژگیهای بدنی، مطالعه DNA و بررسی نمونههای دیگر از منطقه در کنار هم قرار گرفتند تا مشخص شود این مار صرفاً نمونهای متفاوت از یک گونه شناختهشده است یا واقعاً به گروه مستقلی تعلق دارد.
سرانجام، نتیجه این بررسیها در مقالهای علمی در مجله Herpetozoa منتشر شد. مقاله در ۲۷ اوت ۲۰۲۶ بهطور رسمی گونه جدید را معرفی کرد؛ هفت سال پس از نخستین مواجهه پژوهشگر با این جمعیت از مارها.
نام علمی این گونه Dasypeltis albigularis است و نام انگلیسی White-throated Egg-eater، به معنای «تخمخوار سفیدگلو»، برای آن به کار میرود.
بخش نخست نام علمی، یعنی Dasypeltis، نام سردهای از مارهای تخمخوار آفریقایی است. بخش دوم، albigularis، به رنگ روشن گلو اشاره دارد؛ ویژگیای که به تشخیص این گونه از خویشاوندان نزدیکش کمک میکند.
بدن این مار معمولاً از بالا تقریباً یکدست سیاه است، اما پوست میان فلسها روشنتر به نظر میرسد و در نمونههای بالغ ممکن است تهرنگ آبی یا خاکستری متمایل به آبی داشته باشد. سطح زیرین بدن، بهویژه ناحیه گلو و بخش جلویی شکم، سفید یا عمدتاً سفید است.
با این حال، همه نمونهها کاملاً سیاه نیستند. شکلهای رنگی قهوهای و مایل به قرمز نیز گزارش شدهاند که روی بدنشان نقشهایی کمرنگتر دیده میشود. همین تنوع رنگی یکی از دلایلی است که شناسایی این گروه از مارها را دشوار میکند.
از نظر اندازه، این گونه مار بزرگی محسوب نمیشود. مادهها میتوانند به طول حدود ۹۲ سانتیمتر برسند، در حالی که طول نرهای گزارششده حداکثر حدود ۵۸ سانتیمتر است. این اختلاف اندازه میان دو جنس نیز یکی از ویژگیهایی است که پژوهشگران هنگام بررسی جمعیت آن در نظر گرفتهاند.

شناسایی گونههای جدید همیشه به معنای پیدا کردن جانوری با ظاهری کاملاً ناشناخته نیست. گاهی جانور سالها در یک منطقه زندگی میکند و حتی به دست انسانها میافتد، اما به دلیل شباهت زیاد به گونههای دیگر، هویت واقعی آن تشخیص داده نمیشود.
در مورد مار تخمخوار سفیدگلو نیز پژوهشگران ابتدا احتمال میدادند که نمونه مورد بررسی به گونه Dasypeltis atra تعلق داشته باشد؛ ماری آفریقایی که آن هم تیرهرنگ، غیرسمی و تخمخوار است.
برای بررسی این احتمال، پژوهشگران تنها به رنگ و شکل ظاهری اکتفا نکردند. آنها ویژگیهای فلسها و سایر مشخصات بدنی را با نمونههای شناختهشده مقایسه کردند و از دادههای ژنتیکی برای بررسی میزان خویشاوندی این جمعیت با گونههای نزدیک کمک گرفتند.
بخشی از شواهد نیز از آزمایشهای پرورش در اسارت به دست آمد. پژوهشگر، ماده جوانی را که از جنگل هارنا به دستش رسیده بود، با یک نر از گونه D. atra جفتگیری داد تا ببیند ویژگیهای ظاهری در نسل حاصل چگونه ظاهر میشوند. نتایج، ترکیبی از صفات دو والد را نشان داد و به روشنترشدن تفاوتهای این جمعیت کمک کرد؛ هرچند نتیجهگیری نهایی بر مجموعهای از شواهد ریختشناختی، ژنتیکی، زیستی و جغرافیایی استوار بود.
این بررسیها نشان دادند که تفاوتهای مار هارنا صرفاً به تغییرات رنگی محدود نیستند و فاصله ژنتیکی آن با نزدیکترین خویشاوندش نیز با تفاوتهای دیدهشده میان بعضی گونههای از پیش شناختهشده قابل مقایسه است.
به این ترتیب، پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که با گونهای مستقل روبهرو هستند؛ گونهای که پیش از انتشار مقاله سال ۲۰۲۶، بهصورت رسمی در علم توصیف نشده بود.

یکی از جزئیات قابلتوجه این پژوهش، مسئله انتخاب نمونه مرجع برای معرفی رسمی گونه بود.
در جانورشناسی، معمولاً یک نمونه فیزیکی مشخص بهعنوان «هولوتایپ» یا نمونه تیپ اصلی تعیین میشود. این نمونه در مجموعهای علمی نگهداری میشود تا پژوهشگران آینده بتوانند مشخصات گونه را با آن مقایسه کنند.
اما نگهداری یک نمونه مرجع از حیوانی زنده، موضوع سادهای نیست. تیتنکو نمیخواست صرفاً برای معرفی رسمی گونه، یک مار سالم را بکشد. در نتیجه، روند تکمیل توصیف علمی تا زمانی ادامه یافت که یک نمونه مرده در دسترس قرار گرفت.
طبق توضیحی که پژوهشگر به رسانه محیطزیستی Mongabay ارائه کرده، نمونهای که به دست آمد، ماری بود که اهالی محلی آن را کشته بودند. پژوهشگران توانستند از آن برای تعیین نمونه مرجع استفاده کنند و روند انتشار رسمی توصیف گونه را پیش ببرند.
این ماجرا نشان میدهد معرفی علمی یک گونه فقط به مشاهده جانور و گرفتن عکس از آن محدود نمیشود. پژوهشگران باید بتوانند شواهد خود را به شکلی مستند و قابل بررسی ارائه دهند؛ شواهدی که در آینده نیز امکان مقایسه و ارزیابی مستقل آنها وجود داشته باشد.

ویژگی دیگر این گونه، رژیم غذایی تخصصی آن است. مار تخمخوار سفیدگلو از تخم پرندگان تغذیه میکند و برای این شیوه زندگی، سازگاریهای ویژهای در بدنش شکل گرفته است.
مارهای سرده Dasypeltis برخلاف بسیاری از مارهای شکارچی، برای گرفتن طعمه از نیشزدن و تزریق زهر استفاده نمیکنند. آنها تخم را بهصورت کامل میبلعند و سازوکارهایی در بخش جلویی دستگاه گوارش و مهرههای ناحیه گلو دارند که به شکستن پوسته تخم کمک میکند.
هنگامی که تخم در مسیر گوارشی قرار میگیرد، زائدههای استخوانی ویژهای که از مهرههای گردنی منشأ گرفتهاند، به شکستن پوسته کمک میکنند. محتویات تخم بلعیده و هضم میشود و بخشهای سخت پوسته بعداً از بدن خارج میشوند.
این سازگاری به مار اجازه میدهد بدون نیاز به گرفتن و مهار یک جانور زنده، از منبع غذاییای استفاده کند که در دسترس برخی از شکارچیان دیگر نیست. البته پیدا کردن لانه پرندگان نیز به خودی خود نیازمند جستوجو و سازگاری با محیط است.
در مورد گونه تازهشناساییشده، پژوهشگران گزارش کردهاند که این مار از تخم پرندگانی تغذیه میکند که روی درختان لانه میسازند. بنابراین، زندگی آن با پوشش گیاهی جنگل و رفتار تولیدمثلی پرندگان منطقه ارتباط نزدیکی دارد.
مار تخمخوار سفیدگلو غیرسمی است و نباید آن را با مارهای سمی آفریقا اشتباه گرفت. با این حال، غیرسمیبودن به معنی بینیازی از احتیاط در برخورد با جانوران وحشی نیست.
مارهای تخمخوار در صورت احساس خطر ممکن است برای فرار تلاش کنند یا رفتارهای دفاعی نشان دهند. برخی از گونههای این گروه با مالیدن فلسهای زبر به یکدیگر، صدایی شبیه خشخش یا هیس تولید میکنند؛ صدایی که میتواند شکارچی را از نزدیکشدن منصرف کند.
اما بر اساس بررسیهای منتشرشده، مار D. albigularis ظاهراً توانایی تولید این صدای خشدار را ندارد؛ ویژگیای که آن را از تعدادی از خویشاوندانش متمایز میکند. این موضوع نیز بخشی از مجموعه تفاوتهایی است که در توصیف گونه مورد توجه قرار گرفته است.
نباید از این ویژگی نتیجه گرفت که این مار هیچ راه دفاعی دیگری ندارد. رفتارهای دفاعی جانوران به شرایط مواجهه و محیط بستگی دارند و برای شناخت کامل واکنشهای این گونه، مشاهدات بیشتری لازم است.

مار تخمخوار سفیدگلو تاکنون از جنگل هارنا در جنوب اتیوپی شناخته شده است؛ منطقهای کوهستانی در دامنههای کوههای باله که بخشی از فلات جنوبی سومالی را در بر میگیرد.
نمونههای بررسیشده از ارتفاع حدود ۱۵۰۰ تا ۱۷۰۰ متر بالاتر از سطح دریا گزارش شدهاند. در این بخش از جنگل، درختان بلند و پوشش گیاهی متراکم وجود دارد و گیاهان قهوه وحشی و نیمهوحشی نیز در زیر اشکوب جنگل رشد میکنند.
با این حال، هنوز مشخص نیست که پراکندگی این مار دقیقاً به جنگل هارنا محدود میشود یا جمعیتهای دیگری از آن در بخشهای جنگلی مجاور نیز وجود دارند. پژوهشگران احتمال دادهاند که این گونه در بخشهای دیگری از نواحی جنگلی جنوب فلات سومالی هم زندگی کند، اما برای تأیید این موضوع به بررسیهای میدانی بیشتری نیاز است.
وضعیت حضور آن در پارک ملی کوههای باله نیز هنوز بهطور قطعی تأیید نشده است. به همین دلیل، در حال حاضر نمیتوان درباره وسعت دقیق محدوده پراکنش یا اندازه جمعیت آن نتیجهگیری کرد.
یکی از نگرانیهای مطرحشده درباره این مار، کشتن مارها به دست انسانها از روی ترس یا تنفر است. به گفته پژوهشگر اصلی، این رفتار میتواند برای بقای آن تهدید ایجاد کند؛ بهخصوص اگر پراکندگی گونه محدود باشد. با این حال، برای تعیین وضعیت حفاظتی دقیق آن، به دادههای بیشتری درباره جمعیت، پراکنش و روند تغییرات زیستگاه نیاز است.
معرفی Dasypeltis albigularis نمونهای از این واقعیت است که شناخت تنوع زیستی هنوز کامل نشده است. حتی در گروهی از جانوران که از نظر ظاهری بهخوبی مطالعه شدهاند، ممکن است گونههایی وجود داشته باشند که به دلیل شباهت زیاد به خویشاوندانشان از دید پژوهشگران پنهان مانده باشند.
این کشف همچنین اهمیت ترکیب روشهای مختلف علمی را نشان میدهد. مشاهده یک ویژگی غیرعادی، نقطه شروع ماجرا بود؛ اما مقایسه دقیق بدن، تحلیل ژنتیکی، بررسی زیستشناسی و شواهد مربوط به پراکندگی جغرافیایی بود که در نهایت به معرفی رسمی گونه انجامید.
داستان این مار در عین حال یادآوری میکند که «تازهکشفشده برای علم» لزوماً به معنای جانوری نیست که تازه به وجود آمده یا تا پیش از آن هیچ انسانی آن را ندیده است. این اصطلاح به گونهای اشاره دارد که هویت مستقل آن بهطور رسمی و مستند در دانش علمی ثبت نشده بود.
مار سیاه و سفیدگلوی جنگل هارنا سالها پیش در طبیعت حضور داشت؛ اما هفت سال پژوهش لازم بود تا تفاوتهایش بهاندازهای روشن شود که بتوان آن را با نام علمی مستقل معرفی کرد. اکنون این خزنده به فهرست گونههای شناختهشده اضافه شده است، هرچند پرسشهای مهمی درباره گستره زیستگاه و وضعیت جمعیت آن همچنان بیپاسخ ماندهاند.