کد خبر: ۶۸۲۹
12 آبان 1405
13:21

قارچ جادویی و بازگشت خاطرات یک زن ۸۰ ساله آلزایمری؛ اتفاقی که دانشمندان را شگفت‌زده کرد

قارچ
مصرف قارچ حاوی سیلوسایبین در یک زن ۸۰ ساله مبتلا به آلزایمر پیشرفته با بازگشت موقت گفتار، حافظه و توانایی راه رفتن همراه شد؛ دانشمندان چه توضیحی دارند؟

راز بقا: یک زن ۸۰ ساله مبتلا به آلزایمر پیشرفته، پس از دریافت ماده روان‌گردان موجود در نوعی قارچ جادویی، تغییراتی غیرمنتظره را تجربه کرد؛ او پس از سال‌ها دوباره درباره خاطرات زندگی‌اش صحبت کرد، توانایی راه رفتن و لباس پوشیدن مستقل را به دست آورد و حتی کنترل ادرار خود را بازیافت. این اتفاق که در یک گزارش علمی در سال ۲۰۲۶ منتشر شده، توجه پژوهشگران علوم اعصاب را به سیلوسایبین، ترکیب طبیعی موجود در بعضی قارچ‌های روان‌گردان، جلب کرده است. آیا ممکن است این قارچ‌ها بتوانند بخش‌هایی از مغز را که در بیماری آلزایمر از کار افتاده‌اند، موقتاً دوباره فعال کنند؟

قارچ

قارچی که ذهن انسان را از واقعیت جدا می‌کند

در طبیعت، بعضی از عجیب‌ترین ترکیبات شیمیایی را نه در گیاهان سمی و نه در جانوران خطرناک، بلکه در قارچ‌ها می‌توان پیدا کرد. گروهی از قارچ‌ها که در زبان عمومی به نام «قارچ جادویی» شناخته می‌شوند، حاوی ماده‌ای طبیعی به نام سیلوسایبین (Psilocybin) هستند؛ ترکیبی که می‌تواند ادراک، احساسات، تجربه زمان و حتی درک انسان از خودش و محیط اطرافش را به‌شدت تغییر دهد.

این قارچ‌ها فقط به دلیل ایجاد توهم شناخته نمی‌شوند. در سال‌های اخیر، ترکیبات فعال آن‌ها به یکی از موضوعات مورد توجه پژوهشگران علوم اعصاب تبدیل شده‌اند؛ زیرا شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد این مواد می‌توانند نحوه ارتباط بخش‌های مختلف مغز را تغییر دهند و بر انعطاف‌پذیری شبکه‌های عصبی اثر بگذارند.

سیلوسایبین در واقع ماده‌ای نیست که فقط در یک قارچ خاص وجود داشته باشد. این ترکیب در شماری از گونه‌های قارچی، از جمله اعضای سرده Psilocybe، یافت می‌شود. قارچ‌های این گروه در نقاط مختلف جهان پراکنده‌اند و بعضی از آن‌ها ظاهری کاملاً معمولی دارند؛ به‌طوری که تشخیصشان از روی ظاهر، بدون دانش تخصصی، آسان نیست.

اما آنچه این قارچ‌ها را از بسیاری دیگر از قارچ‌های طبیعت متمایز می‌کند، شیمی پیچیده آن‌هاست.

سیلوسایبین چگونه مغز را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟

سیلوسایبین پس از ورود به بدن، به ترکیب فعال‌تری به نام سیلوسین (Psilocin) تبدیل می‌شود. سیلوسین با گیرنده‌های سروتونین در مغز، به‌ویژه گیرنده‌ای به نام 5-HT2A، تعامل می‌کند.

سروتونین یکی از پیام‌رسان‌های شیمیایی مهم مغز است که در تنظیم خلق‌وخو، ادراک، خواب و بسیاری از عملکردهای عصبی نقش دارد. وقتی سیلوسین بر گیرنده‌های مربوط به آن اثر می‌گذارد، الگوی فعالیت شبکه‌های عصبی تغییر می‌کند.

مطالعات تصویربرداری مغزی نشان داده‌اند که مصرف سیلوسایبین می‌تواند ارتباطات معمول میان شبکه‌های مختلف مغز را به‌طور موقت دگرگون کند. برخی شبکه‌ها که معمولاً الگوی فعالیت نسبتاً پایداری دارند، هماهنگی پیشین خود را از دست می‌دهند و ارتباطات تازه‌ای میان بخش‌های مختلف مغز شکل می‌گیرد.

این تغییرات می‌توانند تجربه‌های ادراکی غیرمعمول ایجاد کنند؛ از تغییر در درک زمان و فضا گرفته تا تصاویر ذهنی بسیار زنده و احساس ارتباط متفاوت با محیط.

اما اهمیت سیلوسایبین برای دانشمندان فقط به تجربه توهم محدود نمی‌شود. پژوهش‌های آزمایشگاهی، به‌ویژه روی حیوانات و سلول‌های عصبی، نشان داده‌اند که این ترکیب و برخی مواد مشابه ممکن است فرایند نوروپلاستیسیته یا انعطاف‌پذیری عصبی را تقویت کنند؛ یعنی توانایی مغز برای تغییر ارتباطات میان سلول‌های عصبی و بازسازی بخشی از مسیرهای ارتباطی خود.

البته باید میان یافته‌های آزمایشگاهی و اثبات یک اثر درمانی در انسان تفاوت قائل شد. هنوز مشخص نیست این تغییرات در چه شرایطی و تا چه اندازه می‌توانند به بازگشت عملکردهای ازدست‌رفته در بیماری‌های عصبی کمک کنند.

قارچ

قارچ انیگما؛ گونه‌ای عجیب در مرکز یک گزارش پزشکی

در ماجرای زن ۸۰ ساله، پژوهشگران از قارچی با نام Enigma استفاده کردند؛ نامی که به یکی از شکل‌های غیرمعمول قارچ‌های حاوی سیلوسایبین اشاره دارد.

انیگما در میان علاقه‌مندان به قارچ‌های روان‌گردان به دلیل ظاهر غیرمعمولش شناخته می‌شود. برخلاف بسیاری از قارچ‌های آشنا که کلاهک و پایه مشخصی دارند، شکل موسوم به Enigma به‌صورت توده‌هایی متراکم، چین‌خورده و نامنظم رشد می‌کند؛ ساختاری که گاهی به مغز انسان یا گل‌کلم شباهت داده می‌شود.

این نام در واقع به یک سویه یا شکل ژنتیکی خاص اشاره دارد، نه یک گونه مستقل و تازه از قارچ‌ها. انیگما معمولاً در مجموعه قارچ‌های Psilocybe cubensis طبقه‌بندی می‌شود، هرچند مقاله پزشکی مورد بحث صرفاً نام سویه Enigma را ذکر کرده و شناسایی مستقل گونه‌شناختی آن را گزارش نکرده است.

نکته مهم درباره این قارچ، وجود ترکیبات روان‌گردان است. با این حال، میزان سیلوسایبین در قارچ‌ها ثابت نیست و می‌تواند با توجه به ویژگی‌های ژنتیکی، شرایط رشد و نمونه مورد بررسی تغییر کند. بنابراین نمی‌توان صرفاً از روی نام یک سویه، مقدار دقیق ماده فعال آن را تعیین کرد.

در گزارش علمی مورد بحث، پژوهشگران از پنج گرم قارچ خشک حاوی سیلوسایبین استفاده کردند؛ مقداری که در مقاله به‌عنوان دوز بالا توصیف شده است.

زنی که پس از پنج سال سکوت دوباره خاطراتش را تعریف کرد

داستان اصلی از زنی ژاپنی‌آمریکایی آغاز می‌شود که حدود ۱۰ سال با بیماری آلزایمر زندگی کرده بود. در پنج سال پایانی، وضعیت او به‌تدریج وخیم‌تر شده بود؛ به‌طوری که تقریباً توانایی صحبت کردن طبیعی را از دست داده و بیشتر به واژه‌های کوتاه و هجاهای پراکنده بسنده می‌کرد.

او برای انجام بسیاری از کارهای روزمره به کمک دیگران نیاز داشت. راه رفتن بدون حمایت برایش دشوار بود، کنترل ادرار خود را از دست داده بود و حتی لباس پوشیدن نیز به کمک اطرافیان نیاز داشت.

کاهش ارتباط کلامی و واکنش‌های عاطفی نیز شرایط زندگی او را دشوارتر کرده بود. زنی که زمانی می‌توانست با خانواده‌اش گفت‌وگو کند، حالا به‌ندرت ارتباطی خودجوش برقرار می‌کرد.

در چنین شرایطی، در یک مداخله اکتشافی و تحت نظارت، پنج گرم قارچ حاوی سیلوسایبین از سویه Enigma به‌صورت خوراکی به او داده شد.

ساعات نخست پس از مصرف، برخلاف آنچه ممکن است از یک تجربه معمول روان‌گردان تصور شود، با واکنش‌های جسمانی قابل توجهی همراه بود. تعریق شدید، نشانه‌های فعال شدن دستگاه عصبی خودکار و احتمال افزایش دمای بدن گزارش شد. زن سپس وارد حالتی شبیه خواب عمیق و طولانی شد.

اما اتفاق اصلی حدود ۱۹ ساعت پس از مصرف رخ داد.

زن به‌طور خودجوش شروع به صحبت کرد. نه با چند کلمه پراکنده، بلکه با جملاتی درباره زندگی و خاطرات شخصی خود؛ گفت‌وگویی که حدود چهار ساعت ادامه پیدا کرد.

برای خانواده‌ای که سال‌ها با کاهش شدید توانایی ارتباطی او روبه‌رو بودند، این تغییر بسیار غیرمنتظره بود.

قارچ

از بازگشت گفتار تا راه رفتن و کنترل ادرار

تغییرات گزارش‌شده فقط به صحبت کردن محدود نماند. طی روزهای بعد، نشانه‌هایی از بهبود در چندین عملکرد روزمره ظاهر شد.

در روز نخست، هوشیاری و تعامل اجتماعی زن افزایش یافت و توانست اعضای خانواده را بهتر تشخیص دهد. در روز دوم، دوباره بدون کمک دیگران راه رفت. در روزهای دوم و سوم نیز توانست لباس‌هایش را به‌تنهایی بپوشد و ابتکار عمل بیشتری در انجام فعالیت‌های روزانه نشان دهد.

یکی از چشمگیرترین تغییرات، بازگشت کنترل ادرار بود. طبق گزارش، پوشک‌های او حتی در طول شب خشک باقی می‌ماندند؛ تغییری که پس از سال‌ها بی‌اختیاری مزمن مشاهده شده بود.

در روزهای ششم و هفتم نیز نشانه‌هایی از بهبود حافظه و توجه دیده شد. او می‌توانست درباره تعاملات اجتماعی قبلی سؤال کند، برخی موقعیت‌ها و وسایل نقلیه را درست تشخیص دهد و ارتباط چشمی پایدارتری برقرار کند.

لبخند زدن در پاسخ به دیگران، واکنش به شوخی‌ها و افزایش ارتباط عاطفی نیز از جمله تغییراتی بود که اطرافیان و مراقبان او گزارش کردند.

نوبت دوم قارچ؛ یک ماه بعد چه اتفاقی افتاد؟

ماجرا به همان جلسه نخست ختم نشد. حدود یک ماه بعد، در حالی که بخشی از بهبودهای عملکردی همچنان باقی مانده بود، جلسه دوم با سه گرم قارچ حاوی سیلوسایبین انجام شد.

در این مرحله نیز افزایش توانایی بیان، واکنش‌های چهره‌ای، شوخ‌طبعی و چابکی هنگام راه رفتن گزارش شد.

زن حتی تصویری ذهنی و مثبت از موج‌سواری با پسرش در جزیره‌ای آرام تعریف کرد. جمله‌ای که در طول پیگیری از او ثبت شد، این بود: «اینجا بودن لذت‌بخش است.»

پژوهشگران گزارش کردند که برخی تغییرات عملکردی، از جمله کنترل ادرار و بهبود تعامل اجتماعی، برای هفته‌ها ادامه داشته‌اند. با این حال، این گزارش به معنای بازگشت کامل توانایی‌های شناختی یا توقف روند بیماری نبود.

آیا قارچ جادویی می‌تواند بخش‌های خاموش مغز را دوباره فعال کند؟

این همان پرسشی است که گزارش علمی را به موضوعی مهم برای پژوهشگران علوم اعصاب تبدیل کرده است.

در بیماری آلزایمر، سلول‌های عصبی به‌تدریج آسیب می‌بینند و ارتباط میان شبکه‌های مختلف مغز مختل می‌شود. با پیشرفت بیماری، حافظه، زبان، تصمیم‌گیری، شناخت افراد و توانایی انجام فعالیت‌های روزمره تحت تأثیر قرار می‌گیرند.

اما یک پرسش همچنان مطرح است: آیا تمام توانایی‌هایی که بیمار ظاهراً از دست داده، واقعاً از بین رفته‌اند؟

یکی از فرضیه‌هایی که پژوهشگران در این گزارش مطرح می‌کنند، این است که شاید بخشی از ظرفیت‌های عملکردی مغز در مراحل پیشرفته بیماری همچنان باقی بمانند، اما به دلیل اختلال در ارتباطات عصبی، دسترسی به آن‌ها دشوار یا ناممکن شده باشد.

از این منظر، سیلوسایبین ممکن است با تغییر موقت الگوی ارتباط شبکه‌های عصبی، شرایطی ایجاد کرده باشد که برخی از این ظرفیت‌های باقی‌مانده دوباره در دسترس قرار بگیرند.

این فرضیه با یافته‌های پیشین درباره تأثیر سیلوسایبین بر شبکه‌های مغزی و انعطاف‌پذیری عصبی همخوانی دارد؛ اما هنوز نمی‌توان آن را توضیح قطعی اتفاقی دانست که برای این زن رخ داده است.

پژوهشگران در این بیمار تصویربرداری پیشرفته مغزی، ثبت الکتریکی کمی فعالیت مغز یا اندازه‌گیری مستقیم تغییرات ارتباطات عصبی انجام نداده بودند. بنابراین مشخص نیست دقیقاً کدام مسیرهای عصبی تغییر کرده‌اند و آیا چنین سازوکاری واقعاً عامل بهبود بوده است یا خیر.

قارچ

آیا این کشف به معنی درمان آلزایمر است؟

پاسخ کوتاه، خیر. گزارش منتشرشده در مجله Frontiers in Neuroscience در تاریخ ۲۸ مه ۲۰۲۶، یک مطالعه موردی است؛ یعنی پژوهشگران فقط واکنش یک بیمار را توصیف کرده‌اند و این نتایج حاصل یک کارآزمایی بالینی گسترده با گروه کنترل نیست.

علاوه بر این، تشخیص آلزایمر این بیمار بر اساس ارزیابی بالینی انجام شده بود و تأیید آزمایشگاهی نشانگرهای زیستی یا تصویربرداری پیشرفته برای تشخیص در دسترس نبود. بنابراین احتمال وجود مؤلفه‌های دیگری از بیماری‌های عصبی نیز کاملاً کنار گذاشته نشده است.

خود پژوهشگران نیز تأکید کرده‌اند که نمی‌توان از این مشاهده نتیجه گرفت که سیلوسایبین بیماری آلزایمر را معکوس می‌کند.

از سوی دیگر، مصرف خودسرانه قارچ‌های روان‌گردان می‌تواند با خطرات جدی همراه باشد. واکنش‌های شدید جسمانی، تغییرات ادراکی، اضطراب و اختلال در وضعیت روانی از جمله نگرانی‌های مرتبط با این مواد هستند. دوز استفاده‌شده در این گزارش نیز بالا بوده و هیچ دستور مصرف تأییدشده‌ای برای درمان آلزایمر با قارچ سیلوسایبین وجود ندارد.

با وجود همه این محدودیت‌ها، داستان زن ۸۰ ساله یک پرسش مهم را پیش روی علم قرار داده است: شاید در مغز مبتلا به آلزایمر پیشرفته، همه مسیرهای شناختی و عملکردی به‌طور کامل نابود نشده باشند. شاید بخشی از آنچه تصور می‌کنیم برای همیشه از دست رفته، هنوز در شبکه‌های عصبی باقی مانده باشد.

قارچی با ترکیبی روان‌گردان که قرن‌ها به دلیل تغییر ادراک انسان شناخته می‌شد، حالا در آزمایشگاه‌های علوم اعصاب پرسش متفاوتی ایجاد کرده است؛ آیا می‌توان از قدرت تغییر شبکه‌های مغزی برای بازگرداندن بخشی از توانایی‌های ازدست‌رفته استفاده کرد؟

پاسخ این پرسش هنوز روشن نیست؛ اما این بار، یک قارچ کوچک از دل طبیعت، دانشمندان را به یکی از پیچیده‌ترین رازهای مغز انسان رسانده است.

برچسب ها :
قارچ بدن انسان
ارسال نظر
captcha
علم و کیهان