Moloch یا مولوخ، یکی از بحثبرانگیزترین و اسرارآمیزترین شخصیتها در تاریخ و اساطیر خاورمیانه است. این نام در متون عبری باستان به ویژه در کتاب مقدس عبری (تورات/عهد عتیق) چندین بار ذکر شده و با قربانی کردن کودکان مرتبط دانسته میشود. مطالعهی دقیق مولوخ نشان میدهد که این نام نمادی از قدرت، وحشت و ترس در فرهنگهای باستانی است و روایتهای بعدی ادبی و هنری، وجههٔ او را حتی ترسناکتر کردهاند.
واژهٔ «مولوخ» از ریشه عبری mlk (به معنای پادشاه) مشتق شده است و در برخی نسخهها با واژه boshet («شرمآور» یا «ننگ») ترکیب شده است. این ترکیب در متون عبری، بهعنوان یک تعریض علیه خدایان بیگانه به کار رفته است. به عبارتی، در کتاب مقدس، مولوخ نه صرفاً یک اسم، بلکه نماینده نوع خاصی از عمل مذهبی یا خدایان بیگانه بوده است.

در کتاب لاویان (Leviticus)، صریحاً آمده است که: «و هیچیک از فرزندانت را ندهید که آنها را به مولوخ بسپارید...»
این دستور، نشاندهنده این است که قربانی کردن کودکان عملی شدیداً محکوم در آن دوران بوده است. در بخشهای دیگری از عهد عتیق مانند پادشاهان دوم و ارمیا، به مکانهایی به نام Tophet در درهٔ Hinnom اشاره شده است که کودکان در آتش گذرانده میشدند. این عمل با مولوخ مرتبط دانسته شده است و در متون دینی، انجام آن ناپسند و غیرقابل قبول توصیف شده است.
یکی از بحثبرانگیزترین جنبههای مولوخ، قربانیهای انسانی است. تحقیقات باستانشناسی در مکانهایی مثل Tophet در کارتاژ، آثار سوزاندن کودکان و حیوانات را نشان میدهد. با این حال، اینکه قربانیها دقیقاً برای مولوخ بوده است یا صرفاً نوعی عمل مذهبی دیگر بوده، هنوز قطعی نیست.
برخی محققان مانند Otto Eissfeldt پیشنهاد دادهاند که واژه mlk یا Moloch ممکن است نام یک نوع قربانی باشد و نه خدای مستقل. این دیدگاه نشان میدهد که بسیاری از آنچه امروزه درباره مولوخ میدانیم، بر اساس تفسیر متون دینی شکل گرفته است و نه مدارک مستقیم باستانی.

تصاویر و مجسمههای مولوخ اغلب با سر گاو و بدن انسان یا بهطور کامل انسانی تصویر شدهاند. این ترکیب، قدرت و وحشت را همزمان منتقل میکند. آتش به عنوان نماد قدرت و پاکسازی در مراسمها نقش مهمی داشت و قربانیها معمولاً در حضور این مجسمهها انجام میشدند. این تصویرگریها، جنبه ترسناک و هولناک مولوخ را در ذهن مردم تقویت میکردند.
مولوخ در مقایسه با سایر خدایان مانند بعل یا اشتار ویژگیهای منحصر به فردی دارد. بسیاری از خدایان باستانی نماد جنگ، باروری یا ثروت بودند، اما تمرکز مولوخ بر قربانی انسانی و آتش، او را به شخصیتی ترسناک و منفور تبدیل کرده است. در حالی که بعل خدای باران و باروری بود و اشتار خدای عشق و جنگ، مولوخ نمادی از قدرت مطلق و وحشتآفرین بود.
در فرهنگ فنیقی و کنعانی، مولوخ به عنوان خدای مرکزی معرفی شده بود. معابد و مکانهای مقدس برای او ساخته میشد و مردم باور داشتند که انجام مراسم در حضور او میتواند رفاه و امنیت جامعه را تضمین کند. این باور، نشاندهنده نقش مذهب در کنترل جامعه و حفظ نظم اجتماعی است. قربانیها ابزار تثبیت قدرت مذهبی و سیاسی نیز بودهاند.

از دیدگاه مدرن، مولوخ نه تنها یک خدای باستانی، بلکه نمادی از خطرات قدرت بیش از حد و قربانی شدن بیگناهان است. او یادآور این است که انسانها در طول تاریخ برای حفظ قدرت، ممکن است دست به اعمال غیرانسانی زده باشند. روانشناسان و محققان فرهنگی بر این باورند که مطالعه مولوخ کمک میکند تا رفتارهای انسانی در مواجهه با قدرت و ترس را بهتر درک کنیم.
در ادبیات و هنر اروپایی، مولوخ به صورت موجودی شیطانی و گاو سر با قدرت و خشم تصویر شده است. برای مثال، در شعر Paradise Lost جان میلتون، مولوخ یک موجود بیرحم و خونریز نشان داده میشود. این تصویرها، بازتاب نگاه فرهنگی بعدی به مولوخ هستند و لزوماً با واقعیت تاریخی مطابقت ندارند.

تحقیقات نشان میدهند که مولوخ در کتاب مقدس عبری بیشتر به عنوان نمادی از عمل ناپسند قربانی کودکان و نه خدای واقعی شناخته شده است. برخی پژوهشگران نیز معتقدند که مولوخ، در واقع نوعی قربانی بوده و نه خدای مستقل. این موضوع نشان میدهد که بسیاری از برداشتهای مدرن و ترسناک از مولوخ، نتیجه تفسیرهای بعدی و هنری است، نه کشف باستانشناسی مستقیم.
Moloch یا مولوخ، با نامی ترسناک و اسرارآمیز، نمادی از قدرت، وحشت و قربانیهای انسانی در فرهنگهای باستانی خاورمیانه است. او نه تنها در متون دینی بلکه در ادبیات و فرهنگ مدرن نیز به عنوان نمادی از ظلم و طمع انسانها باقی مانده است. مطالعه مولوخ یادآور این است که چگونه انسانها در طول تاریخ با ترس، قدرت و قربانی شدن بیگناهان تعامل داشتهاند و چه درسهایی میتوان از این تعاملها گرفت.