راز بقا: اسب باشقیر کِرلی آمریکایی (American Bashkir Curly) یا اسب کِرلی آمریکای شمالی (North American Curly Horse)، یک نژاد اسب بومی آمریکای شمالی است که به دلیل ویژگی منحصربهفرد پوشش موی فر و مجعد خود شناخته میشود.
به گزارش راز بقا، این نژاد از اسبهای آمریکایی با ریشه ایبریایی (مربوط به شبهجزیره ایبری در اسپانیا و پرتغال) سرچشمه گرفته است؛ اسبهایی که در میان آنها گاهی نمونههایی با موهای فر دیده میشد. برخلاف تصور برخی، این اسب ارتباطی با اسبهای آسیایی مانند باشقیر و لوکای ندارد؛ هرچند آن نژادها نیز ممکن است دارای پوشش موی مجعد باشند.
اسب کِرلی آمریکایی در طول سالها بهطور گسترده با نژادهای دیگر آمیزش داده شده است، به همین دلیل از نظر اندازه، ساختار بدنی و ویژگیهای ظاهری تنوع زیادی دارد. این اسب میتواند تقریباً در هر رنگی دیده شود.

منشأ دقیق اسب کِرلی همچنان موضوع بحثهای فراوان در میان علاقهمندان این نژاد است و تحقیقات درباره تاریخچه آن هنوز ادامه دارد. اختلافنظرها درباره گذشته این اسب باعث شده حتی درباره نام رسمی آن نیز توافق کاملی وجود نداشته باشد.
اعضای انجمن ABCR (American Bashkir Curly Registry) بیشتر از نام «باشقیر کِرلی» استفاده میکنند، در حالی که اعضای سازمانهایی مانند CSI و ICHO تمایل بیشتری به نام «کِرلی آمریکای شمالی» دارند. اضافه کردن یا حذف واژه «باشقیر» از نام این نژاد همچنان یکی از بحثهای اصلی میان پرورشدهندگان است.
یک مطالعه در سال ۱۹۹۰ نشان داد که احتمال اینکه اسب باشقیر آسیایی، با وجود داشتن موهای فر، جد این نژاد آمریکایی باشد بسیار کم است.

یکی از نظریههای اصلی درباره منشأ این اسب آن است که ریشه آن به اسبهای ایبریایی بازمیگردد. یکی از شواهد این نظریه این است که در برخی اسبهای دورگه، کرهاسبهایی با موهای فر متولد شدهاند. این موضوع نشان میدهد که احتمالاً ژن مسئول موهای مجعد، غالب است؛ یعنی وجود یک نسخه از این ژن میتواند برای ایجاد این ویژگی کافی باشد.
اسب کِرلی برای نخستین بار در اوایل قرن بیستم در منطقه اورکا (Eureka) در ایالت نوادا بهصورت ثبتشده مورد توجه قرار گرفت. یک دامدار به نام جان دیمیل (John Damele) و پسرانش در میان گلههای اسب وحشی موستانگ، متوجه حضور چند اسب با پوشش موی غیرعادی و فر شدند.
در آن زمان دیدن موستانگها در منطقه امری معمول بود، اما اسبهایی با موهای مجعد بسیار نادر بودند. چند سال بعد، خانواده دیمیل موفق شدند یکی از این اسبها را بگیرند، آن را برای سواری تربیت کنند و بفروشند؛ اتفاقی که آغاز رابطه طولانی آنها با این نژاد شد.

در سال ۱۹۳۲، زمستانی بسیار سخت منطقه را فرا گرفت. پس از پایان زمستان، خانواده دیمیل متوجه شدند که تنها اسبهایی که توانستهاند شرایط دشوار را تحمل کنند، همان اسبهای کِرلی بودهاند.
این مقاومت بالا در برابر سرما و شرایط سخت، توجه آنها را جلب کرد. خانواده دیمیل تصمیم گرفتند تعداد بیشتری از این اسبها را در گله خود نگهداری کنند، زیرا متوجه شدند این حیوانات از نظر استقامت و سازگاری با محیط ویژگیهای خاصی دارند.
پس از یک زمستان سخت دیگر در سالهای ۱۹۵۱ و ۱۹۵۲، خانواده دیمیل برنامه پرورش این اسبها را جدیتر دنبال کردند. آنها به دنبال یک نریان پایه برای توسعه نسل این اسبها رفتند و در میان گلههای موستانگ، یک اسب نر دوساله به رنگ شاهبلوطی پیدا کردند که نامش را Copper D گذاشتند.

خانواده دیمیل علاقهای به حفظ «خلوص نژادی» این اسبها به شکل سنتی نداشتند، بلکه تلاش میکردند با افزودن خون نژادهای دیگر، ویژگیهای آنها را بهتر کنند.
از جمله نریانهایی که وارد برنامه پرورش آنها شدند، میتوان به یک اسب مورگان به نام Ruby Red King AMHR ۲۶۱۰۱ و یک اسب عرب به نام Nevada Red AHR ۱۸۱۲۵ اشاره کرد.
این دو اسب نقش مهمی در توسعه نسل کِرلیها داشتند و امروزه نام آنها در شجرهنامه صدها اسب کِرلی آمریکایی دیده میشود.
اسبهای کِرلی به دلیل شخصیت آرام، باهوش و دوستانه خود شناخته میشوند. این اسبها معمولاً خلقوخویی دارند که آموزش و تربیت آنها را آسان میکند. همچنین به داشتن بدنی مقاوم، استقامت بالا و توانایی تحمل شرایط سخت معروف هستند.
بسیاری از پرورشدهندگان و صاحبان این اسبها معتقدند که کِرلیها از بودن در کنار انسانها لذت میبرند و برخلاف بسیاری از نژادها، رفتارهای ترسآلود و فراری از خود نشان نمیدهند. آنها معمولاً پیش از واکنش نشان دادن، شرایط را بررسی میکنند و به جای رفتارهای ناگهانی، بیشتر از قدرت تشخیص و حل مسئله استفاده میکنند.
این ویژگی باعث شده است که اسبهای کِرلی به عنوان حیواناتی قابل اعتماد، سختکوش و مناسب برای کارهای مختلف شناخته شوند.

عامل اصلی شهرت این نژاد، پوشش موی فر و مجعد آن است. با این حال، سازوکار ژنتیکی ایجادکننده این ویژگی هنوز بهطور کامل شناخته نشده است. تحقیقات نشان دادهاند که این ویژگی احتمالاً حاصل ترکیبی از جهشهای ژنتیکی غالب و مغلوب است.
موهای بدن این اسبها در فصل زمستان معمولاً بسیار فر و متراکم میشود، اما در تابستان میزان فر بودن آن کاهش پیدا میکند. نکتهای غیرمعمول درباره این نژاد آن است که یال و دم نیز در تابستان میریزند و دوباره رشد میکنند؛ ویژگیای که در بسیاری از نژادهای اسب دیده نمیشود.
برخی اسبهای کِرلی حامل ژن موی فر هستند، اما خودشان ممکن است ظاهر کاملاً مجعدی نداشته باشند. با این حال، فرزندان آنها میتوانند دارای پوشش موی کاملاً فر باشند.
یال اسبهای کِرلی معمولاً حالت دوشاخه دارد و هنگام شرکت در نمایشها، نه بافته میشود و نه کوتاه میشود. این اسبها بیشتر در رنگ شاهبلوطی (Chestnut) دیده میشوند، اما تقریباً هر رنگی در میان آنها وجود دارد؛ از رنگهای معمولی مانند کهر (Bay)، سیاه، خاکستری تا طرحهای خاص مانند آپالوسا، پینتو (خالدار)، باکاسکین، روان (Roan)، گرولا (Grulla)، کرمِللو (Cremello)
مراقبت از پوشش موی این اسبها نسبتاً آسان است. بسیاری از صاحبان ترجیح میدهند یال آنها را شانه نکنند، زیرا شانه زدن باعث میشود حالت فر موها از بین برود.
یالها معمولاً فقط برای جلوگیری از گرهخوردگی و درهمریختگی کوتاه میشوند، اما دم را میتوان شانه کرد.
برخی علاقهمندان، موهایی را که در فصل بهار از یال و دم جدا میشود جمعآوری میکنند و آن را به انجمن الیاف ICHO اهدا میکنند. این موها برای ریسندگی و تولید نخ استفاده میشوند و درآمد حاصل از آن صرف تحقیقات درباره اسبهای کِرلی میشود.

یکی از ادعاهای مشهور درباره اسب کِرلی این است که این نژاد تنها نژاد ضدحساسیت (Hypoallergenic) در جهان است. گفته میشود بسیاری از افرادی که به اسبها حساسیت دارند، میتوانند بدون واکنش آلرژیک در کنار اسبهای کِرلی زندگی کنند.
برخی پژوهشها نشان دادهاند که احتمالاً یک نوع پروتئین خاص در موی این اسبها وجود ندارد؛ پروتئینی که شاید عامل اصلی ایجاد واکنشهای آلرژیک در انسانها باشد. با این حال، این مطالعه هیچگاه به شکل رسمی منتشر نشد و جامعه پرورشدهندگان کِرلی همچنان در تلاش است تا بودجه بیشتری برای تحقیقات علمی درباره این موضوع فراهم کند.
اسب کِرلی دارای گامهای بلند و حرکات قدرتمند است. این اسبها معمولاً دارای سُمهای بسیار مقاوم، استخوانهای قوی و استقامت فوقالعاده هستند.
ارتفاع بیشتر اسبهای کِرلی بین ۱۴ تا ۱۶ وجب (Hands) است، اما تنوع اندازه در این نژاد زیاد است؛ از اسبهای بسیار کوچک گرفته تا نمونههایی در اندازه اسبهای سنگینکار. البته ثبت نمونههای بسیار بزرگ یا کوچک تنها در دو دفتر ثبت نژادی مجاز است.