راز بقا: در میان صدها گونه پرندهای که در ایران زندگی میکنند، زاغ بور جایگاهی استثنایی دارد: بر اساس طبقهبندیهای فعلی، Podoces pleskei تنها گونه پرنده بومزاد ایران است؛ یعنی پراکنش طبیعی شناختهشده آن به ایران محدود شده است. اما چرا این پرنده در نقطهای از آسیا به گونهای منحصربهفرد تبدیل شد که امروز نامش با ایران گره خورده است؟ پاسخ را باید نه در یک ویژگی ظاهری، بلکه در تاریخ جغرافیایی و اقلیمی فلات ایران جستوجو کرد؛ سرزمینی وسیع، خشک و متنوع که در طول زمان محیطی متفاوت برای تکامل حیات ایجاد کرده است.

به گزارش راز بقا؛ اگر روی نقشه جهان دنبال پرندگان بومزاد بگردیم، معمولاً آنها را در جزیرهها، مجمعالجزایر یا سرزمینهایی با موانع جغرافیایی بزرگ پیدا میکنیم؛ جاهایی که جمعیت یک گونه برای مدت طولانی از خویشاوندانش جدا مانده است.
اما ایران یک جزیره نیست.
این کشور بخشی از یک پهنه بزرگ پیوسته در آسیاست و با چندین کشور مرز زمینی دارد. با این حال، در میان پرندگان آن، گونهای شکل گرفته که امروزه زاغ بور ایرانی یا Iranian Ground-jay نامیده میشود.
پژوهش منتشرشده در سال ۲۰۲۶ نیز Podoces pleskei را تنها پرنده بومزاد ایران معرفی میکند و پراکنش شناختهشده آن را عمدتاً در مناطق خشک و نیمهخشک فلات مرکزی ایران قرار میدهد.
اما اینجا یک سوءتفاهم مهم وجود دارد.
زاغ بور «ایران را انتخاب نکرد».
طبیعت چنین انتخابی نمیکند.
آنچه امروز میبینیم، نتیجه هزاران و احتمالاً میلیونها سال پراکنش، جدایی جمعیتها، تغییر اقلیم، تغییر زیستگاه و انتخاب طبیعی است.
به زبان سادهتر، زاغ بور امروز ایرانی است چون تاریخ طبیعی این پرنده در نهایت به این بخش از آسیا گره خورده است.

پاسخ را باید از خود فلات ایران شروع کرد.
بخش بزرگی از مرکز و شرق ایران را چشماندازهای خشک و نیمهخشک تشکیل میدهد؛ از دشتها و استپهای خشک گرفته تا بوتهزارهای بیابانی.
این محیطها از نظر ظاهری ساده به نظر میرسند، اما از نظر زیستجغرافیایی بسیار پیچیدهاند.
پژوهشهای جدید نشان دادهاند که حضور زاغ بور بیش از همه با بیومهای بیابانی و بوتهزارهای خشک ارتباط دارد. در مدلهای زیستگاهی سال ۲۰۲۶، متغیرهایی مانند دمای گرمترین فصل خشک، بارش سالانه، پوشش گیاهی و فاصله از سکونتگاههای انسانی در مناسب بودن زیستگاه نقش داشتند.
یعنی زاغ بور در هر نقطه خشک زندگی نمیکند.
او به یک ترکیب مشخص نیاز دارد:
خشکی + بوتهزار + فضای باز + شرایط اقلیمی مناسب.
همین ترکیب در بخش بزرگی از فلات ایران وجود دارد.

یکی از دلایل اهمیت فلات ایران در زیستشناسی، موقعیت جغرافیایی پیچیده آن است.
ایران در محل تلاقی چند ناحیه بزرگ جغرافیایی قرار گرفته است. رشتهکوههای البرز و زاگرس، دشتهای وسیع، کویرها و بیابانها و ارتفاعات گوناگون، چشماندازی بسیار متنوع ایجاد کردهاند.
برای انسان، این تنوع یعنی کوه، دشت، کویر و دره.
برای جانوران، یعنی مجموعهای از مرزهای طبیعی.
یک جمعیت جانوری ممکن است در یک دوره اقلیمی در سراسر یک پهنه گسترده حرکت کند، اما وقتی شرایط آبوهوایی تغییر میکند یا زیستگاهها از هم جدا میشوند، گروههایی از همان جمعیت ممکن است برای مدت طولانی از یکدیگر فاصله بگیرند.
اگر این جدایی به اندازه کافی طولانی باشد، تفاوتهای ژنتیکی و تکاملی نیز میتوانند انباشته شوند.
در چنین شرایطی، یک جمعیت میتواند مسیر تکاملی متفاوتی را طی کند.
داستان زاغ بور را باید در چنین چارچوبی دید؛ نه بهعنوان پرندهای که یک روز تصمیم گرفته در ایران بماند، بلکه بهعنوان نتیجه تاریخ طبیعی یک سرزمین.

نام علمی زاغ بور Podoces pleskei است و در خانواده کلاغیان یا Corvidae قرار دارد.
این نکته خودش داستان جالبی دارد.
خویشاوندان نزدیک این پرنده نیز در بخشهایی از آسیای خشک زندگی میکنند. از جمله زاغ زمینی ترکستان (Podoces panderi) که در بخشهایی از آسیای مرکزی پراکنش دارد. دادههای پرندهشناسی منطقهای نشان میدهند گونههای جنس Podoces در پهنههای خشک آسیای مرکزی پراکندهاند.
بنابراین زاغ بور یک پرنده کاملاً بیارتباط با دیگر جانوران بیابانی آسیا نیست.
برعکس.
او بخشی از یک داستان بزرگتر است:
تاریخ تکامل پرندگان زمینزیِ مناطق خشک آسیا.
آنچه زاغ بور ایران را متفاوت میکند این است که شاخه Podoces pleskei به شکل مستقلی در فلات ایران تثبیت شده و امروز بهعنوان گونهای بومزاد شناخته میشود.

در واقع، سؤال را بهتر است کمی تغییر دهیم.
به جای اینکه بپرسیم:
«چرا زاغ بور ایران را ترک نکرد؟»
باید بپرسیم:
«چه چیزی باعث شد پراکنش این گونه در نهایت به این بخش از آسیا محدود شود؟»
پاسخ قطعی هنوز در دسترس نیست.
درباره تاریخ دقیق شکلگیری پراکنش امروزی زاغ بور، دادههای تکاملی و ژنتیکی بسیار کمتری نسبت به بسیاری از پرندگان شناختهشده وجود دارد.
اما چیزی که میدانیم، جغرافیای امروز آن است.
زاغ بور در مناطق خشک و نیمهخشک فلات مرکزی ایران پراکنده است و گستره وقوع آن در منابع BirdLife حدود ۴۷۵ هزار کیلومتر مربع برآورد شده است. جمعیت کل نیز هنوز بهصورت دقیق کمیسازی نشده و روند جمعیت در ارزیابیهای موجود پایدار گزارش شده است.
این نکته مهم است:
بومزاد بودن به معنی کمیاب بودن نیست.
ممکن است یک گونه در یک کشور گستره نسبتاً بزرگی داشته باشد، اما در هیچ کشور دیگری بهطور طبیعی زندگی نکند.

اینجا داستان زاغ بور یک پیچ جالب پیدا میکند.
اگر نقشه سیاسی را کنار نقشه زیستگاهی بگذاریم، ممکن است تصور کنیم مرز ایران همان مرز دقیق پراکنش این پرنده است.
اما طبیعت از مرزهای سیاسی خبر ندارد.
مطالعه ۲۰۲۶ درباره زیستگاه زاغ بور، در امتداد مرز ایران و پاکستان لکههای وسیعی از زیستگاه مناسب را شناسایی کرد. نویسندگان حتی احتمال دادهاند که این گونه ممکن است در بخشهایی از پاکستان، دستکم در نزدیکی مرز ایران، حضور داشته باشد و پیشنهاد کردهاند بررسیهای میدانی هدفمند برای روشن شدن این موضوع انجام شود.
بنابراین باید میان دو جمله تفاوت بگذاریم:
«زاغ بور گونه بومزاد ایران است»
و
«هیچ زاغ بوری هرگز در خارج از مرز ایران وجود نداشته است.»
اولی با طبقهبندیهای فعلی سازگار است.
دومی چیزی نیست که بتوانیم با قطعیت علمی بگوییم.
حتی منابع قدیمیتر نیز گزارشهایی از حضور این پرنده در نزدیکی مرزهای ایران و در بخشهایی از پاکستان مطرح کرده بودند.
این احتیاط علمی دقیقاً همان چیزی است که باید در یک مطلب مرجع رعایت شود.

یک تصور اشتباه دیگر درباره زیستگاه این پرنده این است که هرچه محیط خشکتر و بیگیاهتر باشد، برای زاغ بور بهتر است.
اما پژوهشهای جدید چنین تصویری را تأیید نمیکنند.
مدلهای زیستگاهی ۲۰۲۶ نشان دادند که پراکنش مناسب این گونه با بیابانها و بوتهزارهای خشک ارتباط دارد؛ یعنی محیطی که هرچند خشک است، اما همچنان پوشش گیاهی مشخصی دارد.
این تفاوت ظریف مهم است.
بیابان از نگاه انسان ممکن است یک فضای خالی باشد.
اما از نگاه یک پرنده بیابانی، هر بوته میتواند بخشی از یک اکوسیستم باشد.
و وقتی هزاران بوته، دشتها و بوتهزارهای پیوستهای را تشکیل میدهند، همان چیزی ساخته میشود که زاغ بور برای زندگی به آن نیاز دارد.
بومزاد بودن یک گونه از نظر علمی بسیار ارزشمند است.
چون یعنی یک کشور یا منطقه، بخشی از تنوع زیستی جهان را در خود جای داده که هیچ جای دیگری نمونه طبیعی آن را ندارد.
اما همین ویژگی یک خطر بزرگ هم ایجاد میکند.
اگر زیستگاه یک گونه گسترده باشد، از بین رفتن بخشی از آن لزوماً به معنی نابودی کامل گونه نیست.
اما وقتی پراکنش طبیعی یک گونه به یک کشور یا یک منطقه محدود شود، تغییرات محیطی در همان محدوده میتواند سرنوشت کل گونه را تحت تأثیر قرار دهد.
این موضوع درباره زاغ بور اهمیت ویژهای دارد.
پژوهشگران در مطالعه ۲۰۲۶ تأکید کردهاند که گونههای بومزاد به دلیل محدوده پراکنش محدود، در برابر تغییرات اقلیمی آسیبپذیرترند.

و اینجاست که داستان «تنها پرنده بومزاد ایران» وارد مرحله جدیدی میشود.
زاغ بور طی هزاران سال با زندگی در محیط خشک سازگار شده است.
اما سازگاری با خشکی به معنی مصونیت در برابر تغییر اقلیم نیست.
پژوهش منتشرشده در Ecology and Evolution در سال ۲۰۲۶ با استفاده از مدلهای اقلیمی و زیستگاهی، آینده زیستگاه زاغ بور را بررسی کرده است.
نتیجه نشان میدهد اگر تغییرات اقلیمی در مسیرهای مختلف پیشبینیشده ادامه پیدا کنند، بخش قابل توجهی از زیستگاه مناسب این پرنده ممکن است کاهش پیدا کند.
در سناریوی اقلیمی SSP1-2.6، مدل پژوهش کاهش حدود ۱۸ درصدی زیستگاه مناسب را نشان داد.
در سناریوی شدیدتر SSP5-8.5، کاهش پیشبینیشده به حدود ۵۲ درصد رسید.
این اعداد به معنی آن نیستند که نیمی از زاغهای بور امروز از بین رفتهاند.
اینها نتایج مدلسازی درباره تغییر مساحت زیستگاه مناسب در آینده هستند.
تفاوت این دو موضوع بسیار مهم است.
شاید یکی از مهمترین یافتههای این پژوهش همین باشد.
مدلسازی نشان داد تنها حدود ۳۶ درصد از زیستگاههای مناسب پیشبینیشده زاغ بور داخل مناطق حفاظتشده رسمی قرار دارد.
یعنی حدود ۶۴ درصد این زیستگاهها خارج از شبکه فعلی مناطق حفاظتشده قرار میگیرند.
این مسئله حفاظت از زاغ بور را دشوارتر میکند.
چون نمیتوان تصور کرد با حفاظت از چند منطقه مشخص، مشکل گونه حل خواهد شد.
زاغ بور در یک شبکه بزرگ از زیستگاههای خشک زندگی میکند؛ بخشی از این زیستگاهها در زمینهایی قرار دارند که تحت تأثیر چرای دام، تغییر کاربری، توسعه کشاورزی و فعالیتهای انسانی هستند.
در نتیجه، حفاظت از این پرنده به حفاظت از خود چشمانداز وابسته است.
از نظر تکاملی، پاسخ جالب است. اگر جمعیتهای یک گونه بتوانند در طول زمان به مناطق جدید گسترش پیدا کنند، محدوده جغرافیایی آنها تغییر میکند.
مطالعه دیگری در سال ۲۰۲۶ نیز پیشبینی کرده که با تغییر شرایط اقلیمی، زیستگاه مناسب زاغ بور ممکن است به سمت ارتفاعات بیشتر و مناطق شمالیتر جابهجا شود.
این به معنای انتقال ناگهانی زاغ بور به کشور دیگری نیست.
بلکه نشان میدهد نقشه مناسبترین زیستگاه برای این پرنده ثابت نیست.
اقلیم تغییر میکند.پوشش گیاهی تغییر میکند.و به دنبال آن، محدودهای که یک گونه میتواند در آن زندگی کند نیز تغییر میکند.

زاغ بور را میتوان از زاویه دیگری هم دید. این پرنده فقط «تنها پرنده بومزاد ایران» نیست. او یک شاهد زنده از تاریخ طبیعی فلات ایران است. نسلهای فراوانی از این پرنده در محیطی زندگی کردهاند که در مقیاس انسانی خشن به نظر میرسد؛ در میان بیابانها، استپها و بوتهزارهای خشک.
در طول زمان، این جمعیت از دیگر جمعیتهای خویشاوندش فاصله گرفته و مسیر تکاملی خودش را طی کرده است.
نتیجه، پرندهای شده که امروز نامش در فهرست تنوع زیستی ایران ثبت شده است.
و این همان نکتهای است که «بومزاد بودن» را به مفهومی بسیار مهمتر از یک رکورد ساده تبدیل میکند.
زاغ بور فقط پرندهای نیست که در ایران پیدا میشود؛ بخشی از تنوع زیستی جهان است که نسخه طبیعی دیگری از آن در جای دیگری وجود ندارد.
در این حالت، ما فقط یک گونه از فهرست پرندگان ایران کم نکردهایم.
یک تبار تکاملی منحصربهفرد از طبیعت جهان حذف شده است.
البته وضعیت حفاظتی فعلی زاغ بور با بسیاری از گونههای در آستانه انقراض قابل مقایسه نیست. ارزیابیهای مورد استناد پژوهش ۲۰۲۶، وضعیت آن را «کمترین نگرانی» یا Least Concern گزارش میکنند و روند جمعیت را پایدار میدانند، هرچند اندازه دقیق جمعیت هنوز کمیسازی نشده است.
اما همین نکته یک هشدار ظریف دارد:
نباید فقط زمانی به یک گونه بومزاد توجه کنیم که تعدادش به آخرین چند فرد رسیده باشد.
حفاظت مؤثر باید پیش از رسیدن به آن نقطه آغاز شود.
بهخصوص وقتی مدلهای جدید نشان میدهند بخش زیادی از زیستگاه آن خارج از مناطق حفاظتشده قرار گرفته و تغییر اقلیم میتواند مساحت زیستگاه مناسب را کاهش دهد.

حالا میتوانیم به سؤال ابتدای داستان برگردیم. پاسخ این نیست که زاغ بور روزی ایران را از میان کشورهای آسیا انتخاب کرد. انتخابی در کار نبود. آنچه امروز میبینیم، نتیجه تاریخ تکاملی و جغرافیایی یک گونه است؛ گونهای که به محیطهای خشک فلات ایران وابسته شده و مسیر تکاملی مستقلی را در این بخش از آسیا طی کرده است.
کوهها، بیابانها، تغییرات اقلیمی، پوشش گیاهی و جدایی زیستگاهها، همگی در شکلگیری این داستان نقش داشتهاند.
و امروز نتیجه آن داستان، پرندهای است که در فهرستهای علمی بهعنوان تنها پرنده بومزاد ایران شناخته میشود.
اما شاید جالبترین بخش ماجرا این باشد که خانه زاغ بور هنوز یک داستان تمامشده نیست.
مدلهای جدید نشان میدهند این خانه ممکن است در آینده تغییر کند؛ ممکن است بخشهایی از آن نامناسب شوند و بخشهایی دیگر اهمیت بیشتری پیدا کنند.
بنابراین سؤال آینده دیگر این نیست که: «زاغ بور چرا در ایران زندگی میکند؟»
سؤال مهمتر این است:«آیا ایران میتواند سرزمینی را که این پرنده در طول تاریخ تکاملی خود به آن وابسته شده، برای نسلهای بعدی حفظ کند؟»
چون اگر پاسخ روزی منفی باشد، جهان یکی از خاصترین پرندگانش را از دست خواهد داد؛ پرندهای که داستان تکاملیاش با فلات ایران گره خورده است.