آخرین زیستگاه یوز آسیایی در جهان کجاست؟ سرزمینی خشک در ایران که آخرین یوزهای آسیا را در خود جای داده است

یوز ایرانی
آخرین زیستگاه یوز آسیایی در جهان، امروز در ایران قرار دارد؛ اما این گربه کمیاب دیگر در سراسر کشور پراکنده نیست. یوز آسیایی (Acinonyx jubatus venaticus) که زمانی بخش بزرگی از خاورمیانه و آسیا را در قلمرو خود داشت، اکنون جمعیت وحشی باقی‌مانده‌اش به مجموعه‌ای از زیستگاه‌های خشک و نیمه‌خشک ایران محدود شده است. در میان این مناطق، پارک ملی و ذخیره‌گاه زیست‌کره توران در استان سمنان مهم‌ترین زیستگاه شناخته‌شده یوز در سال‌های اخیر بوده است؛ سرزمینی که بقای این گربه به وجود طعمه، امنیت و ارتباط میان زیستگاه‌های پراکنده آن وابسته است.

راز بقا: زمانی یوز آسیایی از شبه‌جزیره عربستان و خاورمیانه تا آسیای مرکزی و هند پراکنده بود، اما امروز دیگر در هیچ‌یک از آن سرزمین‌ها جمعیت وحشی پایدار و شناخته‌شده‌ای از این زیرگونه باقی نمانده است. آخرین زیستگاه شناخته‌شده یوز آسیایی در جهان، بخش‌هایی از دشت‌ها، کوهپایه‌ها و بیابان‌های خشک ایران است؛ جایی که بقای این گربه سریع‌پا بیش از هر چیز به حفظ یک شبکه شکننده از زیستگاه‌ها و مسیرهای ارتباطی میان آنها وابسته شده است.

به گزارش راز بقا؛ وقتی از یوز آسیایی (Acinonyx jubatus venaticus) حرف می‌زنیم، معمولاً تصویر یک گربه باریک‌اندام و سریع در ذهن شکل می‌گیرد؛ اما شاید مهم‌تر از خود حیوان، چیزی باشد که زیر پاهایش قرار دارد.

سرزمین.

یوز آسیایی زمانی در پهنه بزرگی از آسیا زندگی می‌کرد؛ از خاورمیانه تا آسیای مرکزی و شبه‌قاره هند. امروز این نقشه تقریباً به یک نقطه فشرده شده است: ایران. کنوانسیون گونه‌های مهاجر سازمان ملل نیز یوز آسیایی را زیرگونه‌ای معرفی می‌کند که اکنون بقای آن به ایران محدود شده است.

اما «ایران» روی نقشه، هنوز تصویری از وضعیت واقعی ارائه نمی‌دهد.

یوزها دیگر در بیشتر پهنه تاریخی خود حضور ندارند و زیستگاه باقی‌مانده آنها به مجموعه‌ای از مناطق خشک و نیمه‌خشک در مرکز و شرق کشور محدود شده است. مطالعات میدانی، این زیستگاه‌ها را در چند چشم‌انداز اصلی در شمال و جنوب ایران بررسی کرده‌اند؛ از توران و میاندشت تا نایبندان و مجموعه مناطق یزد.

و در میان همه این سرزمین‌ها، یک نام اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است: توران.

یوز ایرانی

سرزمین یوز آسیایی چه شکلی است؟

اگر کسی تصور کند یوز برای زندگی به دشتی شبیه ساوانای آفریقا احتیاج دارد، با دیدن زیستگاه یوز ایرانی احتمالاً غافلگیر می‌شود.

بخش بزرگی از زیستگاه یوز آسیایی در ایران، خشک، کم‌بارش و خشن است؛ سرزمینی از دشت‌های باز، بوته‌زارها، رودخانه‌های فصلی، تپه‌ها، کوهستان‌های کم‌ارتفاع و بیابان‌هایی که فاصله میان منابع آب و غذا در آنها می‌تواند بسیار زیاد باشد.

یک مطالعه درباره رژیم غذایی یوزهای ایران، چهار چشم‌انداز اصلی را بررسی کرده است: توران، میاندشت، نایبندان و مناطق یزد. در این مناطق، میانگین بارندگی سالانه در داده‌های مورد استفاده پژوهشگران حدود ۹۹ تا ۲۷۴ میلی‌متر بود. ارتفاع نیز از دشت‌های کم‌ارتفاع تا مناطق کوهستانی با ارتفاع بیش از ۲۷۰۰ متر تغییر می‌کرد.

این یعنی یوز آسیایی در ایران در یک «نوع» زیستگاه واحد زندگی نمی‌کند.

او در یک موزاییک بزرگ از زیستگاه‌های خشک زندگی می‌کند.

در توران، دشت‌ها و مراتع وسیع در کنار کوهستان، شنزار و پهنه‌های نمکی قرار گرفته‌اند. میاندشت بیشتر از دشت‌های نسبتاً هموار و تپه‌های کم‌ارتفاع تشکیل شده است. نایبندان ترکیبی از دشت، کوهستان، پهنه‌های نمکی و تپه‌های ماسه‌ای دارد و مناطق یزد بیشتر ماهیتی کوهستانی دارند.

این تنوع یک پیام مهم دارد:

زیستگاه یوز را نباید فقط یک «پارک» یا یک لکه روی نقشه تصور کرد.

یوز ایرانی

توران؛ قلب آخرین جمعیت یوز آسیایی

در میان زیستگاه‌های باقی‌مانده، ذخیره‌گاه زیست‌کره توران در استان سمنان جایگاه ویژه‌ای دارد.

یک پروژه سه‌ساله که بین سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳ در توران و میاندشت انجام شد، با استفاده گسترده از دوربین‌های تله‌ای وضعیت یوزها را بررسی کرد. در مجموع ۲۰۸ دوربین در چهار محدوده زیستگاهی به کار گرفته شد و حدود ۳۵۵ هزار تصویر از حیات وحش به دست آمد که ۷۹۷ تصویر از آنها به‌طور قطعی به یوز آسیایی مربوط بود.

نتیجه جالب بود.

در طول این پایش، یوزهای بالغ و توله‌ها در بخش‌های مختلف توران ثبت شدند؛ در حالی که دوربین‌های میاندشت در همین مطالعه هیچ یوزی را ثبت نکردند.

وب‌سایت پروژه پایش نیز توران را مهم‌ترین زیستگاه فعلی یوز آسیایی در ایران معرفی کرده و می‌گوید این منطقه تنها محدوده حفاظت‌شده‌ای بوده که در پنج سال مورد بررسی، شواهد مستندی از زادآوری یوز در آن ثبت شده است.

این تفاوت میان توران و میاندشت، یکی از مهم‌ترین نکات داستان امروز یوز آسیایی است.

حتی وقتی دو منطقه روی نقشه هر دو «زیستگاه یوز» محسوب می‌شوند، شرایط آنها می‌تواند کاملاً متفاوت باشد.

یوز ایرانی

یوز برای زنده ماندن فقط به فضای خالی احتیاج ندارد

یکی از اشتباهات رایج درباره حیات وحش این است که تصور کنیم اگر یک منطقه بزرگ و حفاظت‌شده باقی بماند، حیوان هم خودبه‌خود در آن دوام خواهد آورد.

اما یوز به چیزی بیشتر از مساحت نیاز دارد:

طعمه، امنیت و ارتباط میان زیستگاه‌ها.

یوز آسیایی برای شکار به طعمه‌های وحشی وابسته است. بررسی ۶۷۲ نمونه مدفوع یوز در مطالعات مختلف نشان داده که قوچ و میش وحشی و بز کوهی از مهم‌ترین طعمه‌های آن در زیستگاه‌های ایران بوده‌اند؛ در حالی که غزال‌ها سهم کمتری از رژیم غذایی ثبت‌شده داشته‌اند.

بنابراین وقتی جمعیت علفخواران کاهش پیدا کند، مسئله فقط از بین رفتن «طعمه یوز» نیست.

کل شبکه غذایی تغییر می‌کند.

و این همان جایی است که وضعیت زیستگاه اهمیت پیدا می‌کند.

یوز ایرانی

نقشه یوزها تکه‌تکه شده است

مطالعات ژنتیکی جدیدتر یک نکته بسیار مهم را درباره آینده این زیرگونه نشان داده‌اند: مسئله فقط تعداد اندک یوزها نیست؛ ارتباط میان آنها و زیستگاه‌هایشان نیز اهمیت حیاتی دارد.

یک مطالعه منتشرشده در Conservation Genetics با بررسی ساختار ژنتیکی و ارتباط چشم‌اندازهای زیستگاهی یوز آسیایی در ایران، بر اهمیت حفاظت از اتصال زیستگاه‌ها تأکید کرده است. این مطالعه محدوده‌های توران و میاندشت را در چشم‌انداز شمالی و نایبندان، بافق، اریز، دره‌انجیر و چند منطقه دیگر را در چشم‌انداز جنوبی بررسی کرده است.

چرا این اتصال مهم است؟

چون یوزها قرار نیست تمام زندگی خود را داخل مرز یک منطقه حفاظت‌شده بگذرانند.

آنها حرکت می‌کنند.

و گاهی بسیار دور.

در یک پژوهش جدیدتر که داده‌های دوربین‌های تله‌ای سال‌های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ را بررسی کرده، یکی از ماده‌یوزهای شناسایی‌شده پس از تولد در توران، بین مناطق حفاظت‌شده و اراضی خارج از مناطق حفاظت‌شده حرکت کرده است. گستره ثبت‌شده حرکتی یک ماده در این مطالعه به ۵۶۸۷ کیلومتر مربع رسید؛ بزرگ‌ترین محدوده حرکتی ثبت‌شده برای یک یوز در ایران در همان مطالعه.

این عدد به‌خوبی نشان می‌دهد چرا یک خط روی نقشه نمی‌تواند مرز واقعی زندگی یوز باشد.

یوز ایرانی

جاده؛ خطی که می‌تواند دو زیستگاه را از هم جدا کند

وقتی یک حیوان برای بقا به پهنه‌ای چند هزار کیلومتر مربعی نیاز دارد، جاده‌ها دیگر فقط چند خط آسفالته روی نقشه نیستند.

آنها می‌توانند مانع حرکت، منبع مرگ‌ومیر و عامل جداشدن جمعیت‌ها باشند.

پژوهش‌های مربوط به یوز آسیایی در ایران بارها به اثر زیرساخت‌های انسانی، به‌ویژه جاده‌ها، اشاره کرده‌اند. در یک مطالعه جدید درباره وضعیت این زیرگونه، توسعه شبکه جاده‌ای و فعالیت‌های انسانی در مناطق خشک مرکز و شمال‌شرق ایران از عوامل مهم تهدید تنوع زیستی و تعارض با زیستگاه یوز معرفی شده‌اند.

اما داستان جاده فقط به برخورد مستقیم خودرو با یوز ختم نمی‌شود.

اگر یک جاده مسیر حرکت میان دو زیستگاه را دشوار یا خطرناک کند، ممکن است یک جمعیت کوچک بیش از پیش منزوی شود.

برای حیوانی که جمعیتش از ابتدا بسیار کوچک است، انزوا می‌تواند به اندازه از دست رفتن خود زیستگاه خطرناک باشد.

یوز ایرانی

زیستگاه یوز، فقط یک بیابان خالی نیست

گاهی در تصاویر ماهواره‌ای، بخش‌هایی از ایران مرکزی مانند پهنه‌هایی بی‌انتها از خاک و سنگ دیده می‌شوند.

اما برای یوز، این سرزمین خالی نیست.

در همین دشت‌ها و کوهپایه‌ها، قوچ و میش، کل و بز، جبیر، آهو و دیگر علفخواران زندگی می‌کنند و همین جانوران بخشی از شبکه‌ای را تشکیل می‌دهند که در نهایت به یوز می‌رسد. ترکیب طعمه‌ها نیز در زیستگاه‌های مختلف یکسان نیست؛ در توران قوچ و میش اهمیت زیادی دارد، در میاندشت غزال‌های تیره Gazella subgutturosa فراوان‌ترند و در نایبندان بز کوهی، قوچ و میش و جبیر از طعمه‌های مهم به شمار می‌آیند.

بنابراین اگر بخواهیم یک تصویر واقعی از «آخرین زیستگاه یوز آسیایی» بسازیم، نباید فقط یوز را در مرکز تصویر قرار دهیم.

باید کل اکوسیستم را ببینیم.

یوز آخرین حلقه یک زنجیره است.

یوز ایرانی

زمانی قلمرو یوز آسیایی بسیار بزرگ‌تر بود

داستان امروز زمانی تکان‌دهنده‌تر می‌شود که نقشه گذشته را کنار نقشه امروز بگذاریم.

یوز آسیایی در گذشته بخش بزرگی از آسیا را دربر می‌گرفت؛ از خاورمیانه و شبه‌جزیره عربستان گرفته تا آسیای مرکزی، افغانستان، پاکستان و هند. منابع تاریخی حتی حضور آن را در بخش‌هایی از قفقاز و پیرامون دریای خزر ثبت کرده‌اند.

در ایران نیز در میانه قرن بیستم، یوز در ده‌ها منطقه حضور داشت.

اما در دهه‌های بعد، این پراکنش به‌شدت کوچک شد.

مطالعه‌ای درباره وضعیت یوز آسیایی در ایران نشان می‌دهد که در دهه ۱۹۷۰ جمعیت یوز در ایران بیش از ۲۰۰ فرد برآورد می‌شد و در حدود ۴۴ منطقه گزارش شده بود؛ اما تا دهه ۱۹۸۰ این جمعیت به حدود ۵۰ تا ۱۰۰ فرد و شش زیرجمعیت کاهش پیدا کرد.

در اوایل دهه ۲۰۰۰، فقط چند منطقه اصلی همچنان به‌عنوان سنگرهای یوز باقی مانده بودند.

یعنی چیزی که امروز از آن به عنوان «زیستگاه یوز آسیایی» یاد می‌کنیم، در واقع باقی‌مانده یک قلمرو بسیار بزرگ‌تر است.

یوز ایرانی

آیا هنوز می‌توان گفت یوز آسیایی در ایران زیستگاه دارد؟

بله؛ اما باید دقیق حرف زد.

امروز وجود یوز در چندین چشم‌انداز خشک ایران ثبت شده است، اما شدت حضور، وضعیت تولیدمثل و میزان اطمینان از تداوم جمعیت در این مناطق یکسان نیست.

در پایش سه‌ساله شمال ایران، توران مهم‌ترین کانون شناخته‌شده بود و در میاندشت طی دوره بررسی دوربین‌های تله‌ای، یوز ثبت نشد.

در مطالعه جمعیتی ۱۲ ساله‌ای که در سال ۲۰۲۵ به‌صورت پیش‌چاپ منتشر شد نیز مجموعاً ۲۴ یوز بالغ شناسایی شدند؛ ۱۱ فرد در توران، پنج فرد در میاندشت و هشت فرد در مجموعه‌ای از مناطق یزد و نایبندان ثبت شده بودند. نویسندگان همچنین حرکت یوزها میان مناطق حفاظت‌شده و اراضی پیرامونی را مستند کردند.

این اعداد را نباید با یک «سرشماری قطعی از تمام یوزهای ایران» اشتباه گرفت؛ بلکه تعداد افراد شناسایی‌شده در چارچوب همان مطالعه و روش پایش هستند.

این تفاوت برای یک گزارش علمی بسیار مهم است.

یوز ایرانی

آخرین پناهگاه یوز، یک نقطه نیست

اگر بخواهیم تمام داستان را در یک تصویر خلاصه کنیم، احتمالاً اشتباه است که فقط یک نقطه روی نقشه ایران را رنگ کنیم و بنویسیم «زیستگاه یوز آسیایی».

واقعیت پیچیده‌تر است.

توران، میاندشت، نایبندان، دره‌انجیر، بافق و دیگر مناطق مرتبط، بخش‌هایی از یک چشم‌انداز بزرگ‌تر هستند؛ چشم‌اندازی که یوزها در آن حرکت می‌کنند و گاهی از مرز مناطق حفاظت‌شده عبور می‌کنند. مطالعات ژنتیکی نیز نشان داده‌اند که ارتباط میان این چشم‌اندازها برای بقای جمعیت اهمیت دارد.

در نتیجه، حفاظت از یوز فقط به حفاظت از یک جانور محدود نمی‌شود.

باید از راهی که یوز طی می‌کند، طعمه‌ای که شکار می‌کند و زیستگاهی که میان دو منطقه حفاظت‌شده قرار گرفته نیز حفاظت کرد.

یوز ایرانی

چرا ایران آخرین خانه یوز آسیایی شد؟

پاسخ یک جمله‌ای ندارد.

شکار مستقیم، کاهش طعمه، تخریب و تغییر زیستگاه، توسعه زیرساخت‌ها و مرگ‌ومیر جاده‌ای در کنار کوچک و جدا شدن جمعیت‌ها، در طول دهه‌ها به کاهش شدید یوز آسیایی کمک کرده‌اند.

اما یک تناقض عجیب وجود دارد.

همان سرزمین‌های خشک و کم‌تراکم ایران که برای بسیاری از انسان‌ها خالی و سخت به نظر می‌رسند، برای یوز آخرین فرصت بقا هستند.

یوز آسیایی برای زنده ماندن به بیابان بی‌جان نیاز ندارد؛ به یک اکوسیستم خشک اما سالم نیاز دارد.

اکوسیستمی که در آن هنوز طعمه وجود داشته باشد، مسیر حرکت باز باشد و انسان و زیرساخت‌هایش تا حد ممکن فشار کمتری بر این مسیر وارد کنند.

یوز ایرانی

آخرین یوزهای آسیا در یک سرزمین شکننده

داستان یوز آسیایی در ایران در نهایت داستان سرعت نیست.

داستان فضا است.

یک یوز می‌تواند در چند ثانیه سرعتی شگفت‌انگیز بگیرد، اما برای زنده ماندن یک جمعیت کوچک، سرعت هیچ کمکی نمی‌کند اگر زیستگاهش تکه‌تکه شده باشد.

در سال‌های اخیر، پژوهشگران توانسته‌اند با دوربین‌های تله‌ای، نمونه‌های ژنتیکی و ردیابی افراد، تصویر دقیق‌تری از زندگی یوزهای باقی‌مانده بسازند. این مطالعات نشان داده‌اند که یوزها هنوز در این پهنه خشک حرکت می‌کنند، توله به دنیا می‌آورند و میان برخی زیستگاه‌ها جابه‌جا می‌شوند.

یوز ایرانی

اما همین مطالعات یک هشدار مهم هم دارند:

آینده یوز آسیایی فقط به تعداد یوزهایی که امروز می‌بینیم بستگی ندارد؛ به این بستگی دارد که آیا ایران می‌تواند سرزمین‌هایی را که هنوز امکان زندگی و حرکت آنها را فراهم می‌کنند، به هم پیوسته و امن نگه دارد یا نه.

و شاید این مهم‌ترین واقعیت درباره آخرین یوزهای آسیا باشد:

آنها هنوز در ایران زندگی می‌کنند؛ اما چیزی که باید نجات پیدا کند، فقط یوز نیست. خانه یوز است.

خواندنی‌ها
ارسال نظر
captcha
علم و کیهان