کد خبر: ۶۷۲۶
23 شهريور 1405
13:03

وقتی شکار برمی‌گردد؛ لحظه‌ای که شیر، ببر و پلنگ باید برای نجات جانشان فرار کنند!

نبرد شیر و بوفالو
در طبیعت، شکارچی بودن به معنای شکست‌ناپذیر بودن نیست. حتی شیر، پلنگ، ببر و دیگر شکارچیان بزرگ هنگام حمله به طعمه ممکن است زخمی یا کشته شوند.

راز بقا: در طبیعت، شکارچی بودن به معنای شکست‌ناپذیر بودن نیست. حتی شیر، پلنگ، ببر و دیگر شکارچیان بزرگ هنگام حمله به طعمه ممکن است زخمی یا کشته شوند. بوفالوهای آفریقایی می‌توانند به شیر حمله کنند، فیل‌ها برای دفاع از خود و بچه‌هایشان به شکارچیان یورش ببرند و گرازهای وحشی با عاج‌های خود قادرند جراحاتی بسیار خطرناک به شکارچی وارد کنند. در دنیای وحش، گاهی فاصله میان شکار و شکارچی فقط چند ثانیه است؛ یک تصمیم اشتباه کافی است تا حیوانی که برای کشتن وارد میدان شده، خودش قربانی شود.

نبرد شیر نر و بوفالو

شکارچی همیشه برنده نیست

یک شیر را تصور کنید که در تاریکی شب، چند قدم از گله بوفالوها فاصله گرفته است.

یکی از بوفالوها عقب مانده. برای شیر، این همان چیزی است که می‌خواهد؛ یک طعمه جداافتاده، سنگین و پرگوشت.

شیر نزدیک‌تر می‌شود. چند قدم دیگر. حمله آغاز می‌شود. اما ناگهان چیزی تغییر می‌کند. صدای کوبیدن سم‌ها از پشت سر می‌آید. بوفالوهای دیگر فرار نکرده‌اند. برگشته‌اند.

چند حیوان بزرگ به سمت شیر می‌دوند و حالا شکارچی باید تصمیم بگیرد که ادامه دهد یا جان خودش را نجات دهد.

این صحنه فقط یک اتفاق عجیب و استثنایی نیست. در طبیعت، بسیاری از طعمه‌ها وقتی به دام می‌افتند، گزینه دیگری جز دفاع ندارند.

و بعضی از آنها آن‌قدر بزرگ، سنگین یا مسلح‌اند که دفاعشان می‌تواند برای شکارچی مرگبار باشد.

پژوهش‌های رفتاری نیز نشان می‌دهد که خطر آسیب‌دیدن از طعمه، یک هزینه واقعی برای شکارچیان است. دانشمندان حتی آن را در کنار هزینه‌هایی مثل صرف انرژی، زمان و خطر گرسنگی در تصمیم‌گیری شکارچیان بررسی کرده‌اند. آسیب ناشی از طعمه در مواردی می‌تواند به مرگ شکارچی منجر شود.

در واقع، شکار برای یک گوشت‌خوار همیشه یک معادله ساده نیست:

غذا به دست می‌آوری، اما ممکن است بهایش را با جانت بدهی.

نبرد شیر نر و بوفالو

بوفالو؛ طعمه‌ای که گاهی برمی‌گردد

اگر بخواهیم یکی از بهترین نمونه‌های این ماجرا را پیدا کنیم، باید سراغ بوفالوی آفریقایی برویم.

Syncerus caffer

این حیوان یکی از طعمه‌های مهم شیرهاست و در بعضی زیستگاه‌های آفریقا بخش قابل‌توجهی از شکار شیرها را تشکیل می‌دهد.

اما بوفالو موجودی نیست که همیشه فرار کند.

وقتی یک شیر به بوفالو نزدیک می‌شود، حیوان می‌تواند به جای فرار کردن، روبه‌روی مهاجم بایستد.

و اگر چند بوفالو در کنار هم باشند، وضعیت برای شیر خطرناک‌تر می‌شود.

مطالعات مربوط به شکار شیرها نشان داده‌اند که شیرها واقعاً بوفالو را هدف قرار می‌دهند و حتی در مناطقی که بوفالو فراوان است، به شکار آن تمایل دارند. اما همین انتخاب به معنای آن نیست که هر حمله‌ای موفق است یا اینکه شیر بدون خطر به غذای خود می‌رسد.

بوفالو از آن دسته طعمه‌هایی است که هزینه اشتباه درباره آنها می‌تواند بسیار بالا باشد.

نبرد شیر و بوفالو

چرا بوفالوها برمی‌گردند؟

یک بوفالو تنها، ممکن است از شیر فاصله بگیرد. اما گله داستان دیگری دارد.

وقتی شیرها به یک بوفالو حمله می‌کنند، اعضای گله می‌توانند در کنار هم بایستند و با شاخ‌هایشان به سمت مهاجم برگردند.

گاهی چند بوفالو به سمت شیر حرکت می‌کنند. گاهی یکی از آنها مهاجم را تعقیب می‌کند. و گاهی گروه به شکل هماهنگ به شیر حمله می‌کند.

این رفتار یک نمونه کلاسیک از دفاع گروهی در برابر شکارچی است.

جالب اینکه حضور شیرها حتی می‌تواند رفتار اجتماعی بوفالوها را تغییر دهد. در پژوهش‌هایی که روی بوفالوهای آفریقایی انجام شده، دیده شده است که در مناطقی که فشار شکار شیر بیشتر است، بوفالوها اندازه گروه‌های خود را افزایش می‌دهند و الگوهای استفاده از زیستگاه را تغییر می‌دهند.

یعنی بوفالو فقط هنگام حمله واکنش نشان نمی‌دهد.

خود زندگی‌اش را با حضور شکارچی تنظیم می‌کند.

نبرد شیر و بوفالو

سه بوفالو که برای شیر برگشتند

یکی از جالب‌ترین شواهد تاریخی از پارک ملی دریاچه مانیارا در تانزانیا آمده است.

در یک مطالعه میدانی قدیمی درباره شیرهای این منطقه، پژوهشگران گزارش کردند که بوفالوها در سه مورد یک توله شیر را کشتند.

در همان مطالعه، یک مورد نیز ثبت شد که فیل یک توله شیر را کشت.

این گزارش اهمیت زیادی دارد، چون نشان می‌دهد رابطه شکارچی و طعمه همیشه یک‌طرفه نیست؛ حتی در مورد شیر، یکی از قدرتمندترین شکارچیان آفریقا.

البته باید به یک نکته توجه کرد:

این موارد مربوط به توله شیر بوده‌اند، نه شیر بالغ.

بنابراین نمی‌توان از این مطالعه نتیجه گرفت که بوفالوها مرتب شیرهای بالغ را می‌کشند.

اما همین موارد نشان می‌دهد که یک شکارچی بزرگ، مخصوصاً وقتی جوان، کم‌تجربه یا در موقعیت نامناسب باشد، می‌تواند خودش هدف حمله قرار بگیرد.

و این دقیقاً همان چیزی است که در طبیعت بارها اتفاق می‌افتد:

سن، تجربه و شرایط لحظه‌ای می‌تواند نتیجه یک رویارویی را تغییر دهد.

فیل

فیل؛ وقتی بزرگ‌ترین گیاه‌خوار میدان وارد جنگ می‌شود

اگر بوفالو برای شیر یک خطر جدی است، فیل آفریقایی در مقیاس دیگری قرار دارد.

شیرها حتی می‌توانند به فیل‌ها حمله کنند؛ به‌ویژه وقتی هدف، فیل جوان باشد.

اما اینجا مسئله فقط یک طعمه بزرگ نیست.

مادر فیل و اعضای گله ممکن است برای دفاع از بچه وارد عمل شوند.

فیل‌ها می‌توانند با سرعت زیادی به مهاجم نزدیک شوند، خرطوم را بالا ببرند، گوش‌ها را باز کنند و با استفاده از جثه و عاج خود شیر را مجبور به عقب‌نشینی کنند.

مطالعات مربوط به شبکه غذایی پستانداران بزرگ آفریقا نشان داده‌اند که شیرها می‌توانند طیف بسیار گسترده‌ای از طعمه‌ها، از جانوران کوچک تا حیوانات بسیار بزرگ، حتی فیل‌های ساوانا را شکار کنند؛ اما هرچه طعمه بزرگ‌تر و خطرناک‌تر باشد، هزینه و ریسک حمله نیز بیشتر می‌شود.

شیر می‌تواند یک فیل را بکشد. اما این جمله به هیچ وجه به این معنی نیست که فیل برای شیر یک طعمه بی‌دفاع است.

در بسیاری از مواقع، خطر اصلی برای شیر، خود فیل نیست؛ خانواده فیل است.

فیل

اشتباه مرگبار: نزدیک شدن به بچه

در دنیای شکارچیان، بچه‌ها معمولاً آسیب‌پذیرترین اعضای گله‌اند. اما همین موضوع یک تناقض ایجاد می‌کند. برای شکارچی، بچه طعمه آسان‌تری است. برای مادر، بچه مهم‌ترین چیزی است که باید از آن دفاع کند.

در نتیجه، بسیاری از برخوردهای شدید میان شکارچی و طعمه زمانی اتفاق می‌افتد که شکارچی بیش از حد به نوزاد نزدیک شده باشد.

در چنین شرایطی، یک حیوان گیاه‌خوار که معمولاً از درگیری اجتناب می‌کند، ممکن است ناگهان رفتاری کاملاً متفاوت نشان دهد.

این همان چیزی است که در رفتارشناسی به عنوان دفاع ضدشکارچی شناخته می‌شود.

گاهی فرار کردن بهترین انتخاب است.

اما وقتی بچه در خطر باشد، حمله کردن ممکن است ارزش ریسک را داشته باشد.

گراز و شیر و سگ وحشی

گراز وحشی؛ طعمه‌ای که می‌تواند شکارچی را پاره کند

حالا از آفریقا فاصله بگیریم.

در جنگل‌های آسیا و بخش‌هایی از اروپا، یک طعمه دیگر وجود دارد که حتی شکارچیان بزرگی مانند ببر مجبورند هنگام نزدیک شدن به آن محتاط باشند:

گراز وحشی.

ببرها گراز وحشی را شکار می‌کنند و مطالعات رژیم غذایی ببرها در مناطق مختلف هند و شرق آسیا نیز اهمیت گراز وحشی را به عنوان یکی از طعمه‌های ببر تأیید کرده‌اند.

اما گراز، برخلاف بسیاری از علف‌خواران، سلاحی دارد که می‌تواند هنگام دفاع بسیار خطرناک باشد:

عاج‌ها.

یک گراز نر بزرگ می‌تواند با چرخاندن سر و حرکت ناگهانی، ضربه‌ای عمیق با عاج خود وارد کند.

این ضربه لزوماً برای کشتن شکارچی طراحی نشده است.

هدف حیوان فقط دفاع است.اما در فاصله نزدیک، تفاوت میان «دفاع» و «کشتن» می‌تواند بسیار کوچک باشد.

گزارش‌های پزشکی نیز شدت جراحات ناشی از حمله گرازهای وحشی را نشان داده‌اند؛ این حیوان می‌تواند با عاج‌هایش زخم‌های عمیق و متعدد ایجاد کند. در برخی منابع پزشکی حتی به گزارش‌هایی از کشته شدن ببر توسط گراز وحشی اشاره شده است.

گراز و شیر و سگ وحشی

با این حال، باید این بخش را هم دقیق بیان کنیم:

اینکه گراز قادر به کشتن ببر است با اینکه گرازها مرتب ببر می‌کشند، دو ادعای کاملاً متفاوت است.

دومی ادعای بسیار بزرگ‌تری است و شواهدی برای چنین فراوانی وجود ندارد.

ببر همچنان شکارچی گراز است. اما گراز می‌تواند شکار خطرناکی باشد. و همین تفاوت، داستان را جذاب می‌کند.

سگ وحشی و کله گراز در دهانش

چرا شکارچی سراغ طعمه خطرناک می‌رود؟

اینجا یک سؤال مهم مطرح می‌شود:

اگر بوفالو می‌تواند شیر را زخمی کند و گراز می‌تواند با عاجش آسیب جدی وارد کند، چرا شکارچی اصلاً سراغ آنها می‌رود؟

پاسخ در ارزش غذایی است. یک شکار بزرگ، مقدار زیادی انرژی در اختیار شکارچی قرار می‌دهد.

شیر نمی‌تواند فقط موجودات کوچک و بی‌خطر را بخورد و همیشه انرژی مورد نیاز خود را تأمین کند.

ببر نیز برای زنده ماندن به طعمه‌های نسبتاً بزرگ نیاز دارد.

کفتار

در واقع، شکارچی باید دائماً بین دو چیز تعادل برقرار کند: غذا و خطر.

اگر طعمه بیش از حد خطرناک باشد، حمله ممکن است ارزشش را نداشته باشد.

اگر طعمه بیش از حد کوچک باشد، انرژی حاصل از شکار شاید ارزش تعقیب و کشتن آن را نداشته باشد.

این همان مسئله‌ای است که در زیست‌شناسی رفتاری با عنوان هزینه شکار بررسی می‌شود.

پژوهش مروری درباره «طعمه‌های خطرناک و شکارچیان جسور» نشان داده که خطر جراحت می‌تواند یک هزینه واقعی برای شکارچی باشد و حتی در برخی شرایط به کاهش بقا و موفقیت تولیدمثلی منجر شود.

پس شکارچی فقط دنبال «آسان‌ترین» طعمه نیست.

او دنبال ترکیبی از انرژی، احتمال موفقیت و خطر آسیب است.

یک شکارچی زخمی، دیگر همان شکارچی قبلی نیست

برای یک شیر، پلنگ یا ببر، زخمی شدن می‌تواند حتی از دست دادن یک وعده غذا خطرناک‌تر باشد.

چرا؟ چون شکارچی برای زنده ماندن باید دوباره شکار کند. اگر پایش آسیب ببیند، دویدن سخت‌تر می‌شود. اگر فکش صدمه ببیند، گرفتن یا خوردن طعمه دشوار می‌شود. اگر چشمش آسیب ببیند، توانایی کمین و تعقیب کاهش پیدا می‌کند.

یعنی یک زخم کوچک در لحظه ممکن است بعدها به یک مشکل بزرگ تبدیل شود. شکارچی‌ای که نمی‌تواند خوب شکار کند، ممکن است ضعیف شود.

و شکارچی ضعیف، خودش می‌تواند وارد فهرست قربانیان طبیعت شود. به همین دلیل، جراحت‌های ناشی از شکار برای گوشت‌خواران فقط یک اتفاق ناخوشایند نیست.

می‌تواند آغاز سقوط یک شکارچی باشد.

روباه

همه طعمه‌ها فرار نمی‌کنند

در طبیعت، دفاع در برابر شکارچی شکل‌های مختلفی دارد.

بعضی حیوانات فرار می‌کنند. بعضی خودشان را استتار می‌کنند. بعضی در گروه‌های بزرگ حرکت می‌کنند. و بعضی، وقتی راه دیگری ندارند، حمله می‌کنند.

حتی در میان حیوانات کوچک‌تر، رفتارهایی وجود دارد که به اصطلاح mobbing یا «هم‌آوردی گروهی با شکارچی» نامیده می‌شود.

پرندگان کوچک می‌توانند یک شاهین یا جغد را محاصره کنند و با نزدیک شدن و حمله‌های پی‌درپی، آن را از منطقه دور کنند.

در اینجا هدف لزوماً کشتن شکارچی نیست.

هدف این است که به او بفهمانند: اینجا جای امنی برای شکار کردن نیست.

مطالعات رفتاری، mobbing را یکی از شکل‌های مهم دفاع ضدشکارچی می‌دانند؛ رفتاری که می‌تواند خطر فوری را کاهش دهد، به دیگر اعضای گروه هشدار دهد و حتی باعث شود شکارچی در آینده از آن منطقه دوری کند.

گاهی بهترین دفاع این نیست که شکارچی را بکشی.

کافی است وادارش کنی عقب‌نشینی کند.

شکارچیان جوان؛ اشتباهات بیشتر، خطر بیشتر

تجربه هم در این میان نقش مهمی دارد. یک شکارچی جوان هنوز همه چیز را بلد نیست. نمی‌داند کدام طعمه ارزش نزدیک شدن دارد.

نمی‌داند چه فاصله‌ای امن است. نمی‌داند چه زمانی باید حمله را متوقف کند. به همین دلیل، تجربه شکار برای یک گوشت‌خوار فقط یاد گرفتن روش کشتن نیست.

یاد گرفتن زمانِ حمله نکردن هم هست.

این نکته در بسیاری از روابط شکارچی و طعمه اهمیت دارد.

گاهی باتجربه‌ترین شکارچی همان حیوانی نیست که بهتر حمله می‌کند؛ بلکه حیوانی است که می‌داند کدام حمله ارزش ریسک ندارد.

وقتی نقش‌ها واقعاً عوض می‌شوند

در زیست‌شناسی، مرز میان «شکارچی» و «شکار» همیشه به اندازه‌ای که در کتاب‌های ساده غذایی می‌بینیم، ثابت نیست.

حتی پژوهش‌های آزمایشگاهی نشان داده‌اند که در برخی سیستم‌ها، طعمه‌های بالغ می‌توانند به شکارچیان جوان حمله کنند و آنها را بکشند.

در یک مطالعه منتشرشده در Scientific Reports، پژوهشگران نشان دادند که تجربه مواجهه با شکارچی در دوران جوانی می‌تواند رفتار ضدشکارچی جانور را در بزرگسالی تغییر دهد؛ در برخی نمونه‌ها، طعمه بالغ نه‌تنها دیگر به راحتی شکار نمی‌شد، بلکه می‌توانست به شکارچی جوان حمله کند و آن را بکشد.

این موضوع یک پیام مهم دارد:

نقش شکارچی و شکار همیشه مطلق نیست.

یک حیوان می‌تواند در یک مرحله از زندگی شکارچی باشد و در مرحله‌ای دیگر، خودش در برابر موجودی دیگر آسیب‌پذیر شود.

طبیعت قانون «همیشه برنده بودن» ندارد

گاهی در فیلم‌های حیات‌وحش، شکار طوری روایت می‌شود که انگار نتیجه از قبل مشخص است.

شیر می‌دود.گوزن فرار می‌کند.شیر می‌رسد. تمام.اما طبیعت واقعی بسیار پیچیده‌تر است.

شکار ممکن است شکست بخورد.طعمه ممکن است فرار کند. ممکن است گله برگردد.

ممکن است شکارچی زخمی شود.ممکن است یک شکارچی دیگر سر برسد. و گاهی هم خود طعمه حمله کند.

برای همین، شکار در طبیعت بیشتر شبیه یک بازی پرریسک است تا یک عملیات تضمین‌شده.

هر حمله یک تصمیم است و هر تصمیم می‌تواند نتیجه‌ای داشته باشد که شکارچی انتظارش را نداشته است.

پلنگ در حال شکار یک غزال

راز بقا؛ خطرناک‌ترین لحظه برای شکارچی، لحظه‌ای است که مطمئن می‌شود برنده است

یک بوفالو ممکن است چند لحظه قبل از حمله شیر فرار کند.

یک گراز وحشی ممکن است زیر بوته‌ها مخفی شود.

یک فیل ممکن است بچه‌اش را پشت بدن خود قرار دهد.

اما اگر شکارچی بیش از حد نزدیک شود، همه‌چیز تغییر می‌کند.

حالا دیگر شکار فقط درباره سرعت و قدرت نیست.

درباره تصمیم است.آیا شیر باید ادامه دهد؟ آیا ببر باید گراز را رها کند؟

آیا شکارچی باید برای گرفتن بچه، وارد محدوده دفاعی مادر شود؟

در طبیعت، گاهی تفاوت میان یک وعده غذایی و یک جراحت مرگبار فقط چند قدم است.

و شاید به همین دلیل است که یکی از مهم‌ترین مهارت‌های یک شکارچی، نه فقط توانایی کشتن، بلکه توانایی تشخیص زمان عقب‌نشینی است.

چون هر طعمه‌ای که فرار می‌کند، لزوماً یک فرصت از دست‌رفته نیست.

گاهی همان طعمه‌ای که فرار می‌کند، در واقع شکارچی را از یک اشتباه مرگبار نجات داده است.

در دنیای وحش، همیشه قوی‌ترین حیوان برنده نمی‌شود.

گاهی فقط حیوانی زنده می‌ماند که به‌موقع می‌فهمد این شکار، ارزش جانش را ندارد.

منابع: 
Treves, A. & Santiago-Ávila, F. J. (2020).
Myths and misclassifications in descriptions of wildlife attacks.
Human-Wildlife Interactions.
Loveridge, A. J., Valeix, M., Davidson, Z., Murindagomo, F., Fritz, H. & Macdonald, D. W. (2009).
Changes in home range size of African lions in relation to prey abundance and habitat structure.
Journal of Animal Ecology.
Hopcraft, J. G. C., Sinclair, A. R. E. & Packer, C. (2005).
Planning for success: Serengeti lions seek prey accessibility rather than abundance.
Journal of Animal Ecology.
Hayward, M. W. & Kerley, G. I. H. (2005).
Prey preferences of the lion (Panthera leo).
Journal of Zoology.
Mills, M. G. L. & Shenk, T. M. (1992).
Linking resource selection and population dynamics for an African ungulate: The African buffalo.
Ecology

ارسال نظر
captcha
علم و کیهان