کد خبر: ۶۷۲۵
22 شهريور 1405
16:40

مورچه‌هایی که شکارشان را زنده‌زنده تکه‌تکه می‌کنند؛ ارتشی کوچک که حتی شکارچیان دیگر را هم می‌بلعد

مورچه
مورچه‌ها در میان کوچک‌ترین شکارچیان طبیعت قرار دارند، اما بعضی از آنها با روش‌هایی شکار می‌کنند که بیشتر شبیه یک ارتش سازمان‌یافته است تا یک حشره کوچک. مورچه‌های ارتشی می‌توانند در یک یورش هزاران بندپا را شکار کنند، طعمه‌های بزرگ را از پا درآورند و اگر حمل آنها ممکن نباشد، بدنشان را به قطعات کوچک‌تر تقسیم کنند.

راز بقا: مورچه‌ها در نگاه اول موجوداتی کوچک و بی‌خطر به نظر می‌رسند، اما بعضی گونه‌ها از شکارچیان سازمان‌یافته دنیای حشرات هستند. مورچه‌های ارتشی در دسته‌های بزرگ به حرکت درمی‌آیند، حشرات و دیگر بندپایان را از مخفیگاهشان بیرون می‌کشند و طعمه‌های بزرگ را به کمک صدها یا هزاران کارگر مهار می‌کنند. اگر حمل لاشه یک‌تکه ممکن نباشد، بدن شکار به قطعات کوچک‌تر تقسیم می‌شود تا هر قطعه به لانه برسد. در سوی دیگر، مورچه‌هایی هستند که حتی شکارچیان دیگری از دنیای مورچه‌ها را هدف می‌گیرند. اینجا داستان فقط درباره خشونت شکار نیست؛ درباره قدرت همکاری در یکی از شگفت‌انگیزترین جوامع جانوری زمین است.

مورچه

یک مورچه به تنهایی چه کاری از دستش برمی‌آید؟

اگر یک مورچه را روی زمین ببینید، احتمالاً آخرین چیزی که به ذهنتان می‌رسد این است که با یک شکارچی روبه‌رو هستید.

نه پنجه‌ای دارد که بتواند طعمه‌ای بزرگ را از پا دربیاورد، نه دندان‌های نیرومندی دارد و نه سرعتش با بسیاری از حشرات شکارچی قابل مقایسه است.

اما ماجرا وقتی تغییر می‌کند که یک مورچه تنها نباشد.

در جنگل‌های گرمسیری آمریکای مرکزی و جنوبی، دسته‌هایی از مورچه‌های شکارچی حرکت می‌کنند که تعدادشان می‌تواند به هزاران فرد برسد. آنها را «مورچه‌های ارتشی» می‌نامند؛ گروهی از گونه‌های کوچ‌رو که به جای آنکه تمام زندگی خود را در یک لانه ثابت بگذرانند، در دوره‌هایی از زندگی همراه با کلونی جابه‌جا می‌شوند و برای پیدا کردن غذا به اطراف می‌ریزند.

در مسیر آنها، عنکبوت، ملخ، جیرجیرک، مورچه‌های دیگر و انواع بندپایان ممکن است تبدیل به طعمه شوند.

یکی از شناخته‌شده‌ترین گونه‌ها در این گروه، Eciton burchellii است.

این مورچه‌ها وقتی به حرکت درمی‌آیند، بیشتر از آنکه شبیه یک گروه حشره باشند، شبیه موجی زنده هستند که از میان کف جنگل عبور می‌کند.

و اگر چیزی در مسیرشان باشد، احتمالاً باید خیلی سریع فرار کند.

مورچه

ارتشی بدون فرمانده

هیچ مورچه‌ای وسط این لشکر نمی‌ایستد و دستور حمله نمی‌دهد.

این یکی از جذاب‌ترین بخش‌های ماجراست.

هر مورچه اطلاعات بسیار محدودی از محیط اطرافش دارد، اما از طریق مواد شیمیایی، تماس بدنی و واکنش به رفتار مورچه‌های اطراف، می‌تواند خودش را با شرایط هماهنگ کند.

نتیجه، رفتاری است که از بیرون بسیار حساب‌شده به نظر می‌رسد.

چند مورچه طعمه را پیدا می‌کنند. مورچه‌های دیگری به آنها می‌پیوندند. تعداد مهاجمان بیشتر می‌شود و در فاصله کوتاهی، چیزی که چند لحظه پیش یک حشره آزاد بود، زیر انبوهی از مورچه‌ها ناپدید می‌شود.

این همان چیزی است که دانشمندان در بسیاری از جوامع مورچه‌ای «هوش جمعی» می‌نامند؛ توانایی انجام کاری پیچیده بدون آنکه یک فرد، تمام نقشه را در اختیار داشته باشد.

مورچه

وقتی شکار از خود شکارچی بزرگ‌تر است

مشکل از جایی شروع می‌شود که طعمه بزرگ باشد.

یک مورچه نمی‌تواند یک ملخ بزرگ یا یک عنکبوت درشت را به راحتی روی زمین بکشد و به لانه ببرد. بنابراین مورچه‌ها از همان چیزی استفاده می‌کنند که در آن برتری دارند: تعداد.

طعمه ابتدا مهار می‌شود. سپس کارگران بیشتری به آن می‌رسند و اگر اندازه شکار اجازه حمل یک‌تکه را ندهد، بدن آن به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم می‌شود.

این قطعات بعداً به محل اقامت موقت کلونی منتقل می‌شوند.

در مورچه‌های ارتشی، این محل موقت را bivouac می‌نامند. کلونی ممکن است برای مدتی در یک نقطه مستقر شود و بعد دوباره حرکت کند.

برای این مورچه‌ها، شکار یک حشره بزرگ به معنای این نیست که باید تمام بدنش را یک‌جا حمل کنند.

هر قطعه، یک محموله است.

یک پا، یک بال یا بخشی از بدن می‌تواند توسط یک یا چند کارگر حمل شود و در نهایت به غذایی برای کلونی تبدیل شود.

به همین دلیل، تعبیر «مورچه‌هایی که شکار را تکه‌تکه می‌کنند» کاملاً واقعی است؛ اما درباره عبارت «زنده‌زنده» باید احتیاط کرد. در مورد مورچه‌های ارتشی مورد مطالعه، طعمه معمولاً ابتدا از پا درمی‌آید و سپس، در صورت نیاز، برای انتقال آسان‌تر قطعه‌قطعه می‌شود.

طبیعت به اندازه کافی بی‌رحم هست که نیازی به اغراق درباره آن نداشته باشیم.

مورچه

شکارچی‌ای که خودش شکارچی است

داستان وقتی جالب‌تر می‌شود که بفهمیم بعضی مورچه‌ها سراغ طعمه‌های معمولی نمی‌روند.

در فلوریدا، گونه‌ای به نام Formica archboldi زندگی می‌کند که توجه دانشمندان را به دلیل رابطه عجیبش با مورچه‌های تله‌فکی جلب کرده است.

مورچه‌های تله‌فکی از جنس Odontomachus خودشان شکارچی‌اند. آرواره‌هایشان با سرعت بسیار زیادی بسته می‌شود و می‌توانند برای گرفتن طعمه یا دفاع از خود به کار بروند.

اما برای Formica archboldi، همین شکارچیان کوچک می‌توانند تبدیل به غذا شوند.

سال‌هاست بقایای مورچه‌های تله‌فکی، از جمله سر آنها، در لانه‌های F. archboldi دیده شده است. همین موضوع باعث شد پژوهشگران دقیق‌تر سراغ رابطه این دو گروه بروند.

نتیجه، تصویر جالبی از یک زنجیره شکار در میان خود مورچه‌هاست: یک مورچه شکار می‌کند. مورچه دیگری، همان شکارچی را شکار می‌کند.

مورچه

مورچه‌ای با بوی عجیب

ماجرا درباره Formica archboldi فقط به شکار ختم نمی‌شود.

سطح بدن مورچه‌ها با ترکیبات شیمیایی پوشیده شده که در شناسایی افراد و گونه‌ها نقش دارند. مورچه‌ها تا حد زیادی از همین نشانه‌های شیمیایی برای تشخیص دوست و غریبه استفاده می‌کنند.

پژوهش‌ها نشان داده‌اند که در برخی جمعیت‌های F. archboldi، ترکیبات شیمیایی سطح بدن با ترکیبات مورچه‌های تله‌فکی Odontomachus که در همان منطقه زندگی می‌کنند، شباهت‌هایی دارد.

این یافته برای دانشمندان جالب بود، چون می‌توانست نشانه‌ای از نوعی «تقلید شیمیایی» باشد.

اما اینجا هم داستان‌های اینترنتی کمی جلوتر از علم حرکت کرده‌اند.

این پژوهش ثابت نکرد که Formica archboldi به شکل ساده خودش را جای مورچه تله‌فکی جا می‌زند و بعد وارد لانه آنها می‌شود. سازوکار دقیق این شباهت شیمیایی و اینکه دقیقاً چه مزیتی برای مورچه دارد، همچنان مسئله‌ای پژوهشی است.

پس واقعیت، به اندازه کافی عجیب هست: این مورچه شکارچی یک مورچه شکارچی دیگر است و در عین حال، سطح بدنش ویژگی‌های شیمیایی غیرمعمولی دارد که به طعمه تخصصی‌اش شباهت نشان می‌دهد.

مورچه

شکار در کمین، زیر یک برگ

اما همه مورچه‌های شکارچی به شکل ارتش در کف جنگل حرکت نمی‌کنند.

یک نمونه بسیار متفاوت، Azteca andreae است؛ مورچه‌ای که از برگ‌های درخت برای ساختن یک کمین طبیعی استفاده می‌کند.

این مورچه با درختان جنس Cecropia ارتباط نزدیکی دارد و بخشی از زمان خود را زیر برگ‌ها می‌گذراند.

اگر از بالا به یک برگ نگاه کنید، ممکن است هیچ چیز خاصی نبینید.

اما در زیر برگ، اوضاع فرق دارد.

مورچه‌ها در امتداد لبه برگ قرار می‌گیرند و آماده می‌مانند. آرواره‌هایشان باز است و منتظر حشره‌ای هستند که روی برگ فرود بیاید.

وقتی طعمه وارد محدوده مناسب می‌شود، حمله آغاز می‌شود.

مورچه‌های نزدیک، حشره را می‌گیرند و خیلی زود تعداد بیشتری از راه می‌رسند.

برگ درخت هم بخشی از تله است

راز این شکار فقط تعداد مورچه‌ها نیست. ساختار برگ هم به آنها کمک می‌کند.

پنجه‌های مورچه‌ها حالت قلاب‌مانند دارند و سطح زیرین برگ‌های این درخت پوشیده از ساختارهای ظریف و پرزدار است. ترکیب این دو باعث می‌شود مورچه‌ها بتوانند محکم به سطح برگ بچسبند و طعمه‌ای بسیار سنگین‌تر از خودشان را نگه دارند.

در یک مطالعه، پژوهشگران تخمین زدند که روی برخی درختان می‌توان هزاران کارگر Azteca andreae را در موقعیت‌های کمین مشاهده کرد.

و اینجاست که اعداد واقعاً عجیب می‌شوند.

پژوهشگران گزارش کردند که این مورچه‌ها می‌توانند طعمه‌هایی تا حدود ۱۳ هزار برابر وزن یک کارگر را مهار کنند.

این یعنی قدرتی که از یک مورچه منفرد به دست نمی‌آید.

قدرت واقعی در اینجا حاصل جمع چند چیز است:

تعداد زیاد مورچه‌ها، همکاری آنها و ساختار مناسب برگ.

مورچه

یک ملخ ۹ گرمی در برابر مورچه‌های میلی‌گرمی

در همان پژوهش، یک ملخ حدود ۸ سانتی‌متری با وزن تقریبی ۹.۲ گرم مشاهده شد که به دام مورچه‌ها افتاد.

وزن هر کارگر شکارچی حدود ۱.۴ میلی‌گرم بود. یعنی وزن ملخ تقریباً ۷ هزار برابر یک کارگر بود. یک مورچه به تنهایی هیچ شانسی نداشت. اما یک مورچه تنها نبود.

مورچه‌ها به بدن حشره چسبیدند، آن را مهار کردند و اجازه ندادند فرار کند. بعد، با رسیدن کارگران بیشتر، طعمه از چند جهت کشیده شد.

این همان نقطه‌ای است که مفهوم «قدرت» در دنیای مورچه‌ها با چیزی که درباره شکارچیان بزرگ می‌دانیم فرق می‌کند.

شیر با قدرت ماهیچه‌هایش شکار می‌کند.عقاب با چنگال‌هایش. مار با سم یا فشار بدن.اما بعضی مورچه‌ها با تعداد شکار می‌کنند.

چرا شکار را تکه‌تکه می‌کنند؟

پاسخ در نهایت ساده است.

برای مورچه‌ای که باید غذا را به لانه برساند، یک لاشه بزرگ یک مشکل حمل‌ونقل است.

راه‌حل این است که لاشه را به قطعات کوچک‌تر تبدیل کند.

این رفتار از نظر تکاملی کاملاً منطقی است. هر مورچه لازم نیست بتواند شکار را بلند کند. کافی است بتواند یک بخش کوچک از آن را حمل کند.

یک شکار بزرگ تبدیل می‌شود به چندین محموله کوچک.

و چندین محموله کوچک، برای یک کلونی هزاران نفری، بسیار قابل‌مدیریت‌تر هستند.

در این سیستم، حتی تقسیم کار اهمیت پیدا می‌کند. مورچه‌ها بر اساس اندازه و توانایی‌هایشان می‌توانند نقش‌های متفاوتی در حمل و پردازش طعمه داشته باشند.

به بیان ساده، کلونی کاری را انجام می‌دهد که هیچ مورچه‌ای به تنهایی قادر به انجامش نیست.

مورچه

شکار مورچه‌ها، غذای دیگران هم می‌شود

یک نکته جالب دیگر درباره مورچه‌های ارتشی این است که آنها فقط برای خودشان شکار نمی‌کنند.

وقتی یک دسته بزرگ از Eciton burchellii در جنگل حرکت می‌کند، حشرات و بندپایان زیادی از مسیر آن فرار می‌کنند.

و همین جا، شکارچیان دیگری سر می‌رسند.

پرندگان، مارمولک‌ها و دیگر جانوران می‌توانند در اطراف دسته مورچه‌ها حرکت کنند و موجوداتی را شکار کنند که برای فرار از مورچه‌ها از مخفیگاه خود بیرون آمده‌اند.

در بررسی‌های انجام‌شده درباره E. burchellii، ارتباط بیش از ۵۰۰ گونه جانوری با دسته‌های این مورچه‌ها ثبت شده است.

برای بعضی از این جانوران، حضور مورچه‌های ارتشی یک فرصت غذایی است.

یعنی حرکت یک دسته مورچه در جنگل می‌تواند برای جانوران دیگری هم غذا تولید کند.

مورچه‌ها شکار می‌کنند؛ شکارچیان دیگر، فراری‌های آنها را شکار می‌کنند.

یک زنجیره غذایی کوچک در دل یک یورش شکل می‌گیرد.

طبیعت همیشه بزرگ‌ترین شکارچی را برنده نمی‌کند

اگر یکی از این مورچه‌ها را جدا کنید، موجود کوچکی است که احتمالاً در برابر بسیاری از حشرات بزرگ‌تر شانسی ندارد.

اما کلونی را نمی‌توان به همین شکل قضاوت کرد.

هزاران مورچه می‌توانند یک طعمه بسیار بزرگ‌تر از خودشان را مهار کنند.

آنها لازم نیست قوی‌تر از طعمه باشند.

لازم نیست سریع‌تر باشند.

حتی لازم نیست یک مورچه به تنهایی بداند کل عملیات قرار است به کجا برسد.

هرکدام فقط بخشی از کار را انجام می‌دهند.

یکی طعمه را پیدا می‌کند.

یکی آن را می‌گیرد.

دیگری سیگنال می‌دهد.

چند مورچه راه فرار را می‌بندند.

گروهی بدن شکار را می‌کشند.

و اگر لازم باشد، گروه دیگری آن را به قطعات کوچک‌تر تقسیم می‌کند.

در نهایت، چیزی که برای یک مورچه غیرممکن بود، برای کلونی تبدیل به یک کار روزمره می‌شود.

مورچه

راز بقا؛ قدرتی که در تعداد پنهان شده است

در طبیعت، وقتی از شکارچی حرف می‌زنیم، معمولاً تصویر یک حیوان بزرگ در ذهنمان شکل می‌گیرد؛ شیر، پلنگ، گرگ، عقاب یا مار.

اما در کف جنگل‌های گرمسیری، یکی از منظم‌ترین شکارچیان ممکن است موجودی باشد که طول بدنش فقط چند میلی‌متر است.

مورچه‌ها نشان می‌دهند که برای شکار کردن همیشه به بدن بزرگ و سلاح‌های ترسناک احتیاج نیست.

گاهی کافی است هزاران موجود کوچک، هر کدام فقط یک کار ساده انجام دهند.

یک مورچه به تنهایی شاید نتواند یک ملخ را تکان دهد.

اما هزاران مورچه می‌توانند آن را مهار کنند، به قطعات کوچک تقسیمش کنند و تکه‌های آن را به لانه ببرند.

این شاید مهم‌ترین راز مورچه‌ها باشد:

قدرت آنها در اندازه‌شان نیست؛ در همکاری‌شان است.

و در جنگل، همین همکاری می‌تواند مرز میان شکارچی و شکار را به‌کلی تغییر دهد.

منابع:

  • پژوهش درباره رفتار شکار و انتقال طعمه در Eciton burchellii، با تمرکز بر اندازه طعمه و نقش کارگران در حمل آن.

  • مطالعه Azteca andreae در PLOS ONE درباره کمین زیر برگ، مهار طعمه‌های بسیار بزرگ‌تر و همکاری گروهی مورچه‌ها.

  • پژوهش درباره رابطه شکارچی ـ شکار میان Formica archboldi و مورچه‌های تله‌فکی Odontomachus و بررسی شباهت‌های شیمیایی سطح بدن آنها.

  • گزارش مؤسسه تحقیقات گرمسیری اسمیتسونین درباره مورچه‌های ارتشی و ارتباط آنها با صدها گونه جانوری در جنگل‌های پاناما.

ارسال نظر
captcha
علم و کیهان