راز بقا: بیشتر مردم تصور میکنند چپدستی و راستدستی ویژگیای منحصربهفرد در انسان است، اما تحقیقات چند دهه اخیر نشان دادهاند که این پدیده در بسیاری از گونههای جانوری نیز وجود دارد. از شامپانزهها و طوطیها گرفته تا کانگوروها، دلفینها و حتی اختاپوسها، بسیاری از حیوانات تمایل دارند یک اندام را بیشتر از اندام دیگر به کار بگیرند.
به گزارش راز بقا، این ویژگی که در زیستشناسی با عنوان «جانبداری جانبی» یا Lateralization شناخته میشود، پنجرهای مهم به سوی شناخت تکامل مغز و رفتار در جانوران گشوده است.
دانشمندان اکنون معتقدند چپدستی و راستدستی تنها یک عادت رفتاری نیست، بلکه بازتابی از نحوه سازمانیافتگی مغز و تقسیم وظایف میان دو نیمکره آن است.
به گزارش راز بقا، در بسیاری از مهرهداران، دو نیمکره مغز وظایف متفاوتی بر عهده دارند. این پدیده که «تخصصیافتگی نیمکرهای» نامیده میشود، باعث میشود برخی فعالیتها بیشتر تحت کنترل یک نیمکره قرار گیرند.
از آنجا که نیمکره راست مغز عمدتاً سمت چپ بدن را کنترل میکند و نیمکره چپ مغز مسئول کنترل سمت راست بدن است، تفاوت در عملکرد نیمکرهها میتواند به ترجیح استفاده از یک دست، پا، بال یا حتی چشم منجر شود.
پژوهشگران معتقدند این تقسیم کار باعث افزایش کارایی مغز میشود. هنگامی که هر نیمکره در انجام وظایف خاصی تخصص پیدا کند، پردازش اطلاعات سریعتر و مؤثرتر انجام میشود. به همین دلیل، جانبداری حرکتی در بسیاری از گونهها به عنوان یک مزیت تکاملی شناخته میشود.
به گزارش راز بقا، مطالعات گسترده روی شامپانزهها نشان داده است که بسیاری از آنها در انجام فعالیتهای پیچیده، مانند استفاده از ابزار، شکستن آجیل یا جمعآوری حشرات از سوراخ درختان، ترجیح مشخصی برای استفاده از یک دست دارند.
جالب آنکه هرچه یک فعالیت پیچیدهتر باشد، میزان چپدستی یا راستدستی نیز آشکارتر میشود. این یافته شباهت قابل توجهی با انسان دارد و نشان میدهد ریشههای تکاملی این پدیده احتمالاً میلیونها سال قدمت دارند.
برخی پژوهشگران حتی معتقدند که جانبداری دست در نخستیها میتواند سرنخی برای درک منشأ زبان در انسان باشد، زیرا هر دو پدیده با سازمانیافتگی نیمکرههای مغزی ارتباط دارند.
به گزارش راز بقا، یکی از شگفتانگیزترین کشفیات سالهای اخیر به کانگوروها مربوط میشود. پژوهشها نشان دادهاند که بسیاری از گونههای کانگورو و والابی در انجام کارهایی مانند غذا خوردن، نظافت بدن یا برداشتن اشیا، تمایل بیشتری به استفاده از دست چپ دارند.

این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که در اغلب پستانداران، ترجیح یک سمت در سطح جمعیت چندان آشکار نیست. اما در برخی کانگوروها، چپدستی به یک ویژگی فراگیر تبدیل شده است.
دانشمندان هنوز علت دقیق این موضوع را نمیدانند، اما احتمال میدهند نحوه ایستادن عمودی و استفاده متفاوت از اندامهای جلویی در این جانوران نقش مهمی در شکلگیری این الگو داشته باشد.
پرندگان نیز نمونههای جالبی از جانبداری رفتاری را نشان میدهند. بسیاری از طوطیها هنگام نگه داشتن غذا، یک پا را به طور مداوم بر پای دیگر ترجیح میدهند.

برخی گونهها تقریباً همیشه از پای چپ برای گرفتن دانه یا میوه استفاده میکنند، در حالی که گونههای دیگر بیشتر به پای راست متکی هستند.
مطالعات عصبی نشان دادهاند که این ترجیح با نحوه پردازش اطلاعات در مغز پرندگان ارتباط دارد. در واقع، همانند انسانها، نیمکرههای مغزی پرندگان نیز در برخی وظایف تخصص یافتهاند.
به گزارش راز بقا، جانبداری تنها به دست و پا محدود نمیشود. برخی دلفینها هنگام جستوجوی غذا تقریباً همیشه روی یک سمت بدن شنا میکنند یا از یک چشم برای بررسی محیط استفاده میکنند.
حتی در اختاپوسها که ساختار عصبی آنها با مهرهداران تفاوت اساسی دارد، پژوهشگران نشانههایی از ترجیح استفاده از برخی بازوها را مشاهده کردهاند.

این یافتهها نشان میدهد که جانبداری رفتاری احتمالاً چندین بار و به طور مستقل در روند تکامل جانوران شکل گرفته است.
از دیدگاه تکاملی، داشتن یک اندام غالب میتواند مزایای متعددی داشته باشد. هنگامی که یک اندام به طور مکرر برای انجام وظایف خاص استفاده شود، دقت و مهارت آن افزایش مییابد.
همچنین تقسیم وظایف میان نیمکرههای مغزی باعث میشود جانور بتواند همزمان چند نوع اطلاعات را پردازش کند. برای مثال، یک پرنده ممکن است با یک نیمکره به دنبال غذا بگردد و با نیمکره دیگر مراقب شکارچیان باشد.
این افزایش کارایی میتواند شانس بقا و موفقیت در تولیدمثل را بیشتر کند و در نتیجه چنین ویژگیهایی در طول زمان حفظ شوند.

به گزارش راز بقا، چپدستی و راستدستی پدیدهای نیست که تنها به انسان تعلق داشته باشد. از شامپانزهها و کانگوروها گرفته تا طوطیها، دلفینها و حتی اختاپوسها، بسیاری از حیوانات ترجیح میدهند از یک اندام بیش از اندام دیگر استفاده کنند. این رفتار بازتابی از سازمان پیچیده مغز و تقسیم وظایف میان نیمکرههای آن است. بررسی این ویژگی نهتنها درک ما از رفتار حیوانات را عمیقتر میکند، بلکه سرنخهای ارزشمندی درباره تکامل مغز و منشأ تواناییهای شناختی در جهان جانوران در اختیار دانشمندان قرار میدهد.