راز بقا: برای ما، تنگه هرمز معمولاً از سمت ایران شناخته میشود؛ از بندرعباس و قشم و هرمز و لارک. وقتی نامش به خبرها میآید، نقشهها را نگاه میکنیم، مسیر نفتکشها را دنبال میکنیم و درباره اتفاقاتی حرف میزنیم که در این آبراه رخ میدهد. اما یک سؤال ساده کمتر پرسیده میشود: اگر روی ساحل جنوبی تنگه هرمز بایستیم و به شمال نگاه کنیم، چه میبینیم؟

در آن سوی آب، ایران قرار دارد. پشت سر اما سرزمینی کوهستانی و عجیب آغاز میشود؛ شبهجزیره مسندم عمان. جایی که رشتهکوههای سنگی تا حدود ۱۸۰۰ متر ارتفاع میگیرند و سپس ناگهان به سوی دریا فرو میروند؛ سرزمینی با ساحلهای بریدهبریده و خورهای عمیق که از دید ماهوارهای، بیشتر شبیه انگشتهایی سنگی است که به درون آب پیش رفتهاند.
این بار میخواهیم تنگه هرمز را برعکس ببینیم؛ نه از این طرف، بلکه از ساحلی که درست روبهروی ایران قرار گرفته است.

این شاید اولین جابهجایی جالب در زاویه دید باشد.
ما عادت کردهایم بگوییم «آن سوی تنگه هرمز، عمان قرار دارد». اما اگر در مسندم بایستید، ماجرا برعکس است: آن سوی آب، ایران است.
تنگه هرمز میان سواحل ایران و عمان قرار گرفته و شبهجزیره مسندم بخش جنوبی این گذرگاه را شکل میدهد. حتی در اسناد رسمی عمان نیز این منطقه بهعنوان نقطهای معرفی شده که بر ورودی خلیج فارس و تنگه استراتژیک هرمز اشراف دارد.
همین تغییر ساده در جای ایستادن، تصویر ما را از این منطقه عوض میکند.
در اخبار، تنگه هرمز اغلب یک خط آبی باریک روی نقشه است؛ مسیری که نفتکشها از آن عبور میکنند. اما از ساحل مسندم، این آبراه یک منظره واقعی است. کوه در یک سمت قرار دارد، دریا در برابر چشم امتداد پیدا میکند و در روزهای صاف، ساحل ایران در افق دیده میشود.

اگر کسی بدون دیدن عکسهای مسندم تصور کند ساحل جنوبی تنگه هرمز شبیه دبی یا دیگر شهرهای مشهور حاشیه خلیج فارس است، احتمالاً غافلگیر میشود.
مسندم بیشتر سرزمین کوه و سنگ و دریا است.
تصاویر ماهوارهای ناسا بهخوبی شکل غیرعادی این شبهجزیره را نشان میدهند. درههایی که زمانی بخشی از خشکی بودهاند، با پیشروی آب به خورهای عمیق تبدیل شدهاند و خط ساحلی را به مجموعهای پیچیده از بریدگیها و آبراههها تبدیل کردهاند. زمینشناسی منطقه نیز با برخورد و حرکت صفحه عربستان نسبت به صفحه اوراسیا ارتباط دارد.
همین منظره باعث شده در تبلیغات گردشگری، مسندم را گاهی «نروژ عربستان» بنامند؛ لقبی تبلیغاتی که بیشتر از شباهت به آبدرهها و سواحل کوهستانی میآید، نه از شباهت آبوهوایی.
اما شاید جذابتر از لقبها این باشد که بدانیم این جغرافیا چگونه زندگی مردم را شکل داده است.

وقتی از ایران به عمان فکر میکنیم، معمولاً مسقط را در ذهن داریم. اما مسندم از نظر جغرافیایی جای عجیبی است.
این شبهجزیره بخشی از عمان است، اما از خاک اصلی این کشور جدا شده و قلمرو امارات متحده عربی میان آن و بخش اصلی عمان قرار گرفته است. ناسا نیز مسندم را یک برونبوم عمانی توصیف میکند که از سرزمین اصلی این کشور جداست.
مرکز منطقه، شهر خصب است؛ شهری ساحلی که در دل همین کوهستان خشک قرار گرفته و یکی از مهمترین نقاط مسندم به شمار میرود.
اما کافی است از خصب و مناطق شهری دور شوید تا تصویر دیگری از ساحل جنوبی تنگه هرمز ظاهر شود.

در نقشه، شاید فاصله میان نقاط مختلف مسندم کوتاه به نظر برسد. اما روی زمین، کوههای سخت و بریدگیهای عمیق ساحل همیشه رفتوآمد را آسان نکردهاند.
به همین دلیل، برای بسیاری از سکونتگاههای این منطقه، دریا بخشی از راه ارتباطی بوده است.
قایق فقط برای ماهیگیری استفاده نمیشد؛ آبراهها و مسیرهای دریایی، روستاها و اجتماعات ساحلی را به هم متصل میکردند. حتی امروز هم سفر دریایی بخش جداییناپذیر تجربه مسندم است و بسیاری از خورها و نقاط ساحلی از طریق آب بهتر قابل دسترسیاند.
این همان جایی است که نگاه ما به تنگه هرمز تغییر میکند.
برای مخاطبی که اخبار را دنبال میکند، این آبراه با نفتکشها تعریف میشود. اما برای کسی که در این ساحل زندگی میکند، همان آب میتواند مسیر رسیدن به روستای بعدی، محل ماهیگیری یا راه بازگشت به خانه باشد.

یکی از عجیبترین تضادهای مسندم همین است.
در یکی از مهمترین گلوگاههای دریایی جهان، زندگی محلی در فاصلهای نهچندان دور از مسیر رفتوآمد کشتیهای عظیم ادامه دارد.
در اینجا میتوان قایقهای کوچک ماهیگیری را تصور کرد که در همان پهنه آبی فعالیت میکنند که یکی از مهمترین مسیرهای کشتیرانی جهان از نزدیکی آن میگذرد.
اهمیت مسندم فقط به این دلیل نیست که بخشی از عمان است؛ موقعیت آن در جنوبیترین سوی تنگه هرمز، این منطقه را در قلب جغرافیایی قرار داده که جهان سالهاست دربارهاش حرف میزند. عمان و ایران نیز بهعنوان دو کشور ساحلی تنگه، در سال ۲۰۲۶ نخستین نشست کمیته مشترک خود درباره مدیریت آینده تنگه هرمز و مسائل مرتبط با آن را برگزار کردند.
اما از روی ساحل مسندم، این سیاست و نقشهها معنای دیگری پیدا میکنند.
آنچه در اخبار «تنگه هرمز» نامیده میشود، برای مردم این منطقه همان دریایی است که هر روز میبینند.

خصب بزرگترین شهر مسندم و دروازه ورود به این شبهجزیره است.
از اینجا، چشمانداز بهسرعت از بافت شهری فاصله میگیرد و جای خود را به صخرهها، خورها و کوههایی میدهد که به دریا ختم میشوند.
جالب اینکه نام خصب در عربی به معنای حاصلخیزی است و تصاویر ناسا نیز لکههای سبز اطراف سکونتگاه را در میان چشمانداز خشک کوهستانی نشان دادهاند؛ تضادی که از بالا کاملاً دیده میشود. ناسا همچنین ماهیگیری و فعالیتهای وابسته به دریا را از ویژگیهای مهم منطقه برشمرده است.
اما هرچه بیشتر به سمت نوک شمالی مسندم برویم، چشمانداز خلوتتر و کوهستانیتر میشود.
در انتهای این مسیر، به یکی از عجیبترین روستاهای ساحل جنوبی تنگه هرمز میرسیم.

کمزار در میان کوههای ناهموار شمال مسندم قرار گرفته؛ روستایی که منابع رسمی گردشگری عمان آن را چنان توصیف میکنند که گویی «نگهبان وفادار تنگه هرمز» است.
این توصیف شاعرانه بیربط نیست.
کمزار در نقطهای قرار دارد که از نظر زمینی، میان کوهستانی سخت و ناهموار گرفتار شده، اما از نظر دریایی درست رو به یکی از مهمترین مسیرهای کشتیرانی جهان باز میشود. راهنمای رسمی مسندم از کوچههای قدیمی روستا، چاه تاریخی و موقعیت آن در کنار تنگه هرمز یاد میکند.
اینجا همان تضادی را دارد که تمام این گزارش از آن شروع شد.
یک روستای کوچک.
کوههای سنگی.
دریایی که در برابر چشم مردم قرار دارد.
و در دوردست، مسیر کشتیهایی که برای جهان معنای اقتصادی و سیاسی دارند.
برای مردم کمزار اما این آب، پیش از هر چیز بخشی از زندگی روزانه است.
کمزار البته یک راز دیگر هم در خود دارد: مردم آن به زبان کمزاری صحبت میکنند؛ زبانی که داستان آن از عمان عبور میکند و رد خویشاوندانش به جزیره لارک ایران میرسد. این داستان را میتوان جداگانه دنبال کرد؛ روایتی از زبانی که هنوز دو سوی تنگه هرمز را به شکلی غیرمنتظره به هم وصل کرده است.

شاید مهمترین چیز درباره سفر خیالی به ساحل عمان همین تغییر زاویه باشد.
برای ما، ایران اینجاست و عمان آن سوی آب.
اما برای مردمی که در مسندم زندگی میکنند، ایران آن سوی آب است.
آنها اگر رو به شمال بایستند، به همان تنگهای نگاه میکنند که ما از سمت دیگرش میبینیم. همان آب، همان کشتیها و همان کوهها؛ فقط زاویه دید عوض شده است.
شاید به همین دلیل، تنگه هرمز را نمیتوان فقط با نقشههای سیاسی شناخت.
این آبراه از دو ساحل تشکیل شده است.
یک ساحل را ما بهتر میشناسیم؛ بندرعباس، قشم، هرمز و لارک.
ساحل دیگر، مسندم است؛ سرزمینی عمانی که کوههایش تا دریا میرسند و از نوک آن، ایران در آن سوی افق قرار دارد.
ما همیشه تنگه هرمز را از این طرف دیدهایم.
شاید وقتش رسیده یک بار هم از آن سوی آب نگاهش کنیم.

ساحل جنوبی تنگه هرمز عمدتاً به شبهجزیره مسندم عمان میرسد، در حالی که ساحل شمالی آن در قلمرو ایران قرار دارد.
مسندم شبهجزیرهای در شمال عمان است که از خاک اصلی این کشور جدا شده و در جنوبیترین بخش تنگه هرمز قرار دارد.
در بخشهایی از مسندم و در شرایط دید مناسب، ساحل ایران در آن سوی تنگه قابل مشاهده است؛ فاصله دو ساحل در باریکترین بخش تنگه نسبتاً کم است و منابع مختلف به قرار گرفتن ایران درست در سوی مقابل مسندم اشاره کردهاند.
خصب بزرگترین شهر و مرکز اصلی شبهجزیره مسندم است.
چشمانداز مسندم عمدتاً کوهستانی و سنگی است و ساحل آن با خورها و بریدگیهای عمیق شکل گرفته است. این ساختار زمینشناختی با حرکت و برخورد صفحات زمینساختی منطقه ارتباط دارد. و همین باعت تفاوت این منطقه با سایر مناطق خلیج فارس شده است.
کمزار در شمال شبهجزیره مسندم عمان و در نزدیکی تنگه هرمز قرار دارد. این روستا به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی و زبان کمزاری مردمش شناخته میشود.