در میان درختان مرطوب و رودخانههای جنگلهای هیرکانی، وزغی زندگی میکند که تا چند دهه پیش حتی هویت مستقلی برای علم نداشت. وزغ آیشوالد با نام علمی Bufo eichwaldi امروز یکی از دوزیستان شاخص جنگلهای هیرکانی به شمار میرود؛ گونهای که دامنه پراکنشش به شمال ایران و جنوبشرقی جمهوری آذربایجان محدود است. پژوهشی که در سال ۲۰۲۵ منتشر شد، با استفاده از DNA و مدلسازی اقلیمی نشان داد داستان حضور این وزغ در هیرکانی بسیار جدیدتر از چیزی است که شاید تصور کنیم.
به گزارش راز بقا؛ اما این فقط داستان یک قورباغه یا وزغ عجیب نیست؛ DNA آن سرنخهایی از چگونگی گسترش این گونه در جنگلهای شمال ایران پس از آخرین عصر یخبندان در خود نگه داشته است.
Bufo eichwaldi یک دوزیست از خانواده وزغهای راستین (Bufonidae) و جنس Bufo است.
این گونه در منابع انگلیسی با نام Eichwald's toad شناخته میشود و به افتخار گیاهشناس و طبیعتشناس روس، کارل آیشوالد، نامگذاری شده است.
وزغ آیشوالد نخستین بار در سال ۲۰۰۸ بهعنوان یک گونه مستقل توصیف شد. پیش از آن، جمعیتهایی که امروز B. eichwaldi نامیده میشوند، با گونههای دیگری از گروه وزغهای معمولی اشتباه گرفته میشدند. پایگاه معتبر Amphibian Species of the World موزه تاریخ طبیعی آمریکا نیز این گونه را با نام علمی Bufo eichwaldi ثبت کرده و پراکنش آن را جنوبشرقی آذربایجان و شمال ایران اعلام میکند.
بنابراین با یک گونه قدیمی که تازه کشف شده روبهرو نیستیم؛ بلکه گونهای نسبتاً تازه از نظر علمی شناختهشده است که پیشینه تکاملی آن بسیار قدیمیتر از زمان نامگذاری علمیاش است.

وزغ آیشوالد با زیستبوم هیرکانی ارتباط نزدیکی دارد.
پراکنش شناختهشده آن در ایران عمدتاً در نواحی شمالی کشور و در محدوده جنگلهای هیرکانی است و دامنه آن در آن سوی مرز نیز به جنگلهای جنوبشرقی جمهوری آذربایجان میرسد.
این وابستگی به زیستگاههای مرطوب اهمیت زیادی دارد؛ زیرا زندگی دوزیستان بهشدت با آب و رطوبت محیط گره خورده است.
بررسیهای پیشین نشان دادهاند که این وزغ در جنگلها، مردابها، تالابها و آبراهههای هیرکانی حضور دارد.
به همین دلیل، سلامت زیستگاههای آبی کوچک در دل جنگل برای بقای آن اهمیت دارد؛ حتی اگر خود جانور بیشتر زمانش را روی خشکی بگذراند.
پژوهشگران برای بررسی تاریخ جمعیتهای Bufo eichwaldi از سه نشانگر ژنتیکی استفاده کردند:
ژن میتوکندریایی 16S rRNA
ناحیه میتوکندریایی D-loop
ژن هستهای RAG1
در مجموع، دادههای ژنتیکی مورد استفاده ۱۸۶۵ جفتباز را پوشش میدادند.
نمونهها از چهار جمعیت گرفته شدند؛ سه جمعیت در ایران و یک جمعیت در جمهوری آذربایجان. در ایران، نمونهبرداری از قرنآباد، قائمشهر و لاهیجان انجام شد و جمعیت چهارم در لریک آذربایجان قرار داشت. نمونهها بین ژانویه ۲۰۲۲ تا فوریه ۲۰۲۴ جمعآوری شدند.
نتیجه جالب بود: جمعیتهای این وزغ از نظر ژنتیکی کاملاً یکدست نیستند و بین آنها ساختار ژنتیکی قابل توجهی وجود دارد.
تا حدی بله. پژوهش ۲۰۲۵ نشان داد جمعیت جمهوری آذربایجان از جمعیتهای ایرانی تمایز ژنتیکی بیشتری دارد. فاصله ژنتیکی جمعیت آذربایجان با جمعیتهای ایران در بخش D-loop حدود ۱.۸۵ تا ۲.۰۴ درصد گزارش شد.
اما این اختلاف به معنی آن نیست که با دو گونه جداگانه روبهرو هستیم.
نتایج کلی همچنان از قرار گرفتن این جمعیتها در یک گونه مستقل، یعنی Bufo eichwaldi، حمایت میکند.
این تفاوتهای ژنتیکی بیشتر نشان میدهند که جمعیتهای مختلف در طول تاریخ، مسیرهای جغرافیایی و جمعیتی متفاوتی را تجربه کردهاند.

اینجاست که داستان واقعاً جذاب میشود.
پژوهشگران علاوه بر DNA، از مدلسازی پراکنش گونه استفاده کردند تا ببینند زیستگاه مناسب این وزغ در دورههای مختلف تاریخ زمین کجا بوده است.
آنها شرایط اقلیمی دورههای مختلف، از جمله:
آخرین بیشینه یخچالی، حدود ۲۱ هزار سال پیش
میانه هولوسن، حدود ۶ هزار سال پیش
شرایط اقلیمی جدیدتر
را مدلسازی کردند.
نتیجه مدلها با دادههای ژنتیکی همخوانی داشت:
زیستگاههای مناسب برای Bufo eichwaldi پس از آخرین عصر یخبندان در منطقه هیرکانی بیشتر و گستردهتر شدهاند.
به بیان سادهتر، احتمالاً این وزغ با تغییر شرایط اقلیمی و گسترش زیستگاههای مناسب، در دوره پس از آخرین یخبندان به بخشهایی از جنگلهای هیرکانی گسترش پیدا کرده است.
DNA برای دانشمندان شبیه یک آرشیو بسیار کوچک اما ارزشمند است.
افراد یک گونه در مناطق مختلف، DNA کاملاً یکسانی ندارند. بخشی از تفاوتهای ژنتیکی حاصل جدایی جمعیتها، مهاجرت، تغییرات اقلیمی و رویدادهای جمعیتی در طول نسلهای متعدد است.
وقتی این تفاوتها با نقشه زیستگاههای گذشته ترکیب شوند، دانشمندان میتوانند فرضیههایی درباره مسیر تغییر پراکنش یک گونه ارائه کنند.
در مورد Bufo eichwaldi نیز همین اتفاق افتاد.
دادههای ژنتیکی نشان دادند که جمعیتهای امروزی ساختار مشخصی دارند و مدلهای اقلیمی نیز نشان دادند که شرایط مناسب برای این وزغ پس از آخرین بیشینه یخچالی در هیرکانی افزایش یافته است.
بنابراین داستان این وزغ فقط در جنگل امروز نوشته نشده؛ بخشی از آن در اقلیم ۲۱ هزار سال پیش پنهان است.
نه، و اینجا یک اصلاح مهم نسبت به عنوان اولیه سوژه لازم است.
Bufo eichwaldi بومی منطقه هیرکانی است، اما انحصاری ایران نیست.
پراکنش آن از شمال ایران به جنوبشرقی جمهوری آذربایجان نیز میرسد و بخشهایی از کوههای تالش و البرز را دربرمیگیرد.
بنابراین اگر بخواهیم تیتر از نظر علمی کاملاً دقیق باشد، بهتر است بگوییم:
«وزغی که به جنگلهای هیرکانی وابسته است؛ DNA راز گذشته یک دوزیست نادر ایران را فاش کرد»
این تیتر هم جذابیت داستانی را حفظ میکند و هم ادعای نادرست «فقط در ایران» ندارد.
گزارشهای علمی، حضور Bufo eichwaldi را در بخشهایی از شمال ایران ثبت کردهاند.
در پژوهش ژنتیکی ۲۰۲۵، سه جمعیت ایرانی مورد بررسی از قرنآباد، قائمشهر و لاهیجان بودند. این نقاط به پژوهشگران اجازه دادند تفاوت ژنتیکی جمعیتهای بخشهای مختلف دامنه گونه را مقایسه کنند.
پایگاه Amphibian Species of the World نیز پراکنش ایرانی این گونه را در استانهای گلستان، مازندران و گیلان ثبت کرده و احتمال حضور آن در اردبیل را نیز مطرح کرده است.
بنابراین بهتر است این وزغ را به یک نقطه خاص از هیرکانی محدود نکنیم؛ پراکنش آن در امتداد بخشهایی از نوار جنگلی شمال ایران گستردهتر است.
وضعیت این گونه کاملاً بیخطر نیست.
پژوهشگران در مقاله ۲۰۲۵ بر افزایش فشارهای انسانی بر Bufo eichwaldi تأکید کردهاند و حفاظت از زیستگاههای آن را ضروری دانستهاند.
مطالعات پیشین نیز تهدیدهایی مانند تخریب جنگل، آلودگی و تخریب یا آلوده شدن زیستگاههای تولیدمثلی را برای این گونه مطرح کردهاند. در جمهوری آذربایجان، ورود ماهیان و راکونها به برخی زیستگاهها نیز بهعنوان عوامل تهدیدکننده جمعیتها گزارش شده است.
وضعیت حفاظتی جهانی این گونه نیز در منابع تخصصی بهعنوان آسیبپذیر (VU) ثبت شده است.
دوزیستان برخلاف بسیاری از جانوران بزرگ، به زیستگاههای بسیار کوچک وابستهاند.
ممکن است یک وزغ در بخش بزرگی از جنگل حرکت کند، اما برای تولیدمثل به یک برکه، آبگیر یا جریان آب خاص نیاز داشته باشد.
اگر چنین زیستگاهی خشک، آلوده یا تخریب شود، ممکن است یک جمعیت محلی بدون اینکه بخش بزرگی از جنگل از بین رفته باشد، دچار افت شدید شود.
مطالعات حفاظتی درباره B. eichwaldi نیز تخریب و آلودگی آبگیرهای مناسب برای تولیدمثل را از عوامل مهم تهدید معرفی کردهاند.
این یکی از دلایلی است که حفاظت از دوزیستان فقط به معنای حفظ «جنگل» نیست؛ آبهای کوچک داخل جنگل هم بخشی از زیستگاه آنها هستند.

مدلسازی اقلیمی پژوهش ۲۰۲۵ نشان داد که مهمترین متغیر محیطی در پیشبینی زیستگاه مناسب، میزان بارش در مرطوبترین ماه سال بود که حدود ۵۰.۱ درصد اهمیت مدل را به خود اختصاص داد.
متغیر مهم بعدی، دامنه سالانه دما بود که سهمی حدود ۳۹.۷ درصد داشت.
این نتیجه با زیستگاه مرطوب هیرکانی همخوانی دارد.
به زبان ساده، بارندگی و الگوی دما نقش بزرگی در تعیین مکانهایی دارند که شرایط برای این وزغ مناسبتر است.
بله، و این یکی از نکات امیدوارکننده پژوهش است.
مطالعه ۲۰۲۵ برای Bufo eichwaldi تنوع هاپلوتایپی بالایی، حدود ۰.۹۸۴ گزارش کرد. این عدد نشان میدهد در نمونههای بررسیشده، تنوع ژنتیکی قابل توجهی وجود دارد.
البته تنوع ژنتیکی بالا به این معنی نیست که گونه از هر تهدیدی مصون است.
جمعیتهای مختلف ممکن است همزمان از نظر ژنتیکی متفاوت باشند و در عین حال تحت فشار تخریب زیستگاه قرار داشته باشند.
اتفاقاً همین تنوع ژنتیکی میتواند برای حفاظت اهمیت داشته باشد؛ چون از دست رفتن یک جمعیت محلی ممکن است بخشی از تنوع ژنتیکی کل گونه را نیز از بین ببرد.
خیر.
Bufo eichwaldi زمانی بخشی از پیچیدگی گروه وزغهای نزدیک به Bufo bufo بود و تشخیص آن از خویشاوندانش ساده نبود.
مطالعات مولکولی بعدی نشان دادند که B. eichwaldi یک دودمان مستقل در گروه وزغهای راستین است. پژوهش سال ۲۰۱۲ با استفاده از چند نشانگر میتوکندریایی و هستهای نیز جایگاه جداگانه این گونه را در درخت تکاملی وزغهای گروه Bufo bufo تأیید کرد.
به همین دلیل، DNA در داستان این جانور فقط برای بررسی جمعیتهای امروزی کاربرد ندارد؛ در اصل به دانشمندان کمک کرده بفهمند این وزغ از نظر تکاملی دقیقاً کجای خانواده بزرگ وزغها قرار میگیرد.
نه.
Bufo eichwaldi در سال ۲۰۰۸ بهعنوان یک گونه مستقل توصیف شد. پژوهش ۲۰۲۵ یک کشف جدید درباره نامگذاری گونه انجام نداده، بلکه با دادههای ژنتیکی و مدلسازی زیستگاهی، اطلاعات تازهای درباره تنوع ژنتیکی، ساختار جمعیتها و تاریخ پراکنش آن ارائه کرده است.
بنابراین بهتر است درباره آن از عبارت «گونهای که تازه کشف شده» استفاده نکنیم.
خبر اصلی سال ۲۰۲۵ چیز دیگری است:
DNA و مدلهای اقلیمی نشان دادهاند که این وزغ احتمالاً در دوره پس از آخرین یخبندان در جنگلهای هیرکانی گسترش یافته است.

احتمالش وجود دارد، اما باید بین «شواهد مستقیم» و «نگرانی حفاظتی» تفاوت بگذاریم.
پژوهش ۲۰۲۵ نشان داد پراکنش تاریخی و کنونی B. eichwaldi ارتباط نزدیکی با شرایط اقلیمی و میزان بارش دارد.
بنابراین تغییر در الگوی بارش یا دما میتواند در آینده بر زیستگاه مناسب آن تأثیر بگذارد.
اما از همین مطالعه نمیتوان نتیجه گرفت که مثلاً تغییر اقلیم بهتنهایی در حال نابودی جمعیت این گونه است.
تهدید واقعی احتمالاً ترکیبی از عوامل مختلف است؛ از تغییرات اقلیمی گرفته تا تخریب زیستگاههای جنگلی و آبی.
شاید جذابترین بخش این داستان همین باشد.
جنگلهای هیرکانی فقط مجموعهای از درختان قدیمی نیستند؛ این منطقه یک آرشیو زنده از تاریخ اقلیمی و تکاملی شمال ایران است.
وقتی DNA یک وزغ را با مدلهای اقلیمی گذشته مقایسه میکنیم، میتوانیم تصویری تقریبی از این به دست بیاوریم که جمعیتهای آن در دورههای سرد و گرم گذشته چگونه تغییر کردهاند.
در مورد Bufo eichwaldi، شواهد پژوهش ۲۰۲۵ از این فرضیه حمایت میکند که این گونه پس از آخرین بیشینه یخچالی، با گسترش زیستگاههای مناسب، در هیرکانی توسعه یافته است.
یعنی یک وزغ کوچک میتواند بخشی از داستان تغییرات اقلیمی هزاران ساله زاگرس و هیرکانی را برای ما بازگو کند.
| ویژگی | اطلاعات |
|---|---|
| نام علمی | Bufo eichwaldi |
| نام رایج انگلیسی | Eichwald's toad |
| گروه | دوزیستان |
| خانواده | Bufonidae |
| جنس | Bufo |
| پراکنش | شمال ایران و جنوبشرقی جمهوری آذربایجان |
| زیستگاه اصلی | جنگلها، تالابها، مردابها و آبراهههای هیرکانی |
| توصیف علمی | ۲۰۰۸ |
| پژوهش ژنتیکی جدید | ۲۰۲۵ |
| تاریخ انتشار پژوهش جدید | ۱۶ آوریل ۲۰۲۵ |
| نشانگرهای ژنتیکی | 16S rRNA، D-loop و RAG1 |
| تعداد جمعیتهای بررسیشده | ۴ جمعیت |
| نمونههای بررسیشده | ۲۳ فرد |
| تنوع هاپلوتایپی | ۰.۹۸۴ |
| مهمترین متغیر زیستگاهی در مدل | بارش مرطوبترین ماه |
| وضعیت حفاظتی جهانی | آسیبپذیر (VU) |
اطلاعات جدول بر اساس مقاله ۲۰۲۵، پایگاه Amphibian Species of the World و مطالعات پیشین این گونه تنظیم شده است.
گاهی برای فهمیدن گذشته یک جنگل لازم نیست به سراغ درختان چندصدساله برویم.
یک وزغ کوچک هم میتواند سرنخهایی در اختیار دانشمندان بگذارد که در ظاهر هیچکس انتظارش را ندارد.
Bufo eichwaldi امروز در بخشهایی از جنگلهای هیرکانی ایران و جنوبشرقی آذربایجان زندگی میکند؛ اما DNA جمعیتهای آن نشان میدهد این داستان بسیار قدیمیتر از مرزهای امروزی کشورهاست. پژوهش ۲۰۲۵ نشان داد که جمعیتهای این گونه تنوع و ساختار ژنتیکی مشخصی دارند و شواهد ژنتیکی و اقلیمی با گسترش آن در هیرکانی پس از آخرین بیشینه یخچالی سازگار است.
این وزغ هنوز هم به جنگلی وابسته است که هزاران سال تغییرات اقلیمی را پشت سر گذاشته؛ اما امروز با تهدیدی کاملاً متفاوت روبهروست: تغییر و تخریب زیستگاه توسط انسان.
و شاید همین نکته مهمترین پیام این پژوهش باشد؛
DNA گذشته این وزغ را برای ما حفظ کرده است، اما اینکه نسلهای آینده همچنان بتوانند صدای آن را در جنگلهای هیرکانی بشنوند، به آینده همین زیستگاهها بستگی دارد.

وزغ هیرکانی چیست؟
وزغ هیرکانی یا وزغ آیشوالد با نام علمی Bufo eichwaldi گونهای از خانواده وزغهای راستین است که در جنگلهای هیرکانی شمال ایران و جنوبشرقی جمهوری آذربایجان زندگی میکند.
آیا Bufo eichwaldi فقط در ایران زندگی میکند؟
خیر. این گونه در شمال ایران و جنوبشرقی جمهوری آذربایجان پراکنش دارد. بنابراین بهتر است آن را «گونه بومی هیرکانی» بدانیم، نه گونهای منحصراً ایرانی.
پژوهش جدید درباره وزغ هیرکانی چه زمانی منتشر شد؟
پژوهش ژنتیکی و مدلسازی جدید در ۱۶ آوریل ۲۰۲۵ در Journal of Zoological Systematics and Evolutionary Research منتشر شد.
DNA چه چیزی درباره این وزغ نشان داد؟
تحلیل ژنتیکی نشان داد جمعیتهای مختلف B. eichwaldi دارای ساختار ژنتیکی قابل توجهی هستند و جمعیت آذربایجان نسبت به جمعیتهای ایرانی فاصله ژنتیکی بیشتری دارد.
وزغ آیشوالد چه زمانی در هیرکانی گسترش پیدا کرده است؟
شواهد ژنتیکی و مدلسازی اقلیمی از این فرضیه حمایت میکنند که این گونه پس از آخرین بیشینه یخچالی، حدود ۲۱ هزار سال پیش، با افزایش زیستگاههای مناسب در منطقه هیرکانی گسترش یافته است.
این وزغ در کدام استانهای ایران دیده میشود؟
منابع تخصصی حضور آن را در استانهای گیلان، مازندران و گلستان گزارش کردهاند و احتمال حضور آن در اردبیل نیز مطرح شده است.
آیا وزغ هیرکانی در خطر انقراض است؟
وضعیت جهانی آن در منابع تخصصی آسیبپذیر (VU) گزارش شده است. تخریب و آلودگی زیستگاههای تولیدمثل و تخریب جنگل از تهدیدهای مطرحشده برای این گونه هستند.
وزغ آیشوالد چه تفاوتی با وزغ معمولی دارد؟
این گونه از نظر تکاملی یک دودمان مستقل در گروه وزغهای Bufo محسوب میشود و پیشینه آن با گونههای دیگر این گروه متفاوت است. مطالعات مولکولی جایگاه مستقل آن را تأیید کردهاند.
آیا این گونه در سال ۲۰۲۵ کشف شده است؟
خیر. Bufo eichwaldi در سال ۲۰۰۸ بهعنوان گونهای مستقل توصیف شد. پژوهش ۲۰۲۵ اطلاعات تازهای درباره ژنتیک، پراکنش تاریخی و حفاظت از آن ارائه کرده است.
منابع:
Hosseinian Yousefkhani et al. (2025), Integrating Spatially-Explicit and Genetic Analyses to Identify Conservation Priorities for Bufo eichwaldi, Journal of Zoological Systematics and Evolutionary Research.
Amphibian Species of the World، American Museum of Natural History — مدخل Bufo eichwaldi.
Derakhshan, Kami & Mohammadi (2024), Morphological and genetic diversity of Eichwald Toad, Bufo eichwaldi..., Zoology in the Middle East. این مقاله در ۲۸ ژوئیه ۲۰۲۴ آنلاین منتشر شد.
Kidov, Matushkina & Litvinchuk (2020), Distribution and Conservation Status of the Eichwald’s Toad, Bufo eichwaldi in Azerbaijan.
Garcia-Porta et al. (2012), Multilocus species tree analyses resolve the radiation of the widespread Bufo bufo species group.