راز بقا: در غارهای آهکی شمال عربستان، پژوهشگران با بقایایی روبهرو شدند که بخشی از تاریخ گمشده حیاتوحش خاورمیانه را در خود حفظ کرده بود: هفت یوزپلنگ که بدنشان بهطور طبیعی مومیایی شده بود و استخوانهای ۵۴ یوزپلنگ دیگر. بررسی این بقایا با روش تاریخگذاری رادیوکربنی و تحلیل ژنتیکی نشان داد یوزپلنگها در گذشته فقط به یک جمعیت آسیایی محدود نبودهاند و برخی از نمونههای باستانی از نظر ژنوم هستهای به یوزپلنگ شمالغرب آفریقا شباهت داشتهاند. این کشف، هم تصویری تازه از پراکندگی تاریخی سریعترین جانور خشکیزی جهان ارائه میدهد و هم میتواند در تصمیمگیریهای آینده برای بازگرداندن این گربهسان به زیستگاههای قدیمیاش در شبهجزیره عربستان نقش داشته باشد.

تصور کنید وارد غاری در دل بیابان شوید؛ جایی که نور خورشید به سختی به آن میرسد و سکوتی طولانی بر فضای زیرزمینی حاکم است. در میان سنگها و رسوبات، بهجای بقایای پراکنده استخوان، با پیکرهایی روبهرو شوید که هنوز بخشهایی از پوست، بافت نرم و ساختار بدنشان را حفظ کردهاند. این صحنه بخشی از یک کشف واقعی در شمال عربستان است؛ کشفی که دانشمندان را با گذشتهای کمتر شناختهشده از یوزپلنگها در شبهجزیره عربستان روبهرو کرد.
در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳، گروهی از پژوهشگران و متخصصان حیاتوحش در جریان بررسی غارهای منطقه عرعر در شمال عربستان، بقایای یوزپلنگ را در چند غار زیرزمینی پیدا کردند. نتیجه این جستوجو در پنج غار، شناسایی هفت یوزپلنگ با مومیاییشدن طبیعی و بقایای اسکلتی ۵۴ یوزپلنگ دیگر بود.
این یافتهها در مقالهای پژوهشی با عنوان «مومیاییهای یوزپلنگ در غارها و راهنمایی برای بازگرداندن این جانور به عربستان» در ۱۵ ژانویه ۲۰۲۶ در مجله علمی Communications Earth & Environment منتشر شد.
اهمیت ماجرا فقط به تعداد بقایا یا ظاهر غیرمعمول مومیاییها محدود نمیشود. دانشمندان توانستند از بخشی از این نمونهها اطلاعات ژنتیکی استخراج کنند؛ اطلاعاتی که نشان میدهد یوزپلنگهای گذشته عربستان از نظر تبار ژنتیکی به جمعیتهایی نزدیک بودهاند که امروز در بخشهایی از آسیا و شمالغرب آفریقا شناخته میشوند.

واژه مومیایی ممکن است ذهن را به مقبرههای مصر باستان و بدنهایی ببرد که انسانها با روشهای ویژه برای جلوگیری از تجزیه حفظ کردهاند؛ اما ماجرای یوزپلنگهای عربستان کاملاً متفاوت است. این جانوران بهدست انسان مومیایی نشدهاند. بدن آنها در شرایط طبیعی غارها، بهتدریج آب خود را از دست داده و بخشی از بافتهایشان حفظ شده است.
مومیاییشدن طبیعی معمولاً زمانی رخ میدهد که محیط اطراف لاشه، امکان فعالیت گسترده باکتریها و تجزیه سریع بافتها را محدود کند. خشکی هوا، رطوبت پایین و شرایط نسبتاً پایدار محیطی میتوانند روند ازبینرفتن بدن را کند کنند. در غارهای بررسیشده در شمال عربستان، میانگین دما و رطوبت در محل بقایای مومیاییشده بهترتیب حدود ۲۶ درجه سانتیگراد و ۲۸ درصد گزارش شده است.
این شرایط به حفظ بخشهایی از بدن کمک کرده بود؛ بهطوریکه پژوهشگران توانستند در نمونههای بهتر حفظشده، علاوه بر استخوانها، بخشهایی از بافت نرم را نیز بررسی کنند. در یکی از نمونهها حتی ساختارهای داخل جمجمه و بقایای کوچکشده بافت مغزی قابل مشاهده بود.
پژوهشگران برای بررسی دقیقتر وضعیت این بقایا از تصویربرداری رادیولوژیک و بازسازی سهبعدی استفاده کردند. این روشها امکان مشاهده بخشهایی از ساختار داخلی بدن را بدون اتکا به بررسی ظاهری صرف فراهم کرد.
البته هنوز پاسخ قطعی برای این پرسش وجود ندارد که چرا تعداد قابلتوجهی یوزپلنگ در این غارها جمع شده بودند. ممکن است برخی غارها محل رفتوآمد یا زایمان و نگهداری تولهها بوده باشند؛ اما احتمال دیگری هم مطرح است: جانوران شاید بهطور اتفاقی وارد حفرههای طبیعی شده و بهدلیل شیب تند یا مسیرهای دشوار نتوانستهاند از آنها خارج شوند. پژوهشگران این احتمالها را مطرح کردهاند، اما علت دقیق حضور و مرگ همه یوزپلنگها در غارها مشخص نیست.

شگفتانگیزترین بخش این کشف، زمانی آغاز شد که دانشمندان سراغ DNA بقایا رفتند. آنها از سه نمونه، توالی کامل ژنوم به دست آوردند: یک یوزپلنگ مومیاییشده و دو نمونه از بقایای اسکلتی. این نخستین گزارش از استخراج اطلاعات ژنومی کامل از گربهسانان بزرگی بود که بهطور طبیعی مومیایی شده بودند.
نتایج نشان داد نمونه جوانتر از نظر ژنوم هستهای و DNA میتوکندریایی به یوزپلنگ آسیایی، با نام علمی Acinonyx jubatus venaticus، نزدیکتر است. اما دو نمونه قدیمیتر در بررسی ژنوم هستهای به یوزپلنگ شمالغرب آفریقا، یعنی Acinonyx jubatus hecki، شباهت بیشتری نشان دادند.
البته نتیجه ژنتیکی به همین سادگی نیست. بررسی DNA میتوکندریایی هر سه نمونه، آنها را در گروه ژنتیکی یوزپلنگ آسیایی قرار داد. به همین دلیل، پژوهشگران تفاوت میان دادههای ژنوم هستهای و میتوکندریایی را نیز در تحلیل خود لحاظ کردهاند. بنابراین بهتر است نتیجه را اینطور بیان کنیم: نمونههای قدیمیتر از نظر بخش مهمی از دادههای ژنومی به یوزپلنگ شمالغرب آفریقا نزدیکتر بودند، درحالیکه دادههای میتوکندریایی هر سه نمونه با گروه یوزپلنگ آسیایی همخوانی داشت.
این یافته، فرض قدیمیتر درباره حضور تاریخی یوزپلنگ در عربستان را پیچیدهتر میکند. پیش از این، معمولاً تصور میشد یوزپلنگی که در شبهجزیره عربستان زندگی میکرد، به جمعیت آسیایی تعلق داشته است. حالا شواهد ژنتیکی نشان میدهد تاریخ این جانور در منطقه ممکن است با حضور تبارهای متفاوتی همراه بوده باشد.

پژوهشگران برای تعیین سن نمونهها از روش تاریخگذاری رادیوکربنی استفاده کردند. این روش با اندازهگیری میزان کربن ۱۴ باقیمانده در مواد آلی، به تخمین زمان مرگ جانور کمک میکند.
در این مطالعه، از میان نمونههای بررسیشده، دو بقایای یوزپلنگ سنسنجی شدند که یکی حدود ۴۲۲۳ سال و دیگری حدود ۱۲۷ سال پیش قدمت داشت. نکته مهم این است که قدیمیترین نمونه تاریخگذاریشده از بقایای اسکلتی بود، نه یکی از هفت مومیایی.
در گزارش پژوهش، برای دو نمونه مومیاییشده نیز سنهایی در حدود ۱۸۷۰ و ۱۳۰ سال پیش ذکر شده است. بنابراین همه بقایای کشفشده همسن نیستند و این مجموعه، دورهای طولانی از حضور یوزپلنگها در منطقه را پوشش میدهد.
این اختلاف زمانی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان میدهد حضور یوزپلنگ در شمال شبهجزیره عربستان به یک دوره کوتاه محدود نبوده است. بقایای کشفشده میتوانند بخشی از تاریخ جمعیتهایی را روشن کنند که پیش از انقراض محلی این گربهسان در منطقه زندگی میکردند.
پژوهشگران برای یافتن این بقایا، در مجموع ۱۳۴ غار زیرزمینی را در محدودهای به وسعت حدود ۱۲۱۱ کیلومتر مربع بررسی کردند. بقایای یوزپلنگ در پنج غار پیدا شد و فاصله آنها از نزدیکترین ورودی غار بهطور میانگین حدود ۱۲۷ متر بود. برخی نمونهها بیش از یک کیلومتر با ورودی فاصله داشتند.
یکی از غارها از طریق یک حفره طبیعی در زمین قابل دسترسی بود؛ پژوهشگران برای ورود به آن باید از مسیر یک چاهک طبیعی به عمق حدود ۱۶ متر پایین میرفتند. بخش بزرگی از بقایای یوزپلنگها در همین غار پیدا شد.
این غارها فقط بقایای یوزپلنگ را در خود نگه نداشته بودند. در میان یافتهها، بقایای گرگ، روباه قرمز و جانوران دیگر نیز وجود داشت. در یکی از غارها هم تعداد زیادی بقایای غزال دیده شد. چنین مجموعهای میتواند تصویری از جانورانی ارائه کند که در گذشته در این چشمانداز زندگی میکردند.
غارها گاهی مانند تلههای طبیعی عمل میکنند. جانور ممکن است از دهانهای وارد شود، از شیبی پایین برود یا در حفرهای سقوط کند و دیگر نتواند راه خروج را پیدا کند. در چنین شرایطی، بقایای بدن ممکن است در محیطی خشک و دور از دسترس لاشخورها باقی بماند. به همین دلیل، غارها میتوانند به آرشیوهای طبیعی تبدیل شوند؛ آرشیوهایی که اطلاعاتی از جانوران گذشته را برای هزاران سال حفظ میکنند.

یوزپلنگ امروزی با نام علمی Acinonyx jubatus زمانی در بخش بزرگی از آفریقا و قسمتهایی از غرب و جنوب آسیا زندگی میکرد. محدوده تاریخی پراکندگی آن از شبهجزیره عربستان تا بخشهایی از هند امتداد داشت؛ اما در گذر زمان، بخش بزرگی از زیستگاههایش را از دست داد.
بر اساس گزارش پژوهش، شواهد تاریخی حضور یوزپلنگ در شبهجزیره عربستان و سرزمین شام به دورهای میان سالهای ۱۸۳۸ تا ۱۹۷۷ میلادی میرسد. یکی از آخرین گزارشهای مستند از حضور این جانور در منطقه، به یک یوزپلنگ ماده مربوط است که در سال ۱۹۷۷ در نزدیکی جِبجات در منطقه ظفار عمان شکار شد.
یوزپلنگ در گذشته در کشورهایی مانند عربستان سعودی، عمان، یمن، کویت، عراق و اردن نیز حضور داشته است. اما ترکیبی از عواملی مانند تخریب و تکهتکهشدن زیستگاهها، کاهش طعمه، شکار کنترلنشده و تعارض با انسان، به ناپدیدشدن آن از بخش بزرگی از این محدوده کمک کردهاند.
امروز یوزپلنگ آسیایی، یکی از زیرگونههای این جانور، در وضعیت بسیار بحرانی قرار دارد و آخرین جمعیت وحشی شناختهشده آن در ایران زندگی میکند. به همین دلیل، کشف بقایای یوزپلنگهای عربستان فقط یک اتفاق دیرینهشناختی نیست؛ بلکه میتواند به پرسشهای مهمی درباره ارتباط جمعیتهای گذشته و آینده حفاظت از این گربهسان پاسخ دهد.
عربستان سعودی پیش از انتشار مقاله علمی مربوط به مومیاییها، برنامه بازگرداندن یوزپلنگ را در دستور کار قرار داده بود. مرکز ملی حیاتوحش این کشور در سوم مه ۲۰۲۳ از آغاز برنامهای برای بازمعرفی یوزپلنگ در قلمرو عربستان خبر داد.
اما بازگرداندن یک شکارچی بزرگ به زیستگاه تاریخیاش، فقط به پیدا کردن چند جانور و انتقال آنها محدود نمیشود. زیستگاه باید ظرفیت پشتیبانی از جمعیت جدید را داشته باشد؛ طعمه کافی در دسترس باشد؛ تهدیدهای انسانی کنترل شوند و منشأ ژنتیکی جانورانی که قرار است منتقل شوند نیز با دقت انتخاب شود.
اینجاست که کشف غارهای شمال عربستان اهمیت پیدا میکند. اگر تصور میشد تنها زیرگونه آسیایی در گذشته در این منطقه حضور داشته، اکنون دادههای ژنتیکی احتمال ارتباط جمعیتهای تاریخی با تبار شمالغرب آفریقا را نیز مطرح میکنند. این اطلاعات میتواند دامنه گزینههایی را که پژوهشگران برای برنامههای بازمعرفی بررسی میکنند، گستردهتر کند.
بااینحال، این کشف به معنای آن نیست که دانشمندان اکنون تصمیم قطعی گرفتهاند یوزپلنگ شمالغرب آفریقا را به عربستان منتقل کنند. انتخاب جمعیت مناسب به بررسیهای بیشتری درباره سازگاری ژنتیکی، شرایط زیستگاهی، سلامت جانوران و پیامدهای اکولوژیک نیاز دارد. خود پژوهش نیز یافتههای ژنتیکی را بهعنوان اطلاعاتی برای ارزیابی و برنامهریزی آینده مطرح میکند، نه مجوزی برای اجرای فوری یک برنامه مشخص.

در نگاه اول، هفت بدن خشکشده در دل غارهای بیابانی شاید فقط یافتهای عجیب و تماشایی به نظر برسند؛ اما ارزش واقعی این کشف در اطلاعاتی است که از دل آنها به دست آمده است. پژوهشگران توانستهاند با ترکیب تاریخگذاری رادیوکربنی، تصویربرداری و تحلیل ژنوم، بخشی از تاریخ جمعیتی را بازسازی کنند که مدتها پیش از منطقه ناپدید شده بود.
این مطالعه همچنین نشان میدهد غارهای خشک میتوانند فراتر از پناهگاه جانوران زنده، مخزن اطلاعات زیستی گذشته باشند. در مناطقی که سابقه مستند حضور گونهها ناقص است، بقایای حفظشده در غارها میتوانند به دانشمندان کمک کنند تا بفهمند چه جانورانی در گذشته زندگی میکردهاند، چه ارتباط ژنتیکی با جمعیتهای امروزی داشتهاند و چه گزینههایی برای احیای زیستگاههای قدیمی وجود دارد.
شاید مهمترین پیام این کشف برای خاورمیانه همین باشد: تاریخ حیاتوحش منطقه هنوز بهطور کامل نوشته نشده است. زیر سطح بیابانها و در دل غارهایی که کمتر کسی به آنها قدم گذاشته، ممکن است شواهدی از گونهها و جمعیتهایی پنهان شده باشد که شناخت آنها میتواند بر آینده حفاظت از طبیعت اثر بگذارد.

این بقایا در پنج غار از شبکه غارهای لوگا در نزدیکی شهر عرعر، در شمال عربستان سعودی کشف شدند. بررسی غارها در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ انجام شد.
خیر. مومیاییشدن آنها طبیعی بود. شرایط خشک و رطوبت پایین غارها به کاهش سرعت تجزیه و حفظ بخشی از بافتهای بدن کمک کرده است.
قدیمیترین نمونه تاریخگذاریشده حدود ۴۲۲۳ سال قدمت دارد. این نمونه از بقایای اسکلتی بود؛ نه یکی از هفت مومیایی.
تحلیل ژنوم هستهای نشان داد نمونه جوانتر به یوزپلنگ آسیایی نزدیکتر است، درحالیکه دو نمونه قدیمیتر شباهت بیشتری به یوزپلنگ شمالغرب آفریقا داشتند. بااینحال، DNA میتوکندریایی هر سه نمونه در گروه یوزپلنگ آسیایی قرار گرفت.
بله. شواهد تاریخی و بقایای کشفشده نشان میدهند یوزپلنگ زمانی در عربستان و بخشهای دیگری از شبهجزیره عربستان حضور داشته است. یکی از آخرین گزارشهای تاریخی مستند از منطقه به سال ۱۹۷۷ در عمان مربوط میشود.
بله. مرکز ملی حیاتوحش عربستان در سال ۲۰۲۳ برنامه بازمعرفی یوزپلنگ را اعلام کرد. یافتههای ژنتیکی جدید میتوانند در بررسی منشأ مناسب برای جمعیتهای آینده کمککننده باشند؛ اما بهتنهایی به معنی تصمیم قطعی درباره زیرگونه مورد استفاده نیستند.
خشکی هوا، رطوبت پایین و شرایط محیطی غارها میتوانند فعالیت عوامل تجزیهکننده را محدود کنند. در چنین شرایطی، بدن جانور ممکن است بهطور طبیعی خشک شود و بخشی از بافتهای آن برای مدت طولانی باقی بماند.
Boug, A. A. et al. (2026). Mummified cave cheetahs inform rewilding actions in Saudi Arabia. Communications Earth & Environment.
https://doi.org/10.1038/s43247-025-03021-6
Nature Portfolio. Ecology: Mummified cheetahs discovery gives hope for species’ Arabic reintroduction.
https://www.natureasia.com/en/info/press-releases/detail/9209
National Center for Wildlife, Saudi Arabia. The Minister launches the program to restore Cheetah in the Kingdom.
https://www.ncw.gov.sa/en/news/Minister-launches-program-to-restore-cheetah