کد خبر: ۴۸۴۲
21 مهر 1405
13:28

افسانه نر آلفا؛ چطور یک تصور اشتباه درباره گرگ‌ها به الگوی مردان قدرتمند تبدیل شد؟

افسانه نر آلفا؛ چطور یک تصور اشتباه درباره گرگ‌ها به الگوی مردان قدرتمند تبدیل شد؟
مفهوم نر آلفا از پژوهش‌های مربوط به گرگ‌ها به فرهنگ عمومی راه پیدا کرد؛ اما تحقیقات علمی نشان می‌دهند ساختار گله‌های گرگ وحشی با تصور رایج از یک فرمانروای خشن تفاوت دارد. آیا مردان آلفا هم بیشتر یک برچسب فرهنگی هستند تا یک واقعیت علمی؟

راز بقا: وقتی صحبت از «نر آلفا» می‌شود، احتمالاً تصویر گرگی قدرتمند در ذهن شکل می‌گیرد که با غلبه بر رقبای خود، رهبری گله را به دست گرفته است. این تصویر آن‌قدر در فرهنگ عمومی جا افتاده که امروزه از همین اصطلاح برای توصیف مردان بانفوذ، رهبران و افراد سلطه‌جو استفاده می‌شود. اما یک نکته کمتر شناخته‌شده وجود دارد: پژوهشگری که به رواج این تصور درباره گرگ‌ها کمک کرد، بعدها توضیح داد که ساختار معمول گله‌های گرگ وحشی با این تصویر رایج تفاوت دارد. پس افسانه نر آلفا از کجا آمده است و آیا واقعاً می‌توان انسان‌ها را به دو گروه آلفا و بتا تقسیم کرد؟

مفهوم نر آلفا از گرگ‌ها تا انسان بررسی علمی جایگاه آلفا و واقعیت‌های پنهان سلطه در جوامع

افسانه نر آلفا از کجا شروع شد؟

برای درک ریشه این تصور، باید به پژوهش‌های مربوط به رفتار اجتماعی گرگ‌ها در قرن بیستم بازگردیم. در آن دوران، بخشی از مطالعات درباره گرگ‌ها در شرایط اسارت انجام می‌شد؛ یعنی حیواناتی که لزوماً اعضای یک خانواده نبودند، در یک محیط محدود کنار یکدیگر قرار می‌گرفتند.

در چنین شرایطی، رقابت بر سر منابع، فضای محدود و روابط اجتماعی غیرطبیعی می‌توانست به بروز رفتارهای سلطه‌جویانه و درگیری منجر شود. پژوهشگران با بررسی این رفتارها تلاش می‌کردند بفهمند چگونه جایگاه اجتماعی میان اعضای یک گروه شکل می‌گیرد.

مفهوم گرگ آلفا به‌تدریج در ادبیات علمی و سپس در فرهنگ عمومی رواج پیدا کرد. کتاب «گرگ: بوم‌شناسی و رفتار یک گونه در معرض خطر» نوشته دیوید مِک که در سال ۱۹۷۰ منتشر شد، در گسترش این اصطلاح نقش داشت.

در برداشت رایج آن زمان، گله گرگ‌ها شبیه یک سلسله‌مراتب رقابتی تصور می‌شد که در رأس آن یک نر و یک ماده غالب قرار دارند و سایر اعضا برای به دست آوردن جایگاه بالاتر با یکدیگر رقابت می‌کنند.

اما مشکل این بود که گروهی از گرگ‌های اسیر و نامرتبط، الزاماً نماینده رفتار طبیعی گرگ‌هایی نیستند که در طبیعت با یکدیگر زندگی می‌کنند.

اعتراف مهم دانشمندی که تصویر گرگ آلفا را تغییر داد

دیوید مِک، زیست‌شناس و یکی از پژوهشگران شناخته‌شده گرگ‌ها، در سال ۱۹۹۹ مقاله‌ای علمی با عنوان «جایگاه آلفا، سلطه، رهبری و تقسیم کار در گله‌های گرگ» منتشر کرد.

او در این پژوهش توضیح داد که گله‌های معمول گرگ‌های وحشی اغلب گروه‌های خانوادگی هستند؛ گروه‌هایی متشکل از یک جفت والد و فرزندان آن‌ها که ممکن است در سنین مختلف کنار والدین خود زندگی کنند.

در چنین ساختاری، گرگ‌های بالغی که هدایت گروه را بر عهده دارند، معمولاً به این دلیل در موقعیت رهبری قرار گرفته‌اند که والدین سایر اعضای گروه هستند، نه اینکه الزاماً در یک نبرد دائمی برای کسب قدرت پیروز شده باشند.

مِک در توضیح این مسئله تأکید کرد که استفاده از واژه «آلفا» می‌تواند تصویری گمراه‌کننده ایجاد کند؛ زیرا این واژه معمولاً رقابت برای تصاحب جایگاه برتر را تداعی می‌کند، درحالی‌که رابطه والدین و فرزندان توضیح دقیق‌تری برای ساختار معمول این گروه‌هاست.

این موضوع به معنای نبود رقابت، پرخاشگری یا سلسله‌مراتب در میان گرگ‌ها نیست. گرگ‌ها نیز مانند بسیاری از جانوران اجتماعی رفتارهای پیچیده‌ای دارند. نکته اصلی این است که نباید ساختار خانوادگی آن‌ها را با تصویری از یک فرمانروای خشن که دائماً برای حفظ قدرت خود می‌جنگد، یکی دانست.

مفهوم نر آلفا از گرگ‌ها تا انسان بررسی علمی جایگاه آلفا و واقعیت‌های پنهان سلطه در جوامع

چرا گرگ‌های وحشی بیشتر شبیه یک خانواده‌اند تا یک حکومت؟

زندگی گرگ‌ها در طبیعت به همکاری وابسته است. اعضای یک گله می‌توانند در حرکت گروهی، دفاع از قلمرو، مراقبت از توله‌ها و فعالیت‌های مرتبط با تأمین غذا نقش داشته باشند.

در یک خانواده گرگ، والدین معمولاً نقش مهمی در هدایت گروه دارند. فرزندان نیز با بزرگ شدن ممکن است مدتی در کنار خانواده بمانند یا سرانجام برای یافتن جفت و قلمرو مستقل از گروه جدا شوند.

این ساختار با تصور رایج از رقابت دائمی میان نرهای بالغ تفاوت دارد. در بسیاری از موارد، گرگی که در رأس گروه قرار دارد، نه یک جنگجوی پیروز در نبردی برای سلطه، بلکه پدر یا مادر سایر اعضای گروه است.

البته همه گروه‌های گرگ دقیقاً ساختار یکسانی ندارند و شرایط محیطی، ترکیب گروه و وضعیت تولیدمثل می‌تواند بر روابط اجتماعی آن‌ها اثر بگذارد. بنابراین، بهتر است به‌جای جایگزین کردن یک تصویر مطلق با تصویری مطلق دیگر، از الگوی معمول خانواده در گرگ‌های وحشی صحبت کنیم.

پس آیا نر آلفا در طبیعت وجود دارد یا نه؟

پاسخ علمی این نیست که آلفا کاملاً خیالی است. در بسیاری از گونه‌های اجتماعی، سلسله‌مراتب سلطه وجود دارد و بعضی افراد به منابع، فرصت‌های جفت‌گیری یا موقعیت‌های اجتماعی دسترسی بیشتری پیدا می‌کنند.

آنچه مورد انتقاد پژوهشگران قرار گرفته، برداشت ساده‌شده‌ای است که آلفا را موجودی ذاتاً قدرتمند، همیشه پیروز و فرمانروای مطلق گروه می‌داند.

در واقع، سلطه اجتماعی، رهبری و موفقیت در تولیدمثل الزاماً یک چیز نیستند. ممکن است حیوانی در برخی موقعیت‌ها بر دیگران غلبه کند، اما در شرایط دیگر نقش تعیین‌کننده‌ای نداشته باشد. همچنین هدایت گروه می‌تواند به تجربه، شناخت محیط، شرایط خانوادگی یا نوع فعالیت بستگی داشته باشد.

بنابراین، وقتی از آلفا صحبت می‌کنیم، باید مشخص کنیم منظورمان دقیقاً چیست: فرد غالب در یک رابطه اجتماعی، رهبر گروه، حیوانی با موفقیت تولیدمثلی بیشتر یا صرفاً موجودی که در فرهنگ عمومی نماد قدرت تلقی می‌شود؟

این مفاهیم به هم مرتبط‌اند، اما یکسان نیستند.

مفهوم نر آلفا از گرگ‌ها تا انسان بررسی علمی جایگاه آلفا و واقعیت‌های پنهان سلطه در جوامع

چطور اصطلاح نر آلفا وارد دنیای انسان‌ها شد؟

تصویر گرگ آلفا برای فرهنگ عمومی جذاب بود؛ زیرا داستانی ساده و قابل فهم درباره قدرت ارائه می‌کرد: یک فرد در رأس قرار می‌گیرد، دیگران از او پیروی می‌کنند و رقابت برای رسیدن به جایگاه بالاتر ادامه دارد.

این الگو به‌تدریج به استعاره‌ای برای توصیف روابط انسانی تبدیل شد. در شبکه‌های اجتماعی، کتاب‌های خودیاری و محتوای مربوط به موفقیت، اصطلاح نر آلفا اغلب برای مردی به کار می‌رود که اعتمادبه‌نفس دارد، در جمع نفوذ می‌کند، از تصمیم‌گیری نمی‌ترسد و می‌تواند دیگران را تحت تأثیر قرار دهد.

اما در برخی روایت‌ها، ویژگی‌های دیگری نیز به این تصویر اضافه شده است: پرخاشگری، بی‌اعتنایی به احساسات دیگران، کنترل‌گری و تلاش برای تحمیل اراده خود.

مشکل اینجاست که مجموعه‌ای از رفتارهای متفاوت زیر یک برچسب قرار می‌گیرند. فردی که در یک جمع مهارت ارتباطی بالایی دارد، لزوماً همان ویژگی‌هایی را ندارد که فردی با رفتارهای تهدیدآمیز یا سلطه‌جویانه نشان می‌دهد.

از سوی دیگر، محبوبیت یک اصطلاح در شبکه‌های اجتماعی به معنای تأیید علمی آن نیست. برای بررسی جایگاه اجتماعی انسان‌ها، پژوهشگران معمولاً به رفتارها، روابط، شرایط فرهنگی و سازوکارهای مشخص توجه می‌کنند، نه به تقسیم‌بندی ساده افراد در دو گروه آلفا و بتا.

علم درباره مردان آلفا چه می‌گوید؟

در پژوهش‌های علمی مربوط به جایگاه اجتماعی انسان‌ها، دو مفهوم مهم وجود دارد که می‌توانند به درک بهتر این موضوع کمک کنند: سلطه و اعتبار اجتماعی.

سلطه زمانی شکل می‌گیرد که فرد از طریق تهدید، ارعاب یا توانایی تحمیل هزینه به دیگران، آن‌ها را به تبعیت وادار کند. در مقابل، اعتبار اجتماعی می‌تواند از دانش، مهارت، تجربه یا توانایی فرد در کمک به دیگران به دست آید.

برای مثال، ممکن است در یک گروه کاری، فردی به دلیل ترس دیگران از پیامدهای مخالفت با او نفوذ داشته باشد. در همان گروه، شخص دیگری نیز ممکن است به دلیل دانش تخصصی، تجربه و توانایی حل مشکلات مورد احترام قرار بگیرد.

هر دو نفر می‌توانند بر تصمیم‌های گروه اثر بگذارند، اما منشأ نفوذ آن‌ها متفاوت است.

پژوهش‌های منتشرشده در حوزه روان‌شناسی اجتماعی و زیست‌شناسی تکاملی نشان می‌دهند که سلطه و اعتبار اجتماعی دو مسیر متمایز برای دستیابی به جایگاه اجتماعی هستند. این دو مسیر گاهی در یک فرد جمع می‌شوند، اما لزوماً همیشه همراه یکدیگر نیستند.

به همین دلیل، اگر کسی را «آلفا» بنامیم، بدون اینکه مشخص کنیم منظورمان کدام رفتار یا ویژگی است، اطلاعات علمی چندانی درباره او به دست نمی‌آوریم.

آیا اعتمادبه‌نفس و پرخاشگری نشانه آلفا بودن هستند؟

اعتمادبه‌نفس، پرخاشگری و توانایی رهبری سه مفهوم متفاوت‌اند.

اعتمادبه‌نفس به ارزیابی فرد از توانایی‌های خود مربوط می‌شود. پرخاشگری به رفتارهایی اشاره دارد که با هدف آسیب رساندن یا تهدید همراه‌اند. رهبری نیز می‌تواند شامل هماهنگ کردن فعالیت‌های گروه، تصمیم‌گیری و ایجاد همکاری میان اعضا باشد.

این ویژگی‌ها ممکن است در بعضی افراد هم‌زمان دیده شوند، اما هیچ دلیل علمی وجود ندارد که آن‌ها را اجزای ضروری یک شخصیت واحد به نام «مرد آلفا» بدانیم.

همچنین، بلند صحبت کردن، تحقیر دیگران یا تلاش برای کنترل همه تصمیم‌ها لزوماً نشانه نفوذ اجتماعی پایدار نیست. چنین رفتارهایی ممکن است باعث تبعیت کوتاه‌مدت دیگران شوند، اما با احترام، اعتماد و پذیرش داوطلبانه تفاوت دارند.

در مقابل، فردی که از دانش و تجربه خود برای حل مشکلات دیگران استفاده می‌کند، ممکن است بدون نمایش قدرت یا رفتارهای تهاجمی به جایگاه اجتماعی بالایی دست پیدا کند.

بنابراین، بهتر است به‌جای پرسیدن اینکه چه کسی آلفاست، بپرسیم فرد چگونه بر دیگران اثر می‌گذارد و این نفوذ بر چه اساسی شکل گرفته است.

گرگ نر آلفا در ارتفاعات تهران. عکس از رضا مرتضایی‌پور

گرگ نر آلفا

در دنیای حیوانات، همیشه نرها قدرت بیشتری ندارند

یکی دیگر از دلایلی که تصور یک سلسله‌مراتب ساده و همیشگی را زیر سؤال می‌برد، تنوع ساختارهای اجتماعی در طبیعت است.

برای مثال، در کفتارهای خال‌دار، ماده‌ها معمولاً از نظر سلسله‌مراتب اجتماعی بر نرها برتری دارند. نرهای بالغ در بسیاری از موارد جایگاه پایین‌تری دارند و روابط اجتماعی این گونه با ساختار گله‌های گرگ تفاوت چشمگیری دارد.

در اورکاها یا نهنگ‌های قاتل نیز ماده‌های مسن و باتجربه می‌توانند نقش مهمی در هدایت گروه‌های خانوادگی ایفا کنند. دانش آن‌ها درباره محیط و منابع غذایی، به‌ویژه در بعضی جمعیت‌ها، اهمیت زیادی دارد.

در شیرهای آفریقایی نیز ائتلاف میان چند نر می‌تواند در دفاع از قلمرو و دسترسی به فرصت‌های جفت‌گیری نقش داشته باشد. در چنین شرایطی، قدرت اجتماعی را نمی‌توان همیشه به یک نر منفرد نسبت داد.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند که ساختار اجتماعی جانوران به گونه، محیط، روابط خویشاوندی و شیوه زندگی آن‌ها وابسته است. طبیعت یک الگوی واحد برای سازمان‌دهی همه گروه‌ها ارائه نمی‌کند.

چرا افسانه نر آلفا هنوز این‌قدر محبوب است؟

یکی از دلایل ماندگاری این مفهوم، سادگی آن است. تقسیم افراد به گروه‌های قدرتمند و ضعیف، دنیای پیچیده روابط اجتماعی را به داستانی دوگانه تبدیل می‌کند که به‌راحتی در ذهن می‌ماند.

این اصطلاح همچنین به برخی افراد امکان می‌دهد رفتارهایی مانند سلطه‌جویی یا پرخاشگری را نشانه قدرت طبیعی معرفی کنند؛ گویی این رفتارها نتیجه یک قانون ثابت در طبیعت هستند.

اما چنین استدلالی یک مشکل اساسی دارد: حتی اگر رفتاری در یک گونه جانوری مشاهده شود، نمی‌توان بدون بررسی شواهد مستقل نتیجه گرفت که همان رفتار در انسان‌ها نیز مطلوب، اجتناب‌ناپذیر یا موفقیت‌آمیز است.

انسان‌ها در جوامعی زندگی می‌کنند که قوانین، فرهنگ، زبان، همکاری، نهادهای اجتماعی و ارزش‌های اخلاقی بر روابط آن‌ها اثر می‌گذارند. جایگاه اجتماعی یک فرد نیز ممکن است در محیط‌های مختلف تغییر کند. شخصی که در یک زمینه متخصص و مورد احترام است، لزوماً در تمام گروه‌ها جایگاه یکسانی ندارد.

به همین دلیل، استفاده از رفتار گرگ‌ها برای اثبات اینکه انسان‌ها باید سلطه‌جو باشند، نه یک نتیجه مستقیم علمی، بلکه نوعی تفسیر فرهنگی از طبیعت است.

گرگ سیاه

جمع‌بندی؛ نر آلفا یک قانون همگانی طبیعت نیست

داستان نر آلفا نشان می‌دهد که چگونه یک مفهوم علمی می‌تواند از زمینه اولیه خود فاصله بگیرد و به یک الگوی فرهنگی تبدیل شود.

پژوهش‌های مربوط به گرگ‌ها نشان داده‌اند که ساختار معمول گله‌های وحشی را بهتر است با روابط خانوادگی و نقش والدین توضیح داد، نه با تصور یک فرمانروای دائمی که برای حفظ جایگاه خود پیوسته با دیگران می‌جنگد.

در انسان‌ها نیز سلطه، رهبری و اعتبار اجتماعی مفاهیم جداگانه‌ای هستند. ممکن است فردی با تهدید دیگران را وادار به اطاعت کند و فرد دیگری از طریق دانش، مهارت و اعتماد، نفوذ به دست آورد. هر دو می‌توانند جایگاه اجتماعی داشته باشند، اما سازوکار رسیدن به آن جایگاه یکسان نیست.

در نهایت، طبیعت تصویری بسیار متنوع‌تر از آنچه در شعارهای مربوط به مردان آلفا می‌بینیم، ارائه می‌دهد. شاید مهم‌ترین درس این باشد که برای شناخت قدرت و روابط اجتماعی، باید به رفتارهای واقعی و شواهد علمی توجه کنیم، نه به برچسب‌هایی که جذاب‌اند اما اغلب پیچیدگی واقعیت را پنهان می‌کنند.

ارسال نظر
captcha
علم و کیهان