راز بقا: امروز وقتی از مراسم تدفین حرف میزنیم، معمولاً تصویر قبر، خاکسپاری یا سوزاندن جسد در ذهنمان شکل میگیرد. اما حدود ۱۵ هزار سال پیش، در بخشهایی از اروپا، گروههایی از انسانها ظاهراً شیوهای کاملاً متفاوت برای خداحافظی با مردگان داشتند: آنها بقایای افراد درگذشته را میخوردند.
به گزارش راز بقا، این موضوع در نگاه اول شبیه داستانی هولناک به نظر میرسد، اما پشت آن شواهد باستانشناسی جدی وجود دارد. پژوهشی که در سال ۲۰۲۳ در مجله Quaternary Science Reviews منتشر شد، نشان میدهد که آدمخواری ممکن است در میان برخی جوامع اروپایی اواخر دوره پارینهسنگی، نه به دلیل گرسنگی و کمبود غذا، بلکه بهعنوان بخشی از رفتارهای تدفینی و آیینی انجام میشده باشد.

پژوهشگران در این مطالعه ۵۹ محوطه باستانی مربوط به فرهنگ مگدالنی را که بقایای انسانی در آنها پیدا شده بود بررسی کردند. از میان محوطههایی که امکان تشخیص نوع رفتار تدفینی وجود داشت، در ۱۳ مورد شواهدی از دستکاری بقایای انسانی و آدمخواری دیده شد، در ۱۰ مورد دفن مستقیم جسد انجام شده بود و در دو محوطه نیز هر دو نوع رفتار مشاهده شد.
فرهنگ مگدالنی حدود ۲۳۵۰۰ تا ۱۳۵۰۰ سال پیش در بخشهایی از اروپا وجود داشت و به دلیل ابزارهای استخوانی و سنگی، هنر و رفتارهای آیینی پیچیده شناخته میشود.
نکته مهم این است که شواهد مربوط به آدمخواری در چندین محوطه مختلف و در منطقه نسبتاً گستردهای از شمالغرب اروپا دیده شده است. همین تکرار باعث شده پژوهشگران احتمال دهند که این رفتار یک رسم فرهنگی بوده، نه یک اتفاق استثنایی.
استخوانها راز ماجرا را لو میدهند.
اما باستانشناسان از کجا میفهمند که انسانهای باستان واقعاً بقایای همنوعان خود را مصرف کردهاند؟
پاسخ را باید روی خود استخوانها جستوجو کرد.
برخی از بقایای انسانی دارای آثار بریدگی، شکستگی عمدی و رد دندان انسان هستند. چنین نشانههایی میتواند نشان دهد که بدن پس از مرگ بهصورت هدفمند پردازش شده است.
یکی از مشهورترین نمونهها، غار گاف در انگلستان است؛ جایی که بقایای انسانی حدود ۱۵ هزار ساله پیدا شدهاند. برخی جمجمهها در این محل به شکل بسیار غیرمعمولی دستکاری شدهاند و پژوهشگران معتقدند دستکم بعضی از آنها به شکل ظروفی شبیه کاسه یا جام درآمده بودند.
البته تشخیص آدمخواری از روی بقایای استخوانی همیشه ساده نیست. دانشمندان باید آثار روی استخوان، نحوه شکستگی، محل پیدا شدن بقایا و شرایط باستانشناختی را در کنار یکدیگر بررسی کنند.

یکی از جذابترین بخشهای این یافته همین است. وقتی کلمه «آدمخواری» را میشنویم، احتمالاً به گرسنگی، قحطی یا شرایط بحرانی فکر میکنیم. اما پژوهشگران درباره محوطههای مگدالنی به نتیجه دیگری رسیدهاند.
تکرار این رفتار در چندین محوطه، شباهت آثار روی استخوانها و ارتباط آن با سایر رفتارهای آیینی باعث شده پژوهشگران احتمال دهند که مصرف بقایای انسانی بخشی از مراسم مربوط به مرگ بوده است، نه یک روش معمول برای تأمین غذا.
به چنین رفتاری در انسانشناسی «آدمخواری درونگروهی» یا Endocannibalism گفته میشود؛ یعنی مصرف بقایای اعضای جامعه یا گروه خود، برخلاف آدمخواری میان گروههای رقیب.

اینجا باید کمی محتاط باشیم. استخوانها میتوانند به ما بگویند چه اتفاقی افتاده، اما نمیتوانند بهطور مستقیم بگویند مردم آن زمان دقیقاً چه اعتقادی داشتند.
یکی از احتمالات این است که مصرف بخشی از بدن فرد مرده راهی برای حفظ ارتباط با او بوده باشد؛ یعنی مرگ باعث حذف کامل فرد از جامعه نمیشده، بلکه بقایای او به شکلی نمادین دوباره وارد بدن اعضای گروه میشده است.
اما این فقط یک تفسیر احتمالی است و نمیتوان با اطمینان گفت انگیزه اصلی چه بوده است.
همچنین ممکن است این رفتار با باورهای پیچیدهای درباره مرگ، هویت، روح یا تعلق فرد به گروه ارتباط داشته باشد. پژوهشگران تأکید میکنند که برای پاسخ قطعی به این پرسش، شواهد بیشتری لازم است.

یکی از جالبترین نکات پژوهش این است که این سنت برای همیشه ادامه پیدا نکرد.
در اواخر دوره پارینهسنگی، بهتدریج رفتارهای تدفینی دیگری، بهویژه دفن مستقیم مردگان، بیشتر شد. پژوهشگران بر اساس شواهد باستانشناسی و دادههای ژنتیکی احتمال دادهاند که این تغییر فقط نتیجه تغییر یک رسم فرهنگی نبوده باشد؛ بلکه ممکن است با جابهجایی و جایگزینی جمعیتهای انسانی در اروپا نیز ارتباط داشته باشد.
در پژوهش سال ۲۰۲۳، افرادی که در زمینههای مرتبط با آدمخواری پیدا شده بودند عمدتاً با یک الگوی ژنتیکی موسوم به GoyetQ۲ مرتبط بودند، در حالی که برخی افراد دفنشده به تبار ژنتیکی دیگری موسوم به Villabruna ارتباط داشتند. نویسندگان پژوهش بر همین اساس احتمال دادهاند که تغییر از آدمخواری تدفینی به دفن مستقیم، تا حدی با جایگزینی جمعیتها در اروپا ارتباط داشته باشد.

این کشف شاید بیش از آنکه درباره «وحشی بودن» انسانهای باستان باشد، درباره تنوع عجیب فرهنگهای انسانی به ما اطلاعات میدهد.
انسانهای حدود ۱۵ هزار سال پیش نیز مانند ما با مرگ عزیزانشان مواجه میشدند و برای آن مراسم داشتند؛ اما معنای این مراسم برای همه جوامع یکسان نبود. گروهی ممکن بود مردگانشان را دفن کنند و گروهی دیگر بقایای آنها را به شکلی آیینی پردازش کنند.

بنابراین، اگرچه ایده خوردن مردگان برای انسان امروزی تکاندهنده است، شواهد باستانشناسی نشان میدهد که در برخی جوامع مگدالنی، این رفتار احتمالاً بخشی از یک سنت تدفینی بوده است؛ سنتی که هزاران سال پیش وجود داشت و سپس بهتدریج از میان رفت.