راز بقا: در شرق دور روسیه، یک دوربین تلهای که برای زیر نظر گرفتن ببر آمور نصب شده بود، بهطور اتفاقی صحنهای بسیار نادر را ثبت کرد: عقاب طلایی به یک گوزن سیکای جوان حمله کرد و آن را از پا درآورد. سه عکس در تنها دو ثانیه، نخستین سند تصویری شناختهشده از شکار گوزن سیکا توسط عقاب طلایی را ثبت کردند؛ اما داستان واقعی زمانی آغاز شد که پژوهشگران لاشه گوزن را پیدا کردند.
برف روی زمین نشسته بود و جنگل آرام به نظر میرسید.
در یکی از مناطق حفاظتشده شرق دور روسیه، دوربینی در میان درختان کار میکرد؛ دوربینی که قرار نبود داستان یک عقاب را ثبت کند. هدف اصلی آن، حیوانی بسیار بزرگتر و مشهورتر بود: ببر آمور.
پژوهشگران سالها بود که در این منطقه دوربینهای تلهای نصب میکردند تا رفتوآمد ببرها و طعمههایشان را بررسی کنند. دوربینها بدون حضور انسان کار میکردند؛ سنسور حرکتی آنها با عبور حیوان فعال میشد و هر بار چند تصویر ثبت میکرد.
اما در اول دسامبر ۲۰۱۱، یکی از همین دوربینها شاهد صحنهای شد که پژوهشگران انتظار دیدنش را نداشتند.
یک عقاب طلایی روی پشت یک گوزن سیکای جوان فرود آمده بود. سه تصویر. فقط سه تصویر از یک لحظه بسیار کوتاه. کل این اتفاق در حدود دو ثانیه ثبت شده بود.



دوربینهای تلهای معمولاً چنین لحظههایی را به شکل ناقص ثبت میکنند. آنها فیلم مستند نمیسازند؛ فقط در فاصلههای مشخص یا هنگام فعال شدن حسگر، تصویر میگیرند.
بنابراین آنچه پژوهشگران داشتند، یک فیلم کامل از شکار نبود.
در نخستین تصاویر، عقاب طلایی روی گوزن دیده میشد و چنگالهایش به بدن حیوان گیر کرده بود. گوزن یک سیکای جوان بود؛ حیوانی که در آن منطقه یکی از طعمههای مهم شکارچیان بزرگ محسوب میشود.
اما چیزی که این تصاویر را غیرعادی میکرد، خود شکارچی بود. عقاب طلایی.
این پرنده یکی از قدرتمندترین شکارچیان هوایی نیمکره شمالی است، اما تصور اینکه چنین پرندهای بتواند یک گوزن را هدف قرار دهد، در نگاه اول عجیب به نظر میرسد.
گوزن برای یک عقاب، طعمهای بسیار بزرگ است. و همین مسئله باعث شد این سه عکس اهمیت پیدا کنند.
پژوهشگران بعدها گزارش کردند که این تصاویر احتمالاً نخستین سند مستند از شکار گوزن سیکا توسط عقاب طلایی بودند.
داستان زمانی عجیبتر شد که حدود دو هفته بعد، لیندا کرلی، زیستشناس حفاظت و پژوهشگر انجمن جانورشناسی لندن، برای بررسی معمول دوربین به همان محل برگشت.
قرار بود فقط کارت حافظه دوربین را عوض کند و باتریها را بررسی کند.
اما چند متر دورتر از دوربین، لاشه یک گوزن روی زمین افتاده بود.چیزی در صحنه درست به نظر نمیرسید. کرلی سالها در زمینه علل مرگ گوزنها در روسیه تحقیق کرده بود، اما این مورد متفاوت بود. در برف، نشانی از رفتوآمد یک شکارچی بزرگ دیده نمیشد؛ نه ردپای ببر، نه نشانهای که بتواند مرگ گوزن را به یکی از گوشتخواران بزرگ منطقه نسبت دهد.
به گفته کرلی، به نظر میرسید گوزن در حال دویدن بوده و ناگهان متوقف شده و مرده است.
او ابتدا نمیدانست چه اتفاقی افتاده.پاسخ داخل همان دوربین بود. وقتی کارت حافظه بررسی شد، سه عکس غیرعادی ظاهر شدند.
همان گوزن. همان جنگل. و یک عقاب طلایی که به پشت آن چسبیده بود.
کرلی بعدها گفت که وقتی تصاویر را دید، نمیتوانست آنچه را میبیند باور کند.
تصاویر دوربین تمام داستان را نشان نمیدادند. ما نمیدانیم عقاب دقیقاً از چه فاصلهای به گوزن نزدیک شده بود، چه مدت آن را دنبال کرده بود یا لحظه نهایی مرگ حیوان دقیقاً چگونه اتفاق افتاده است.
اما کنار هم گذاشتن تصاویر دوربین و پیدا شدن لاشه گوزن، شواهد بسیار محکمی در اختیار پژوهشگران گذاشت. در عکسها، عقاب طلایی روی پشت گوزن قرار گرفته و حیوان را درگیر کرده بود. سپس، هنگام بررسی بعدی، بقایای همان گوزن در نزدیکی دوربین پیدا شد.
پژوهشگران این شواهد را به عنوان شکار گوزن سیکا توسط عقاب طلایی ثبت کردند؛ مشاهدهای که در سال ۲۰۱۳ در Journal of Raptor Research منتشر شد.
در واقع، سه عکس تصادفی به یک سند علمی تبدیل شدند.

اینجاست که ماجرا از یک تصویر عجیب فراتر میرود. عقاب طلایی (Aquila chrysaetos) فقط پرندهای بزرگ با ظاهر باشکوه نیست. این عقاب یک شکارچی بسیار قدرتمند است که در بخش بزرگی از نیمکره شمالی زندگی میکند.
این پرنده میتواند طعمههای بسیار متنوعی را شکار کند؛ از پستانداران کوچک گرفته تا حیواناتی که وزنشان به چندین کیلوگرم میرسد.
گوزن هم کاملاً خارج از محدوده شناختهشده شکار عقابهای طلایی نیست. در نقاط مختلف جهان، مواردی از حمله این عقابها به بچهگوزنها، گوزنهای کوچک، بزهای کوهی، بزهای وحشی و دیگر سمداران گزارش شده است.
اما تفاوت این مورد در روسیه این بود که گوزن سیکا تا آن زمان بهطور مستند در فهرست طعمههای عقاب طلایی قرار نگرفته بود.
نویسندگان مقاله علمی نیز پس از بررسی منابع موجود، این مشاهده را نخستین مورد مستند شکار گوزن سیکا توسط عقاب طلایی در شرق دور روسیه معرفی کردند.
یک جزئیات دیگر هم این مشاهده را خاصتر میکند.
بیشتر شکارهای بزرگ عقاب طلایی که در منابع علمی ثبت شدهاند، در فضاهای باز اتفاق افتادهاند؛ جایی که عقاب میتواند از قدرت پرواز و سرعت خود استفاده کند.
اما این حادثه در یک محیط جنگلی ثبت شد.
این مسئله برای پژوهشگران جالب بود، زیرا جنگل فضای مانور بسیار کمتری برای یک پرنده بزرگ ایجاد میکند.
با این حال، ظاهراً در این مورد عقاب توانسته بود از فرصت استفاده کند.
و این احتمال وجود دارد که با یک رفتار کاملاً معمول و تکرارشونده روبهرو نبوده باشیم؛ بلکه یک شکار فرصتطلبانه و بسیار نادر اتفاق افتاده باشد. پژوهشگران نیز تأکید کردند که عقابهای طلایی بهطور معمول گوزن سیکا را شکار نمیکنند و این رفتار تهدیدی برای جمعیت گوزنها محسوب نمیشود.
چون در طبیعت، قدرت فقط به اندازه بدن مربوط نیست.
یک گوزن سیکا جوان، اگرچه از یک ببر یا خرس کوچکتر است، باز هم برای یک پرنده شکاری طعمهای بسیار بزرگ محسوب میشود.
عقاب باید بتواند به حیوان نزدیک شود، آن را درگیر کند و برای مدت کافی روی بدنش باقی بماند.
این کار برای پرنده خطر هم دارد.
گوزن میتواند لگد بزند، بدنش را تکان دهد و تلاش کند مهاجم را به زمین بیندازد. بنابراین چنین حملهای برای عقاب نیز یک تصمیم پرریسک است.
به همین دلیل، پژوهشگران احتمال دادند که چنین اتفاقی بیشتر یک فرصت استثنایی بوده باشد تا رفتاری که عقاب بهطور منظم برای شکار گوزن انجام میدهد.
این صحنه قرار نبود هرگز دیده شود.
هیچ عکاسی پشت دوربین نبود.
هیچ فیلمبرداری در کمین جنگل ننشسته بود.
هیچکس نمیدانست در آن لحظه چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
یک دوربین تلهای که برای مطالعه ببر آمور نصب شده بود، فقط بهطور اتفاقی در همان نقطه قرار داشت.
اگر دوربین چند متر آنطرفتر بود، اگر عقاب از زاویه دیگری حمله کرده بود یا اگر حسگر دوربین در آن لحظه فعال نمیشد، احتمالاً این شکار برای همیشه در جنگل ناپدید میشد؛ درست مثل هزاران شکار دیگری که هر روز در طبیعت اتفاق میافتند و هیچ انسانی آنها را نمیبیند.
اما این بار سه تصویر ثبت شد.
سه تصویر در دو ثانیه.
و همان سه تصویر کافی بود تا دانشمندان بفهمند یکی از قدرتمندترین پرندگان شکاری جهان، در شرایطی بسیار نادر، یک گوزن سیکای جوان را به عنوان طعمه انتخاب کرده است.
این اتفاق البته به این معنی نیست که عقاب طلایی «گوزنکش» است یا گوزنها بخش مهمی از غذای آن را تشکیل میدهند.
اتفاقاً ارزش علمی این مشاهده دقیقاً در استثنایی بودن آن است.
طبیعت همیشه طبق فهرستهای مرتب و قابل پیشبینی رفتار نمیکند. یک شکارچی ممکن است در شرایط معمول سراغ طعمهای برود که برایش کمخطرتر و آسانتر است؛ اما وقتی فرصتی غیرعادی ایجاد شود، همان شکارچی میتواند مرزهای معمول رفتار خود را کنار بزند.
برای عقاب طلایی، گوزن سیکا ظاهراً یک انتخاب معمول نبود.
اما در آن روز زمستانی در جنگلهای شرق دور روسیه، برای چند ثانیه، داستان متفاوتی رقم خورد.
و یک دوربین که برای پیدا کردن ببر روشن شده بود، بهطور اتفاقی شکارچی دیگری را پیدا کرد.
منابع:
منابع اصلی این روایت، مقاله پژوهشی Linda L. Kerley و Jonathan C. Slaght در Journal of Raptor Research و گزارشهای Wildlife Conservation Society و National Geographic هستند.