کد خبر: ۶۷۶۸
15 مهر 1405
12:07

۱۱ هزار سال پیش در کرمانشاه، مهمانی با خوک‌های وحشی برپا بود؛ راز عجیب یک آیین باستانی

شکار گراز وحشی در ایران باستان
تصور کنید به حدود ۱۱ هزار سال پیش برگردیم؛ زمانی که هنوز کشاورزی به شکل گسترده زندگی انسان‌ها را دگرگون نکرده بود و جوامع منطقه زاگرس بیشتر به شکار، گردآوری گیاهان و دیگر منابع طبیعی متکی بودند. در چنین جهانی، یک گردهمایی بزرگ اتفاق افتاده است.

راز بقا: حدود ۱۱ هزار سال پیش، در جایی از زاگرس که امروز در استان کرمانشاه قرار دارد، گروهی از انسان‌های ایران باستان دور هم جمع شدند؛ اما آنچه از این گردهمایی برای امروز باقی مانده، سفره و ظرف غذا نیست. باستان‌شناسان در تپه آسیاب با بقایای دست‌کم ۱۹ خوک وحشی روبه‌رو شدند؛ جمجمه‌هایی که عمداً کنار هم قرار گرفته و درون گودالی در یک ساختمان بزرگ دفن شده بودند.

پژوهش‌های جدید حالا نشان می‌دهد برخی از این حیوانات حتی از فاصله‌ای دور و از آن سوی مسیرهای کوهستانی به محل این مراسم آورده شده بودند. محل این جشن مرموز باستانی تپه آسیاب در زاگرس مرکزی، در محدوده استان کرمانشاه امروزی، بوده است.

خلاصه صوتی این گزارش را بشنوید: 

شکار گراز وحشی در ایران باستان

مهمانی‌ای که فقط استخوان‌هایش باقی مانده است

تصور کنید به حدود ۱۱ هزار سال پیش برگردیم؛ زمانی که هنوز کشاورزی به شکل گسترده زندگی انسان‌ها را دگرگون نکرده بود و جوامع منطقه زاگرس بیشتر به شکار، گردآوری گیاهان و دیگر منابع طبیعی متکی بودند.

در چنین جهانی، یک گردهمایی بزرگ اتفاق افتاده است.

محل این رویداد تپه آسیاب در زاگرس مرکزی، در محدوده استان کرمانشاه امروزی، بوده است. باستان‌شناسان در یک ساختمان دایره‌ای بزرگ که احتمالاً کاربردی جمعی داشته، گودالی پیدا کردند که درون آن جمجمه‌های دست‌کم ۱۹ خوک وحشی قرار گرفته بود. این جمجمه‌ها به شکلی منظم در کنار یکدیگر چیده و سپس گودال بسته شده بود.

همین نظم، ماجرا را از یک توده معمولی از استخوان‌های دورریخته‌شده جدا می‌کند.

بررسی‌ها نشان داده است که روی استخوان‌ها آثار قصابی وجود دارد و برخی از دندان‌های نیش بزرگ خوک‌ها نیز عمداً جدا شده بودند. حیوانات شامل نر و ماده و نمونه‌هایی در سنین مختلف بودند. در همان گودال، بقایایی از گوزن قرمز و جمجمه یک خرس قهوه‌ای نیز پیدا شد.

این ترکیب عجیب به پژوهشگران گفت که با زباله معمولی یک سکونتگاه روبه‌رو نیستند.

احتمالاً اتفاق مهمی در این ساختمان افتاده بود؛ چیزی شبیه یک جشن جمعی همراه با آیین.

استخوان های خوک وحشی در ایران

چرا خوک وحشی؟

خوک وحشی در آن دوره در منطقه وجود داشته و زیستگاه مناسبی نیز در اطراف آسیاب داشته است؛ این محوطه در نزدیکی رودخانه قرار داشت و محیط اطراف می‌توانست زیستگاه مناسبی برای این حیوان باشد. با این حال، خوک وحشی در آن زمان جزو رایج‌ترین حیوانات شکارشده منطقه نبود.

پس اگر هدف فقط تأمین گوشت بود، لزوماً منطقی نبود که شکارچیان چنین عملیات بزرگی برای شکار خوک‌های وحشی انجام دهند.

پژوهشگران برآورد کرده‌اند که ۱۹ خوک موجود در این گودال در مجموع حدود ۷۰۰ کیلوگرم گوشت قابل مصرف تولید می‌کردند. این مقدار می‌توانسته غذای حدود ۳۵۰ تا ۱۲۰۰ بزرگسال را در یک وعده یا دوره کوتاه تأمین کند؛ البته بخشی از گوشت ممکن است برای مصرف بعدی نگهداری شده باشد.

یعنی با یک شکار معمولی برای تأمین غذای یک خانواده روبه‌رو نیستیم. مقیاس ماجرا بزرگ‌تر بوده است.

شکار گراز وحشی در ایران باستان

راز تازه در دندان‌های خوک‌ها

تا اینجا داستان عجیب بود؛ اما کشف اصلی پژوهش جدید از جایی شروع شد که دانشمندان سراغ دندان‌های خوک‌ها رفتند.

پژوهشگران پنج دندان از خوک‌های دفن‌شده در گودال را با روش‌های دقیق زمین‌شیمیایی بررسی کردند. مینای دندان در طول رشد حیوان به‌صورت مرحله‌به‌مرحله شکل می‌گیرد و مواد شیمیایی موجود در آن می‌تواند اطلاعاتی درباره محیطی که حیوان در آن زندگی کرده، ثبت کند.

دانشمندان در این مطالعه از ترکیبی از ایزوتوپ‌های اکسیژن و استرانسیم و همچنین نقشه‌برداری از عناصر کمیاب استفاده کردند. در مجموع، ۱۶۵ مقدار ایزوتوپ اکسیژن و ۱۰۷ نسبت ایزوتوپی استرانسیم و داده‌های مربوط به غلظت باریم بررسی شد.

نتیجه جالب بود.همه خوک‌ها الزاماً از اطراف خود آسیاب نیامده بودند.

بعضی از خوک‌ها مهمانِ دوردست بودند

بررسی‌ها نشان داد چهار نمونه از پنج خوک مطالعه‌شده، نشانه‌های شیمیایی متفاوتی با یک نمونه دیگر داشتند. این تفاوت‌ها نشان می‌داد که این حیوانات دوران رشد خود را در مکان‌هایی متفاوت سپری کرده‌اند.

پژوهشگران بر اساس داده‌های زمین‌شیمیایی برآورد کردند که نمونه متفاوت احتمالاً به منطقه نزدیک آسیاب تعلق داشته، اما چهار خوک دیگر از نواحی دورتر آمده بودند. در یکی از برآوردها، فاصله برخی از این منشأهای احتمالی دست‌کم حدود ۷۰ کیلومتر از آسیاب بوده است؛ البته پژوهشگران تأکید می‌کنند که این عدد یک برآورد منطقه‌ای است و نمی‌توان از آن مسیر دقیق حرکت حیوانات را تعیین کرد.

این نکته مهم است. چون اگر انسان‌های آن زمان می‌توانستند در نزدیکی محل زندگی خود خوک وحشی پیدا کنند، آوردن حیوان از مناطق دورتر معنای دیگری پیدا می‌کند.

ممکن است شکارچیان از نقاط مختلف منطقه به یک محل مشخص آمده باشند و هر گروه، حیوانی را که در سرزمین خود شکار کرده بود، همراه آورده باشد.

به زبان ساده‌تر، این فقط یک وعده غذا نبوده است.

خودِ حیوان و جایی که از آن آمده بود، احتمالاً بخشی از معنای مراسم بوده است.

۷۰ کیلومتر در زاگرس ۱۱ هزار سال پیش، شوخی نبود

امروز فاصله ۷۰ کیلومتر ممکن است روی نقشه عدد بزرگی به نظر نرسد. اما برای انسانی که حدود ۱۱ هزار سال پیش در زاگرس زندگی می‌کرد، عبور از چنین فاصله‌ای، آن هم در سرزمینی کوهستانی، کار ساده‌ای نبوده است.

پژوهشگران می‌گویند برخی از خوک‌ها برای رسیدن به آسیاب احتمالاً از مسیرهایی در زمین‌های کوهستانی عبور کرده بودند. بنابراین شکار تنها مرحله دشوار ماجرا نبود؛ انتقال حیوان یا لاشه آن نیز انرژی و برنامه‌ریزی می‌خواست.

همین موضوع تصویری جالب از جوامع انسانی آن دوره ارائه می‌دهد.

آنها احتمالاً گروه‌هایی کاملاً منزوی نبودند که هرکدام فقط در محدوده کوچکی از اطراف محل زندگی خود حرکت کنند. شواهد آسیاب نشان می‌دهد ارتباط میان گروه‌های مختلف می‌توانسته در مقیاس گسترده‌تری شکل گرفته باشد.

و غذا در این میان نقش مهمی داشته است.

شکار گراز وحشی در ایران باستان

چرا مردم ۱۱ هزار سال پیش چنین جشنی برگزار می‌کردند؟

پژوهشگران معتقدند جشن‌های جمعی می‌توانستند برای ایجاد و تقویت روابط اجتماعی میان گروه‌های مختلف اهمیت زیادی داشته باشند.

در دوره‌ای که هنوز دامداری و کشاورزی گسترده به شکل بعدی خود تثبیت نشده بود، برگزاری چنین مراسمی احتمالاً نیازمند همکاری تعداد زیادی از افراد بود: شکارچیانی که حیوانات را پیدا می‌کردند، افرادی که آنها را به محل می‌رساندند و گروهی که در آماده‌سازی و مصرف غذا مشارکت داشتند.

بنابراین یک جشن می‌توانست چیزی بیشتر از غذا خوردن باشد.

می‌توانست فرصتی برای دیدار گروه‌ها، ایجاد اتحاد، تبادل هدایا و تقویت روابط اجتماعی باشد. پژوهش جدید نیز انتقال حیوانات از نقاط مختلف را بخشی از همین شبکه گسترده ارتباطی می‌داند.

در واقع، شاید یکی از قدیمی‌ترین نمونه‌های شناخته‌شده از این ایده را ببینیم که:

«من چیزی را از سرزمین خودم می‌آورم و با دیگران قسمت می‌کنم.»

فقط به جای یک بطری نوشیدنی یا غذای محلی، چیزی که به مهمانی آورده می‌شد یک خوک وحشی بود.

اما چرا جمجمه‌ها را دفن کردند؟

اینجا داستان مرموزتر می‌شود.اگر خوک‌ها صرفاً برای غذا شکار شده بودند، انتظار می‌رود بقایای آنها در میان زباله‌های معمولی سکونتگاه پراکنده باشد. اما در آسیاب، جمجمه‌ها در یک گودال و درون ساختمانی جمعی کنار هم قرار گرفته بودند.

حتی بقایای خرس قهوه‌ای و شاخ گوزن قرمز نیز در همان مجموعه دیده می‌شود.

به همین دلیل، پژوهشگران احتمال می‌دهند که ماجرا فقط به مصرف گوشت محدود نبوده و جنبه آیینی یا نمادین نیز داشته است. آنها در عین حال تأکید کرده‌اند که مقدار زیاد گوشت و حضور حیوانات خطرناک، از جمله خرس و خوک وحشی، احتمال قربانی‌کردن یا جنبه‌های آیینی را نیز مطرح می‌کند.

بنابراین نمی‌توان با اطمینان گفت که «۱۹ خوک در یک مهمانی خورده شدند و بعد جمجمه‌هایشان دفن شد».

واقعیت علمی کمی پیچیده‌تر است.

احتمالاً با رویدادی روبه‌رو هستیم که جشن، مصرف گوشت، شکار، نمایش اجتماعی و آیین در آن به هم گره خورده بودند.

ساختمان دایره‌ای آسیاب چه بود؟

خود ساختمان هم اهمیت دارد.

گودال درون یک ساختمان دایره‌ای نیمه‌زیرزمینی با قطر حدود ۲۰ متر قرار داشت. پژوهشگران آن را ساختمانی با کاربرد جمعی می‌دانند؛ نوعی فضای عمومی که احتمالاً برای فعالیت‌هایی فراتر از زندگی روزمره یک خانواده مورد استفاده قرار می‌گرفت.

این نکته کمک می‌کند بفهمیم چرا محل دفن جمجمه‌ها اهمیت دارد.

اگر این فقط یک خانه کوچک بود، می‌شد احتمال داد که بقایا نتیجه فعالیت روزمره یک خانواده بوده‌اند. اما قرار گرفتن آنها در مرکز یک ساختمان بزرگ و جمعی، همراه با نحوه چیدمان و بستن گودال، تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد.

انگار این حیوانات بعد از پایان مراسم، قرار نبوده صرفاً دور ریخته شوند.

قرار بوده جایی بمانند.

پیش از کشاورزی، انسان‌ها جشن می‌گرفتند

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های این کشف همین است.

معمولاً وقتی از جشن‌های بزرگ و مصرف مقدار زیادی غذا حرف می‌زنیم، ذهنمان به جوامع کشاورزی می‌رود؛ جوامعی که می‌توانستند با تولید غذای مازاد، بخشی از آن را برای مراسم کنار بگذارند.

اما آسیاب به دوره‌ای تعلق دارد که هنوز کشاورزی در منطقه به شکل گسترده تثبیت نشده بود.

این یعنی انسان‌ها حتی پیش از آنکه کاملاً وارد زندگی کشاورزی شوند، توانایی سازمان‌دهی شکار و گردهمایی‌های بزرگ را داشتند. پژوهشگران حتی مطرح کرده‌اند که همین نوع همکاری‌های اجتماعی و شبکه‌های متقابل ممکن است در روندی که بعدها به شکل‌گیری جوامع کشاورزی کمک کرد، نقش داشته باشد؛ هرچند درباره این ارتباط هنوز بحث علمی وجود دارد.

در نتیجه، داستان آسیاب فقط داستان ۱۹ خوک وحشی نیست.

داستان درباره لحظه‌ای از تاریخ انسان است که شکار، غذا و روابط اجتماعی آرام‌آرام شکل تازه‌ای پیدا می‌کردند.

شکار گراز وحشی در ایران باستان

زاگرس؛ یکی از صحنه‌های مهم آغاز زندگی یکجانشین

اهمیت آسیاب زمانی بیشتر مشخص می‌شود که آن را در کنار دیگر محوطه‌های باستانی زاگرس قرار دهیم.

زاگرس مرکزی یکی از مناطق مهم در پژوهش درباره گذار انسان از شیوه‌های شکار و گردآوری به جوامع روستایی و کشاورزی است. محوطه‌هایی مانند آسیاب، گنج‌دره و شیخ‌آباد نشان می‌دهند که انسان‌های این منطقه در هزاران سال پیش، رابطه پیچیده‌ای با حیوانات وحشی داشته‌اند.

آنها فقط شکارچی نبودند. برخی حیوانات برای غذا شکار می‌شدند، برخی احتمالاً نقش نمادین داشتند و برخی دیگر در آیین‌ها و گردهمایی‌های جمعی حضور پیدا می‌کردند. شواهد آسیاب نشان می‌دهد خوک وحشی هم می‌توانسته در چنین مناسکی جایگاهی ویژه داشته باشد.

مهمانی‌ای که دندان‌های خوک‌ها آن را لو دادند

شاید عجیب‌ترین بخش این داستان این باشد که اگر دندان‌های آن پنج خوک نبود، ممکن بود بخش مهمی از ماجرا برای همیشه ناشناخته بماند.

جمجمه‌ها نشان می‌دادند که خوک‌ها در یک رویداد غیرعادی حضور داشته‌اند؛ اما دندان‌ها سرنخ دیگری ارائه کردند.

لایه‌های میکروسکوپی مینای دندان، همراه با ترکیبات شیمیایی آن، مانند یک آرشیو کوچک از زندگی حیوان عمل کرده‌اند. پژوهشگران با بررسی این نشانه‌ها توانستند بفهمند حیوانات در دوره رشد خود در چه محیط‌هایی زندگی کرده‌اند.

نتیجه نشان داد دست‌کم بخشی از خوک‌های حاضر در این مراسم از اطراف آسیاب نیامده بودند.

آنها مهمانانی بودند که از راه رسیده بودند؛ فقط خودشان نمی‌دانستند قرار است بخشی از یک مراسم ۱۱ هزار ساله شوند.

شکار گراز وحشی در ایران باستان

یک مهمانی، یا چیزی بزرگ‌تر؟

ما هیچ تصویر دقیقی از آن روز نداریم.

نمی‌دانیم چند نفر در مراسم حضور داشتند، چه کسانی خوک‌ها را شکار کردند، گوشت چگونه پخته شد یا دقیقاً چه اتفاقی در آن ساختمان افتاد.

اما استخوان‌ها چند چیز را با اطمینان بیشتری نشان می‌دهند: دست‌کم ۱۹ خوک وحشی در یک مجموعه خاص قرار گرفته‌اند؛ شواهد قصابی روی آنها وجود دارد؛ بقایای خرس قهوه‌ای و گوزن قرمز نیز در همان گودال دیده شده؛ و بررسی دندان‌های پنج خوک نشان داده که برخی از آنها احتمالاً از فاصله قابل‌توجهی به آسیاب رسیده بودند.

همین شواهد کافی است تا تصویر متفاوتی از انسان زاگرس در ۱۱ هزار سال پیش داشته باشیم.

انسانی که هنوز کشاورزی امروزی را نمی‌شناخت، اما برای یک مراسم بزرگ برنامه‌ریزی می‌کرد؛ شکارچیانی که برای تهیه غذا به دل کوهستان می‌رفتند؛ گروه‌هایی که احتمالاً از نقاط مختلف به یک مکان مشترک می‌آمدند؛ و حیواناتی که بعد از پایان مراسم، جمجمه‌هایشان در گودالی مهر و موم می‌شد.

۱۱ هزار سال گذشته، اما رد آن مهمانی هنوز در زاگرس باقی مانده است؛ نه روی دیوارها، بلکه در دندان و استخوان خوک‌های وحشی.

منابع: 

  • پژوهش منتشرشده در Communications Earth & Environment درباره منشأ جغرافیایی خوک‌های وحشی و انتقال آنها به تپه آسیاب، ۲۰۲۵.

  • پژوهش منتشرشده در Cambridge Archaeological Journal درباره گودال خوک‌های وحشی در تپه آسیاب و شواهد جشن آیینی، ۲۰۱۹.

  • Australian National University؛ گزارش پژوهش درباره جشن ۱۱ هزار ساله در زاگرس.

ارسال نظر
captcha
علم و کیهان