راز بقا: باستانشناسان مصری در محوطه «تل ابوصیفی» در شرق مصر، قطعهای بزرگ از یک عَتَبه سنگی مربوط به دوران رامسس دوم پیدا کردهاند که در کتیبه آن از «حورس، سرور شهر مِسِن» نام برده شده است. این کشف فرضیهای قدیمی را تقویت میکند که تل ابوصیفی ممکن است همان محل شهر باستانی و گمشده «مِسِن» باشد؛ شهری که مکان دقیق آن هنوز قطعی نشده و درباره هویتش دستکم از اواخر قرن نوزدهم بحث وجود داشته است. باستانشناسان تأکید میکنند که حفاریها و بررسیهای علمی برای اثبات نهایی این فرضیه ادامه دارد.

گاهی یک کشف باستانشناسی از پیدا شدن یک مقبره پر از طلا یا مجسمهای عظیم شروع نمیشود.
گاهی همهچیز با یک قطعه سنگ شکسته آغاز میشود؛ سنگی که شاید هزاران سال زیر خاک بوده و وقتی سرانجام از زمین بیرون میآید، یک نام فراموششده را دوباره به زبان میآورد.
در تابستان ۲۰۲۶، باستانشناسان مصری در محوطه باستانی تل ابوصیفی در منطقه قنطره شرق، نزدیک کانال سوئز، به چنین سنگی رسیدند؛ بخشی از یک عَتَبه عظیم ماسهسنگی که زمانی بالای ورودی یک سازه قرار داشته است.
این قطعه به دو بخش شکسته بود و روی سه سطح آن کتیبههایی دیده میشد. بخشی از نوشتهها القاب سلطنتی رامسس دوم، یکی از مشهورترین فراعنه مصر باستان، را ثبت کرده بود. اما آنچه این کشف را مهمتر کرد، اشارهای دیگر در متن بود: گزارشی از مرمت تندیس «حورس، سرور شهر مِسِن».
همین چند کلمه، باستانشناسان را دوباره به سراغ معمای شهری برد که مکان دقیق آن بیش از یک قرن محل بحث بوده است: مِسِن یا در برخی منابع، «مَسن».

اینجا باید میان تیتر جذاب و واقعیت باستانشناسی فاصله گذاشت.
نه، هنوز نمیتوان با قطعیت گفت شهر گمشده مِسِن پیدا شده است.
آنچه اکنون کشف شده، مدرک تازه و مهمی است که فرضیه ارتباط تل ابوصیفی با مِسِن را بسیار جدیتر کرده است. وزارت گردشگری و آثار مصر نیز از تقویت این فرضیه سخن گفته، اما مسئولان شورای عالی آثار مصر تأکید کردهاند که حفاری و مطالعه علمی هنوز ادامه دارد و برای تعیین قطعی هویت این محوطه به شواهد بیشتری نیاز است.
این احتیاط مهم است، چون نام یک مکان روی یک سنگ الزاماً به این معنا نیست که خود آن شهر دقیقاً در همان نقطه قرار داشته است.
ممکن است سنگ جابهجا شده باشد. ممکن است از بنایی دیگر آورده شده باشد. ممکن است نام «مِسِن» به یک شهر، یک منطقه، یک مرکز مذهبی یا ارتباطی خاص اشاره داشته باشد.
اما کشف تازه دقیقاً به همین دلیل اهمیت دارد: سنگ در محوطهای پیدا شده که سالهاست خود یکی از نامزدهای اصلی برای شناسایی مِسِن به شمار میرود.
مومیایی رامسس دوم

داستان مِسِن، دستکم در پژوهشهای مدرن، سابقهای طولانی دارد.
در سال ۱۸۸۷ نیز در تل ابوصیفی سنگهایی پیدا شده بود که نام رامسس دوم و اشارههایی به حورسِ مِسِن داشتند. همین یافتهها باعث شد برخی پژوهشگران احتمال دهند این محوطه با همان شهر باستانی ارتباط داشته است.
اما مسئله به همین سادگی نبود.
پژوهشهای بعدی پرسشهای تازهای مطرح کردند. از جمله اینکه آیا تل ابوصیفی واقعاً در دوران رامسس دوم محل یک سکونتگاه یا مرکز مهم بوده است؟ برخی پژوهشگران، از جمله در مطالعهای در سال ۲۰۱۳، استدلال کردند که شواهد مربوط به دوره رامسس دوم در این محل کافی نیست و احتمال دارد سنگهای کشفشده در گذشته از محوطهای دیگر، احتمالاً تل حبوه، به اینجا منتقل شده باشند. تل حبوه معمولاً با شهر و دژ مهم تجارو در مرز شرقی مصر مرتبط دانسته میشود.
به همین دلیل، کشف جدید فقط یک سنگ دیگر نیست.
این بار کتیبه تازه در جریان حفاریهای جدید تل ابوصیفی به دست آمده و همزمان با شواهد معماری، مذهبی و نظامی دیگری بررسی میشود. همین ترکیب جدید است که فرضیه قدیمی را دوباره به مرکز بحث برگردانده است.
برای درک اهمیت این کشف باید به جغرافیای مصر باستان نگاه کرد.
مرز شرقی مصر یکی از حساسترین مناطق جهان باستان بود. هر کس میخواست از سرزمینهای شام و کنعان وارد مصر شود، یا از مصر به سمت شرق برود، باید از مجموعهای از مسیرها و گذرگاههای استراتژیک عبور میکرد.
یکی از مهمترین آنها چیزی است که امروز با نام راه نظامی حورس شناخته میشود.
این مسیر مجموعهای از دژها، ایستگاهها و مراکز نظامی و اداری را به هم متصل میکرد و از شمالشرقی مصر به سوی سینا و سرزمینهای شرق مدیترانه امتداد داشت.
تل ابوصیفی نیز در همین چشمانداز قرار دارد.
اگر ثابت شود این محل همان مِسِن بوده، باستانشناسان میتوانند بخشی از نقشه شبکه دفاعی مصر باستان را دقیقتر بازسازی کنند؛ شبکهای که فقط برای جنگ ساخته نشده بود، بلکه کنترل رفتوآمد، تجارت، نیروهای نظامی و ارتباط مصر با سرزمینهای شرقی را نیز ممکن میکرد.
به عبارت دیگر، مسئله فقط پیدا کردن نام یک شهر روی نقشه نیست.
پیدا کردن مِسِن میتواند به درک بهتر یکی از مهمترین دروازههای مصر باستان کمک کند.
حفاریهای جدید نشان میدهند تل ابوصیفی فقط یک نقطه متروک در بیابان نبوده است.
پژوهشگران توانستهاند تصویر پیچیدهتری از تاریخ این محوطه به دست آورند؛ تاریخی که از کارکردهای مذهبی آغاز میشود و در دورههای بعد شکل نظامی و صنعتی نیز پیدا میکند.
یکی از مهمترین بازنگریها مربوط به دیوار عظیم خشتی محوطه است. ساختاری که پیشتر تصور میشد بخشی از خود معبد باشد، اکنون بهعنوان دیوار پیرامونی مجموعه مقدس تفسیر میشود؛ دیواری که ورودیها و فضاهای داخلی داشته و در دورههای مختلف تغییر کرده است.
در داخل این محدوده نیز فضاهایی شناسایی شدهاند که احتمالاً شامل اتاقهای انبار، بخشهای خدماتی و بقایای مقدسترین قسمت معبد بودهاند.
اما زندگی این محوطه با پایان دوران فراعنه متوقف نشد.
بررسیها نشان میدهد در دوره بطلمیوسی، این مکان رونق داشته و مسیرهای سنگفرش به مجموعه آن منتهی میشده است. بعدها، در دوره رومی، بخشهایی از محوطه به پادگان و محل استقرار نیروهای نظامی تبدیل شد.
در دورههای بعد نیز بخشی از سازههای سنگی تخریب و سنگهای آنها برای استفادههای دیگر برداشت شدند؛ حتی کورههایی برای تولید آهک روی بخشهایی از مجموعه قدیمی ساخته شد.
این یعنی تل ابوصیفی، فارغ از اینکه سرانجام همان مِسِن از آب دربیاید یا نه، خود بهتنهایی یک محوطه بسیار مهم است.
در مصر باستان، نام یک خدا گاهی فقط نام یک معبود نبود.
خدایان با شهرها، مناطق و مراکز مذهبی پیوندهای بسیار مشخصی داشتند. عنوانی مانند «حورس، سرور شهر مِسِن» میتواند سرنخی جغرافیایی باشد؛ سرنخی که میان یک مرکز مذهبی و مکانی واقعی ارتباط برقرار میکند.
کتیبه تازه از این جهت اهمیت ویژهای دارد.
این نوشته از مرمت تندیس حورس سخن میگوید و در همان متن، این خدا را با عنوان «سرور مِسِن» معرفی میکند. حضور این نام در محوطه تل ابوصیفی، آن هم روی سازهای مرتبط با دوران رامسس دوم، برای باستانشناسان یک داده جدید و جدی محسوب میشود.
اما هنوز یک سؤال باقی مانده است: آیا این نام ثابت میکند که خود تل ابوصیفی همان مِسِن بوده؟
فعلاً نه.
و شاید همین «نه» مهمترین بخش داستان باشد.
علم باستانشناسی برخلاف بسیاری از تیترهای خبری، معمولاً با یک کشف ناگهانی پرونده را نمیبندد. هر شیء تازه، گاهی پاسخ یک سؤال است و گاهی فقط سؤالهای بیشتری ایجاد میکند.

فرض کنیم در سالهای آینده، شواهد آنقدر زیاد شود که پژوهشگران با اطمینان بگویند تل ابوصیفی همان مِسِن بوده است.
در آن صورت، اهمیت کشف فقط این نخواهد بود که «یک شهر گمشده پیدا شد».
مِسِن میتواند قطعهای گمشده از پازل مرز شرقی مصر باشد.
باستانشناسان سالها تلاش کردهاند مسیر دقیق راه حورس، دژهای آن و مراکز وابسته به آنها را بازسازی کنند. هر محوطهای که با اطمینان روی این نقشه قرار بگیرد، میتواند به فهم بهتر ساختار نظامی و اداری مصر در دوران پادشاهی نوین کمک کند.
رامسس دوم بیش از ۳ هزار سال پیش بر مصر حکومت میکرد؛ دورهای که مصر یکی از قدرتهای بزرگ منطقه بود و مرزهای شرقی آن اهمیت حیاتی داشتند.
کتیبهای که امروز از زیر خاک بیرون آمده، ممکن است به جهانی تعلق داشته باشد که در آن سربازان، بازرگانان، کاروانها و مأموران حکومتی از همین منطقه عبور میکردند.
سنگ شکسته، در واقع فقط یک نام را زنده نکرده است.
شاید بخشی از یک نقشه فراموششده را دوباره روی میز باستانشناسان گذاشته باشد.
فعلاً پاسخ صادقانه این است:
شاید زیر همان خاکی باشد که باستانشناسان اکنون در تل ابوصیفی مشغول کاوش آن هستند.
شواهد تازه، فرضیه ارتباط این محوطه با مِسِن را تقویت کردهاند. کتیبه رامسس دوم، اشاره مستقیم به «حورس، سرور مِسِن» و مجموعه یافتههای معماری و باستانشناسی، تل ابوصیفی را به یکی از جدیترین نامزدها برای حل این معمای قدیمی تبدیل کردهاند.
اما هنوز پرونده بسته نشده است.
حفاریها ادامه دارند و شاید فصلهای بعدی کاوش چیزی پیدا کنند که امروز وجود ندارد: کتیبهای دیگر، سندی اداری، بقایای یک سازه یا مجموعهای از شواهد که دیگر جای چندانی برای تردید باقی نگذارد.
تا آن روز، مِسِن هنوز یک «شهر گمشده» است؛ اما شاید دیگر آنقدرها هم گمشده نباشد.
منبع:
منبع اولیه این خبر، بیانیه و اطلاعات منتشرشده از سوی وزارت گردشگری و آثار مصر و شورای عالی آثار این کشور درباره حفاریهای فصل ۲۰۲۶ در تل ابوصیفی است. گزارش رسمی وزارت از تقویت فرضیه شناسایی این محوطه با شهر باستانی مِسِن سخن میگوید و منابع خبری رسمی نیز جزئیات عَتَبه ماسهسنگی، کتیبه رامسس دوم، نام «حورس، سرور مِسِن» و یافتههای معماری جدید را بر اساس همین اعلام رسمی منتشر کردهاند.
برای مطالعه بیشتر درباره منبع رسمی، پایگاه وزارت گردشگری و آثار مصر و پایگاه رسمی Discover Egypt's Monuments در دسترس هستند.