راز بقا: در اعماق اقیانوس هند، جایی که نور خورشید هرگز به آن نمیرسد، کوههایی وجود دارند که میلیونها سال است زیر آب ایستادهاند؛ کوههایی که قله بعضی از آنها کیلومترها با سطح اقیانوس فاصله دارد و با این حال، زیستبومهایی پیچیده و پر از حیات را در اطراف خود شکل دادهاند. حالا دو سفر اکتشافی به این منطقه نشان داده است که هنوز بخش بزرگی از ساکنان این دنیای تاریک برای علم ناشناختهاند؛ پژوهشگران در نمونههای جمعآوریشده از ۲۲ کوه زیرآبی، بیش از هزار واحد جانوری را شناسایی کردند که ۱۴۹ مورد آنها بهعنوان گونههای جدید و توصیفنشده شناسایی شدهاند.
این کشف یک سؤال ساده اما تکاندهنده را دوباره مطرح میکند: چطور ممکن است روی سیارهای که از فضا نقشهبرداری میکنیم و تقریباً هر گوشه خشکی آن را زیر نظر داریم، هنوز موجوداتی زندگی کنند که علم حتی نامی برایشان ندارد؟

این داستان با دو سفر پژوهشی کشتی استرالیایی RV Investigator در سالهای ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ آغاز شد. دانشمندان در اطراف جزیره کریسمس و جزایر کوکوس (کیلینگ) و دشتهای عمیق پیرامون آنها به نمونهبرداری از بستر دریا پرداختند.
دامنه این سفر فقط چند صد متر زیر سطح آب نبود. نمونهها از عمق ۹۴ متر تا ۵۴۳۱ متر جمعآوری شدند؛ یعنی پژوهشگران از محیطهای نسبتاً کمعمق تا نزدیک پنجونیم کیلومتر زیر سطح اقیانوس را بررسی کردند.
در مجموع ۶۷ نمونه از جوامع جانوری کف دریا به دست آمد و پس از بررسی، ۱۰۵۹ واحد تاکسونومیک در سطح گونه شناسایی شد. از این میان، ۴۹۵ مورد به گونههایی تعلق داشتند که پیشتر برای علم توصیف شده بودند. ۱۴۹ مورد در گروه گونههای جدید و توصیفنشده قرار گرفتند و صدها نمونه دیگر نیز هنوز به بررسیهای بیشتر نیاز دارند.
بنابراین عدد ۱۴۹ را باید با دقت خواند: اینها موجوداتی هستند که پژوهشگران آنها را بهعنوان گونههای جدید احتمالی و توصیفنشده شناسایی کردهاند؛ نه اینکه همه آنها تا همین لحظه نام علمی رسمی گرفته باشند.
و همین موضوع شاید از خود عدد ۱۴۹ مهمتر باشد. چون یعنی حتی بعد از یک عملیات پژوهشی گسترده، هنوز بخش قابلتوجهی از نمونهها نیازمند بررسی بیشتر است.
سیمانت یا کوه زیرآبی، کوهی است که از کف اقیانوس بالا آمده اما قله آن به سطح آب نمیرسد. بسیاری از این ساختارها منشأ آتشفشانی دارند و شکلگیری آنها میتواند به میلیونها سال قبل بازگردد.
اما سیمانتها فقط پدیدههایی زمینشناختی نیستند.
وقتی جریان آب به بدنه این کوهها برخورد میکند، مسیر و ویژگیهای آن تغییر میکند. این فرایند میتواند مواد مغذی و ذرات موجود در آب را جابهجا کند و شرایط مناسبی برای رشد جوامع مختلف جانوری به وجود آورد.
به همین دلیل، یک کوه زیرآبی میتواند در میان دشت عظیم و نسبتاً یکنواخت کف اقیانوس، مانند یک جزیره حیات عمل کند.
مرجانها، اسفنجها و بسیاری از بیمهرگان میتوانند روی این ساختارها مستقر شوند و با استفاده از جریانهای آب تغذیه کنند. بعد، همین موجودات خود به پناهگاه و منبع غذایی جانوران دیگر تبدیل میشوند.
در نتیجه، یک ساختار سنگی که از سطح اقیانوس چیزی جز یک برآمدگی نامرئی نیست، میتواند در زیر آب به یکی از پرتنوعترین نقاط یک منطقه تبدیل شود.

در میان نمونههای جمعآوریشده، طیف وسیعی از جانوران دیده شد؛ از ماهیها و خیارهای دریایی گرفته تا کرمها، سختپوستان، اسفنجها و مرجانها.
در مجموع، از میان ۱۰۵۹ واحد شناساییشده، ۲۰۳ مورد ماهی و ۸۵۶ مورد بیمهره بودند.
یکی از نکات مهم این پژوهش این است که کشف یک گونه جدید در اعماق اقیانوس معمولاً همان لحظهای که نمونه از آب بیرون کشیده میشود، پایان کار نیست. جانور باید در آزمایشگاه با نمونههای شناختهشده مقایسه شود، ویژگیهای ظاهری و ساختار بدن آن بررسی شود و در برخی موارد، دادههای ژنتیکی نیز برای تعیین جایگاه آن مورد استفاده قرار گیرد.
به همین دلیل، ممکن است سالها بعد مشخص شود که بعضی از همین نمونههای جمعآوریشده واقعاً گونههای جدیدی بودهاند که باید نام علمی مستقل دریافت کنند.
حتی در همین پروژه نیز روند توصیف گونهها ادامه دارد. پژوهشگران در مطالعات بعدی، نمونههای جدیدی از این منطقه را با جزئیات بیشتری بررسی کردهاند و برای برخی از آنها گونهها و حتی گروههای علمی جدید پیشنهاد شده است.

خیارهای دریایی:
این جانوران که ظاهری ساده دارند، از ساکنان مهم کف اقیانوس هستند و با تغذیه از رسوبات و مواد آلی، در چرخه مواد غذایی بستر دریا نقش دارند. یکی از گونههای بررسیشده در این پروژه از سرده Oneirophanta بود.
کرمهای اعماق دریا:
کرمهای حلقوی یا پلیکتها از متنوعترین گروههای جانوری اقیانوس هستند. بررسیهای بعدی روی نمونههای همین منطقه به شناسایی چند گونه جدید از این گروه منجر شده است؛ نمونهای روشن از اینکه فهرست ۱۴۹ گونه هنوز میتواند بزرگتر شود.
ماهیهای خانواده Chlorophthalmidae:
این ماهیهای اعماق دریا، که به ماهیهای چشمسبز معروفاند، در میان نمونههای این منطقه نیز حضور داشتند. زندگی در تاریکی مطلق، آنها را به بخشی از جامعه جانوری متفاوتی تبدیل کرده است که در آبهای سطحی تقریباً نظیری برای آن نمیبینیم.
کشتیچسبهای انگلی:
یکی دیگر از یافتههای قابل توجه، نمونهای از سرده Rhizolepas بود؛ گروهی از سختپوستان انگلی که زندگی خود را به میزبانهای دریایی وابسته کردهاند. چنین موجوداتی نشان میدهند که شبکه حیات در اعماق دریا فقط به شکارچی و شکار محدود نیست و روابط انگلی نیز بخشی از این اکوسیستم پیچیده است.

این سفر فقط به کشف جانوران محدود نشد.
در جریان بررسیهای زمینشناختی، دانشمندان با یک ساختار آتشفشانی عظیم روبهرو شدند که شکل آن یادآور چشم سائورون، شخصیت معروف داستان «ارباب حلقهها»، بود.
این ساختار در عمق حدود ۳۱۰۳ متری و در فاصله تقریبی ۲۸۲ کیلومتری جزیره کریسمس قرار داشت.
پژوهشگران نام «چشم سائورون» را به شکل غیررسمی برای آن به کار بردند؛ اما اهمیت واقعی این ساختار فراتر از شباهت ظاهری آن است. چنین عوارض زمینشناختی نشان میدهند که کف اقیانوس منظرهای بسیار پیچیدهتر از یک پهنه صاف و بیجان است.
کوههای آتشفشانی، دهانهها، درهها و برجستگیهای کف دریا، زیستگاههایی متفاوت ایجاد میکنند و همین تفاوتها میتواند به شکلگیری جوامع جانوری کاملاً متفاوت منجر شود.

یکی دیگر از یافتههای عجیب این سفر در جایی رخ داد که انتظار دیدن حیوان زندهای در آن نمیرود.
پژوهشگران در بخشی از دشت عمیق کوکوس، حدود هزار دندان کوسه پیدا کردند؛ دندانهایی که متعلق به دورههای مختلف تاریخ زمین بودند و مجموعهای از بیش از ۲۲ میلیون سال تاریخ کوسهها را در خود حفظ کرده بودند.
بعضی از این دندانها با رسوبات منگنز پوشیده شده بودند؛ مادهای که در کف اقیانوسهای عمیق طی دورههای بسیار طولانی تجمع پیدا میکند.
برای یک کوسه، افتادن یک دندان اتفاقی معمولی است. اما وقتی همان دندان میلیونها سال در کف اقیانوس باقی بماند، تبدیل به یک سند تاریخی میشود؛ قطعه کوچکی از استخوان و مینای دندان که میتواند به دانشمندان درباره گذشته حیات در اقیانوسها اطلاعات بدهد.

شاید در نگاه اول، پیدا کردن چند ده یا چند صد گونه ناشناخته فقط یک موفقیت برای زیستشناسان باشد. اما اهمیت ماجرا بسیار بزرگتر است.
کوههای زیرآبی در بسیاری از مناطق جهان در معرض فعالیتهای انسانی قرار گرفتهاند. صید در اعماق دریا، تغییرات اقلیمی، گرمشدن اقیانوسها و در سالهای اخیر بحث استخراج مواد معدنی از بستر دریا، پرسشهای جدی درباره آینده این زیستبومها ایجاد کردهاند.
مشکل اینجاست که ما نمیتوانیم از چیزی که هنوز نمیشناسیم، بهخوبی محافظت کنیم.
وقتی دانشمندان میگویند در یک منطقه بیش از هزار واحد جانوری پیدا کردهاند و نزدیک به ۱۵۰ مورد آن هنوز برای علم ناشناخته است، در واقع فقط درباره یک عدد صحبت نمیکنند؛ آنها درباره بخشی از تنوع زیستی زمین حرف میزنند که ممکن است پیش از آنکه کاملاً شناخته شود، در معرض تغییر قرار بگیرد.
ما زمین را از فضا دیدهایم، سطح اقیانوسها را با ماهوارهها رصد کردهایم و حتی میتوانیم تغییرات جنگلها و یخچالها را در طول چند دهه اندازهگیری کنیم.
اما وقتی دوربینها و تجهیزات علمی را به زیر آب میبریم، ناگهان بخش عظیمی از سیاره دوباره ناشناخته میشود.
کوههایی که میلیونها سال در آنجا بودهاند، جانورانی که احتمالاً نسلهای بیشماری پیش از رسیدن انسان به اعماق دریا در همان محیط زندگی کردهاند و دندانهای کوسهای که بیش از ۲۰ میلیون سال روی کف اقیانوس باقی ماندهاند، همه یک پیام مشترک دارند:
بخش بزرگی از حیات روی زمین هنوز برای ما ناشناخته است.
۱۴۹ گونه جدید، در واقع شاید پایان یک کشف نباشند؛ بلکه فقط تعداد موجوداتی هستند که این سفر توانسته آنها را از تاریکی بیرون بکشد و وارد دفتر دانش بشر کند.
و شاید در سفر بعدی، وقتی یک ربات دوباره به یکی از همین کوههای زیرآبی فرود بیاید، چیزی را پیدا کند که حتی امروز نمیدانیم باید انتظارش را داشته باشیم.
این گزارش بر پایه پژوهش «Faunal community ecology of central-eastern Indian Ocean Seamounts» در مجله علمی Deep-Sea Research Part II: Topical Studies in Oceanography تنظیم شده است. این مطالعه حاصل بررسی جوامع جانوری کوههای زیرآبی در بخش مرکزی-شرقی اقیانوس هند و نمونهبرداریهای انجامشده در سفرهای پژوهشی سالهای ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ است.
منبع تکمیلی: مطالعات تاکسونومیک منتشرشده درباره نمونههای همین اکتشاف، از جمله پژوهش موزه استرالیا درباره گونههای جدید کرمهای حلقوی اعماق دریا.