راز بقا: مارهای دو سر واقعاً وجود دارند، اما آنها یک گونه عجیب یا موجودی افسانهای نیستند. این مارها در نتیجه یک اختلال نادر در رشد جنینی به وجود میآیند؛ زمانی که روند شکلگیری دو جنین همسان بهطور کامل از هم جدا نمیشود. نتیجه میتواند یک بدن با دو سر، دو مغز و بخشهایی از اندامهای مشترک باشد. موارد مستند این پدیده در دهها گونه مار ثبت شده و حتی برخی از این مارها توانستهاند چندین سال در اسارت زندگی کنند. یکی از نمونههای مشهور، شاهمار دو سر آلبینویی بود که در سال ۲۰۱۱ در باغوحش اسکازکا در یالتای کریمه به نمایش درآمد.

اگر در اینترنت عکسی از ماری با دو سر ببینید، اولین واکنش بسیاری از مردم احتمالاً این است که تصویر فتوشاپ شده یا دو مار کنار هم قرار گرفتهاند.
اما مار دو سر واقعاً وجود دارد. نه فقط یک یا دو مورد.
یک مرور تخصصی که توسط هرپتولوژیست Van Wallach انجام شد، صدها گزارش و نمونه موزهای از مارهای دارای دو سر یا سایر شکلهای دوشاخهشدن محور بدن را بررسی کرد. در بررسی سال ۲۰۰۷، ۹۵۰ مورد ثبتشده بررسی شد که دستکم ۱۶۹ گونه از ۹۳ جنس و هشت خانواده مار را دربر میگرفتند.
یک دهه بعد، در بهروزرسانی دیگری که Wallach در سال ۲۰۱۸ منتشر کرد، تعداد موارد شناختهشده به ۱٬۸۵۰ مورد رسید.
اما این عدد را نباید اشتباه تفسیر کرد.
۱٬۸۵۰ به معنی آن نیست که دانشمندان ۱٬۸۵۰ مار دو سر زنده را در طبیعت پیدا کردهاند. این مجموعه شامل نمونههای موزهای، گزارشهای علمی، موارد پرورشیافته در اسارت و گزارشهای تاریخی است و بخش قابل توجهی از آنها مربوط به مارهای اسیر است.
بنابراین:
مار دو سر واقعی است، اما بسیار نادر است.

پاسخ به دوران جنینی مار برمیگردد.
مار دو سر در واقع معمولاً یک «مار معمولی که دو سر پیدا کرده» نیست.
پدیدهای که در بسیاری از این موارد دیده میشود، با دو قلوهای همسان ارتباط دارد.
در مراحل اولیه رشد، یک جنین میتواند وارد مسیری شود که در آن قرار است به دو جنین جداگانه تقسیم شود. اگر این جدایش کامل نشود، ممکن است بخشی از بدن دو جنین از هم جدا شود اما قسمت دیگری مشترک باقی بماند.
اگر این دوشاخهشدن در قسمت جلویی بدن اتفاق بیفتد، نتیجه میتواند چیزی باشد که ما به آن مار دو سر میگوییم.
در زبان علمی، این وضعیت با اصطلاحاتی مانند dicephaly یا «دوچهرگی» و axial bifurcation یا «دوشاخهشدن محور بدن» توصیف میشود.
البته همه موارد دقیقاً یک شکل ندارند.
در بعضی مارها دو سر کاملاً شکل گرفتهاند؛ در بعضی دیگر یکی از سرها ناقصتر است. گاهی دو گردن کوتاه وجود دارد و گاهی جدایی تا قسمتهای بیشتری از بدن ادامه پیدا میکند.
به همین دلیل، مارهای دو سر را نمیتوان همه در یک قالب واحد قرار داد.

نه کاملاً؛ اما یک بخش از پاسخ واقعاً عجیب است.
هر سر معمولاً مغز و دستگاه عصبی خودش را دارد.
یعنی دو سر میتوانند اطلاعات محیط را جداگانه دریافت کنند و واکنشهای متفاوتی نشان دهند.
اما بعد از نقطهای از بدن، ساختارها مشترک میشوند.
این همان جایی است که زندگی مار دو سر پیچیده میشود:
دو مغز باید یک بدن را کنترل کنند.
در برخی نمونهها، هر دو سر میتوانند حرکت کنند و در تعیین جهت بدن نقش داشته باشند. در برخی دیگر، یکی از سرها کنترل بیشتری پیدا میکند و سر دوم بیشتر نقش حسی یا حرکتی محدودتری دارد.
Wallach در بررسی موارد مختلف گزارش کرده که بعضی مارهای دو سر به مرور یاد میگیرند با یکدیگر هماهنگ شوند، در حالی که برخی دیگر همچنان حرکات ناهماهنگ دارند. حتی در بعضی نمونهها دیده شده که دو سر میخواهند بدن را به دو جهت متفاوت ببرند.
تصور کنید دو راننده همزمان فرمان یک خودرو را در دست گرفته باشند.
البته بدن مار بسیار پیچیدهتر از این تشبیه است، اما اصل ماجرا همین است:
دو سیستم عصبی باید با یک بدن مشترک کنار بیایند.

گاهی بله.
اما این موضوع به آناتومی همان مار بستگی دارد.
در بعضی نمونهها، هر دو سر میتوانند طعمه را بگیرند و ببلعند؛ در بعضی دیگر یکی از سرها توانایی بیشتری دارد.
و اینجا یک مشکل عجیب اتفاق میافتد:
دو سر ممکن است یک طعمه را همزمان بخواهند.
این موضوع در نمونههای واقعی به رقابت میان دو سر بر سر غذا منجر شده است.
در چنین شرایطی، نگهدارندگان مارهای دو سر گاهی مجبورند هنگام غذا دادن، سرها را از یکدیگر جدا نگه دارند تا یکی از آنها غذای دیگری را نرباید یا حتی به سر دیگر حمله نکند.
ماجرای مشهور یالتا در سال ۲۰۱۱ دقیقاً به همین دلیل جذاب شد.

در ژوئیه ۲۰۱۱، باغوحش اسکازکا در شهر یالتا در کریمه یک جاذبه غیرمعمول داشت:
یک شاهمار کالیفرنیایی آلبینو با دو سر.
گزارشهای آن زمان میگفتند این مار حدود سه سال سن و نزدیک به ۶۰ سانتیمتر طول داشت و از آلمان برای نمایش موقت به یالتا آورده شده بود.
اما چیزی که نگهبانان درباره آن تعریف میکردند، از ظاهرش عجیبتر بود.

دو سر میتوانستند جداگانه واکنش نشان دهند و هنگام غذا خوردن رفتار متفاوتی داشته باشند. یکی از سرها نیز فعالتر از دیگری بود.
کارمند مسئول نگهداری مار گفته بود هنگام غذا دادن، بین دو سر مانع قرار میدهد تا یکی دیگری را نخورد یا غذای سر دیگر را نگیرد.
این رفتار با چیزی که امروزه از زیستشناسی مارهای دو سر میدانیم، سازگار است.
مشکل چنین جانوری فقط این نیست که دو سر دارد؛ مشکل این است که دو سیستم عصبی باید منابع یک بدن را با یکدیگر تقسیم کنند.

آن مار یک گونه جدید نبود.
شاهمار کالیفرنیایی (Lampropeltis californiae) یک گونه شناختهشده و غیرسمی است و دو سر بودن آن نتیجه یک ناهنجاری رشدی بوده است، نه یک ویژگی طبیعی گونه.
این نکته اهمیت زیادی دارد.
مار دو سر، «نوعی از مارها» نیست.
یعنی چیزی به نام گونه «مار دو سر» وجود ندارد.
هر مار دو سر، در اصل متعلق به یک گونه معمولی است که در جریان رشد جنینی دچار دوچهرگی یا دوشاخهشدن محور بدن شده است.

اگر هر دو سر بهطور کامل شکل گرفته باشند، بله؛ هر سر مغز خودش را دارد.
اما نباید این موضوع را با «دو شخصیت مستقل» اشتباه گرفت.
گزارشهای رسانهای گاهی میگویند هر سر «فکر جداگانهای دارد» یا «دو شخصیت متفاوت» در یک بدن زندگی میکنند.
این بیان برای جذابیت رسانهای خوب است، اما از نظر علمی دقیق نیست.
ما میتوانیم بگوییم هر سر دستگاه عصبی و مغز مستقل خود را دارد و میتواند محرکهای محیطی را پردازش کند.
اما نمیتوانیم از روی این موضوع نتیجه بگیریم که هر سر یک «شخصیت» جداگانه، به معنای انسانی، دارد.

بله، و این یکی از عجیبترین رفتارهایی است که در مارهای دو سر گزارش شده است.
در برخی نمونهها، یک سر به یک سمت حرکت میکند و سر دیگر تلاش میکند جهت متفاوتی را انتخاب کند.
گاهی مار در نتیجه این اختلاف، حرکتی نامنظم پیدا میکند.
اما در برخی موارد، دو سر به مرور نوعی هماهنگی پیدا میکنند.
بررسی Wallach از موارد مختلف نشان داده که توانایی همکاری میان دو سر از یک نمونه تا نمونه دیگر متفاوت است. بعضی مارها میتوانند حرکت نسبتاً هماهنگی داشته باشند و بعضی هرگز کاملاً با یکدیگر هماهنگ نمیشوند.
بنابراین حتی در میان مارهای دو سر هم یکسانی وجود ندارد.

اینجا پای انتخاب طبیعی وسط میآید.
برای یک مار معمولی، فرار از شکارچی به هماهنگی سریع بدن و مغز نیاز دارد.
اما اگر دو مغز همزمان فرمانهای متفاوتی صادر کنند، حرکت ممکن است کندتر یا نامنظمتر شود.
از طرف دیگر، غذا خوردن نیز میتواند مشکلساز شود.
اگر یکی از سرها طعمه را بگیرد و دیگری بخواهد به سمت دیگری حرکت کند، هماهنگی لازم برای بلع ممکن است مختل شود.
همچنین بسته به نحوه شکلگیری جنین، ممکن است اندامهای داخلی، ستون مهرهها یا سایر ساختارهای بدن نیز دچار ناهنجاری شده باشند.
به همین دلیل، اسارت میتواند برای برخی مارهای دو سر یک مزیت بزرگ باشد؛ زیرا غذا و شرایط محیطی کنترل میشود و شکارچی طبیعی وجود ندارد.

این تصور هم کاملاً درست نیست که مار دو سر حتماً چند روز یا چند هفته بعد از تولد میمیرد.
نمونههای مستندی وجود دارند که چند سال زنده ماندهاند.
در مرور Wallach حتی نمونهای از شاهمار کالیفرنیایی دو سر با حدود ۶.۵ سال عمر ثبت شده است.
بنابراین دوچهرگی به خودی خود حکم مرگ فوری نیست.
آنچه اهمیت دارد، این است که شدت ناهنجاری و میزان اشتراک اندامها چقدر باشد و دو سر تا چه اندازه بتوانند با یکدیگر هماهنگ شوند.

این بخش بسیار پیچیده است.
در مورد بسیاری از مارهای دو سر، مشکلات آناتومیکی و حرکتی اجازه نمیدهد به مرحله تولیدمثل طبیعی برسند.
اما این هم یک قانون مطلق نیست که هیچ مار دو سری هرگز نتواند تولیدمثل کند.
مشکل اینجاست که اطلاعات کافی از بسیاری از نمونهها وجود ندارد و ساختار تولیدمثلی در هر مورد میتواند متفاوت باشد.
بنابراین اگر در شبکههای اجتماعی دیدید که نوشتهاند «مار دو سر نمیتواند تولیدمثل کند»، بهتر است با احتیاط برخورد کنید.
پاسخ علمی سادهای برای همه موارد وجود ندارد.
این هم یکی از پرسشهای پرتکرار درباره این حیوانات است.
پاسخ کوتاه:
لزوماً نه.
دو سر بودن را نباید به عنوان یک صفت ساده ژنتیکی در نظر گرفت که از والدین به فرزند منتقل شود.
مکانیسم اصلی، یک اختلال در رشد جنینی است.
با این حال، پژوهشهای مربوط به مارهای پرورشی نشان دادهاند که افزایش موارد دوشاخهشدن محور بدن در برخی جمعیتهای اسیر ممکن است با عواملی مانند همخونی و مشکلات مرتبط با پرورش ارتباط داشته باشد. Wallach در بهروزرسانی سال ۲۰۱۸ حتی افزایش شدید تعداد موارد ثبتشده در اسارت را تا حدی به inbreeding depression نسبت داد.
اما این به معنی آن نیست که «ژن مار دو سر» کشف شده است.
چنین ادعایی دقیق نیست.

در برخی گزارشهای تاریخی و مطالعات مربوط به مارهای پرورشی، دمای نامناسب یا پایین در دوره انکوباسیون/رشد جنین بهعنوان یکی از عوامل احتمالی مرتبط با برخی موارد ناهنجاریهای رشدی مطرح شده است.
اما نباید این موضوع را به شکل یک رابطه قطعی بیان کرد.
یعنی نمیتوان گفت:
«اگر تخم مار سرد شود، مار دو سر به دنیا میآید.»
چنین نتیجهای از شواهد موجود به دست نمیآید.
رشد جنینی فرآیندی بسیار پیچیده است و دوچهرگی احتمالاً میتواند از مسیرهای مختلفی ایجاد شود. مرورهای تخصصی نیز چند مکانیسم احتمالی، از جمله جدایش ناقص یک جنین و در مواردی احتمال اتصال یا ادغام ناقص دو جنین را مطرح کردهاند.

میتوان گفت در بسیاری از موارد، این پدیده با دوقلوهای همسان ارتباط دارد؛ اما عبارت «دو قلوهای چسبیده» همیشه تمام داستان را توضیح نمیدهد.
در بسیاری از موارد، احتمال اصلی این است که یک جنین در حال تقسیم به دو جنین بوده اما تقسیم کامل نشده است.
در موارد دیگر، پژوهشگران احتمال اتصال یا ادغام ناقص دو جنین را نیز مطرح کردهاند.
به همین دلیل، دانشمندان برای توصیف همه این حالتها از اصطلاح گستردهتر axial bifurcation استفاده میکنند.
اینجا یک سوءتفاهم مهم وجود دارد. بعضی مارها دم کوتاه و ضخیمی دارند که ممکن است از فاصله دور شبیه سر دیده شود. اما اینها مار دو سر نیستند.
در واقع، در طبیعت نمونههایی از مارهای کوتاهدم وجود دارند که ظاهرشان باعث شده مردم تصور کنند دو سر دارند.
مار دو سر واقعی باید دارای دو سر آناتومیک واقعی باشد؛ یعنی دو ساختار جمجمه و دستگاه عصبی مربوط به آن.
پژوهشهای تخصصی درباره دوچهرگی نیز صراحتاً میان مارهای واقعاً دو سر و جانورانی که صرفاً به دلیل شکل دم چنین به نظر میرسند، تفاوت میگذارند.
این تفاوت برای پاسخ به جستوجوی «مار دو سر واقعی است؟» بسیار مهم است.
بله، اما هر عکس «مار دو سر» در اینترنت الزاماً یک مار دو سر واقعی نیست.

یکی از جالبترین بخشهای مطالعات مربوط به این پدیده، فقط عکس گرفتن از حیوان نیست.
دانشمندان نمونههای دو سر را در موزههای تاریخ طبیعی نگهداری کرده و با رادیوگرافی و بررسی کالبدشناسی به داخل بدن آنها نگاه کردهاند.
برای نمونه، یک مطالعه در سال ۲۰۲۱ نمونههای دوچهره موجود در موزه تاریخ طبیعی پاریس را بررسی کرد.
در این مجموعه ۱۶ نمونه دوچهره شناسایی شده بود که هفت مورد از آنها همچنان در مجموعههای موزه قابل دسترسی بودند. پژوهشگران برای برخی نمونهها عکس، رادیوگرافی و بررسی دقیق ساختار داخلی ارائه کردند.
این مطالعات نشان میدهند که عبارت «دو سر، یک بدن» میتواند شکلهای بسیار متفاوتی داشته باشد.
گاهی اندامهای داخلی تقریباً کاملاً مشترکاند.
گاهی برخی ساختارها دوگانهاند.
و گاهی بدن ترکیبی پیچیده از ساختارهای مشترک و تکرارشده است.
یک پاسخ واحد وجود ندارد.
این یکی از مهمترین نکات درباره این جانوران است.
بسته به میزان دوشاخهشدن جنین، ممکن است بعضی اندامها مشترک و برخی دیگر دوگانه باشند.
در برخی نمونهها یک قلب مشترک وجود دارد.
در برخی دیگر ساختارهای قلبی یا عروقی میتوانند پیچیدهتر باشند.
دستگاه گوارش نیز میتواند بسته به محل دوشاخهشدن متفاوت باشد.
بنابراین نمیتوان یک قانون عمومی ساخت که:
«هر مار دو سر یک قلب و یک معده دارد.»
یا برعکس: «هر سر یک قلب و یک معده دارد.» آناتومی هر نمونه باید جداگانه بررسی شود.
برگردیم به همان مار معروفی که سال ۲۰۱۱ در باغوحش اسکازکا در یالتا نمایش داده شد.
این مار یک شاهمار کالیفرنیایی آلبینو بود و گزارشهای آن زمان میگفتند هر دو سر آن واکنش نشان میدهند و میتوانند غذا بخورند.
نگهبانان هنگام غذا دادن بین دو سر مانع میگذاشتند، زیرا احتمال درگیری بر سر غذا وجود داشت.
اما یک نکته جالب در تحقیقات امروز این است که ردپای قابل اعتماد و مستندی از سرنوشت نهایی همان مار در سالهای بعد پیدا نمیشود.
بنابراین نمیتوان با اطمینان گفت چه زمانی مرده، به کجا منتقل شده یا چند سال زندگی کرده است.
و اینجا بهتر است به جای ساختن یک پایان داستانی، همانجا که اسناد تمام میشوند متوقف شویم.

چون آن مار یک نمونه واقعی از مسئلهای بود که زیستشناسان دههها درباره آن مطالعه کردهاند:
چگونه دو مغز میتوانند یک بدن را کنترل کنند؟
مارهای دو سر به دانشمندان اجازه میدهند یک مسئله بسیار عجیب در رشد و تکامل جنینی را مطالعه کنند.
آنها همچنین نشان میدهند که بدن یک حیوان همیشه یک سیستم کاملاً یکپارچه و بدون اختلاف نیست.
در یک مار معمولی، مغز و بدن یک مجموعه هماهنگ هستند.
اما در یک مار دو سر، دو سیستم عصبی میتوانند برای کنترل یک بدن مشترک با یکدیگر رقابت یا همکاری کنند.
و همین موضوع، این حیوانات را به نمونههای طبیعی بسیار جالبی برای مطالعه رشد جنینی، سازمان عصبی و آناتومی بدن تبدیل کرده است.

این پدیده مربوط به گذشته نیست.
در سالهای اخیر نیز نمونههای جدیدی در میان مارهای پرورشی گزارش شدهاند.
دلیل اینکه امروز تعداد گزارشهای چنین مواردی بیشتر به نظر میرسد، لزوماً افزایش ناگهانی تولد مارهای دو سر در جهان نیست.
یک عامل بسیار مهم، گسترش پرورش مارها در اسارت، افزایش ثبت تصویری و شبکههای اجتماعی است.
وقتی یک مار دو سر در یک مرکز پرورش به دنیا میآید، عکس و فیلم آن میتواند در چند ساعت به سراسر جهان برسد.
در گذشته، ممکن بود چنین حیوانی در یک مجموعه خصوصی یا روستایی متولد شود و هیچگاه وارد ادبیات علمی نشود.
امروز یک تلفن همراه کافی است تا وجود آن ثبت شود.
بله.بخش قابل توجهی از نخستین موارد شناختهشده از مارهای دو سر، از طبیعت آمدهاند و نمونههای موزهای نیز از مارهای وحشی وجود دارد.
اما پیدا کردن آنها در طبیعت بسیار دشوار است. یک مار دو سر ممکن است به دلیل مشکلات حرکتی، تغذیهای یا آسیبپذیری بیشتر، شانس بقای پایینتری داشته باشد.
اگر چنین حیوانی مدت کوتاهی پس از تولد بمیرد و توسط انسان دیده نشود، هیچ سابقهای از آن باقی نمیماند.
به همین دلیل، آمار ثبتشده الزاماً نشاندهنده تعداد واقعی این جانوران در طبیعت نیست.
اگر منظورتان از جهش، یک تغییر ساده در DNA باشد، پاسخ این است که نباید این پدیده را به همین سادگی توضیح داد.
مار دو سر بیشتر یک ناهنجاری رشد جنینی است.
در زبان عمومی میتوان گفت یک اختلال در روند طبیعی شکلگیری بدن.
اما علت دقیق همه موارد مشخص نیست.
عوامل ژنتیکی، محیط جنینی، شرایط انکوباسیون و احتمالاً عوامل دیگری میتوانند در برخی موارد نقش داشته باشند.
بنابراین علم هنوز برای هر مار دو سر نمیتواند یک علت واحد ارائه کند.

مار دو سر یک موجود افسانهای نیست.
یک گونه جدید هم نیست.
دو مار به هم چسبیده هم لزوماً نیست.
اغلب با یک جنین روبهرو هستیم که روند طبیعی رشد و جدایش در آن به شکل معمول پیش نرفته است.
نتیجه میتواند دو سر با دو مغز، یک بدن مشترک و ترکیبی پیچیده از اندامهای مشترک و جدا باشد.
بعضی از این مارها تنها مدت کوتاهی زنده میمانند.
بعضی در اسارت چند سال دوام میآورند.
و برخی حتی آنقدر عمر میکنند که به موضوع مطالعه علمی و جاذبه عمومی تبدیل شوند.
مار دو سر یالتا در سال ۲۰۱۱ یکی از همین نمونهها بود؛ حیوانی که برای گردشگران یک موجود عجیب به نظر میرسید، اما برای زیستشناسان نمونهای زنده از یکی از پیچیدهترین اتفاقات دوران جنینی بود.
دو سر، یک بدن؛ و دو مغزی که باید یاد بگیرند با یکدیگر کنار بیایند.

بله. مارهای دو سر یا دوچهره (dicephalic snakes) نمونههای واقعی و مستند جانورشناسی هستند. صدها مورد در منابع علمی، مجموعههای موزهای و مراکز پرورش ثبت شده و مرورهای تخصصی تعداد گزارشهای تاریخی را به بیش از هزار مورد رساندهاند.
در بسیاری از موارد، این پدیده احتمالاً حاصل جدایش ناقص یک جنین در مسیر شکلگیری دوقلوهای همسان است. در برخی موارد نیز احتمال اتصال ناقص دو جنین مطرح شده است. این وضعیت با عنوانهایی مانند دوچهرگی یا dicephaly شناخته میشود.
اگر هر دو سر بهطور کامل شکل گرفته باشند، هر سر مغز و دستگاه عصبی خودش را دارد؛ اما بخش زیادی از بدن ممکن است مشترک باشد. بنابراین دو سیستم عصبی باید یک بدن واحد را کنترل کنند.
نه لزوماً. بسته به میزان دوشاخهشدن بدن در دوران جنینی، بعضی اندامها ممکن است مشترک و بعضی دوگانه باشند. بنابراین تعداد قلب، دستگاه گوارش و سایر اندامها در نمونههای مختلف متفاوت است. مطالعات کالبدشناسی و رادیوگرافی نمونههای موزهای این تفاوت را نشان دادهاند.
بله. اگرچه بقای آنها میتواند دشوار باشد، برخی نمونهها چندین سال در اسارت زندگی کردهاند. در مرور Wallach، یک شاهمار کالیفرنیایی دو سر با حدود ۶.۵ سال عمر ثبت شده است.
خیر. «مار دو سر» نام یک گونه نیست. این وضعیت میتواند در گونههای مختلف مار بهعنوان یک ناهنجاری رشد جنینی رخ دهد.
از نظر فیزیولوژیک، برخی نمونهها قادر به تغذیه هستند و حتی ممکن است هر دو سر برای یک طعمه رقابت کنند. در مواردی که هر دو سر توانایی تغذیه دارند، نگهدارندگان ممکن است هنگام غذا دادن آنها را از یکدیگر جدا کنند.
سرنوشت نهایی همان نمونهای که در سال ۲۰۱۱ در باغوحش اسکازکا یالتا نمایش داده شد، در منابع قابل اعتماد در دسترس مشخص نیست. بنابراین نمیتوان زمان مرگ یا محل نگهداری بعدی آن را با اطمینان اعلام کرد.
ثبت چنین موردی در ایران بهتنهایی نیازمند بررسی منابع و گزارشهای معتبر داخلی است. عکسهای شبکههای اجتماعی را نمیتوان بدون بررسی، مدرک علمی دانست؛ بهخصوص چون برخی مارهای کوتاهدم ممکن است از زاویه خاص شبیه دو سر دیده شوند.
منابع:
Van Wallach، مرور جامع موارد دوچهرگی و دوشاخهشدن محور بدن در مارها؛ ۹۵۰ مورد در بررسی ۲۰۰۷.
Van Wallach، بهروزرسانی ۲۰۱۸؛ تعداد موارد شناختهشده به ۱٬۸۵۰ مورد رسید و اطلاعاتی درباره آناتومی، طول عمر و رفتار مارهای دو سر ارائه شد.
Wallach & Ineich، مطالعه نمونههای مار دو سر در موزه تاریخ طبیعی پاریس، همراه با عکس، رادیوگرافی و بررسی آناتومی داخلی.