راز بقا: اگر امروز کسی بگوید «اولین مجتمع آپارتمانی جهان در ایران ساخته شده»، احتمالاً بیشتر شبیه یک ادعای اغراقآمیز در شبکههای اجتماعی به نظر میرسد تا یک واقعیت تاریخی. اما در جنوب استان فارس، سازهای وجود دارد که بخش مهمی از این داستان را واقعاً به حقیقت تبدیل میکند: قلعه ایزدخواست؛ دژی خشتی که بر فراز یک صخره باریک ساخته شده و خانههای چندطبقه آن قرنها پیش، زندگی را به شکل غیرمعمولی به سمت بالا برده بودند.
این قلعه فقط یک دژ نظامی نبود. آنچه امروز از ایزدخواست باقی مانده، بقایای یک سکونتگاه فشرده و چندلایه است؛ مجموعهای از خانهها، کوچهها، فضاهای مذهبی و سازههای دفاعی که روی یک بستر طبیعی بسیار محدود ساخته شدهاند.
و همینجا داستان عجیب ایزدخواست شروع میشود.

قلعه ایزدخواست در نزدیکی شهر ایزدخواست در شهرستان آباده استان فارس قرار دارد؛ در مسیری تاریخی میان اصفهان و شیراز. هسته اصلی این مجموعه بر فراز یک برونزدگی صخرهای در کنار دره ایزدخواست قرار گرفته است.
موقعیت طبیعی قلعه تقریباً به اندازه معماری آن اهمیت دارد.
صخره از سه طرف با شیبها و دیوارههای تند احاطه شده و همین عارضه طبیعی، عملاً بخشی از دیوار دفاعی قلعه بوده است. در تنها بخش قابل دسترستر نیز خندقی ایجاد شده بود و دسترسی به قلعه از طریق یک ورودی بسیار محدود انجام میشد. یونسکو نیز در معرفی این مجموعه تأکید میکند که قرار گرفتن قلعه روی بستر سنگی و محدود بودن سطح صخره باعث فشردگی اتاقها و افزایش تعداد طبقات شده است.
یعنی معماران ایزدخواست با یک مشکل بسیار ساده روبهرو بودند:
جای بیشتری برای ساختن نداشتند.
راهحل آنها هم چیزی بود که امروز در شهرهای متراکم جهان کاملاً آشناست؛ به جای گسترش افقی، ساختمانها را به سمت بالا توسعه دادند.
اینجا باید کمی با احتیاط حرف زد.
در شبکههای اجتماعی معمولاً گفته میشود خانههای ایزدخواست شبیه «مجتمعهای آپارتمانی» امروزی بودهاند. اما باستانشناسان چنین تعریفی را به این سادگی به کار نمیبرند.
آنچه شواهد نشان میدهد، مجموعهای بسیار متراکم از واحدها و اتاقهای مسکونی چندطبقه بوده که در طول زمان ساخته، تغییر داده و گسترش یافتهاند. یونسکو نیز صراحتاً توضیح میدهد که محدود بودن بستر صخره موجب تجمع اتاقها و افزایش طبقات شده است.
بنابراین اگر منظورمان از «آپارتمان» ساختمانی مدرن با واحدهای مستقل، سند مالکیت و راهرو و تأسیسات مشترک باشد، هیچ مدرکی وجود ندارد که ایزدخواست را نخستین آپارتمان جهان بدانیم.
اما اگر منظورمان یک سکونتگاه متراکم با خانههای چندطبقه و چند واحد مسکونی باشد، ایزدخواست واقعاً نمونهای فوقالعاده است.
حتی بعضی بناهای داخل قلعه به چند طبقه میرسیدند و همین ویژگی، یکی از مهمترین جنبههای معماری آن است.

مطالعات باستانشناختی انجامشده در دهه ۱۹۷۰ توسط پژوهشگرانی از جمله پرویز ورجاوند و ولفرام کلایس نشان داد که ایزدخواست ریشهای پیش از اسلام دارد.
بررسیهای معماری، استفاده از آجرهایی با ابعاد مشخص و دیگر ویژگیهای ساختاری، ارتباط بخشهایی از قلعه با دوره ساسانی را نشان میدهد. در همان مجموعه، بقایای یک بنای چهارطاقی نیز شناسایی شده که بعدها با تغییر کاربری به مسجد تبدیل شده است.
اما یک نکته مهم وجود دارد:
قلعهای که امروز میبینیم متعلق به یک دوره واحد نیست.
ایزدخواست طی قرنها مورد استفاده قرار گرفته و بخشهایی از آن در دورههای مختلف تغییر کردهاند. پرونده یونسکو نیز آثار موجود در مجموعه را متعلق به دورههایی از ساسانیان تا قاجار معرفی میکند.
پس وقتی از «قلعه ساسانی ایزدخواست» حرف میزنیم، منظور این نیست که تکتک خانههایی که امروز میبینیم دقیقاً در دوره ساسانی ساخته شدهاند.
هسته تاریخی آن به دوران پیش از اسلام میرسد، اما این شهر در طول قرنها تغییر کرده است.

اینجا شاید جذابترین بخش داستان باشد.
صخرهای که قلعه روی آن قرار دارد، فضای محدودی در اختیار سازندگان میگذاشت. اگر هر خانواده میخواست خانهاش را مانند یک روستای معمولی روی زمین گسترش دهد، خیلی زود فضای قابل ساخت تمام میشد.
در نتیجه، معماری مجبور شد عمودی شود.
خانهها و اتاقها در کنار هم فشرده شدند و طبقات بالاتر شکل گرفتند. این همان چیزی است که یونسکو نیز به عنوان یکی از ویژگیهای اصلی معماری ایزدخواست به آن اشاره میکند: کوچکی بستر سنگی، موجب تراکم اتاقها و در نتیجه افزایش طبقات شده است.
در چنین شرایطی، پشتبام یک خانه میتوانست عملاً بخشی از فضای خانه یا مسیر دسترسی خانهای دیگر باشد.
ایزدخواست را میتوان نمونهای از یک اصل بسیار قدیمی در معماری دانست:
وقتی زمین کم باشد، شهر به سمت آسمان میرود.

یکی از جذابترین بخشهای روایتهای وایرال درباره ایزدخواست، پنجرههایی است که گفته میشود مستقیماً رو به پرتگاه و دره باز میشدند.
اصل معماری قابل قبول است: ساختمانها در لبه صخره قرار گرفته بودند و جبهههای بیرونی قلعه به دره و شیبهای اطراف مشرف میشدند.
اما بهتر است در گزارش از جملههایی مانند «تمام پنجرهها مستقیماً رو به پایین باز میشدند» استفاده نکنیم؛ برای چنین ادعای دقیقی سند باستانشناختی محکمی پیدا نمیشود.
چیزی که مستند است، قرارگیری غیرمعمول قلعه بر یک صخره و اشراف آن بر دره است. حتی اسناد تصویری تاریخی نیز نشان میدهند که ایزدخواست از پایین، سازهای بسیار مرتفع و فشرده به نظر میرسیده است. مجموعهای از تصاویر تاریخی این بنا در آرشیو مؤسسه اسمیتسونین نیز ثبت شده است.

معماری دفاعی ایزدخواست تقریباً به اندازه خانههایش شگفتانگیز است.
سه طرف قلعه را طبیعت محافظت میکرد. دیوارههای صخرهای بلند و شیبهای تند، نزدیک شدن دشمن را دشوار میکردند.
در سمت قابل دسترسیتر، خندقی در صخره ایجاد شده بود و ورودی قلعه از طریق پلی باریک و دروازهای کنترل میشد.
در توصیف تاریخی مسجد جامع ایزدخواست نیز به این وضعیت اشاره شده است؛ پژوهشگر فرانسوی لویی ماسینیون/پژوهشهای منتشرشده درباره بنا، از صخرهای با ارتفاع متغیر و تنها یک گذرگاه اصلی به داخل آبادی سخن میگویند و اشاره میکنند که در دوره صفوی، این ورودی با پل متحرک ارتباط داشته است.
این یعنی مهاجم برای رسیدن به قلب قلعه، با یک شهر معمولی روبهرو نبود.
باید ابتدا از فضای باز اطراف عبور میکرد، خود را به گلوگاه ورودی میرساند و سپس از تنها مسیر اصلی وارد سکونتگاه میشد.
برای مردمی که قرنها پیش زندگی میکردند، این یعنی یک مزیت دفاعی بسیار بزرگ.
اینجاست که باید جلوی یک افسانه جذاب اما اثباتنشده را بگیریم.
نه؛ نمیتوان با اطمینان گفت ایزدخواست اولین مجتمع آپارتمانی جهان است.
دلیلش هم روشن است: ساخت ساختمانهای چندطبقه و حتی خانههای چندواحدی در جهان باستان، محدود به ایران نبوده است.
در روم باستان، ساختمانهایی به نام insulae وجود داشتند که عملاً ساختمانهای چندطبقه مسکونی با چند واحد بودند. شواهد تاریخی نشان میدهد که ساختمانهای چندطبقه در رم دستکم از قرن دوم پیش از میلاد وجود داشتهاند و شهرهای رم و اوستیا بعدها نمونههای پیشرفتهای از آپارتمانهای چندطبقه را در خود جای دادند.
در اوستیا نیز بقایای ساختمانهایی با چندین واحد مسکونی و طبقات متعدد باقی مانده است. حتی پژوهشهای دانشگاهی یک ساختمان آجری چهارطبقه در رم را شناسایی کردهاند که در طبقات مختلف آن آپارتمانهایی با نقشههای متفاوت وجود داشته است.
بنابراین عبارت «اولین آپارتمان جهان» از نظر تاریخی قابل دفاع نیست.
اما این موضوع چیزی از اهمیت ایزدخواست کم نمیکند.
اتفاقاً ویژگی منحصربهفرد آن چیز دیگری است:
یک سکونتگاه خشتی متراکم که روی یک صخره طبیعی بسیار محدود شکل گرفته و برای حل مشکل کمبود زمین، به معماری عمودی روی آورده است.
این ترکیب، ایزدخواست را بسیار خاص میکند.

وقتی صحبت از ساختمانهای خشتی چندطبقه میشود، یکی از مشهورترین نمونههای جهان شهر شبام در یمن است؛ شهری که به دلیل خانههای بلند خشتیاش به «منهتن کویر» معروف شده است.
یونسکو شبام را یکی از قدیمیترین و بهترین نمونههای برنامهریزی شهری بر اساس ساختوساز چندطبقه معرفی میکند. خانههای آن معمولاً چندطبقهاند و برخی ساختمانها ارتفاع بسیار بیشتری دارند.
پژوهشهای معماری نیز نشان میدهند که خانههای خشتی شبام عمدتاً پنج یا شش طبقهاند و شکلگیری این معماری با شرایط اقلیمی، محدودیت زمین و تاریخ اجتماعی منطقه ارتباط داشته است.
اما یک تفاوت مهم وجود دارد:
بخش عمده معماری شاخص امروزی شبام مربوط به دورههای بسیار متأخرتر، بهویژه از سدههای میانه به بعد است.
ایزدخواست داستان متفاوتی دارد؛ ریشههای سکونتگاه به دوره پیش از اسلام میرسد و پژوهشهای معماری، بخشهایی از ساختار آن را به دوره ساسانی مرتبط میدانند.
تصور کنید حدود هزار و پانصد سال پیش وارد این دژ میشدید.
به جای یک شهر گسترده با خانههایی که در یک دشت پراکندهاند، با سکونتگاهی روبهرو میشدید که روی یک قطعه زمین محدود و مرتفع فشرده شده است.
کوچهها باریکاند.
خانهها به هم چسبیدهاند.
بخشی از بناها چند طبقهاند.
پرتگاه در اطراف شهر قرار گرفته و دروازه اصلی در نقطهای قابل کنترل است.
در چنین محیطی، معماری فقط برای زیبایی ساخته نشده بود.
هر متر زمین ارزش داشت.
هر دیوار میتوانست بخشی از خانه و بخشی از استحکامات باشد.
هر پرتگاه میتوانست جای یک دیوار دفاعی را بگیرد.
و هر طبقه اضافی، بدون اشغال زمین بیشتر، فضای زندگی بیشتری ایجاد میکرد.
این همان چیزی است که ایزدخواست را به یک آزمایش شگفتانگیز در «معماری عمودی» تبدیل میکند.
شاید عجیبترین بخش ماجرا این باشد که ایزدخواست فقط یک خرابه باستانی نیست.
این قلعه تا دوره معاصر نیز مسکونی بوده است.
گزارشهای تاریخی و مشاهدات قرن بیستم نشان میدهند که بخشهایی از سکونتگاه قدیمی همچنان مورد استفاده مردم بودهاند. در گزارشهای مربوط به وضعیت معاصر قلعه نیز به تخریب خانهها بر اثر فرسایش و سیلاب و انتقال ساکنان به بخشهای جدیدتر ایزدخواست اشاره شده است.
در واقع، چیزی که امروز شبیه یک شهر مرده و متروکه به نظر میرسد، تا همین گذشته نهچندان دور هنوز بخشی از زندگی روزمره مردم بوده است.
و این موضوع اهمیت قلعه را بیشتر میکند.
ما با یک اثر باستانی روبهرو نیستیم که هزار سال پیش متروک شده و فقط بقایای آن باقی مانده باشد؛ بلکه با سکونتگاهی مواجهیم که ساختار تاریخی آن برای قرنها، با تغییرات و تعمیرات، به زندگی ادامه داده است.

ایزدخواست برای قرنها از موقعیت طبیعی خود سود برد.
اما چیزی که مهاجمان بهسختی میتوانستند انجام دهند، طبیعت در نهایت انجام داد.
فرسایش، بارندگی و سیلاب به سازههای خشتی آسیب زدهاند و بخشهایی از خانهها و دیوارههای قلعه فرو ریختهاند. تصاویر تاریخی موجود در آرشیو اسمیتسونین نیز امکان مقایسه وضعیت بخشهایی از مجموعه در دورههای مختلف را فراهم میکنند و نشانههایی از فرسایش تدریجی سازهها را نشان میدهند.
این یکی از تناقضهای تلخ معماری خشتی است:
همان خاکی که هزاران سال پیش به انسان اجازه داد شهری عظیم بسازد، در برابر آب یکی از آسیبپذیرترین مصالح جهان است.
پس اگر بخواهیم داستان وایرال را دقیق کنیم، بهتر است نگوییم:
«اولین مجتمع آپارتمانی جهان در ایران ساخته شد.»
این جمله سند کافی ندارد و نمونههای بسیار قدیمیتری از ساختمانهای چندواحدی و چندطبقه، بهویژه در جهان روم، شناخته شدهاند.
اما میتوانیم چیزی بسیار دقیقتر و جذابتر بگوییم:
در جنوب ایران، بر فراز صخرهای باریک، ایرانیان باستان شهری ساختند که محدودیت زمین را با معماری عمودی حل کرده بود؛ قلعهای خشتی که بخشهایی از آن چندطبقه بود و همزمان خانه، سکونتگاه و دژی طبیعی برای ساکنانش محسوب میشد.
این شاید «اولین آپارتمان جهان» نباشد.
اما وقتی از پایین دره به دیوارهای خشتی ایزدخواست نگاه میکنید، یک چیز کاملاً روشن است:
هزاران سال پیش، ساکنان این صخره فهمیده بودند که اگر زمین برای ساختن شهر کافی نیست، میشود شهر را روی خودش ساخت.
و شاید همین، داستان واقعی و شگفتانگیز ایزدخواست باشد.