راز بقا: در گوشهای دورافتاده از پاناما، دوربینهای تلهای پژوهشگران صحنهای را ثبت کردند که در نگاه اول شبیه یک رفتار ساده اما عجیب بود: یک میمون کاپوچین جوان، نوزاد میمون دیگری را روی پشت خود حمل میکرد. اما وقتی تصاویر بیشتری بررسی شد، مشخص شد ماجرا یک اتفاق تصادفی نیست. گروهی از نرهای جوان کاپوچین، در طول ۱۵ ماه، ۱۱ نوزاد میمون زوزهکش را ربوده و گاهی تا ۹ روز با خود حمل کرده بودند.
عجیبتر اینکه این رفتار ظاهراً هیچ سود غذایی یا آشکار دیگری برای کاپوچینها نداشت. نوزادان به اندازهای کوچک بودند که هنوز به شیر مادر وابسته بودند و دستکم چهار مورد از آنها در جریان این مشاهدات مردند. حالا دانشمندان با یکی از عجیبترین پرسشهای رفتارشناسی حیوانات روبهرو هستند: چرا یک میمون باید نوزاد گونهای دیگر را بدزدد، وقتی چیزی از این کار به دست نمیآورد؟

داستان در جزیره جیکارون در پارک ملی کویبا در سواحل اقیانوس آرام پاناما اتفاق افتاده است؛ جزیرهای که زیستگاه جمعیتی از میمونهای کاپوچین سفیدچهره با نام علمی Cebus capucinus imitator است.
پژوهشگران از سال ۲۰۱۷ این جمعیت را زیر نظر داشتند، اما نه به خاطر بچهدزدی. آنها در ابتدا متوجه رفتار دیگری شده بودند که به همان اندازه برای دانشمندان جالب بود: این کاپوچینها به شکل عادتگونه از سنگ بهعنوان ابزار استفاده میکردند تا غذاهای سخت مانند دانهها، خرچنگها و صدفها را باز کنند.
برای دنبال کردن این رفتار، پژوهشگران مؤسسه رفتارشناسی جانوری مکس پلانک و مؤسسه تحقیقات گرمسیری اسمیتسونین در نقاط مختلف جزیره دوربینهای تلهای نصب کردند. هزاران ساعت تصویر حاصل از این دوربینها بعدها به کشف رفتار بسیار عجیبتری منجر شد.

رد این رفتار عجیب به یک میمون نر جوان بازمیگشت که پژوهشگران او را Joker نام گذاشته بودند.
اولین شواهد به ژانویه ۲۰۲۲ برمیگردد؛ زمانی که دوربینها ژوکر را در حالی ثبت کردند که یک نوزاد میمون زوزهکش را با خود حمل میکرد.
در ابتدا پژوهشگران تصور کردند شاید با یک اتفاق استثنایی روبهرو هستند؛ مثلاً ژوکر نوزادی را پیدا کرده که مادرش را از دست داده و به شکلی غیرعادی از آن مراقبت میکند.
اما ادامه تصاویر داستان دیگری داشت.
چند ماه بعد، میمونهای نر جوان دیگری نیز شروع به حمل نوزادان زوزهکش کردند. بررسی تصاویر ۱۵ ماهه نشان داد که در مجموع پنج کاپوچین جوان یا نابالغ، ۱۱ نوزاد زوزهکش متفاوت را حمل کردهاند.
این نوزادان گاهی چند روز همراه کاپوچینها میماندند و در برخی موارد مدت حمل آنها به ۹ روز میرسید.

یکی از عجیبترین بخشهای ماجرا این بود که کاپوچینها زندگی عادی خودشان را متوقف نمیکردند.
نوزاد زوزهکش به پشت یا شکم میمون جوان میچسبید و کاپوچین میتوانست در همان حال در جنگل حرکت کند، از درختها بالا برود یا حتی از ابزارهای سنگی خود برای شکستن غذا استفاده کند.
در بعضی تصاویر، یک کاپوچین در حالی دیده شد که نوزاد زوزهکش را با خود حمل میکرد و همزمان مشغول استفاده از سنگ بود؛ رفتاری که میتوانست حتی برای نوزاد همراه خطرناک باشد.

موضوع زمانی تلختر میشود که سن نوزادان را در نظر بگیریم.
تمام نوزادان ربودهشده بسیار کمسن بودند؛ برخی کمتر از چهار هفته داشتند. آنها در این مرحله از زندگی به شیر مادر وابستهاند و کاپوچینها نمیتوانستند نیاز غذایی آنها را تأمین کنند.
دوربینها همچنین والدین میمونهای زوزهکش را در نزدیکی محل، در حال صدا زدن نوزادان گمشده ثبت کردند.
از میان ۱۱ مورد، مرگ دستکم چهار نوزاد بهطور مستقیم مشاهده شد و پژوهشگران احتمال میدهند سایر نوزادان نیز زنده نمانده باشند. علت محتمل، سوءتغذیه و ناتوانی در دریافت شیر مادر بود، نه اینکه کاپوچینها عمداً آنها را کشته باشند.
این تفاوت مهم است: کاپوچینها ظاهراً نوزادان را برای کشتن یا خوردن نمیربودند. آنها حتی در مواردی پس از ضعیف شدن نوزاد، همچنان آن را حمل میکردند.

اینجا بخش اصلی معما آغاز میشود.
پژوهشگران چند توضیح احتمالی را بررسی کردند.
کاپوچینها و میمونهای زوزهکش رژیم غذایی متفاوتی دارند؛ بنابراین ربودن نوزادان نمیتواند بهسادگی بخشی از رقابت غذایی میان دو گونه باشد.
در دنیای حیوانات نمونههایی از پذیرش یا مراقبت از نوزاد گونههای دیگر وجود دارد. اما این مورد با آن رفتارها تفاوت داشت.
تقریباً تمام حاملان، نرهای جوان کاپوچین بودند و رفتار آنها با نوزادان نیز شبیه مراقبت واقعی از یک نوزاد نبود. بعضی میمونها حتی پس از مدتی علاقه خود را از دست میدادند.
اگر این رفتار نوعی نمایش اجتماعی بود، انتظار میرفت حمل نوزاد باعث افزایش توجه یا موقعیت اجتماعی میمون حامل شود. اما پژوهشگران شواهد قانعکنندهای برای چنین منفعتی پیدا نکردند.
در بعضی موارد حتی یک کاپوچین نوزاد را رها میکرد و میمون دیگری آن را برمیداشت.
یکی از فرضیههای جالب پژوهشگران دقیقاً همین است.
اما باید مراقب باشیم جمله «میمونها از روی بیحوصلگی بچهدزدی میکنند» را بهعنوان واقعیت قطعی مطرح نکنیم.
پژوهشگران معتقدند شرایط خاص جزیره جیکارون ممکن است زمینه مناسبی برای شکلگیری چنین رفتار غیرمعمولی ایجاد کرده باشد.
کاپوچینهای این جزیره با شکارچیان طبیعی بسیار کمی روبهرو هستند و با رقبای کمی برای منابع مواجهاند. در نتیجه، فشارهای بقا نسبتاً پایین است و حیوانات زمان و فرصت بیشتری برای کشف رفتارهای جدید دارند.
از طرف دیگر، این جمعیت از قبل نیز به نوآوریهای رفتاری معروف است؛ همین گروه یکی از معدود جمعیتهای کاپوچین سفیدچهرهای است که به شکل منظم از ابزارهای سنگی استفاده میکند.
بنابراین ایده پژوهشگران این است که شاید همان شرایطی که زمینه نوآوریهای مفیدی مانند استفاده از ابزار را فراهم کرده، باعث ظهور یک نوآوری کاملاً بیفایده هم شده باشد.
به بیان سادهتر: وقتی یک حیوان باهوش در محیطی نسبتاً امن و کمرقیب زندگی میکند، ممکن است هر رفتار تازهای الزاماً برای زنده ماندن به وجود نیامده باشد.

شاید مهمترین کشف این پژوهش اصلاً خود بچهدزدی نباشد.
محققان توانستند تقریباً مسیر شکلگیری این رفتار را دنبال کنند.
ابتدا یک نر جوان، ژوکر، این رفتار را نشان داد. مدتی بعد نرهای جوان دیگر نیز آن را تکرار کردند.
در نتیجه، چیزی که ابتدا میتوانست یک رفتار فردی و اتفاقی باشد، به یک رفتار اجتماعی مشترک تبدیل شد.
مقاله منتشرشده در مجله Current Biology این پدیده را یک «سنت اجتماعی» توصیف میکند؛ یعنی رفتاری که در میان اعضای یک گروه ظاهر میشود و از طریق یادگیری اجتماعی گسترش پیدا میکند.
این نکته اهمیت زیادی دارد، چون نشان میدهد «فرهنگ» در دنیای حیوانات الزاماً به معنی رفتارهای مفید نیست.
ممکن است یک حیوان کاری را انجام دهد، دیگران آن را ببینند، تکرار کنند و کمکم آن رفتار به بخشی از سنت گروه تبدیل شود؛ حتی اگر در نهایت هیچ مزیت مشخصی برای بقا نداشته باشد.

دانشمندان مدتهاست درباره وجود سنتهای رفتاری در حیوانات مطالعه میکنند.
در برخی گونهها، روش استفاده از ابزار، شیوه جستوجوی غذا یا حتی رفتارهای اجتماعی میتواند از یک نسل یا یک فرد به دیگری منتقل شود.
اما مورد جیکارون تفاوت بسیار مهمی دارد: پژوهشگران توانستهاند ظهور و گسترش یک رفتار ظاهراً بیفایده را در زمان واقعی دنبال کنند.
در اینجا آنها تقریباً با یک «موج رفتاری» روبهرو بودند: یک میمون شروع کرد، دیگران آن را دیدند و رفتار گسترش پیدا کرد.
پژوهشگران در مقاله اصلی تأکید میکنند که این مورد، نخستین نمونه شناساییشده در نخستیها از یک سنت اجتماعی است که در آن ربودن اجباری نوزادان یک گونه دیگر وارد مجموعه رفتارهای گروه شده است.

این سؤال هنوز جواب قطعی ندارد، اما یک سرنخ مهم وجود دارد.
همین جمعیت کاپوچینهای جیکارون به خاطر استفاده از ابزارهای سنگی نیز رفتار بسیار خاصی دارد؛ رفتاری که در این جزیره بهشدت به نرها وابسته است.
مطالعهای که پیش از کشف بچهدزدی روی همین جمعیت انجام شده، نشان داده بود که استفاده از ابزارهای سنگی در جیکارون عملاً رفتاری نرانه است، در حالی که در جزیره کویبا، جمعیتهای نزدیک همین گونه، مادهها نیز از ابزار استفاده میکنند.
بنابراین به نظر میرسد جمعیت جیکارون از نظر انتقال اجتماعی رفتارهای جدید، شرایط ویژهای دارد.

آنچه این داستان را از یک «خبر عجیب درباره میمونها» فراتر میبرد، این است که پژوهشگران با یک آزمایش طبیعی بسیار نادر روبهرو شدهاند.
آنها شاهد بودند که یک رفتار جدید چگونه از یک فرد شروع شد، چگونه به افراد دیگر سرایت کرد و چگونه به بخشی از رفتار یک گروه تبدیل شد.
اما هنوز نمیدانیم چرا ژوکر در وهله اول این کار را آغاز کرد.
نمیدانیم آیا او واقعاً قصد بازی داشت، آیا نوزاد را نوعی «شیء جالب» میدید، آیا رفتار از کنجکاوی ناشی شده بود یا اینکه دلیل دیگری وجود داشته که هنوز دانشمندان پیدا نکردهاند.
حتی مشخص نیست این سنت بعد از پایان دوره فیلمبرداری ادامه پیدا کرده یا نه. دادههای اصلی دوربینها از ژانویه ۲۰۲۲ تا ژوئیه ۲۰۲۳ جمعآوری شدهاند و پژوهشگران هنگام انتشار گزارش اعلام کردهاند که هنوز نمیدانند این رفتار پس از آن تا چه اندازه ادامه یافته است.
و شاید همین ندانستن، جذابترین بخش داستان باشد.
در طبیعت، هر رفتاری که میبینیم لزوماً یک «هدف» روشن ندارد. گاهی انتخاب طبیعی، محیط و یادگیری اجتماعی دست به دست هم میدهند تا رفتاری شکل بگیرد که نه به شکار بهتر کمک میکند، نه به فرار از شکارچی و نه به پیدا کردن غذا.
گاهی یک حیوان فقط کاری را شروع میکند.
و اگر حیوانات دیگر هم آن را جالب بدانند، ممکن است همان رفتار عجیب، بیفایده و حتی مرگبار، به یک سنت تبدیل شود.
در جزیرهای دورافتاده در پاناما، ظاهراً همین اتفاق برای گروهی از میمونها افتاده است.
منابع:
مقاله اصلی پژوهش در Current Biology: «Rise and spread of a social tradition of interspecies abduction»
Smithsonian Tropical Research Institute
Max Planck Institute of Animal Behavior – Capuchin tool use
مطالعه پیشین درباره استفاده از ابزار سنگی در همین جمعیت در American Journal of Primatology.
گزارش تحلیلی Smithsonian Magazine برای مقایسه فرضیههای مختلف درباره علت رفتار.
گزارش National Geographic برای جزئیات روایی و نظر پژوهشگران مستقل درباره احتمال «بازی» یا کنجکاوی.