راز بقا: امروزه طاسی و ریزش مو یکی از رایجترین دغدغههای ظاهری انسانها به شمار میرود و میلیونها نفر در سراسر جهان با آن دستوپنجه نرم میکنند. اما این پرسش جالب مطرح میشود که آیا انسانهای اولیه نیز با چنین مشکلی روبهرو بودند؟ آیا در میان شکارچیان و غارنشینان عصر پیشاتاریخ هم افرادی وجود داشتند که موهای خود را از دست بدهند؟
به گزارش راز بقا، پاسخ کوتاه این است: بله، به احتمال بسیار زیاد. اگرچه هیچ فسیلی نمیتواند مو یا الگوی طاسی را پس از دهها هزار سال حفظ کند، اما دانش ژنتیک و زیستشناسی تکاملی نشان میدهد که طاسی احتمالاً قدمتی به اندازه خود انسان خردمند دارد.

شایعترین نوع ریزش مو در مردان، «طاسی با الگوی مردانه» یا آلوپسی آندروژنتیک است. این نوع طاسی به ترکیبی از ژنتیک و هورمونهای مردانه، بهویژه دیهیدروتستوسترون (DHT)، وابسته است.
از آنجا که ژنهای مرتبط با این ویژگی در جمعیتهای انسانی سراسر جهان دیده میشوند و محدود به یک منطقه یا یک دوره تاریخی نیستند، بسیاری از پژوهشگران معتقدند این ژنها بسیار قدیمی هستند و احتمالاً دهها هزار سال پیش، زمانی که انسانهای مدرن هنوز در آفریقا زندگی میکردند، نیز وجود داشتهاند.
به بیان دیگر، احتمال دارد در میان گروههای کوچک شکارچی - گردآورنده نیز مردانی وجود داشته باشند که با افزایش سن، موهای جلوی سر یا فرق سرشان کمپشت میشده است.

شاید این سؤال پیش بیاید که اگر طاسی وجود داشته، چرا در نقاشیهای غارها یا بازسازیهای انسانهای اولیه کمتر فردی را با سر طاس میبینیم؟
دلیل اصلی این است که مو تقریباً هرگز در فسیلها حفظ نمیشود. بیشتر بازسازیهای امروزی بر اساس استخوانبندی، ژنتیک و مقایسه با انسانهای امروزی انجام میشوند؛ بنابراین هنرمندان معمولاً چهرههایی با موهای پرپشت ترسیم میکنند، زیرا هیچ مدرک مستقیمی درباره مدل مو یا میزان ریزش موی افراد وجود ندارد.

از سوی دیگر، بسیاری از انسانهای عصر سنگ پیش از رسیدن به سنین بالا، بر اثر بیماری، شکار، درگیری یا شرایط سخت محیطی جان خود را از دست میدادند. از آنجا که طاسی ارثی معمولاً از دهههای سوم و چهارم زندگی شدت میگیرد، احتمالاً تعداد کمتری از افراد فرصت پیدا میکردند که به مراحل پیشرفته آن برسند.

برخی دانشمندان فرضیهای مطرح کردهاند که شاید طاسی در مردان مسن، برخلاف تصور امروزی، میتوانسته نشانهای از سن، تجربه و جایگاه اجتماعی باشد. در جوامع شکارچی-گردآورنده، افراد سالخورده معمولاً نقش انتقال دانش، هدایت گروه و آموزش نسل جوان را بر عهده داشتند.
اگر طاسی با افزایش سن بیشتر دیده میشده، ممکن است بهطور ناخودآگاه به عنوان نشانهای از بلوغ و تجربه شناخته شده باشد. البته تاکنون هیچ مدرک مستقیمی برای تأیید این فرضیه وجود ندارد و این موضوع همچنان در حد یک احتمال علمی باقی مانده است.

با ورود انسان به دوران تاریخی، شواهد طاسی آشکارتر میشود. در نقاشیها، تندیسها و نوشتههای مصر، یونان و روم باستان، مردانی با موهای کمپشت یا سر طاس دیده میشوند و حتی نسخههایی برای درمان ریزش مو نیز ثبت شده است. این موضوع نشان میدهد که چند هزار سال پیش نیز انسانها به ظاهر موهای خود اهمیت میدادند.
در نهایت، اگرچه هیچ جمجمهای از یک انسان غارنشین نمیتواند ثابت کند صاحب آن طاس بوده است، اما تقریباً همه شواهد ژنتیکی و زیستشناختی نشان میدهد که ریزش موی ارثی پدیدهای کاملاً مدرن نیست. به احتمال زیاد، در کنار شکارچیانی با موهای بلند و پرپشت، مردانی نیز زندگی میکردند که با گذر زمان موهای خود را از دست میدادند؛ درست همان اتفاقی که هنوز هم برای میلیونها نفر در سراسر جهان رخ میدهد. بنابراین، تاریخ طاسی احتمالاً به اندازه تاریخ خود انسان قدمت دارد و ریشههای آن را باید در اعماق دوران پیشاتاریخ جستوجو کرد.
