راز بقا: محمدعلی رونیاسی عکاس و پژوهشگر حیات وحش؛ رها کردن یک حیوان در طبیعت شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد؛ حیوان از قفس خارج میشود و به محیط طبیعی بازمیگردد. اما در پروژههای حرفهای حفاظت از حیاتوحش، رهاسازی پایان یک فرایند پیچیده است، نه صرفاً باز کردن درِ قفس. اینکه حیوان از کجا آمده، به کدام جمعیت تعلق دارد، چه بیماریها و انگلهایی ممکن است با خود داشته باشد و آیا از نظر ژنتیکی با جمعیت مقصد سازگار است، همگی پیش از رهاسازی باید بررسی شوند.
محمدعلی رونیاسی، فعال حوزه حیاتوحش، معتقد است یکی از مهمترین اصول در بازگرداندن حیوانات به طبیعت، توجه به منشأ جغرافیایی آنها است. اگر حیوانی از طبیعت گرفته شده و قرار است دوباره به محیط بازگردد، در مورد بسیاری از گونهها بهتر است تا حد امکان به همان منطقه یا جمعیت طبیعی که از آنجا آمده بازگردانده شود؛ بهویژه زمانی که جمعیتهای مختلف یک گونه از نظر ژنتیکی یا بومشناختی تفاوتهای مشخصی با یکدیگر دارند.

یکی از دلایلی که جابهجایی بیضابطه حیاتوحش را خطرناک میکند، بیماریها و انگلها هستند.
جمعیتهای مختلف یک گونه ممکن است در طول زمان با مجموعه متفاوتی از ویروسها، باکتریها، انگلها و دیگر عوامل بیماریزا مواجه شده باشند. در نتیجه، انتقال یک حیوان از یک منطقه به منطقهای دیگر میتواند دو پیامد متفاوت داشته باشد.
از یک سو، حیوان منتقلشده ممکن است یک عامل بیماریزا را با خود به جمعیتی ببرد که تاکنون با آن مواجه نشده و آمادگی کمتری برای مقابله با آن داشته باشد.
از سوی دیگر، خود حیوان نیز ممکن است پس از ورود به زیستگاه جدید در معرض بیماریها یا انگلهایی قرار بگیرد که جمعیت اصلی آن با آنها مواجه نبوده است.
به همین دلیل، معاینه دامپزشکی و بررسی وضعیت بیماریها و انگلها پیش از رهاسازی یکی از بخشهای مهم پروژههای بازگردانی حیاتوحش است.

مسئله فقط بیماری نیست. بخش کمتر دیدهشده ماجرا به ژنتیک مربوط میشود.
ممکن است دو حیوان از یک گونه باشند، اما جمعیتهای آنها در طول هزاران نسل، تحت تأثیر شرایط متفاوت محیطی، ویژگیهای ژنتیکی متفاوتی پیدا کرده باشند. این تفاوتها میتوانند حاصل سازگاری جمعیتها با اقلیم، منابع غذایی، بیماریها یا شرایط خاص زیستگاه خود باشند.
بنابراین انتقال یک حیوان از یک جمعیت به جمعیتی دیگر، بدون مطالعه قبلی، میتواند در بلندمدت ساختار ژنتیکی جمعیت مقصد را تغییر دهد.
این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که حیوان منتقلشده بتواند با اعضای جمعیت بومی جفتگیری و تولیدمثل کند.
در چنین شرایطی، ژنهایی که بهطور طبیعی متعلق به آن جمعیت نبودهاند وارد خزانه ژنی آن میشوند و اگر این اتفاق در نسلهای متوالی ادامه پیدا کند، ممکن است ویژگیهای ژنتیکی منحصربهفرد جمعیت بومی تحت تأثیر قرار گیرد.
البته این موضوع به معنای آن نیست که هر تفاوت ژنتیکی الزاماً خطرناک است یا هر جابهجایی بین جمعیتها حتماً پیامد منفی دارد. تصمیمگیری در این زمینه به ویژگی گونه، وضعیت جمعیتها و هدف پروژه حفاظتی بستگی دارد.
این داستان جذاب را اینجا بخوانید: از اسارت تا آزادی؛ داستان ۲۷ لاکپشت برکهای اروپایی که دوباره راه خانه را پیدا کردند
یکی از اشتباهات رایج در برخورد با حیاتوحش این است که تصور کنیم هر حیوانی که از اسارت یا شرایط نامناسب نجات پیدا کرده، باید هرچه سریعتر در طبیعت رها شود.
اما در حفاظت از حیاتوحش، عجله همیشه نشانه موفقیت نیست.
ممکن است یک حیوان از نظر ظاهری سالم باشد اما بیماری یا انگلی داشته باشد. ممکن است متعلق به جمعیتی متفاوت باشد. شاید زیستگاه انتخابشده منابع غذایی کافی نداشته باشد یا گونه موردنظر اصلاً در آن منطقه حضور طبیعی نداشته باشد.
در برخی موارد حتی ممکن است حیوان توانایی لازم برای زنده ماندن در طبیعت را از دست داده باشد یا مدت زیادی در اسارت بوده و رفتارهای طبیعی خود را به شکل کامل نشان ندهد.
بنابراین پیش از رهاسازی باید مجموعهای از پرسشها پاسخ داده شود:

به گفته محمدعلی رونیاسی، پاسخ به این پرسشها باید بر پایه مطالعات جمعیتی، ژنتیکی، بیماریشناسی و اکولوژیک انجام شود و تصمیم نهایی نیز با نظر کارشناسان مرتبط گرفته شود.
در چنین پروژههایی حتی مشورت با کارشناسان باتجربه و گروههای مردمی فعال در حوزه حیاتوحش میتواند به شناسایی خطرهایی کمک کند که در نگاه اول دیده نمیشوند.
در نهایت، هدف از بازگرداندن یک حیوان به طبیعت نباید فقط این باشد که آن حیوان زنده بماند. هدف اصلی، بازگرداندن آن به شرایطی است که بتواند بخشی از یک جمعیت طبیعی و سالم باشد، بدون آنکه به همان جمعیت یا زیستبوم آسیب وارد کند.
رهاسازی حیاتوحش زمانی واقعاً موفق است که نه فقط سرنوشت یک حیوان، بلکه سلامت، تنوع ژنتیکی و آینده جمعیت طبیعی نیز در نظر گرفته شود.
و شاید مهمترین نکته همین باشد:
در طبیعت، «هر جا» لزوماً «جای مناسب» نیست؛ حتی اگر نیت ما از رهاسازی، نجات یک حیوان باشد.