رازبقا: نیمهشب ۱۷ دسامبر ۲۰۲۴، در ارتفاع ۳۱۱۲ متری از سطح دریا، یکی از دوربینهای تلهای در پارک ملی نئورا ولی در ایالت بنگال غربی هند فعال شد.
دوربین در ساعت ۰۰:۰۸ شش تصویر پیاپی ثبت کرد.
در نگاه اول، چیزی که مقابل لنز ظاهر شده بود بیشتر شبیه موجودی از یک داستان تاریک بود تا یک گوزن معمولی: جانوری کوچک، بیشاخ و با دو دندان نیش بلند که از دو طرف دهانش بیرون زده بود.
اما این موجود افسانهای نبود.
یک گوزن مُشک از جنس Moschus بود؛ گروهی از گوزنهای کوچک و بسیار مرموز کوهستانهای آسیا که قرنها به دلیل مُشک ارزشمندشان شکار شدهاند.
اهمیت این تصاویر اما فقط به ظاهر عجیب جانور مربوط نمیشود. آخرین گزارش معتبر از حضور گوزنهای مُشک در بنگال غربی به سال ۱۹۵۵ و پارک ملی سینگالیلا بازمیگشت.
یعنی تقریباً هفت دهه بود که هیچ مشاهده معتبر دیگری از این جانور در این بخش از هیمالیا ثبت نشده بود.
اکنون شش عکس تاریک و چندثانیهای، این احتمال را دوباره مطرح کردهاند که گوزن مُشک شاید هرگز بهطور کامل از این منطقه ناپدید نشده باشد.

این تصاویر در جریان برنامه پایش دوربینهای تلهای مؤسسه حیاتوحش هند (WII) به دست آمدند.
پایش در پارک ملی نئورا ولی از دسامبر ۲۰۲۳ آغاز شده بود و یکی از اهداف اصلی آن، بررسی وضعیت گونههای در معرض خطر، از جمله پاندای قرمز بود.
اما یکی از دوربینها با چیزی بسیار متفاوت روبهرو شد.
تصاویر نشان میدادند جانوری با گوشهای نسبتاً بزرگ و کشیده، بدون شاخ و دارای دندانهای نیش برجسته در برابر دوربین ایستاده است.
ترکیب این ویژگیها تقریباً بلافاصله پژوهشگران را به جنس Moschus رساند.
اما یک مشکل وجود داشت:
نمیشد از روی این شش تصویر، گونه دقیق را با اطمینان تعیین کرد.
تصاویر در تاریکی شب ثبت شدهاند و زاویه و کیفیت آنها برای تشخیص قطعی کافی نیست.
این موضوع از نظر علمی مهم است؛ زیرا در هند چند گونه از گوزنهای مُشک حضور دارند و تشخیص آنها همیشه از روی یک تصویر تلهای ساده امکانپذیر نیست.

اگر قرار باشد عجیبترین ویژگی این حیوان را انتخاب کنیم، احتمالاً پاسخ همان دندانهایی است که باعث شده لقب «گوزن خونآشام» به آن داده شود.
گوزنهای مُشک برخلاف بیشتر گوزنها شاخ ندارند.
در عوض، نرها دندانهای نیش بالایی بسیار بلندی دارند که در فصل تولیدمثل میتوانند در رقابت میان نرها مورد استفاده قرار بگیرند.
دندانها آنقدر رشد میکنند که حتی هنگام بسته بودن دهان نیز از دو طرف لب پایین بیرون میزنند.
اما ظاهر ترسناک این گوزن کوچک نباید تصور اشتباهی درباره سبک زندگی آن ایجاد کند.
این جانور شکارچی نیست.
گوزنهای مُشک عمدتاً از گیاهان، برگها، شاخههای جوان، خزهها و دیگر مواد گیاهی تغذیه میکنند و بخش مهمی از زندگی خود را در سکوت و دور از چشم انسان سپری میکنند.

دندانهای نیش شاید دلیل لقب «خونآشام» باشند، اما چیزی که این گوزنها را واقعاً به یکی از قربانیان مهم تجارت غیرقانونی حیاتوحش تبدیل کرده، مُشک است.
نرهای بالغ گوزن مُشک دارای کیسهای ویژه در ناحیه شکمی هستند که مادهای بسیار معطر در آن تولید میشود.
این ماده قرنها در طب سنتی و همچنین عطرسازی مورد استفاده قرار گرفته است.
ارزش بالای مُشک باعث شد شکار این جانوران در بخشهایی از آسیا به یک تجارت پرسود تبدیل شود.
گزارشهای شبکه TRAFFIC نشان میدهد که در دهه ۱۹۷۰، قیمت مُشک در بازارهای بینالمللی در مقاطعی به حدود ۴۵ هزار دلار برای هر کیلوگرم رسیده بود؛ رقمی که نشان میدهد چرا این کیسه کوچک میتوانست برای یک گوزن چند کیلویی به قیمت جانش تمام شود.
شکار برای بهدستآوردن مُشک، در کنار تخریب زیستگاه، جمعیت گوزنهای مُشک را در بخشهایی از محدوده پراکنش آنها بهشدت کاهش داده است.
اینجا همان جایی است که باید بین کشف یک جانور و کشف یک جمعیت تفاوت قائل شد.
ثبت یک گوزن مُشک در نئورا ولی ثابت میکند که این جنس از گوزنها در زمان ثبت تصویر در منطقه حضور داشته است.
اما از یک مشاهده نمیتوان نتیجه گرفت که جمعیتی سالم و پایدار در آنجا زندگی میکند.
ممکن است چندین فرد در منطقه وجود داشته باشند؛ ممکن است جمعیت کوچک و منزوی باشد؛ و حتی این احتمال وجود دارد که تصاویر مربوط به یک فرد سرگردان باشند.
پژوهشگران هنوز پاسخ این پرسشها را نمیدانند.
از سوی دیگر، مشخص نبودن گونه دقیق نیز اهمیت دارد. در هند گونههایی از جنس Moschus با پراکنشهای متفاوت وجود دارند و برای تعیین دقیق گونه، تصاویر بهتر، مشاهده میدانی یا حتی شواهد ژنتیکی میتواند ضروری باشد.
بنابراین این کشف فعلاً یک چیز را با اطمینان نشان میدهد:
گوزنهای مُشک در این بخش از هیمالیا را نمیتوان صرفاً بر اساس نبودن مشاهدات برای دههها، ناپدیدشده تلقی کرد.
گوزن مُشک برای پنهان ماندن تقریباً همه ویژگیهای لازم را دارد.
کوچک است، بیشتر اوقات تنها زندگی میکند، در بسیاری از مناطق فعالیت شبانه دارد و زیستگاهش را در ارتفاعات و دامنههای سختگذر کوهستانی انتخاب میکند.
جنگلهای متراکم و شیبهای تند هیمالیا هم کار مشاهده مستقیم را دشوارتر میکنند.
در چنین شرایطی، حتی نبودن یک مشاهده برای چند دهه لزوماً به معنای نبودن خود حیوان نیست.
دوربینهای تلهای دقیقاً برای حل چنین معماهایی اهمیت پیدا میکنند.
آنها میتوانند هفتهها و ماهها در نقاطی فعالیت کنند که حضور انسان در آنها دشوار است؛ و گاهی فقط یک فریم از یک دوربین میتواند فرضیهای قدیمی درباره وضعیت یک گونه را تغییر دهد.

پس از ثبت این تصاویر، پایش منطقه ادامه پیدا کرده و حدود ۵۰ دوربین تلهای در بخشهای مختلف پارک مستقر شدهاند.
حالا پژوهشگران به دنبال پاسخ چند سؤال هستند:
آیا گوزنهای مُشک دیگری نیز در نئورا ولی وجود دارند؟
آیا دوربینها میتوانند تصاویر بیشتری از این جانور ثبت کنند؟
آیا میتوان از روی تصاویر جدید گونه دقیق را تعیین کرد؟
و مهمتر از همه، آیا در این منطقه یک جمعیت واقعی و پایدار باقی مانده است؟
در کنار دوربینهای تلهای، روشهایی مانند بررسی سرگین برای استخراج DNA، پایش طولانیمدت و جستوجوی میدانی میتواند به پاسخ این پرسشها کمک کند.
پارک ملی نئورا ولی حدود ۱۶۰ کیلومتر مربع وسعت دارد و در یکی از متنوعترین چشماندازهای کوهستانی شرق هیمالیا قرار گرفته است.
در این منطقه، جنگلهای گرمسیری، نیمهگرمسیری و معتدل در کنار زیستگاههای کوهستانی قرار دارند.
چنین تنوعی باعث شده نئورا ولی یکی از زیستگاههای مهم حیاتوحش شرق هیمالیا باشد؛ جایی که گونههایی مانند پاندا قرمز نیز در آن زندگی میکنند.
در چنین محیطهایی، پنهان ماندن یک گونه کوچک برای سالها چندان عجیب نیست.
شاید گوزن مُشک هم یکی از همان ساکنان خاموش جنگل بوده که انسانها فقط برای مدتی طولانی از دیدنش بازماندهاند.
شاید ارزشمندترین بخش این کشف، خود شش عکس نباشد؛ بلکه سؤالی باشد که آنها ایجاد کردهاند.
اگر یک گوزن مُشک پس از نزدیک به ۷۰ سال دوباره مقابل دوربین ظاهر شده، چند گوزن دیگر ممکن است هنوز در جنگلهای هیمالیا پنهان باشند؟
فعلاً هیچ پاسخ قطعی برای این سؤال وجود ندارد.
شش تصویر نمیتواند وجود یک جمعیت پایدار را ثابت کند و هنوز حتی گونه دقیق جانور نیز مشخص نشده است.
اما همین تصاویر برای یک تغییر مهم کافی بودهاند: فرضیه ناپدیدشدن محلی گوزن مُشک از بنگال غربی دیگر نمیتواند بدون بررسی دوباره پذیرفته شود.
گاهی در دنیای حیاتوحش، بازگشت یک گونه با صدای غرش یا ردپای بزرگ اتفاق نمیافتد؛ ممکن است فقط شاتر یک دوربین در ساعت ۰۰:۰۸ نیمهشب صدا کند.
منبع: مطالعه منتشرشده در نشریه Oryx از انتشارات دانشگاه کمبریج، با گزارشهای حفاظتی مؤسسه حیاتوحش هند و TRAFFIC.