راز بقا: یک تصمیم تازه در واشنگتن میتواند سرنوشت برخی از آخرین جنگلهای دستنخورده آمریکا را تغییر دهد؛ دولت دونالد ترامپ پیشنهاد لغو قانونی را مطرح کرده که از سال ۲۰۰۱ ساخت جاده، قطع درختان و برخی فعالیتهای توسعهای را در حدود ۴۵ میلیون ایکر از جنگلهای ملی آمریکا محدود کرده است. در مقابل، کارشناسان محیطزیست هشدار میدهند که باز شدن این مناطق میتواند زیستگاه بیش از ۴۰۰ گونه جانوری و گیاهی در معرض خطر را تحت فشار قرار دهد.
ماجرا به «قانون مناطق بدون جاده» (Roadless Area Conservation Rule) بازمیگردد؛ مقرراتی که در سال ۲۰۰۱ به اجرا درآمد و هدف آن حفظ بخشهایی از جنگلهای ملی آمریکا بود که هنوز از جادهسازی و توسعه گسترده دور مانده بودند.
این مناطق فقط تکههایی از جنگلهای دورافتاده نیستند. بسیاری از آنها پناهگاه گونههایی هستند که زیستگاهشان در سایر نقاط کشور بهشدت کوچک و تکهتکه شده است.
در ۱۸ اوت ۲۰۲۶، وزارت کشاورزی آمریکا و سازمان جنگلهای ایالات متحده رسماً پیشنهاد لغو کامل این مقررات را ارائه کردند. بر اساس اعلام دولت، این اقدام قرار است اختیار بیشتری به مدیران محلی جنگلها بدهد تا برای کاهش خطر آتشسوزی، کنترل آفات و مدیریت پوشش جنگلی تصمیم بگیرند.
بنابراین، برخلاف برخی تیترها، قانون هنوز بهطور نهایی لغو نشده است و پیشنهاد دولت در مرحله بررسی و دریافت نظر عمومی قرار دارد.
اما اگر این پیشنهاد نهایی شود، یکی از مهمترین سدهای قانونی در برابر جادهسازی و برخی فعالیتهای صنعتی در این مناطق کنار خواهد رفت.

از نگاه انسان، ساخت یک جاده در جنگل ممکن است فقط ایجاد یک مسیر دسترسی باشد.
اما برای حیاتوحش، جاده میتواند آغاز زنجیرهای از تغییرات باشد.
با ایجاد مسیرهای جدید، انسان، خودرو، ماشینآلات و فعالیتهای صنعتی میتوانند به مناطقی دسترسی پیدا کنند که پیش از آن بسیار دورافتاده بودند.
خود جاده نیز میتواند زیستگاه را به قطعات کوچکتر تقسیم کند؛ پدیدهای که به تکهتکهشدن زیستگاه معروف است.
در کنار آن، عملیات چوببری و حفاری میتواند پوشش گیاهی و کیفیت آب را تحت تأثیر قرار دهد و با افزایش رفتوآمد انسان، فشار بیشتری بر گونههای حساس وارد کند.
گروههای محیطزیستی هشدار دادهاند که همین مجموعه تغییرات میتواند برای جمعیتهایی که از قبل کوچک و منزوی هستند، بسیار مهم باشد.
بر اساس گزارشی از مرکز تنوع زیستی که گاردین به آن استناد کرده، لغو این مقررات میتواند حدود ۷.۴ میلیون ایکر، معادل نزدیک به ۳ میلیون هکتار، از زیستگاههای حیاتی گونههای در معرض خطر را تحت تأثیر قرار دهد.
این مناطق همچنین شامل نزدیک به ۱۸۰۰ مایل، معادل حدود ۲۹۰۰ کیلومتر، آبراهه هستند.
در مجموع، بیش از ۴۵ میلیون ایکر از جنگلهای ملی که تحت پوشش این مقررات قرار دارند، ممکن است در آینده با امکان بیشتری برای جادهسازی، چوببری و دیگر فعالیتهای توسعهای روبهرو شوند.
در میان گونههایی که زیستگاهشان ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد، نام برخی از مشهورترین و در عین حال آسیبپذیرترین جانوران آمریکای شمالی دیده میشود.

در کوهستانهای راکی، خرس گریزلی و گرگ خاکستری از جمله گونههایی هستند که زیستگاهشان با این مناطق همپوشانی دارد.
در شمالغرب اقیانوس آرام و آلاسکا، مسئله فقط پستانداران بزرگ نیست؛ رودخانهها و جنگلهای سالم برای جمعیتهای سالمون وحشی نیز اهمیت حیاتی دارند.
در جنوبغرب آمریکا نیز گونههایی مانند جغد خالدار مکزیکی، قزلآلای گیلا، گرگ خاکستری مکزیکی و جگوار در مناطقی زندگی میکنند که ممکن است از تغییر سیاست مدیریت اراضی تأثیر بگیرند.
در جنوب و شرق آمریکا نیز گونههایی مانند سمندر جهنمی شرقی و برخی پستانداران و خزندگان نادر با زیستگاههای محدود روبهرو هستند.
برای گونهای که تنها در چند قطعه کوچک از زیستگاه باقی مانده، از دست رفتن حتی بخشی از یک جنگل میتواند اهمیت بسیار بیشتری از عدد خام مساحت داشته باشد.

در امتداد سواحل اقیانوس آرام، یکی از گونههای نادرتر این داستان روباه قرمز سیرا نوادا است.
این روباه در بخش کوچکی از زیستگاههای کوهستانی کالیفرنیا باقی مانده و جمعیت آن بسیار محدود است.
برای چنین گونهای، مسئله فقط این نیست که چند میلیون هکتار جنگل تحت تأثیر قرار میگیرد؛ مسئله مهمتر این است که کدام بخش از زیستگاه باقیمانده در معرض تغییر قرار خواهد گرفت و آیا این تغییرات زیستگاههای جداافتاده را از هم دورتر میکنند یا نه.
این همان نقطهای است که یک تصمیم درباره مدیریت جنگل میتواند به مسئلهای درباره بقای یک گونه تبدیل شود.
شاید یکی از حساسترین نقاط این بحث در آلاسکا باشد؛ جنگل ملی تونگاس.
تونگاس حدود ۹.۳ میلیون ایکر وسعت دارد و یکی از مهمترین جنگلهای بارانی معتدل جهان به شمار میرود.
این جنگل برای حیاتوحش، رودخانهها و اقتصاد محلی جنوبشرقی آلاسکا اهمیت زیادی دارد.
رودخانههای تونگاس زیستگاه مهمی برای سالمون وحشی هستند و صنعت ماهیگیری تجاری و تفریحی منطقه نیز به این اکوسیستم وابسته است.
جادهسازی و فعالیتهای چوببری در چنین محیطی میتواند رسوبات بیشتری وارد آبراههها کند؛ موضوعی که برای ماهیهایی که چرخه زندگی آنها به رودخانههای سالم وابسته است، اهمیت دارد.
به همین دلیل، مدافعان حفاظت از تونگاس میگویند ارزش این جنگل فقط به تعداد درختان آن محدود نمیشود؛ جنگل، رودخانه، ماهی و اقتصاد محلی در یک زنجیره به هم متصلاند.

این ماجرا فقط درباره حیوانات نیست.
جنگلهای ملی آمریکا در بسیاری از نقاط نقش مهمی در تأمین و تنظیم منابع آب دارند.
برای نمونه، مناطق جنگلی اطراف آتلانتا و در جنوبشرق آمریکا بخشی از منابع آبی مورد استفاده میلیونها نفر را تغذیه میکنند.
در جنوبغرب نیز جنگلهای ملی برای تأمین آب شهرهایی مانند فونیکس، فلگستف و آلبوکرکی اهمیت دارند.
در چنین مناطقی، پوشش جنگلی سالم میتواند به حفظ کیفیت آب و کاهش ورود رسوبات به منابع آبی کمک کند.
به همین دلیل، منتقدان لغو Roadless Rule استدلال میکنند که ارزش این مناطق را نباید فقط با ارزش چوب یا منابع معدنی آنها سنجید؛ بخشی از ارزش واقعی آنها در خدماتی است که یک جنگل سالم به انسان ارائه میکند.
دولت آمریکا استدلال متفاوتی دارد.
وزارت کشاورزی میگوید مقررات سال ۲۰۰۱ بیش از حد یکسان و محدودکننده هستند و در برخی مناطق مانع اقداماتی شدهاند که میتواند به مدیریت پوشش جنگلی، کاهش سوختهای قابل اشتعال و مقابله با خطر آتشسوزی کمک کند.
مقامهای آمریکایی همچنین میگویند مدیران محلی بهتر از یک مقررات سراسری میتوانند درباره نیازهای هر جنگل تصمیم بگیرند.
در واقع، دولت ادعا نمیکند که لغو این قانون به معنای قطع فوری تمام جنگلهاست؛ بلکه میگوید تصمیمگیری درباره مناطق بدون جاده باید بیشتر به مدیران محلی واگذار شود.
این نکته مهم است، زیرا لغو Roadless Rule بهخودیخود به معنای آغاز فوری عملیات چوببری یا ساخت جاده در تمام ۴۵ میلیون ایکر نیست؛ بلکه محدودیت فدرال موجود را کنار میزند و امکان تصمیمگیریهای جدید در سطح جنگلها را افزایش میدهد.
در سوی دیگر، گروههای محیطزیستی با این استدلال مخالفاند که راهحل آتشسوزی الزاماً ساخت جاده بیشتر در جنگلهای بکر نیست.
آنها هشدار میدهند که جادهها میتوانند دسترسی انسان به مناطق دورافتاده را افزایش دهند و در کنار تکهتکه کردن زیستگاه، فشارهای دیگری بر اکوسیستم وارد کنند.
بنابراین اختلاف اصلی فقط درباره یک قانون نیست؛ بلکه درباره یک پرسش بنیادیتر است:
آیا بهترین راه برای حفاظت از جنگل در برابر آتش، باز کردن آن به روی جاده و مدیریت صنعتی بیشتر است یا حفظ بخشهای وسیع و دستنخورده آن؟
پاسخ این پرسش همچنان محل اختلاف میان دولت، مدیران منابع طبیعی، دانشمندان و گروههای حفاظت از محیطزیست است.

پیشنهاد لغو Roadless Rule اکنون وارد مرحله بررسی عمومی شده و طبق اعلام دولت، مهلت دریافت نظرهای عمومی تا ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶ ادامه دارد.
پس هنوز نمیتوان گفت بیش از ۴۰۰ گونه قطعاً در مسیر انقراض قرار گرفتهاند.
آنچه اکنون میدانیم این است که اگر مقررات لغو شود، بخش بزرگی از جنگلهای بدون جاده آمریکا با چارچوب حفاظتی متفاوتی روبهرو خواهد شد؛ و این تغییر میتواند برای گونههایی که زیستگاهشان همین حالا هم محدود و تکهتکه شده، اهمیت زیادی داشته باشد.
برای حیاتوحش، گاهی خطر از جایی آغاز میشود که هنوز هیچ درختی قطع نشده است.
ابتدا یک جاده وارد جنگل میشود؛ بعد انسان وارد میشود؛ و پس از آن، مرز میان یک زیستگاه بکر و دنیای بیرون دیگر مثل گذشته نیست.