راز بقا: درخت کافور (Camphor Tree) گیاهی همیشهسبز و معطر از خانواده Lauraceae است که بومی شرق آسیا بهویژه چین، تایوان و ژاپن محسوب میشود. این درخت بهدلیل تولید مادهای با بوی نافذ به نام کافور، از دیرباز در طب سنتی، صنعت و حتی آیینهای مذهبی کاربرد داشته است. همچنین بهعنوان یک گونه مهاجم در برخی مناطق جهان مانند استرالیا شناخته میشود که توانسته تعادل اکولوژیکی را بر هم بزند.

در روایتهای اساطیری ایران آمده است که جمشید، کافور را همراه با دیگر گیاهان خوشبو به زمین آورد. ارزش این ماده به اندازهای زیاد بود که پادشاهان آن را بهعنوان هدیهای ارزشمند برای یکدیگر ارسال میکردند. همچنین، اجساد پهلوانان و اعضای خاندان سلطنتی را با کافور شستوشو میدادند و این رسم به آموزههای زردشت نسبت داده شده است.
از کهنترین متون پهلوی که به کافور اشاره کردهاند، میتوان به «مناظره خسرو و ریدک» اشاره کرد. در این اثر، بوی کافور بهطور مشخص در کنار بوی «دستوری» (مقام روحانیت) قرار گرفته و از آن یاد شده است. کافور در کنار سایر مواد خوشبو مانند عود، عنبر، مشک و صندل برای خوشبو کردن و تطهیر مکانهای ویژهای همچون کاخهای پادشاهی مورد استفاده قرار میگرفت (کریستنسن، ۴۹۸). در قرآن کریم نیز یک بار به کافور اشاره شده است (انسان/ ۷۶/ ۵). در دوره اسلامی نیز نام کافور در انواع متون ادبی، پزشکی، جغرافیایی و دینی به چشم میخورد.

برای نمونه، نویسنده «حدود العالم» (سده چهارم هجری/ دهم میلادی) در شرح انواع گیاهان معطر و محل رویش آنها، از شهر فنصور (قنصور) یاد میکند که کافور آن شهرت فراوانی داشته است (صص ۶۴-۶۵). همچنین در کتاب «لطائف المعارف» (سده پنجم هجری)، در بخش مربوط به مواد خوشبو، از کافور فنصور نام برده شده است (ثعالبی، ۲۷۶). با این حال، اعراب در زمان فتح ایران آشنایی چندانی با کافور نداشتند و آن را با نمک اشتباه میگرفتند (بلاذری، ۶۴-۶۵). بلعمی نیز قرابههای شیشهای مملو از کافور، عنبر، مشک و دیگر بخورها را از جمله غنائم ارزشمندی دانسته است که پس از فتح تیسفون به دست اعراب افتاد.
در منابع مختلف تاریخی، به تجارت دریایی کافور در ایران اشاره شده است (بلعمی، ۱۱۶؛ اصطخری، ۱۲۷؛ رشیدالدین، ۷۸). یکی از کاملترین و دقیقترین توصیفها درباره کافور در «تنسوخنامه ایلخانی» آمده است. نویسنده این اثر در فصلی که به کافور و فواید آن اختصاص داده شده، ضمن معرفی درخت کافور، شیوه استخراج، نگهداری و محافظت از آن را نیز شرح میدهد.
وی توصیه میکند که برای تشخیص میزان خلوص کافور، آن را در ظرفی شیشهای قرار داده و روی آتش بگذارند؛ اگر ماده بهطور کامل ذوب شود، نشاندهنده خالص بودن آن است و اگر بخشی از آن باقی بماند، بیانگر ناخالصی یا تقلب در آن خواهد بود (نصیرالدین، ۲۵۷). همچنین نویسنده بر این باور است که کافور، همانند مشک، میتواند موجب فساد و آسیبدیدگی مروارید شود.
به گزارش راز بقا، درخت کافور درختی با رشد نسبتاً سریع است که میتواند تا ۲۰ تا ۳۰ متر ارتفاع یابد. برگهای آن براق، سبز تیره و معطرند و هنگام خرد شدن، بوی تندی از خود منتشر میکنند. گلهای کوچک، سفید و خوشهای در بهار ظاهر میشوند و میوههایی شبیه زیتونهای سیاه در پاییز میرسند.

این گیاه در مناطق گرمسیری و نیمهگرمسیری رشد میکند و بهویژه در خاکهای حاصلخیز و دارای زهکشی خوب، عملکرد بالایی دارد.
به گزارش راز بقا، ماده مؤثره اصلی در این درخت، کافور است که از طریق تقطیر چوب یا برگها استخراج میشود. در طب سنتی چین و هند، کافور برای درمان ناراحتیهای تنفسی، تسکین درد عضلانی، ضدعفونی کردن زخمها و بهبود گردش خون بهکار رفته است. امروزه نیز این ماده در ترکیب بسیاری از پمادها، کرمها، داروهای ضدالتهاب و حتی حشرهکشها استفاده میشود. در عین حال، اسانس کافور در صنعت عطرسازی نیز کاربرد دارد و در ساخت شمعهای معطر و بخورهای مذهبی جایگاه خاصی دارد.

به گزارش راز بقا، در خارج از زیستگاه بومیاش، درخت کافور گاه بهعنوان یک گونه مهاجم عمل میکند. در استرالیا، این گیاه در جنگلهای بارانی و نواحی حاشیهای گسترش یافته و با درختان بومی برای نور، آب و فضا رقابت میکند
برای مطالعه بیشتر بخوانید:
برگها و ریشههای این درخت ترکیباتی آزاد میکنند که رشد سایر گیاهان را مهار میکند؛ پدیدهای که به آن «آلللوپاتی» گفته میشود. این مسئله باعث کاهش تنوع زیستی در برخی اکوسیستمها شده است. همچنین برخی از پرندگان از جمله کبوتر کلهسفید استرالیا نیز از میوههای نسبتا سمی این درخت تغذیه میکند.

یکی از عجیبترین ویژگیهای درخت کافور توانایی آن در تولید ترکیبات شیمیایی خاصی است که نهتنها برای گیاهان اطراف سمیاند، بلکه برخی گونههای حشره و حتی پرندگان را نیز دور میکنند. بوی نافذ کافور بهقدری قوی است که گفته میشود در جنگلهای پر تراکم، بوی آن از فاصله چند کیلومتری احساس میشود.
علاوه بر این، مطالعات نشان دادهاند که ترکیبات فرّاری که از برگهای درخت آزاد میشوند میتوانند بر رفتار عصبی انسان تأثیر بگذارند؛ بهطوری که استنشاق مداوم آنها در مقادیر بالا ممکن است موجب تحریکپذیری، اضطراب یا حتی توهم شود.

از دیگر عجایب این گیاه، خاصیت خودترمیمی چوب آن است. برخی گونههای درخت کافور اگر خراش بردارند، ظرف چند روز چوب آنها با ترشح رزینی معطر بسته میشود. همچنین باورهایی عرفانی در برخی فرهنگها وجود دارد که میگویند دود کافور قادر است ارواح خبیث را دفع و فضا را پاکسازی کند؛ اعتقادی که هنوز در بسیاری از آیینهای سنتی زنده است.

در گذشته، به ویژه در دورانهایی که زندگی جمعی طولانی مدت در سربازخانهها وجود داشت، از کافور به عنوان یک ماده برای کنترل میل جنسی و هیجانات سربازان استفاده میشد.
استفاده کافور در زمانهای قدیم در سربازی به این دلیل بود که در سربازخانهها با وجود محیط جمعی که ممکن است مدت زمان زیادی هم طول بکشد از کافور در قالب ادویه استفاده میشود تا میل جنسی سربازان سرکوب شود.
در واقع کافور خوراکی نوعی قابلیت سردمزاجی دارد و با استفاده آن بطور منظم در وعدههای غذایی حالت سرمزاجی و سرکوب میل جنسی اتفاق خواهد افتاد و این موضوع باعث میشود سربازان در طول دورهای که در زندگی جمعی قرار دارند مخصوصا در محیط نظامی فکرهای جنسی به سرشان نزند و تمام تمرکزشان روی آموزشهای نظامی باشد.

کسانی که در سربازی کافور مصرف میکردند بطور قطع یک یا چند تا از این نشانهها را دارد:
عدم میل جنسی بطور واضح و شگفت آور
از بین رفتن جوشهای صورت
عدم توجه و تمرکز روی افکار تحریک کننده
از بین رفتن نشانههای تحریک پذیری و نعوض حتی به طور عمد
کاهش سرعت رویش مو سر، ریش و موهای زائد
احساس سبکی در بدن و فعالیتهای روزانه
احساس مقطعی دل درد به دلیل طبع سرد کافور
شاید تمام این اتفاقات برای همه آن سربازان رخ ندهد، چون سیستم بدنی هر کسی متفاوت است، اما چیزی که بدون شک در تمام سربازان یا حداقل در بیش از ۹۹ درصد سربازان مشترک است از بین رفتن میل جنسی است.
