کد خبر: ۵۹۶۴
20 بهمن 1404
17:14

اشوزوشت یا جغد بهمن؛ جغد افسانه‌ای ایران که ناخن می‌خورد؛ با دیوها می‌جنگد و از جهان در برابر اهریمن محافظت می‌کرد

اشوزوشت یا جغد بهمن؛ جغد افسانه‌ای ایران که ناخن می‌خورد؛ با دیوها می‌جنگد و از جهان در برابر اهریمن محافظت می‌کرد
اشوزوشت یا مرغ بهمن، جغد افسانه‌ای اسطوره‌های ایرانی است که ناخن می‌خورد و در برابر دیوان می‌ایستد. در این مطلب از راز بقا با ریشه‌ها، نمادها و روایت‌های کهن درباره این پرنده رازآلود و جایگاهش در آیین زرتشتی آشنا شوید.

راز بقا: اَشوزوشت (Ašō.zušta) یا «مُرغ بهمن» یکی از رازآلودترین و کمتر شناخته‌شده‌ترین موجودات در اسطوره‌های ایرانی است؛ پرنده‌ای شبیه جغد که نقشی فراتر از یک حیوان معمولی دارد و در متون دینی و روایات کهن، در صف نیرو‌های اهورایی و در برابر اهریمن قرار می‌گیرد.

به گزارش راز بقا، ویژگی عجیب او ناخن‌خواری در نگاه نخست شاید غریب یا حتی ترسناک به نظر برسد، اما در بستر باور‌های ایران باستان، معنایی نمادین و آیینی پیدا می‌کند. در این مقاله از راز بقا، با زبانی مناسب کاربر ایرانی امروز، به سراغ ریشه‌ها، روایت‌ها، نمادشناسی و جایگاه اشوزوشت در فرهنگ و اسطوره ایرانی می‌رویم.

اشوزوشت کیست؟

نام «اَشوزوشت» از زبان اوستایی می‌آید. «اَشو» در اوستایی به معنای پاک، مقدس و وابسته به راستی (اَشا) است و «زوشت» به معنای دوست‌داشتن یا خرسندی. در نتیجه، اشوزوشت را می‌توان «دوستدار پاکی» یا «خشنود از راستی» معنا کرد. همین ریشه زبانی نشان می‌دهد که این پرنده از آغاز، موجودی وابسته به نیرو‌های نیک و اهورایی دانسته می‌شده است.

اشوزوشت، جغد مقدسی که ناخن می‌خورد؛ داستان شگفت‌انگیز مرغ بهمن، نگهبان رازآلودی که با دیوان می‌جنگید و از جهان در برابر اهریمن محافظت می‌کرد

در منابع فارسی میانه و متون زرتشتی، اشوزوشت اغلب با عنوان «بهمن‌مرغ» نیز شناخته می‌شود. به گزارش راز بقا «بهمن» یا «وُهومَنَه» (Vohu Manah) یکی از امشاسپندان و نماد «اندیشه نیک» است؛ بنابراین وقتی اشوزوشت به بهمن نسبت داده می‌شود، در واقع به حوزه خرد، اندیشه پاک و نظم اهورایی پیوند می‌خورد.

چرا اشوزوشت ناخن می‌خورد؟

یکی از مشهورترین ویژگی‌های اشوزوشت، ناخن‌خواری اوست. در نگاه امروزی شاید این خصوصیت عجیب یا حتی ناخوشایند باشد، اما در سنت زرتشتی، ناخن و مو چیز‌هایی بودند که پس از جدا شدن از بدن، اگر درست نگهداری یا دفع نمی‌شدند، می‌توانستند محل نفوذ نیرو‌های اهریمنی شوند.

در باور‌های کهن ایرانی، جهان میدان نبرد دائمی میان اهورامزدا (نیروی نیکی) و اهریمن (نیروی بدی) است. هر چیزِ به‌ظاهر کوچک حتی تکه‌ای ناخن اگر رها شود، می‌تواند به ابزار آلودگی و پلیدی تبدیل گردد. به همین دلیل، آیین‌هایی برای جمع‌آوری و دفع درست ناخن و مو وجود داشت.

اینجاست که اشوزوشت نقش خود را پیدا می‌کند: او ناخن‌ها را می‌خورد تا اجازه ندهد دیوان و نیرو‌های اهریمنی از آنها بهره ببرند. در واقع، ناخن‌خواری اشوزوشت یک عمل دفاعی و مقدس است؛ نوعی پاکسازی جهان از مواد مستعد آلودگی اهریمنی.

اشوزوشت در برابر دیوان

در اسطوره‌های ایرانی، اشوزوشت تنها یک پرنده عجیب نیست، بلکه آفریده‌ای هدفمند از سوی خدایگان است. به گزارش راز بقا او برای مقابله با اهریمن و دیوان آفریده شده است. در برخی متون آمده که اشوزوشت «کتاب می‌داند»؛ یعنی با کلام مقدس و دانش دینی پیوند دارد.

اشوزوشت، جغد مقدسی که ناخن می‌خورد؛ داستان شگفت‌انگیز مرغ بهمن، نگهبان رازآلودی که با دیوان می‌جنگید و از جهان در برابر اهریمن محافظت می‌کرد

گفته می‌شود هنگامی که گفتار‌های کتاب مقدس یا اوستا خوانده می‌شود، اشوزوشت نیز آنها را برمی‌خواند یا با آنها همراهی می‌کند و همین باعث ترس و عقب‌نشینی دیوان می‌شود. در اینجا، او نماد قدرت کلام مقدس و دانش دینی است؛ دانشی که در آیین زرتشتی خود سلاحی علیه نیرو‌های تاریکی به شمار می‌رود.

این تصویر، اشوزوشت را به موجودی تبدیل می‌کند که هم بُعد طبیعی دارد (پرنده‌ای شب‌زی مانند جغد) و هم بُعد فراطبیعی و آیینی.

روایت «صددر» و جایگاه آیینی

در کتاب «صددر» که از متون دینی زرتشتی به شمار می‌رود، اشاره‌ای روشن به این پرنده شده است: «خدایگان به افزونی مرغی بیافریده است که او را آشوزوشت خوانند و بهمن‌مرغ نیز خوانند.»

این جمله کوتاه، اما پرمعناست. اول اینکه اشوزوشت به‌طور مستقیم آفریده خدایگان معرفی می‌شود، نه موجودی عادی. دوم اینکه «به افزونی» آفریده شده؛ یعنی برای یاری رساندن به نیرو‌های نیک و تقویت جبهه اهورایی.

همچنین وردی که دین‌داران می‌خواندند و در آن ناخن‌ها را به اشوزوشت نسبت می‌دادند، نشان می‌دهد که باور به او صرفاً داستانی نبوده، بلکه کارکرد آیینی داشته است. در آن ورد، ناخن‌ها به سلاح‌هایی علیه دیوان تشبیه می‌شوند نیزه، کارد، تیر و فلاخن و اشوزوشت واسطه تبدیل این پسماند‌های بدن به ابزار مبارزه با بدی است.

پیوند اشوزوشت با جغد

بیشتر پژوهشگران، اشوزوشت را گونه‌ای جغد اسطوره‌ای می‌دانند. جغد در فرهنگ‌های مختلف معانی دوگانه دارد: از یک سو نماد دانایی و بینش، و از سوی دیگر گاه نشانه شومی یا مرگ. در فرهنگ ایرانی نیز جغد (بوم) گاهی با ویرانی و خرابه پیوند خورده است.

اما اشوزوشت چهره‌ای متفاوت ارائه می‌دهد. او جغدی در خدمت روشنایی است، نه تاریکی. شب‌زی بودن جغد در اینجا می‌تواند نمادی از بیداری در دل تاریکی باشد؛ موجودی که در زمانی که نیرو‌های اهریمنی فعال‌ترند (شب)، به نگهبانی و مقابله می‌پردازد.

به این ترتیب، اشوزوشت نوعی بازتعریف مثبت از پرنده‌ای است که در فرهنگ عامه بعد‌ها گاه بدیمن دانسته شد.

اشوزوشت، جغد مقدسی که ناخن می‌خورد؛ داستان شگفت‌انگیز مرغ بهمن، نگهبان رازآلودی که با دیوان می‌جنگید و از جهان در برابر اهریمن محافظت می‌کرد

برای مطالعه بیش‌تر بخوانید:

چمروش؛ مرغ غول‌آسای اساطیر ایران که بر فراز البرز، دشمنان ایران را همچون دانه از زمین می‌چیند

مرد شاپرکی؛ موجودی شبیه انسان با بال‌های ۳.۵ متری که پرواز می‌کرد و باعث ترس شدید و سرگیجه در انسان‌ها می‌شد

نمادشناسی اشوزوشت

اگر بخواهیم اشوزوشت را نمادین تفسیر کنیم، می‌توان چند لایه معنا برای او در نظر گرفت:

یک. پاکسازی و نظم:

خوردن ناخن‌ها یعنی از بین بردن منابع بالقوه آلودگی. او نماد نظم‌بخشی به جهان و جلوگیری از گسترش پلیدی است.

دو. قدرت دانش و کلام مقدس:

اینکه «کتاب می‌داند» و با خواندن متون مقدس دیوان را می‌ترساند، او را به نماد دانایی دینی تبدیل می‌کند.

سه. تبدیل چیز‌های کوچک به اثرات بزرگ:

ناخن چیزی کوچک و بی‌اهمیت به نظر می‌رسد، اما در اسطوره تبدیل به سلاح علیه دیوان می‌شود. این می‌تواند پیامی اخلاقی داشته باشد: حتی کار‌های کوچک در جبهه نیکی ارزشمندند.

چهار. نگهبانی در تاریکی:

به‌عنوان جغدی اسطوره‌ای، اشوزوشت یادآور این است که حتی در تاریک‌ترین زمان‌ها، نیرو‌های نگهبان حضور دارند.

اشوزوشت و ذهن امروزی

برای مخاطب امروز، اشوزوشت شاید بیشتر یک موجود افسانه‌ای عجیب باشد. اما اگر آن را در چارچوب زمان خود ببینیم، می‌فهمیم که این داستان‌ها راهی برای توضیح بهداشت، نظم، و اهمیت آیین‌های دینی بوده‌اند.

وقتی به مردم گفته می‌شد ناخن‌های خود را درست جمع کنند و رها نکنند، این هم کارکرد بهداشتی داشت و هم آیینی. پیوند دادن این کار به موجودی مقدس مانند اشوزوشت، باعث می‌شد مردم با انگیزه بیشتری آن را رعایت کنند.

در واقع، اشوزوشت را می‌توان نمونه‌ای از «اسطوره‌های کارکردی» دانست؛ داستان‌هایی که علاوه بر جنبه تخیلی، نقش آموزشی و اجتماعی هم داشته‌اند.

اشوزوشت، جغد مقدسی که ناخن می‌خورد؛ داستان شگفت‌انگیز مرغ بهمن، نگهبان رازآلودی که با دیوان می‌جنگید و از جهان در برابر اهریمن محافظت می‌کرد

دگرگونی اسطوره‌ها در طول زمان

همان‌طور که در متن‌های کهن اشاره شده، افسانه‌ها در طول تاریخ دستخوش تغییر می‌شوند. ممکن است ویژگی‌ها یا روایت‌های مربوط به اشوزوشت نیز در دوره‌های مختلف تغییر کرده باشد. برخی جزئیات شاید پررنگ‌تر یا کمرنگ‌تر شده باشند و حتی برداشت مردم از جغد و نمادهایش دگرگون شده باشد.

با این حال، هسته اصلی داستان حضور پرنده‌ای اهورایی برای مقابله با نیرو‌های بد همچنان باقی مانده است.

به گزارش راز بقا اشوزوشت یا مرغ بهمن، نمونه‌ای جذاب از غنای اسطوره‌های ایرانی است؛ موجودی که در نگاه اول عجیب به نظر می‌رسد، اما در لایه‌های عمیق‌تر، مفاهیمی، چون پاکی، نظم، دانش، و مبارزه با بدی را نمایندگی می‌کند. او نشان می‌دهد که در جهان‌بینی ایران باستان، حتی کوچک‌ترین اجزای زندگی روزمره هم در نبرد کیهانی میان نیکی و بدی معنا پیدا می‌کردند.

شناخت چنین شخصیت‌هایی کمک می‌کند درک بهتری از ذهنیت، ارزش‌ها و شیوه زندگی نیاکان خود داشته باشیم. اشوزوشت فقط یک جغد افسانه‌ای نیست؛ او یادگاری از دورانی است که انسان تلاش می‌کرد جهان پیرامونش را با روایت‌هایی سرشار از معنا توضیح دهد.

برچسب ها :
فرهنگ و تمدن
خواندنی‌ها
ارسال نظر
دنیای گیاهان
علم و کیهان
وب گردی
جدیدترین تصاویر بازیگران سینما و تلویزیون ایران
جدیدترین خبرها از حمله اسرائیل