راز بقا: در جنگلها، باغها و حاشیه مزارع شمال ایران، خزندهای زندگی میکند که کافی است برای چند لحظه روی زمین دیده شود تا بسیاری از مردم آن را با یک مار اشتباه بگیرند. بدنی کشیده، بدون دستوپا و پوستی براق دارد؛ اما این جانور نه مار است و نه سمی. شیشهمار، در واقع یک مارمولک بیپا است؛ خزندهای که میلیونها سال تکامل، اندامهای حرکتیاش را از بین برده و بدنش را به شکلی درآورده که بیشتر از هر چیز شبیه مار به نظر برسد. در گیلان و مازندران، این جانور با نامهایی مانند کول دوم، کرلوف، لوسمار، پتیلوس، پیتلوس، اشلک و کَندفیل شناخته میشود. نام علمی آن Pseudopus apodus است و در منابع علمی، پراکنش آن در ایران از مناطق شمالی کشور تا بخشهایی از غرب و شمالشرق ثبت شده است.
اما عجیبترین بخش داستان شیشهمار، ظاهرش نیست؛ دم آن است. وقتی جانور احساس خطر میکند، میتواند بخشی از دم خود را جدا کند؛ پدیدهای که در زیستشناسی «خودبری» یا autotomy نام دارد. دم جداشده میتواند برای مدتی حرکت کند و توجه شکارچی را به خود جلب کند، در حالی که خود جانور فرصت پیدا میکند فرار کند. بررسیهای میدانی روی جمعیتهای Pseudopus apodus نیز وجود دمهای خودبریشده را در شمار قابلتوجهی از جانوران ثبت کرده است. همین ویژگی احتمالاً یکی از دلایلی است که در زبانهای مختلف، این گروه از مارمولکها با نامهایی مانند «مار شیشهای» شناخته شدهاند؛ انگار دم آنها مانند شیشه شکسته میشود.

اگر روزی در شمال ایران جانوری شبیه مار دیدید که پا ندارد، چند نشانه میتواند راز آن را فاش کند.
شیشهمار پلک دارد؛ چیزی که مارها ندارند. همچنین در دو طرف سرش سوراخ گوش خارجی دیده میشود و بدنش یک چین پوستی طولی مشخص دارد. مهمتر از همه، ساختار بدن و جمجمه آن متعلق به مارمولکهاست، نه مارها. پژوهشهای کالبدشناسی نیز نشان دادهاند که Pseudopus apodus ویژگیهای اسکلتی مشخصی دارد که آن را از مارها و حتی دیگر مارمولکهای بیپا متمایز میکند.
در واقع، شیشهمار نمونهای جالب از یک مسیر تکاملی است: مارمولکی که ظاهر مار را پیدا کرده، بدون اینکه واقعاً مار شده باشد.
این تغییر شکل ظاهری به او اجازه میدهد مانند خزندهای کشیده و بدون اندام در میان علفها، بوتهها و زیر سنگها حرکت کند. در نرها حتی بقایای اندامهای عقبی به شکل ساختارهای کوچک و ابتدایی دیده میشود؛ نشانهای از اینکه بدن این جانور زمانی اندامهای حرکتی کاملتری داشته است.
شیشهمار معمولی یک جانور کوچک و ظریف نیست. Pseudopus apodus بزرگترین گونه زنده در میان مارمولکهای بیپای زیرخانواده Anguinae محسوب میشود و در برخی مناطق میتواند به بیش از یک متر طول برسد.
همین جثه باعث میشود دیدن آن در طبیعت برای کسی که از قبل با این جانور آشنا نیست، تجربهای نسبتاً ترسناک باشد؛ بهخصوص وقتی خزندهای بلند و بدون پا ناگهان از میان علفها بیرون بیاید.
اما ظاهر ترسناک آن نباید ما را به اشتباه بیندازد.
شیشهمار زهر ندارد و یک مار سمی نیست. با این حال، مانند بسیاری از خزندگان، اگر به دام بیفتد یا احساس تهدید کند، میتواند برای دفاع گاز بگیرد. بنابراین «بیآزار» بودن به معنی گرفتن، بازی کردن یا نزدیک شدن عمدی به آن نیست. بهترین واکنش، فاصله گرفتن و اجازه دادن به جانور برای فرار است.

شیشهمار فقط برای ترساندن انسانها در طبیعت پرسه نمیزند. این خزنده شکارچی است و بخش مهمی از رژیم غذاییاش را بیمهرگان، بهویژه حلزونها و لیسهها تشکیل میدهند. حشرات و دیگر بندپایان نیز در رژیم غذایی آن قرار دارند و بسته به شرایط، جانوران کوچکتر هم ممکن است شکار شوند.
این رفتار باعث میشود حضور شیشهمار در باغها و زمینهای کشاورزی الزاماً خبر بدی نباشد. جانوری که در میان علفها حرکت میکند و حلزونها و دیگر بیمهرگان را شکار میکند، بخشی از شبکه طبیعی کنترل جمعیت این موجودات است.
پژوهشهای مربوط به پراکنش آن در ایران نیز نشان میدهند که شیشهمار میتواند در زیستگاههای متنوعی از مناطق دارای پوشش گیاهی گرفته تا زمینهای کشاورزی و محیطهای نزدیک به سکونتگاههای انسانی زندگی کند. در شمال ایران، شرایط اقلیمی و پوشش گیاهی مناسب، بخشی از زیستگاههای مطلوب این گونه را فراهم کرده است.
تصور کنید شکارچی به شیشهمار نزدیک شده است.
جانور نمیتواند مانند یک مار سریعاً در میان علفها ناپدید شود و نه دستوپایی دارد که با آن از خود دفاع کند. یکی از راههای دفاعی او، قربانی کردن بخشی از بدنش است.
در فرایند خودبری، بخش مشخصی از دم جدا میشود و حرکات آن میتواند توجه شکارچی را به خودش جلب کند. این فرصت کوتاه ممکن است برای فرار جانور کافی باشد.
البته این اتفاق به معنای آن نیست که دم همیشه و به راحتی مانند یک تکه شیشه میشکند. خودبری یک سازوکار دفاعی پیچیده است و در Pseudopus apodus نیز نسبت به برخی دیگر از مارمولکهای بیپا ویژگیهای خاص خودش را دارد. مطالعات روی دو جمعیت این گونه نشان دادهاند که خودبری دم در آنها مشاهده میشود و در نمونه بررسیشده، نرها بیشتر از مادهها دم خود را از دست داده بودند.

یک تصور رایج درباره خزندگان این است که آنها پس از تخمگذاری دیگر هیچ ارتباطی با تخمها ندارند. اما شیشهمار یکی از استثناهای جالب این داستان است.
این گونه تخمگذار است و پژوهشهای انجامشده روی تولیدمثل آن، رفتار ماده در مراقبت و محافظت از تخمها را ثبت کردهاند. در یک مطالعه آزمایشگاهی، هفت تخم در شرایط کنترلشده نگهداری شدند و همه آنها پس از حدود ۶۰ روز به نوزاد تبدیل شدند. پژوهشگران همچنین رفتار ماده در محافظت از تخمها را مستند کردند؛ رفتاری که در خزندگان تخمگذار، از نظر زیستشناسی قابل توجه است.
بنابراین تصویری که از شیشهمار داریم، فقط یک خزنده بیپا و مرموز نیست؛ جانوری است با رفتارهای دفاعی پیچیده و چرخه تولیدمثلیای که هنوز همه جزئیات آن برای دانشمندان روشن نشده است.

اینجا یک نکته علمی مهم وجود دارد.
در ایران دو مارمولک بیپا از خانواده Anguidae حضور دارند که گاهی هر دو در گفتوگوهای عمومی با عنوانهایی مانند شیشهمار یا مارمولک بیپا معرفی میشوند.
یکی Pseudopus apodus است؛ همان جانور بزرگ و مارمانند که در شمال ایران با نامهایی مانند لوسمار و پیتلوس شناخته میشود.
دیگری Anguis colchica، یا «کرمتنبل شرقی»، است که گونهای کوچکتر از همین خانواده محسوب میشود. منابع علمی حضور هر دو را در شمال ایران، از جمله گیلان و مازندران، ثبت کردهاند.
بنابراین هر تصویر یا مطلبی که با عنوان «شیشهمار» در فضای مجازی منتشر میشود، الزاماً مربوط به Pseudopus apodus نیست؛ برای شناسایی دقیق باید به شکل بدن، اندازه، سر، الگوی فلسها و ویژگیهای زیستگاه توجه کرد.

شاید بزرگترین تهدید برای این خزنده، نه یک شکارچی طبیعی، بلکه اشتباه انسان باشد.
وقتی یک جانور شبیه مار دیده میشود، واکنش غریزی بسیاری از مردم ترس یا تلاش برای کشتن آن است. در حالی که شیشهمار نه مار است و نه جانوری سمی که انسان را تهدید کند.
وضعیت حفاظتی جهانی Pseudopus apodus در ارزیابیهای IUCN در گروه کمترین نگرانی (Least Concern) قرار دارد، اما این به معنای بیاهمیت بودن حفاظت محلی از آن نیست. از بین رفتن زیستگاه، تغییر کاربری زمین و کشتن جانور به دلیل اشتباه گرفتن آن با مار میتواند در سطح محلی به جمعیتها فشار وارد کند.
شیشهمار شاید یکی از آن جانورانی باشد که انسان بیشتر از آنکه واقعاً از آن چیزی برای ترسیدن داشته باشد، باید دربارهاش چیزی برای یاد گرفتن داشته باشد.
در شمال ایران، نامهای محلی این جانور فقط چند واژه متفاوت نیستند؛ آنها بخشی از حافظه زیستی مردم منطقهاند. پتیلوس، پیتلوس، اشلک، کَندفیل، کول دوم، کرلوف و لوسمار نامهایی هستند که نسلهای مختلف برای جانوری به کار بردهاند که در نگاه اول شبیه مار بوده، اما داستان تکاملیاش کاملاً متفاوت است.
شیشهمار در واقع نمونهای زنده از این واقعیت است که طبیعت همیشه آنطور که چشم ما میبیند، دستهبندی نمیشود.
ممکن است چیزی شبیه مار باشد، اما مار نباشد؛ ممکن است پا نداشته باشد، اما مار نباشد؛ و ممکن است وقتی میترسد، بخشی از بدنش را رها کند تا خودش زنده بماند.
در جنگلهای شمال ایران، «پیتلوس» یکی از همان موجوداتی است که ظاهرش یک داستان میگوید و تکامل، داستانی کاملاً متفاوت.
منابع علمی اصلی: پژوهش پراکنش Pseudopus apodus در فلات ایران، مقاله منتشرشده در Russian Journal of Herpetology؛ پژوهشهای کالبدشناسی و اکولوژی این گونه؛ و ارزیابی منطقهای IUCN درباره خزندگان اروپا.